بین الملل هم پیوستگی

فرزاد فرزين فر، سي و يکم دسامبر
سوئد - استکهلم

 

 

محمل مادی : کریسمس

 

امروزه ، یکی از مشکلات جوامع چند فرهنگی عدم ارتباط ارگانیگ و تنگاتنگ اجزاء جامعه شامل اقوام وملل مختلف می باشد که بدلایل مختلف جذب جامعه جدید شده و ترکیب جدیدی از بافت جمعیتی را سبب گردیده است که عمدتا در اکثر جوامع عدم همبستگی شان با تفکیک جغرافیائی ، گسست سیاسی و اقتصادی را به همراه دارد که برآیند این شقه شدن اعتراض و انفجار اجتماعی است که بسیاری از جوامع منجمله کشورهای مدعی دمکراسی را به خود مشغول داشته است .

عدم درک واقعیتها و عدم واقعی پذیرش گوناگونی فرهنگها و آداب و سنن عامیانه به شکاف اجتماعی در پائین یعنی لایه های اجتماعی و شکاف سیاسی در بالا یعنی دولت و سیاستمداران تبدیل شده است این شکاف اینقدر عمیق است که هر کس به سادگی می تواند به عینه در تمامی پایتخت ها و شهرهای بزرگ اروپا آن را ببیند دولت ها عامل اصلی تشدید تضادها در قطبی کردن و طبقاتی کردن جوامع هستند طبقاتی شدن جوامع عامل تعیین کننده منافع و بقاء دولتها می باشد .

امروزه تمامی دولتهای کشورهای جهان محصول فرآیند طبقاتی شدن جوامع خویش هستند که در سیستم سرمایه داری کنونی وظیفه اصلی شان تامین منافع طبقه حاکم میباشد سخن گفتن از سیاست بعنوان ابزار برقرای عدالت دروغ عوامفریبانه ای بیش نیست رشد انواع بیماریهای اجتماعی و بیماریهای ایدئولوژیگ منجمله بنیادگرائی و تروریسم در بازپروری و بستر رادیکالیسم اصل بدیهی فرآیند چنین شکاف عمیق و زشت طبقاتی میباشد .

 

در چنین سیستم هائی همه امکانات ، ابزار لازم برای تامین منافع طبقه حاکم میباشد و در صورتی معنا و مفهوم دارد که سوددهی و بهره وری داشته باشد همه چیز ابزار است و تعریف کالائی دارد منجمله مردم ، هر جا که بهره ای برای حاکمان داشته باشد در نظم دمکراتیک واژه ملت به خود میگیرد در غیر اینصورت یا ولگردند یا اوباش !؟ یکسانی این دیدگاه در تمامی جوامع امروزی یکی ست و فقط صورت بندی محمل ها فرق میکند .

 

دامنه این روش و سیاست ابزاری شامل تمام سنن و آداب عامیانه هم می شود چرا که به نفع هیات حاکمه هست که به بخش خرافی و غیر ضروری و غیر منطقی آن دامن بزنند یا به همان صورت دست نخورده نگاه دارند در صورتی که با وجود وسایل ارتباط جمعی که با مالیات بر در آمد همان اقشار پائین جامعه تامین میشود با ساده ترین مباحث علمی و استدلالی میشود از روند تکراری و خودبخودی و بیمارگونه و اتلاف عظیم انرژی روانی و هرز امکانات جلوگیری کرد و انرژیهای کلان آزاد شده را در مسیر درست تری در خدمت سلامت روانی و امنیت روانی جامعه و بسترسازی برای رشد فکری و نهایتا عدالت اجتماعی قرار داد .

لازمه این کار در درجه اول سمت گیری غیر طبقاتی میباشد امروزه برای ایجاد و برقراری تعادل در جوامع چند فرهنگی سیاست موسوم به همپیوستگی دنبال میشود که عمدتا سیاستی پاسیو و غیر موثر میباشد و اجراء چنین سیاستی ، تامین منافع تعداد معدود افرادی هست که موقعیت را دریافته و از بابت پروژه های بی سر و ته شان که دولتها در امر پیشبردشان کنترل و نظارتی ندارند میباشد که تبدیل به دزدهای قانونی حرفه ای در پوشش قوانین شده اند و خود تبلیغی هستند برای حاکمان که گویا از نهادهای غیر دولتی – از جیب خالی خلایق – حمایت میکنند تا ا بزار مشروعیتی باشد برای نظم دمکراتیک !؟

اما آنچه بیشتر عامل همبستگی و همپیوستگی مردم بدون نقش و عامل سازماندهی از بالا میشود نماد سمبلیک سنن و آداب اعتقادی و ملی و قومی ( فرقه ای ) میباشد . که میشود هویت ایدئولوژیگ آن را استخراج کرد از بستر تاریخی اش جدا کرد از عامل روانی اش پاک کرد و آنرا پالایش داد و مثل هر پدیده به تکامل روانی رساند و در سازگاری به همبستگی بین المللی تبدیل کرد و بجای ایجاد صف بندی و مرزبندی های مجازی از هر گونه عمل تقلید گرایانه و اجباری و کششی دوری جست و ذهن و ضمیر خود را مدام پالایش داد و نه اینکه در مقابل مردم قرار گرفت ! هر جا که شادی هست و در شادی رهائی ، هر گام رهائی گامیست در مسیر همپیوستگی ! ، به شرط اینکه اصل بر برابری در خواهری و برادری باشد !! و قوانین و قواعد را دریافته و تا تحقق نهائی آن به حرکت ادامه داد !!

 موفق و پیروز باشید .