|
مصاحبه سایت آوا با محمد حسین سبحانی در مورد روش های جاسوسی و تروریستی گشتاپوی مجاهدین قسمت چهارم |
||
|
کانون آوا، سي و يکم دسامبر |
||
|
برای مطالعه قسمت های قبلی، آنها را کلیک کنید.
سایت آوا: شما در صحبت هایتان به واژه "طعمه رژیم خمینی" اشاره کردید که گشتاپوی مجاهدین برای اعضای منتقد خود از آن استفاده می کند، منظور سازمان مجاهدین چیست؟ سبحانی: البته رجوی واژه طعمه رژیم خمینی را تا زمانیکه اعضای جداشده مجاهدین هنوز در زندان های انفرادی رجوی یا بازداشتگاه های موقت، یا حتی زندان ابوغریب عراق بودند، استفاده می کرد، ولی وقتی که اعضای جداشده پایشان از خاک عراق خارج می شد و به اروپا می رسیدند و فضایی برای بیان انتقادات خود پیدا می کردند، به مزدور و جاسوس رژیم خمینی ارتقا پیدا می کردند. اما در مورد سوال شما باید بگویم که منظور رجوی از "طعمه"، اعضا و مسئولینی هستند که به دلیل اختلافات سیاسی و استراتژیک خواستار جدایی از سازمان هستند. مسعود رجوی در تبیین "طعمه" بر خلاف شعار هایی زرق و برق دار کنونی که برای خوشایند دولت آمریکا و کشور های غربی مطرح می کند، در نشست های شورای مرکزی سازمان می گفت: " از فـردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ و هجرت انقلابی و انتقال کادرها و اعضای سازمان به خــارج از کشور، تهدید اصلی مجـاهدین و ارتش آزادیبـخش و آلترناتیو انقلابی در بیرون از مناسبات، "بورژوازی" و سیستم های سرمایه داری و اقتصاد آزاد و فرهنگ برگرفته از آنها می باشد. در داخل مناسبات نیز "طعمه رژیم خمینی" یعنی بریده و ماده بالفعل بورژوازی بوده است.
سایت آوا: سازمان مجاهدین وضعیت اعضا و مسئولینی که می خواستند از سازمان جدا شوند را چگونه پیگیری و طبقه بندی می کرد؟ سبحانی: من در سال 1370 که در "ستاد امنیت" سازمان کار می کردم، مشاهده می کردم که پرونده تشکیلاتی کلیه افرادی که از سازمان در حال جدایی بودند، برای بررسی و پیگیری از طرف" ستاد پرسنلی" در اختیار "ستاد امنیت" قرار می گرفت. از طرف "ستاد پرسنلی" سهیلا صادق و لیلا سعادت نژاد، و از طرف "ستاد امنیت" ابراهیم ذاکری و رباب صادقپور مأمورین این کار بودند. سپس "پرونده پرسنلی" افراد از کانال تشکیلاتی در اختیار میرحسین موسوی سیگاری نیا قرار می گرفت و او باید با مطالعه پرونده عضو مورد نظر، ارزیابی خودش را از فرد جدا شده برای "ستاد پرسنلی" و همچنین "ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش" ارسال می کرد. "پرونده پرسنلی" که اشاره کردم حاوی کلیه گزارش های مهم فرد از ابتدای ورود به سازمان، وضعیت تشکیلاتی در مراحل مختلف، نقاظ ضعف و مثبت، سابقه تحت برخورد قرارگرفتن فرد یا جدایی مقطعی فرد از سازمان بود که همه این مطالب در مجموعه ای به نام "پرونده پرسنلی" جمع آوری و در نزد بالاترین مسئول ستاد یا واحد نظامی نگهداری می شد. پرونده پرسنلی هر فرد بعد از انتقال تشکیلاتی فرد به قسمت دیگر، به بالاترین مسئول ستاد یا واحد نظامی جدید منتقل می شد تا مسئول فرد در جریان پروسه تشکیلاتی و توانمندی ها و نقاط مثبت و منفی فرد قرار گیرد. البته تعدادی از گزارش های اعضا و مسئولین سازمان که تحت عنوان" گزارش ویژه" طبقه بندی می شد در ستاد ها یا واحد های نظامی، یا حتی ستاد پرسنلی نگهداری نمی شدند، بلکه مستقیماً به "دفتر رهبری" سازمان منتقل می شدند. البته مطالب بالا که من توضیح دادم پرونده های پرسنلی شان در اختیار میر حسین موسوی قرار می گرفت، مربوط به "اعضای جداشده" تا قبل از رده شورای مرکزی سازمان بود و رسیدگی به "جدا شدن" اعضای شورای مرکزی از حوزه مسئولیت میرحسین موسوی سیگاری نیا خارج می شد.
سایت آوا: موارد مربوط به جدایی اعضای شورای مرکزی سازمان بر عهده چه کسی بود؟ سبحانی: این موارد را به دلیل حساسیت سیاسی و تشکیلاتی که داشت، بطور مستقیم ابراهیم ذاکری خودش دنبال می کرد و گزارش وضعیت فرد مورد نظر را به رجوی ها می داد و مجدداً خط برخورد از آنها می گرفت. البته منظور از این حرف این نیست که از جدایی سایر اعضای جداشده را رجوی ها دنبال نمی کردند و یا خط برخورد نمی دادند، بلکه منظور این است که رجوی شخصا برای سرکوب انتقادات افراد اعضای شورای مرکزی ـ به دلیل اهمیت سیاسی و تشکیلاتی آنها ـ انرژی ویژه می گذاشت.
سایت آوا: شما گفتید که گشتاپوی مجاهدین، اعضای جداشده را به طیف های مختلف . به اصطلاح انواع بریده ها طبقه بندی می کرد، از نظر سازمان مثلاً فرق "بریده انتقالی" با "بریده شرمنده" یا "بریده ضد" چه بود؟
سبحانی: البته از نظر سازمان در محتوی، بین آنها فرقی نبود. همه آنها کسانی بودند که به دلیل جدایی از سازمان به رهبری سازمان و در نتیجه به خلق و اسلام و جامعه بی طبقه توحیدی و.... خیانت کرده بودند. یعنی در این مسئله همه اعضای جدا شده از سازمان ویژگی مشترک داشتند و آن هم خیانت!! به رهبری بود. اما اینکه انگیزه، روند جدایی، دلایل جدایی یک عضو جدا شده از فرقه مجاهدین چه بوده و چقدر پایه های سیاسی و استراتژیک داشته است و یا چقدر دلایل شخصی داشته، متفاوت می شد. من برای اینکه به سوال شما پاسخ دقیق تری بدهم، باید تعریفی که گشتاپوی مجاهدین از هر کدام از طیف های مختلف جداشده ها داشته، را توضیح بدهم.
سایت آوا: پس لطف کنید در این مورد توضیح دهید که منظور از "بریده انتقالی" چه بوده است؟ سبحانی: من سعی می کنم به اختصار در این مورد توضیح بدهم. منظور سازمان مجاهدین از "بریده انتقالی" کسی بود که نمی توانست مناسبات و محیط جغرافیایی و بسته داخل عراق را تحمل کند و با سازمان نیز مشکلی نداشت." بریده انتقالی" همه خطوط سیاسی و ایدئولوژیک سازمان را به جز بحث "طلاق های اجباری" قبول داشت. ابراهیم ذاکری سرکرده سابق گشتاپوی مجاهدین که هم اکنون جانشین وی نادر ثانی شده است، از این نوع بریده! تحت عنوان " پیه سوز" نام می برد. تعـداد باصطلاح " بریده انتقالی" بعد از "انقلاب ایدئولوژیک و طلاق های اجـباری" در سازمـان افزایش پیدا کـرده بود و سازمان آنها را به شرط هوادار ماندن، به خارج از عـراق و کشورهای اروپایی منتقل می کرد و همانطور که در قسمت های قبلی مصاحبه گفتم، سازمان یکی از شکنجه گران اصلی اش را به نام محمد سادات دربندی با نام مستعار عادل، برای کنترل این طیف از جداشده ها در سال 1369 به ترکیه فرستاد.
سایت آوا: مصاحبه ادامه دارد.
|