حكم اعدام صدام و تقاضاي محاكمه مسعود رجوي

سعيد سلطانپور، ششم نوامبر 2006

 

اي كشته كه را كشتي                         تا كشته شوي خوار

 

از طريق دوستي با خبر شدم كه نام  من در ليست فر خوان براي محاكمه مسعود رجوي رهبر سابق سازمان موسوم به مجاهدين  خلق مي باشد. 

لازم بتوضيح است كه من چنين ليستي را امضا نكرده ام  زيرا مخالفت من بامسعود و مريم رجوي  از موضع چپ و در راستاي منافع خدا و خلق ايران است ،‌ بنظر من مسعود رجوي سالهاست كه مرده است زيرا براي يك عنصر سياسي وقتي كه مشروعيت سياسي مردمي  نباشد وادامه حياتش به كمك هاي بيگانگان وابسته باشد  ، زنده بودن فيزيكي مفهومي ندارد.‌
 
زيرا رجوي يك طرف نمايش خشونت بود ،‌طرف ديگر ان همچنان بر طبل جنگ ،‌خشونت و ويراني كشور و نابودي اقتصادي مردم ايران با شدت هر چه تمامتر مي كوبد.
در مورد محاكمه رجوي و سياستمداران وابسته ديگر مسلما بايستي در زمان استقرار دولت دموكرات ملي و اراده ملت ايران انجام شود.

اتفاقا امروز هم دادگاه حكم اعدام صدام حسين ديكتاتور عراق و مهمترين حمايت كنند ه مالي و تسليحاتي جريان رجوي را اعلام كرد .

من همانگونه كه قبلا هم بارها گفتم ا زموضع حقوق بشري  باحكم اعدام موافق نيستم . متاسفانه اشغال عراق توسط نيروهاي امريكا كه به تحريك نو محافظه كاران ،‌ حمايت كنندگان بعدي جريان رجوي  ،‌ چنان عراق را به سرزمين خون و بي  ثباتي مبدل كرد كه صدام حسين  كه خوديكي از عاملان  اصلي ورود آمريكائيان به منطقه خليج فارس بود  ،‌ خواهان مبارزه با اشغالگران ميشود.  

كساني كه از ضديت با رجوي به راست غلطيده اند و مانند ابو موسي اشعري عمل ميكنند بهتر است كه منصفانه تر عمل كنند . اينكه ترور  راه حل نيست و گفتگو راه حل هست سخن بسيار پسنديده اي است . اينكه سازمان فردي رابدون محاكمه و امكان دفاع ا زخود ترور كرده است جاي انتقاد دارد ولي ايا ان فرد مقتول ،‌ كسي نبود كه مسول ترويج فرهنك نفرت و دشمني در مشهد بود. آيا  فردي كه در  هرنماز جمعه  مشهد ، با سخنان غير واقعي ، ‌ان عده از نماز گذاران نا اگاه را تحت رهبري چماقداران حرفه اي به سمت ستاد سازما ن مجاهدين راه اندازي مي كرد ،‌ ايا هيچ نقشي در براه افتادن اين چرخ خشونت نداشته است ؟‌
اتفاقا هميشه هم از ان ستاد قرص هاي ضد حاملگي كشف ميكردند تا احساسات دينداران نا اگاه ولي ساده را براي قتل عام نهائي مجاهدين كه حريف عقيدتي بودند را آماده كنند. ‌

اينكه يك عضوي از مجاهدين كه مسئله هم داشته است دست به ترور مي زند دليل بر حقانيت طرف مقابل نيست ؟ آقا شما كه از عدل اسلامي صحبت ميكند كه بر طبق گفته خودتان و  قوانين حقوقي و عقلاني  تحت فشارمسولين سازمان به ا ترور پدر تان دست زده است  اقدام كرده است،‌ آيا ان ضار ب را عفو كرديد؟‌

با توجه به سابقه ،‌ زندانياني سياسي  كه پرونده شان بعد از ترور يك شخصيت وابسته به نظام توسط حاكم شرع بررسي ميشد بدون استثنا حكم هاي غير عادلانه تر و سنگين تري را مي گرفتند . ؟‌ چند  نفر در رابطه با ترور پدر شما ،‌ اعدام ، شكنجه و اضافه محكوميت گرفتند ؟‌ آيا سعي كرديد ازخانواده انان دلجوئي كنيد ؟‌


در هر حال اين نكته را نبايد فراموش كرد كه دست اندركاران جمهوري اسلا مي كه با ادامه جنگ بي حاصل 8 ساله و نابودي شهر ها واصراربر ادامه جنگ كه به كشته شدن و مجروح شدن  صدها هزار جوان ايراني و عراقي انجاميد  اتهاماتشان از رجوي بيشتر است زيرا انان  سالهاست كه قدرت كامل و منابع مالي را در اختيار داشته و دارند .و گوشه اي ازاختلافات نشان داد كه دران دروان كه شعار جنگ جنگ تا پيروزي سر داده ميشد ، تنها براي  ادامه جنگ براي سركوب محالفان و تثبت قدرت بوده است . 

اگر براستي به عدالت خواهي ،‌تفاهم و گفتگو اعتقاد پيدا كرده ايد لازم است از خودتان شرو ع كنيد ، هنوز قتل عامي را كه در سالهاي سياه عليه مردم ايران انجام داديد كه به مهاجرت ميليونها ايراني انجاميد فراموش نكرده ايم و فراموش نخواهيم كرد، ميبخشيم بشرط اينكه اناني  كه در بي عدالتي سهيم بودند ، سهمشان در خشونت عليه مردم ايران و دگر انديشان را بپذيرند.

ملك اگر آباد شدبه داد شد اميرا
گيتي بي آب و داد كي شود آباد ؟
ور تو زبيداد و داد پند نگيري
خيز به بابل رو و مداين و بغداد
كاخ بزرگ ملوك رفته نگه كن
انچه بد از خشت خام و آنچه ز پولاد
هر چه بنايش بعدل بود بپاست
و انچه زبيداد بود جمله بر افتاد

در طول تاريخ مردم قدرت نداشته اند ولي صبر داشته اند . شايد تنها حسن زندگي در دنياي امروز وجود اينتر نت است كه مادر مدت صبرمان ،  توسط آن  شاهد سقوط ديكتاتور ها و محاكمه انان از ميلوسويچ تا صدام و پينو شه و زمين گير شدن آمريكائيان در عراق و افغانستان هستيم. 


ssultanpour@yahoo.com
www.kanoun-e-bayan.blogspot.com

 

Home