|
سلسله
سوالاتی از رهبری مجاهدین |
||
|
هادی شمس حائری، سي و يکم دسامبر |
||
|
هر حزب و سازمانی سیاسی، اعم از این که بخواهد به حکومت برسد یا نرسد باید اهداف و برنامه های خود را برای اداره کشور بصورت مدون در اختیار مردم قرار دهد تا مردم نسبت به آن نیرو آگاه شوند و تصویر روشنی از آینده آن، در صورت بقدرت رسیدن داشته باشند در انقلاب 22 بهمن سازمان روحانیت هیچ ایده و برنامه مشخصی برای آینده اداره کشور به مردم ارائه نداد و بیشتر وعده ها کلی بود و کمتر وارد جزئیات می شدند. با تجربه ای که ما از انقلاب 22 بهمن داریم دیگر نباید به صرف وعده و وعید و با شعار "امروز فقط وحدت" یا "وحدت کلمه" یا "همه با هم" اکتفا کنیم وتضاد عمده وحل تمامی معضلات اجتماعی را تنها در سرنگونی جمهوری اسلامی بجوئیم و دوباره در دام دیکتاتوری جدیدی گرفتار شویم، مردم باید همه چیز را از ابتدا بدانند و نیروها ی مدعی جمهوری اسلامی موظفند که مردم را از برنامه اینده خود آگاه سازند، این حداقل انتظار مردم از این سازمانها و احزاب است. بدین جهت برای فعال شدن ذهن، سوالاتی در این مقالات طرح شده تا سازمانی که خود را آلترناتیو جمهوری اسلامی (به غلط یا درست بودن آن کاری ندارم) و بزرگترین نیروی اپوزیسیون می داند به آن جواب دهد. باز شدن این بحث از این جهت مفید است که هم مردم بدانند چه می خواهند و هم اپوزیسیون مدعی جمهوری اسلامی، خود را آنچنانکه هست به مردم نشان دهد و به جای فردا، امروز مواضع و دیدگاه های خود را به جامعه عرضه کند، زیرا که فردا دیر است.
انسان برای این که آگاه شود و بداند از کدام نیرو حمایت می کند و این حمایت چه تبعاتی دارد تا فردا پشیمان نشود، باید شناخت کاملی از نیروی مورد حمایت خود داشته باشد، لذا طرح سوالات زیر از این جهت نیز ضروری است که ما بدانیم تفاوت جدی و اساسی اپوزیسیون برانداز و مدعی جایگزینی در کجاست؟ در همین رابطه من اقای مسعود رجوی رهبر مجاهدین را مورد خطاب قرار می دهم تا به سوالات زیر جواب دهد. جهت توضیح و برای رفع شبهه باید بگویم که مورد خطاب قرار دادن در عرف اجتماعی به معنی پذیرفتن واقعیتی به نام مجاهدین خلق است و نه به معنی برسمیت شناختن و یا مشروع دانستن آن. این سوالات بویژه برای هواداران سازمان از درجه اول اهمیت برخوردار است، زیرا مردم عادی تا حدودی محتوای فکری و عقیدتی و سیاسی سازمان را شناخته و حساب خود را با آن روشن کرده اند. همه می دانند که رجوی هرگز به وجود زندان و شکنجه در مناسبات خود در عراق اقرار نکرده و نمی کند. رجوی حاضر نیست از مجبور کردن اعضاء به ماندن در عراق صحبتی بکند و حاضر نیست بگوید که من از ترکیه و پاکستان ایرانیان جویای کار را با وعده های دروغ به عراق می کشانم و در مناسبات بکارشان می گیرم و دهها خلاف وعمل غیر انسانی دیگر که تا به حال مرتکب شده است. همه می دانیم که برای رجوی اعتراف و قبول انتقاد خیلی سخت است و حاضر نیست مسؤلیت اعمال انجام شده را بپذیرد و به شکنجه و زندان اعتراف کند، تنها مورد طلاق ها را اعتراف کرده و آنهم به خاطر گستردگی و علنی شدن بیش از حد آن و نه پذیرفتن داوطلبانه. در حال حاضر اقرار به موارد زندان و شکنجه و مناسبات تحقیر آمیز درون تشکیلاتی مشکل اصلی و کنونی من نیست، زیرا اعمالی بوده که در گذشته انجام شده و همه از آن با اطلاعند، اما آنچه که پیش روی ما است مهم است، یعنی آینده، لذا، ما فرض می کنیم که مجاهدین هیچ جرم و جنایتی تا به حال مرتکب نشده اند و نیرویی دمکرات و آزادی خواه هستند اما برای اینکه روشن شود اگر به قدرت رسیدند چه روش و منشی در پیش می گیرند؟ لازم است مردم و بویژه هواداران، موارد عینی و مشکلات مبتلا به امروز و فردای مردم ایران و راه حل معضلات اجتماعی را از زبان رهبر این سازمان بشنوند. سؤالات را ابتدا از مشی مسلحانه و تناقضات موجود در این مشی شروع می کنم و سایر سؤالات را در موارد مختلف درمقالات بعدی ادامه می دهم. سوال ها عبارتند از: 1- 26 سال است که بر طبل مبارزه مسلحانه می کوبید، نتایج حاصله از آن را با توجه به تلفات بالای انسانی و دستاورد اندک و سایر معضلات اجتماعی که این مشی ببار آورده چگونه ارزیابی می کنید؟ 2- آیا هنوز معتقد هستید که تنها راه و استراتژی در دنیای کنونی و شرایط منطقه ای مبارزه مسلحانه است؟ دلایل آن را لطفا برشمرید. 3- مبارزه مسلحانه که آغاز آن از 30 خرداد بود و تا سه سال پیش ادامه داشت منجر به تضعیف جمهوری اسلامی شد یا موجب تقویت این رژیم گردید و دستاورد نظامی و سیاسی و اجتماعی آن چیست؟ 4- مبارزه مسلحانه مجاهدین چه کمکی به رشد جنبش دمکراتیک جامعه ایران نمود؟
5- معمولا مبارزه مسلحانه یا در داخل کشور مانند کوبا و ویتنام و الجزایر و... صورت می گیرد یا باید منطقه آزاد شده ای داشت تا از آن نقطه حملات به داخل کشور صورت گیرد و یا از مرز یک کشور همسایه؟ در حال حاضر با توجه به سرنگونی صدام کدامیک از این سه امکان را شما در اختیار دارید؟ 6- سازمانی که اقدام به مبارزه مسلحانه می کند می بایست یا پشتوانه خارجی قدرتمندی داشته باشد مانند ویتنام در جنگ با امریکا، که شوروی و چین را پشت سر خود داشت و یا باید از پایگاه عظیم توده ای و حمایت مردمی، به عنوان نیروی ذخیره لایزال برخوردار باشد، شما روشن کنید پس از سقوط صدام به کدام دولت متکی هستید و اگر پشتوانه خارجی ندارید میزان پایگاه مردمی تان را درد اخل با آمار و ارقام و بطور مستند اعلام بفرمایید. 7- در صورت اصرار بر مبارزه مسلحانه، چه امکانات و توانائی های مادی و معنوی برای تضمین موفقیت و پیروزی بر دشمن دارید؟ 8- چرا مبارزه مسلحانه چریکی پس از سی خرداد در داخل به شکست انجامید و مردم به آن ملحق نشدند، آیا ارزیابی و تحلیل سازمان از شرایط غلط بود، یا تقصیر و کوتاهی از مردم بود که از سازمان حمایت نکردند تا بقدرت برسد؟ 9- شکست مبارزه مسلحانه در داخل ناشی از قدرت رژیم بود یا ضعف نیرویی و سازماندهی مجاهدین؟ 10- آیا عوامل دیگری در این شکست مؤثر بود، مانند تحلیل غلط از شرایط اجتماعی، آنها کدامند؟ 11- آیا در حال حاضر، سازمان به نسبت سال 60 از هر جهت ضعیف تر شده یا قوی تر؟ اگر سازمان در وضعیت و موقعیتی پائین تر از خرداد سال 1360 هست با چه تحلیلی هنوز بر مبارزه مسلحانه اصرار می ورزید و امید پیروزی دارید؟ 12- آیا پیشنهاد "راه حل سوم" که از طریق همسرتان مریم، مطرح کرده اید به معنی صرفنظر کردن از سلاح به عنوان ابزار سرنگونی است؟ اگر هست چرا بطور رسمی "ارتش آزادی بخش" را منحل اعلام نمی کنید؟ 13- اگر راه حل سوم یعنی "تغيير دمکراتیک درايران از طريق مردم و مقاومت ايران ...." راه حل پیشنهادی شما برای حل مشکل ایران است آیا به این نکته اشراف دارید که "تغییر" غیر از "سرنگونی" است. 14- شما سالهای سال با هرگونه تغییر و راه حل سیاسی مخالفت می کردید و مخالفین خود را با برچسب مذاکره جو و سازش کار می کوبیدید و رژیم را غیر قابل استحاله و رفرم ناپذیر می خواندید و به کمتر از سرنگونی قانع نبودید، حال چه شده که پس از 26 سال مبارزه مسلحانه به این راه حل رسیده اید؟ آیا کفگیر به ته دیگ خورده، فکر نمی کنید به کسانی که قبل از شما به این راه حل رسیده بودند یک عذر خواهی تاریخی بدهکار هستید؟ 15- مریم گفته است " ما بارها به انتخابات آزاد تحتنظر ملل متحد فراخواندهايم." آیا بعد از سقوط صدام به این راه حل رسیدید یا از قبل هم بدان معتقد بودید، اگر به انتخابات آزاد به عنوان راه حل سیاسی اعتقاد داشتید و دارید چرا 30 خرداد را خلق کردید و مشی تروریستی را دنبال کردید و از همان موقع دنبال جا انداختن خط "انتخابات آزاد" نرفتید تا حمایت جهانی و داخلی کسب کنید ، حالا که این همه تلفات انسانی ببار آورده اید به این راه حل رسیده اید؟ 16- تلاش سازمان شما برای خروج از لیست گروه های تروریستی سؤالات زیادی را برانگیخته است. دلیل این همه اصرار برای خروج از لیست برای چیست؟ اگر شما تروریست نیستید بگذارید دیگران هر چه می خواهند بگویند، چه تأثیری در سرنوشت سازمان دارد، مگر سالهای قبل که در لیست نبودید چه کار مثبتی انجام دادید که حالا نمی توانید؟ آیا شما معتقد هستید که تصمیم امریکا برای سازمان سرنوشت ساز است و شما را از بن بست خارج می کند؟ اگر به این نتیجه رسیده اید باید تعریف جدیدی از امریکا و نقش آن در دنیای کنونی را به مردم و اپوزیسیون ارائه دهید. 17- سازمان مجاهدین هم اکنون توسط امریکا خلع سلاح شده و حدود 3 سال است که شما عملا دست به سلاح نبرده اید، یعنی شرایط منطقه ای اجازه نداده است، پس حالا که عملش را انجام می دهید چرا حرفش را نمی زنید؟ یعنی رسما آن را کنار بگذارید، آیا این بهترین راه برای خروج از لیست نیست؟
سؤالات فوق را در مورد مشی مسلحانه و تناقضات موجود در رفتار و کردار مجاهدین از 30 خرداد تا به امروز باز هم می توان ادامه داد اما در این بخش به همین مقدار اکتفا می کنم، در روز های آینده در ادامه این سلسله سوالات به سوالات دیگری در زمینه های دیگر می پردازم. ادامه دارد. پیروز باشید
|