تبریک عید قربان و یک مطلب دیگر

حسن زبل، دهم ژانويه

 

با سلام دو تا مطلب مهم میخواستم خدمتتون عرض کنم اولی اینکه عید قربان را خدمت همه تبریک بگم بالاخره سه شنبه روز عرفه و چهارشنبه هم عید قربانه قبل از مطلب دوم خدمتتون یه خاطره از عید قربان بگم .

مطلب اول :

از اون سالی که تو عید قربان ما شدیم گوسفند قربانی، بله سوم مرداد سال شصت وهفت که درست مصادف باعید قربان بود، جناب صدام حسین که برای این برادر مسعود نقش خدا را داشت، امر کرد که یاالله ایران قطعنامه آتش بس را پذیرفته ما هم تو جنگ دست پایین را داریم حالا اگه ما هم بله رو بگیم باید تو این سازمانت را ول کنی بری ، یا هم اینکه ما مجبوریم بابت غرامت جنگی تو را تحویل بدیم این برادر مسعود ما هم که خوب بلد بود نقش همه کس را بازی کنه، گاهی لنین میشد و گاهی مائو و گاهی استالین و حتی نقش ائمه و پیغمبرها را هم بازی میکرد ( فقط چون صدام بود نقش خدا را نمیتونست بازی کنه ) اینبار نقش حضرت ابراهیم را بازی کرد به خداش گفت آخه این سازمان بچه منه چطور اونو سر ببرم راهی داره یا نه ؟ صدام هم گفت آره که داره اگه تو یه حمله بکنی به ایران که ازاونا زیاد بکشی و زیاد پیشروی کنی اونوقت من تو این جنگ دست بالا را دارم و دیگه به این سازمان تو و خود تو کاری ندارم و میگذارم در عراق بمانی.

بله مسعود هم که نقش ابراهیم و اسماعیل را یکجا داشت بازی میکرد، دید بد معامله ای نیست بجای اینکه خودش قربانی بشه باید یه گوسفند قربانی کنه البته یکی بیشتر چون جنگه دیگه که بالاخره تصمیم خودش را گرفت و قرار شد تو عید قربان اون سال ما همه مون نقش گوسفند قربانی را بازی کنیم یه نشست گذاشت و گفت که حمله میکنیم و تهران را میگیریم و فلان کس فرماند ه کرج و بهمان کس فرمانده تهران و فکرکنم این مهدی برایی ( احمد واقف ) هم فرمانده قزوین بود ، که بچه ها بشوخی میگن برا همی نشده افسر بند "ج " .

خلاصه ما هم الحق و الانصاف خوب نقش گوسفند را بازی کردیم سرمان را انداختیم پایین و بع بع کنان رفتیم تو صحنه نبرد ، آقا و خانم هم برامون دست تکان دادند یه هزار و چهارصدتایی هم کشته دادیم بقیه هم آش و لاش و برگشتیم ، البته مسعود میگفت که اگه همه هم کشته میشدند میارزید ! چون خودش و خانم زنده مانده بودند لابد میارزید ، بعد گفت این عملیات بیمه نامه ما بوده که معلوم بود صدام این قربانی ها را قبول کرده و قول داده که ما در اشرف بمانیم ، حالا باز هم قرار یعنی اینطوری اصرار میکنیم که باز هم در اشرف بمانیم نمیدانم این صدام جدید باز هم گوسفند میخواد یانه ؟

مطلب دوم :

 تو اشرف یه مثلی هست هر کاری که ناتمام میمونه میگن" خورد به کویت ". چرا؟ چون قرار بود یه دوره ای صدام به ما تانک و توپ بیشتر بده و کمک کنه که یه عملیات بکنیم و به ایران حمله کنیم بعد خودش حمله کرد به کویت و هرچی مسعود رفت سراغش که سلاحهای ما چی شد جواب داد که "خورد به کویت ". از این به بعد این داستان شد ضرب المثل تو اشرف شاید بجای ضرب المثلی که میگن " سرزا رفت " حالا براچی اینو گفتم چون بنده میخواستم چند تا مطلب براتون بنویسم منجمله راجع به این که یکی گفت "چو اشرف نباشد تن من مباد " که بقیه  گفتند این شعار ضد ملی و ضد ایرانیه که میخواستم با استدلال ثابت کنم که نه خیر خیلی هم  حرف درستیه اگه اشرف نباشه نه از سازمان اسمی میمونه نه مسعود و نه مریم که پز ریاست بده.  

یه مطلب هم راجع به مسعود رجوی میخواستم بنویسم که آمریکا براچی اونو نگه داشته تو زندان مرکوری و صداش را درنمیاره اصلا چرا اسم زندان مرکوریه و آمریکا میخواد مسعود را با چه واحد پولی بفروشه دلار ، دینار ، یا ریال  و یه مطلب هم دررابطه با اسراییل و دفاع از اون داشتم که چرا سازمان به اسراییل تمایل پیدا کرد که همه این مطالب سرزا رفت و به اصطلاح خورد به کویت، به دلیل بعضی مشکلات منجمله مشکلات فنی وویروس گرفتگی ( فکر کنم کامپیوترم ویروس آنفلونزای عراقی گرفته باشد ) چند صباحی خدمتتون نیستم ! انشاءالله بزودی با یه ضد ویروس قوی و مطالب جدید برمیگردم خدمتتون. از کلیه دوستان که این مدت منو مورد لطف قرار دادن چه  با ایمیل و چه از طریق نظرات متشکرم و همینطور برای همه دشمنان نادان که فحاشی کردند و تهدید و ویروس فرستادند آرزوی سلامت عقلی را دارم . بقول معروف خدا به شما یه عقل حسابی بده به ما هم یه پول حسابی. ناگفته نماند که یه ایمیل داشتم که نوشته بود بازکن پولدار میشی ما هم بازکردیم و پر ویروس بود تو ایمیل بعدی نوشته بود اینقدر دنبال پول نباش مثل ما  دنبال شرف و آزادگی باش، من هم براش نوشتم معلومه هرکس دنبال چیزی باید باشه که نداره ، شما که پول کلان صدام داده دارید علی القاعده نباید دنبال پول باشید ما هم همینقدر شرافت که با شما نموندیم برامون بسه! بعد هم این شعر را اضافه کردم که هرگز شرف به سفره رنگین نداده ایم دست تهی و خانه به دوشی گواه ماست!

خب عجالتا خدا نگهدار!  تا اطلاع ثانوی که خدمت میرسم .

 قربا ن همه شما حسن زبل