تبريك و 5200000هزارتبريك به مناسبت پيام سوم مسعود

سعيد حضرتي، دوم ژانویه 2007

 

 

برادر مجاهد( سابق) مسعود رجوي ،‌فرمانده سابق ارتش آزادي بخش و‌مسول سابق شوراي ملي مقاومت (‌مسعود و مريم )‌ ، رهبر سابق انقلاب نوين مردم ايران ،‌ و طراح عمليات پيروزمند فروغ جاودان ،‌ بهترين تحليل گر قرن ،‌ همسر سابق اشرف ربيعي ،‌فيروزه بني صدر و مريم قجرعضدانلو و احتمالا زنان ديگر ي كه مخفيانه صيغه شده بودند ،‌از بازداشت گاه خود پيام سوم خود را به مريم قهرمان ( نام فاميلي جديد مريم كه بد ليل شرمندگي  عوض كرده )‌ فرستاد.

راستش رياست جمهوري ايران پشت قباله ازدواح مريم بود كه مسعود شرمنده است نتوانسته به ان عمل كند.

 

 

در اين پيام كه طبق معمول نزديك به چندين صفحه نوشته هست كه تنها يك مورد ان مفيد است ،‌ كه براي شما آورده ميشود ،‌ در مورد فضاي اين پيامن مهم سوم چند نكته ضروري است

 

1.   بشدت نشئگي برادر رجوي ،‌ بر اثر هياهوي راي ديوان د  عد الت اروپا د رمورد رفع تحريم بانكي سازمان بدليل نفي ترور و مبارزه مسلحانه (‌كه سازمان اين قسمت اصلي را برا ي هوادرانش با شرمندگي نمي گويد )،‌با اعدام صدام حسين حامي اصلي وي و عامل رشد سازمان در غرب  ،‌ پريده است.

 

2. برادر در بازداشتگاه خود شديدا به تيم امريكائي -اسرائيلي مسول ،‌ نارضايتي و نگراني خود را با توجه به  اينكه انها از صدام ،‌ مهره اي كه به منافع انان د رمنطقه خدمت كرد و بسيار ي از كمونيستها را كه بدستور سازمان سيا در سالهاي اوليه قدرتش بدون محاكمه و در زير شكنجه كشت ،‌‌   مراقبت نكرده اند ، بيان كرد .

 

مسولا ن امريكائي به وي اطمنيان خاطر دادند كه انها براي وي مانند جرالد فورد مراسم رسمي تشيع جنازه رسمي مي گيرند و وي را در محل مخصوص مامورا ن سازمان سيا در واشنگتن به خاك خواهند سپرد . بشر ط اينكه مسعود هر چه زدوتر تابعيت آمريكائي را بدست آورد. قرار شد عليرضا جعفر زاده اين كارها را دنبال كند.

 

 

3. و ل ي برادر ا زانجا  كه اينقدرها هم پخمه نيست  و مانند هميشه توانست آمريكائيان را گول بزند كه متئوجه نشوند دشمن اصلي سازمان مجاهدين اولبه آمريكا بوده است و انها ظاهرا عوض شده اند ،‌قرار نيست كه از تابعيت عراقي خود دست بردارد .  به همين دليل در اين پيام به مريم قهرمان وبچه محلهاي مريم  گفته كه بعدا ز اعدام و يا دق مرگش   ،‌وي را در دهكده “ اجوا” در استات تكريت  د ركنار قبر صدام و پسران جنايتكار ش ،‌عدي و قصي خا ك كنند تا مردم عراق بدانند كه وي چه قدر به صدام وفادار بود و تا چه حد از رژيم آخوندي  و مردم ايران تنفر داشت .  

 البته مردم عراق اينرا مي دانند ؤ تاكيد از برادر مسعورد است .  مانند بقيه نشست هايش.

 

در پايان اشاره اي  كوچك به ان عده اي كه از اعدام صدام به عنوان بربريت ياد مي كنند بايد گفت صدام تا همين اواخر تو هم داشت و  فكر مي كرد كه وي مانند گذشته  توسط آمريكائي ها به قدرت بر خواهد گشت .  تا وقتي كه حكم اعدام وي صادر نشده بود خيلي دور ور مي داشت .  ولي اين دو سه ماه اخر ،‌ديگر مودب شده بود و شديدا مسلمان شده بود و قران مي خواند .

 اگراعدام وي جلوي دوربين ها نبود ،صدام  ازالتماس و  گريه هم خودداري نمي كرد.

 

 

د ركشوري كه روزانه ده ها نفر در خيابانها كشته ميشوند و جنازه يشان در جوي اب و بيابانها انداخته ميشود و صدها نفر مردم معمولي درانفجار كشته ميشوند ،   اعدام صدام حسين بهترين هديه سالن مسيح يو عيد قربان  بود كه به وي داده شد اگر وي را رها مي كدند مردم عراق وي را تكه تكه كرده بودند . 

اگر در يك كشور آرامي بود صدام نبايد اعدام ميشد و لي د رعراق فعلي كه باعث و باني اسثلي ان خود صدام بود ،‌اعدام وي يك ضرورت بود كه  اميد بعثي هارا نا اميد كرد و البته اميد رجوي را نيز.

 

 

 

 

 

 

Home