|
تأملی در سفر فریبا هشترودی به
ایران
ایران دیدبان، چهاردهم ژانویه
2007
« شنیدن خبر رفتن یک عضو سابق شورای ملی مقاومت به
ایران تحت حاکمیت آخوندها و هم صدا شدنش با جلادانی که
در نوع خود بی نظیر اند، براستی احساس تنفر و انزجار را نه تنها در اعضا و
هواداران شورای ملی مقاومت بلکه در هر انسان آزاده چه با شورا و مجاهدین موافق
باشد و چه نباشد، بوجود می آورد... این خنجری بر پشت تک تک شهیدان و مبارزان
راه آزادی و ننگ بسیار بزرگی برای کسی است که روزگاری ادعای مبارزه با همین
رژیم داشته است... معنی این سفر و اعلان خبر با عکسی در کنار جلادان این رژیم ،
چیزی جز تائید تمامی کشتارها و ستمهائی که بملت ما شده است نمی باشد. »
اینها سخنان عضوی دیگر از اعضای شورای ملی مقاومت (منصور
قدرخواه) در رابطه با سفر خانم فریبا هشترودی به ایران میباشد.
اینکه این سفر و بهتبع آن مواضع خانم هشترودی تا چه اندازه برای مجاهدین و
شورای دستسازشان اهمیت داشته، از روی همین کلمات فهمیده میشود.
گرچه در جای جای مقالاتی که در 12 روز گذشته دربارهی این سفر به رشتهی تحریر
درآوردهاند، به هر وسیلهای متوسل شدهاند تا وزن و ارزش خانم هشترودی را
پایین آورده و تحقیر نمایند، اما همین میزان مقالاتی که در این فاصلهی کم
دربارهی یک شخص تولید و منتشر گردیده نشان میدهد که واقعیت برخلاف آن چیزی
است که مجاهدین قصد وانمود کردن آن را دارند.
ماجرای فحاشی علیه وی روز به روز بالا میگیرد و تک تک اعضای شورای مجاهدین به
ماجراگویی و فحاشی علیه ایشان پرداختهاند و این علامتی است از اینکه بحث
دربارهی ایشان درونی شده و از افراد مؤثر خواسته شده است تا برای کاهش اثرات
این سفر موضعگیری کنند.
به هر حال آنچه از فحوای جملات نویسندگان این مقالات و از خلال مطالبشان به
دست می آید (بعد از پالایش آنها از فحش و
فضیحت مجاهدی) این است که خانم هشترودی چند سالی هست که با مجاهدین مشکل دارد و
به گفتهی آقای خزایی، از آذرماه 1383 عذر ایشان خواسته شده است.
معترضاً همینجا باید گفته شود که معلوم نیست چرا مجاهدین که اینقدر با وی مشکل
داشتهاند که عذرش را خواستهاند!، صادقانه و آشکارا، برای جلوگیری از بروز
مسایل بعدی، همین عذر خواستن! ادعایی را اعلام نکردهاند؟
سیاست پنهانکاری مجاهدین به هر دلیلی که باشد گواهی روشن بر فرصت
طلبی مفرط و به طریق اولی عدم التزام آنان به
مناسبات و قواعد دموکراتیک و آزاد میباشد.
در جای دیگر منصور قدرخواه با اشاره به سوابق اختلافات هشترودی با مجاهدین مینویسد:
« من با شناختی که از این فرد داشتم بهیچوجه از رفنتش از شورا در زمانی که
مجاهدین و شورا زیر ضرب بودند تعجب نکردم. بسیاری از اعضای شورا در زمان عضویتش
بارها بدلیل مواضع مخدوش و متضادش از او شکایت داشتند و اعصاب و صبر و متانت ما
(اعضای شورا)بشدت بچالش گرفته میشد ... بسیار دوستان شورائئ از تحمل و بردباری
مسئول شورا و در سه سال و چند ماه اخیر خانم رجوی بسیار تعجب میکردیم که چرا
درخواست ما مبنی بر توقف او و یا اخراجش را نمیپذیرند.
وقتی با وجود نوشتن مقاله ایی توهین آمیز در یک روزنامه ایتالیائی که علنی به
انسانهای پاکی که در مقابل توطئه 17 ژونن و در دل تاریک ترین دوران تاریخی
ایران از وجود خود شعله ها ساختند لقب دیوانگان داد و مجاهدین را سربازان صدام
حسین خطاب کرد، این متانت و صبوری باوج خود رسید. »
این اظهارات مؤید این است که خانم هشترودی حتی هنگامی که در شورا بوده، اصلی
ترین موارد اتهامی و جرایم مجاهدین (فرقهگرایی و وابستگی به صدام) را
در مقاله ای بیان داشته است!
جرایمی که بهزعم مجاهدین هرکس اشارهای به آنها داشته باشد، مزدور ایران است و
در صف دشمنان آنها جای میگیرد.
سؤال این است که چرا در آن زمان با نامبرده هیچ برخوردی نشده و به قول قدرخواه
قضیه ای که کاملاً محتوایی بوده و نامبرده با نگارش
چنین مقالهای ماهیت خود را روشن ساخته بوده، با یک معذرتخواهی ساده
ی وی از مریم رجوی پایان پذیرفته است؟
باید گفت که بخش اعظمی از لاپوشانی شکافها، اختلافات و سرخوردگی
ها، مربوط به عوامل سیاسی و روانی مجاهدین میشود که فرصت
طلبانه تلاش دارند ژست یک جریان سرپا و منظم را به
خود گرفته و به قول خودشان جلوی سوءاستفاده
ی سایرین را بگیرند.
سیاستی که در حوزهی فرمالیسم حاکم بر مجاهدین و رویکرد ضدمردمی و سکتاریستی
آنها تعریف میشود.
به هر صورت این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که اهمیت نام خانم هشترودی بود که
اولاً مجاهدین به سراغ وی رفتند و خیلی سریع او را به عضویت شورایشان در
آوردند و دوماً تا این اندازه با وی صبر و مدارا کردند که به قول خزایی و
قدرخواه، اعصاب تمام شورایی ها به هم ریخته بود.
این در حالی است که حتی فکر برخی از مطالب این چنینی
برای افراد مستقر در اردوگاه اشرف، علامت زیر پا گذاشتن مرزهای سازمان و رفتن
آنها به دامن وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران محسوب میشود و شدیداً با آن
برخورد میگردد.
اما سؤال اصلی اینجا است که با وجود تمام انتقاداتی که اعضای شورا نسبت به
نامبرده داشته اند و اینکه حتی ماهیت واقعی وی برای
آنها روشن بوده، تا آنجا که عذر وی خواسته شده!، چرا اکنون مجاهدین و اعضای
شوراییشان این گونه به سر و صدا درآمده
اند و تمام آنچه را سالها مخفی داشته اند
بیرون ریخته و با زشتترین الفاظ میکوشند خانم هشترودی را تخطئه کنند؟
پاسخ را باید در این واقعیت جستجو کرد که سفر آزادانه
ی خانم هشترودی به ایران، به عنوان یکی از اعضای شورا،
اولاً تمامی خزعبلات مجاهدین درباره ی وضعیت داخلی
ایران را به چالش میکشد و آنچه در مورد سرکوب و برخورد با اعضاء و هواداران
مجاهدین گفته میشود را عملاً نفی میکند، و این خود پیامی بسیار مهم دربارهی
نحوهی رفتار حکومت ایران با اعضای فریبخوردهی این گروه میباشد. ثانیاً همزمان
با اتخاذ پز آلترناتیوی و آشتی ناپذیری مجاهدین، سفر ایشان حاوی یک پیام بسیار
مهم سیاسی برای مقامات اروپایی و امریکا است، و مجاهدین بیش و پیش از هر کس عمق
آن را دریافته اند. پیامی حاکی از قرار داشتن مجاهدین
در نقطه ی قعر ضعف سیاسی در برابر حکومت ایران. از این
رو است که میبینیم مجاهدین متعاقب این سفر این گونه به
داد و فغان درآمده اند.
Home
|