پیام مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران به مناسبت اعدام صدام حسین

طنز نصرت، کانون آوا، سوم ژانویه 2007

 

شیوخ، اشرفیان، عشایر و قبایل دیالی وپشتیبانان مقاومت

 

برسر دار دشنه گرسیخ کشیم دل و جگر       نیست در میان مگر بهر تو های و هوی ما

بر سر دار رقص آزادی از سردار فاتح کویت پهناور را  دیدیم این فدیه بر شما مبارک باد.

می دانم و می دانید که سیدالرئیس صدام حسین به گردن مقاومت حق صاحبخانه ای داشت و عارفی بود از دوستان همخون که خاطرش برای همیشه در اشرف باقی خواهد ماند.

فیلم اعدام او را دیدیم و خاطرمان آمد که در یوم الفرار مریم با ده میلیون دلار به پاریس رفت و صدام با هفت تیر و هفتصد هزار دلار به سوراخی مجهز به تهویه فرو رفت و من به این دفتر و محل کار آمدم که کسی نباید بپرسد کجاست. آنروز آخرین دیدار من با صدام با لبی تب دار و مریم با لپی پر سرخاب بود و نمی دانستم که نصیب آنها زندان بود ودستبند و سهم من مژگان بود و لبخند.

امشب در دوزخ در پای تنها دیوار مشرف به بهشت می بینم که صدام وپسرانش و شیرمردانی همچون پینوشه و ملیوزویچ و ایدی یمین و پل پت والزرقاوی همراه با نماینده مقاومت ابراهیم ذاکری سعی می کنند که طناب دار صدام را به کنگره ای از دیوار بهشت آویزان کنند و آخرین خیز را برای بالا رفتن بردارند و این صحنه مرا به پاریس می برد که شریف و حبیب و قاسم مشغول انداختن این طناب به کنگره امریکا هستند تا آخرین خیز سرنگونی را به ثمر برسانند و همگی و بخصوص مریم را سوار بر بال هواپیما های هخا در گندم زار ری پیاده نمایند.

به اشرفیان وتمامی کارمندان شورا است که کاغذ سفیدی بردارند و با جدیت در سلسه بحث های " اپورتونیست راست " و " موسسان سوم " شرکت نموده و به آخرین پیام صدام حسین که اعراب و عشایر و قبایل را به اتحاد در مقابل ایرانیان مجوز فرا خوانده بود لبیک بگویند و من در همین دفتر کارم نیز شخصا  لبیک را از مژگان پارسایی خواهم گرفت .

 برادرتان ( البته در مقاومت خواهر و برادر دیگر فرقی ندارد) مسعود

 

Home