تروریست فرقه گرا یا فرقه تروریست؟
به مناسبت سالگرد تاًسیس سازمان مجاهدین

محمد حسین سبحانی

[email protected]

فردا 15 شهریور است. احتمالا فرقه رجوی در یکی دو روز آینده زهرا مریخی را بطور رسمی به سمت مسئول اول این فرقه منصوب می کند. البته این احتمال هم وجود دارد که به دلیل افشاگری کانون آوا و انجمن ایران اینترلینک که خبر برکناری و حبس مژگان پارسایی و انتصاب زهرا مریخی رااعلام کردند، و برای اینکه وزن سیاسی اعضای جدا شده مجاهدین را در افکار عمومی افزایش ندهد، فرد دیگری را به جای وی منصوب کند.

اما آنچه روشن است فرقه رجوی در عکس العمل به افشاگری های کانون آوا و انجمن ایران اینترلینک در تاریخ 23.08.2005 طی اطلاعیه ای اعلام کرد:

 

"در آستانة 15شهريور، چهلمين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران، و در شرايطي كه مجاهدين طبق سنت 16 سال گذشته در تدارك انتخاب مسئول اول سازمان كه هر 2سال يكبار تجديد مي‌شود هستند، رسانه‌ها و سايتهاي رژيم آخوندي به‌تلافي آن‌چه در جريان نمايش انتخابات رياست جمهوري ارتجاع به‌سرشان آمده است، به‌ابلهانه‌ترين صورت به‌گمانه‌زني و لجن‌پراكني عليه مسئولان اول اين سازمان در دو دهة گذشته پرداخته و به‌ويژه مي‌كوشند داغ دلي را كه از سردار شهر شرف، مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران ، خواهرمجاهد مژگان پارسايي بر‌دل دارند، با ياوه‌گويي و دروغپردازي، تسكين بدهند."

 

بنابراین سازمان مجاهدین طبق اطلاعیه بالای خودش مجبور است که در دو روز آینده انتصاب زهرا مریخی را رسماً اعلام کند، یا به ناچار و بر اساس آنچه که در بالا توضیح دادم، برای فرار از اعتبار دادن به اعضای جدا شده مجاهدین فرد دیگری را منصوب کند.

اما از این بحث مقدماتی که بگذریم، به مناسبت سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین مطلبی تحت عنوان "تروریسم فرقه گرا یا فرقه تروریست" را در حال نوشتن هستم، امیدوارم که بتوانم در دو ، سه قسمت آن را به اتمام برسانم.

در این مقاله در صدد هستم به این سوال پاسخ دهم که آیا سازمان مجاهدین، فرقه ای است که به اعمال تروریستی هم دست می زند یا یک گروه تروریستی است که به مرور گرایش های فرقه گرایانه کسب کرده است؟

یعنی آیا عنصر مبنایی در ساختار سازمان مجاهدین، روابط و مناسبات فرقه ای است یا اعمال خشونت طلبانه و تروریستی؟

اما برای پاسخ به سوال بالا، ابتدا مروری بر نحوه تشکیل سازمان مجاهدین می کنم.

 

به روایت رهبری فعلی سازمان مجاهدین خلق، پانزدهم شهریور1344 سالگرد تاًسیس این سازمان توسط محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و سعید محسن می باشد.

اما اینکه واقعاً در این روز، و بطور مشخص این سه نفر گرد هم آمده و تاًسیس سازمان مجاهدین خلق را بنیان گذاشته باشند، مورد تردید می باشد، زیرا برای اولین بار در بهمن ماه 1350،در اطلاعیه ای از نام "سازمان مجاهدین خلق" استفاده شده است و تا آن تاریخ از"آرم و نام سازمان مجاهدین خلق" خبری نبوده، و بطور پراکنده و غیر تشکیلاتی از بعضی ازاعضای سازمان، نام "نهضت مجاهدین" و" سازمان آزادیبخش ایران" شنیده میشده است. ضمناً باید یادآوری نمود که اساساً هنگام صدور اولین اطلاعیه سازمان در بهمن ماه 1350 ، محمد حنیف نژاد و سعید محسن و دیگر اعضای کمیته مرکزی در زندان بوده اند.

اما اگر از روایت بنیانگذاری سازمان مجاهدین توسط رهبر فعلی فرقه مجاهدین بگذریم، نقل قول های دیگری از اعضای اولیه و قدیمی سازمان مجاهدین وجود دارد که هسته اولیه و تشکیل دهنده سازمان مجاهدین خلق در سال 1344 را محمد حنیف نژاد، سعید محسن، عبدالرضا نیک بین رودسری معروف به عبدی تشکیل داده بودند و اصغر بدیع زادگان از سال 1345 وارد کادر رهبری سازمان شد و تا سال 1347 و قبل از جدایی عبدالرضا نیک بین در کنار سه نفر دیگر فعالیت می کرده است.

آقای لطف الله میثمی در کتاب خاطرات خود در مورد عبدالرضا نیک بین می نویسد:

وقتی پیش بچه ها رفته بودم از محمد آقا (حنیف نژاد) پرسیدم: عبدی کجاست؟

قدری مکث کرد و کمی رنگ چهره اش تغییر کرد و پرسید: چطور؟

گفتم: قبلا با هم بودید هر وقت اینجا می آمدم، او هم بود.

گفت: مسائلی پیش آمد و یک سری اختلافات فکری پیدا کردیم، افکار چپ پیدا کرده بود، بعد از رفتن او ما یکدست شدیم."

همچنین آقای لطف الله میثمی در کتاب از نهضت آزادی تا مجاهدین آورده است:

" بعدها که جلو تر رفتیم، مسائل سال 47 را برایمان گفتند، مقاله های آموزشی جمع تا جایِی که من اطلاع داشتم، به قلم آقای عبدی بود و......... قبلا حنیف نژاد، سعید محسن، بدیع زادگان، غرضی، علی دانش و حسن افتخار، در یک جریان بودند به تدریج سعید محسن و حنیف و عبدی با هم ارتباط بیشتری پیدا می کند، عبدی نیروی ایدئولوژیک و پر مطالعه ای بود و....."

آقای سعید شاهسوندی از مسئولین قدیمی سازمان مجاهدین نیز در مصاحبه با صدای ایران می گوید:

"آرم سازمان مجاهدین که بالایش یک آیه قرآن نوشته شده، در پایینش زیر آن سندان یک تاریخ نوشته شده 1344. این تاریخ بنیانگذاری سازمان هست توسط حنیف نژاد سعید محسن و عبدی و بعدها اصغر بدیع زادگان.

لازم به یادآوری است که در انتشارات رسمی و نشست های غیرعلنی و درون تشکیلاتی سازمان، و همچنین در صحبت های مسعود رجوی دراین نشست ها نیز به عبدالرضا نیک بین و نقش وی درهسته اولیه سازمان مجاهدین هیچ اشاره ای نشده است.

همچنین در کلاس های آموزشی که بعد از پیروزی انقلاب، تحت عنوان" تاریخچه سازمان مجاهدین" برای عضو گیری اعضای جدید در ستاد انزلی واقع در خیابان طالقانی برگزار می شد به نام نیک بین هیچ اشاره ای نشده است.

اولین پرسشی که وجود دارد این است که چرا فرقه مجاهدین در شرح تاریخچه تاًسیس خود از عبدالرضا نیک بین نامی نمی برد؟

من با قاطعیت اعلام میکنم که بیش از90% از اعضا و مسئولین سازمان حتی نام نیک بین را نشنیده اند، از جمله هر دو مسئول اول اخیر مجاهدین یعنی بهشته شادرو و مژگان پارسایی و همچنین زهرا مریخی که احتمالا در همین روزها انتصاب وی در فرقه اعلام خواهد شد.

 

اما چگونه و در چه شرایطی هسته اولیه سازمان مجاهدین شکل گرفت؟

شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه و بی پاسخ ماندن اصلاحات اجتماعی رژیم شاه، و دیکتاتوری و سرکوب خشن مخالفان سیاسی توسط رژیم شاه به ویژه بعد از سرکوب مردم در تظاهرات پانزدهم خرداد 1342، گرایشات رادیکال را در نهضت آزادی و حتی جبهه ملی که عمده ترین تشکل های سیاسی مخالف رژیم شاه بودند، را به وجود آورد و در محافل سیاسی زمزمه پایان مبارزات مبارزات سیاسی و اجتماعی و ورود به مبارزات قهر آمیز شنیده می شد.

رهبری نهضت آزادی را در آن زمان مرحوم بازرگان و آیت الله طالقانی و یدالله سحابی به عهده داشتند و تقریباً عمده ترین تشکل مذهبی موجود بود.

 

در ابتدای دهه چهل در نهضت آزادی تقریبا سه گرایش وجود داشت

 

الف ـ گرایش اول که آقای طالقانی و مهندس بازرگان آن رانمایندگی می کردند دارای گرایشات مذهبی و ملی بودند و ویژگی مذهبی آنان برجسته تر از گرایشات ملی آنها بود و اتفاقاً همین مسئله یکی از دلایل جدایی آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان وآقای یدالله سحابی از شورای مرکزی جبهه ملی و تاسیس نهضت آزادی در1340 بود، انتقاد رهبرا ن نهضت آزادی جدید التاسیس به رهبران جبهه ملی این بود که به نیروهای مذهبی تکیه وتوجه لازم را نمی کنند.

 

ب ـ گرایش دوم که تمایل به جبهه ملی داشت و انگیزه های ناسیونالیستی بیشتر از انگیزه های مذهبی در آنها مشاهده می شد و میتوان از افراد شاخص این گرایش به آقای حسن نزیه اشاره کرد.

 

ج ـ گرایش سوم دانشجویان جوانی بودند که در کمیته دانشجویی نهضت آزادی و انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران عضویت داشتند و دارای گرایش های رادیکال در مبارزه علیه رژیم شاه بودند.

این گرایش را افرادی چون حنیف نژاد، نیک بین، سعید محسن، بدیع زادگان، لطف الله میثمی، پرویز یعقوبی، حسن افتخار، تراب حق شناس و..... تشکیل میدادند، که البته هیچکدام از آنان وزن واعتبار سیاسی، تشکیلاتی شخصیت های شناخته شده ای مانند بازرگان و سحابی ها، حسن نزیه و صدر حاج سید جوادی و..... را نداشتند و آنها به واقع به لحاظ سیاسی و ایدیولوژیک شاگردان این شخصیت ها بودند. بتدریج چند نفر از آنان که فعالتر بودند، هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشکیل دادند.

در هسته اولیه سازمان مجاهدین، محمد حنیف نژاد و سعید محسن و عبدارضا نیک بین رودسری حضور داشتند. در این جمع حنیف نژاد و سعید محسن نقش محوری تری را به عهده داشتند.

اولا آنها به لحاظ سنی بزرگتر بودند و ضمنا دارای سابقه فعالیت های سیاسی جدی تری بودند، و دانشجویان جدید که وارد دانشگاه های تهران می شدند به نوعی تحت تاثیر و هژمونی آنها قرار می گرفتند.

محمد حنیف نژاد دانشجوی مهندسی کشاورزی و اهل تبریز و متولد 1317 بود، سعید محسن نیز اهل زنجان و دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و هر دو دارای انگیزه های مذهبی قوی بودند، و از عناصر ثابت و فعال تمامی جلسات سیاسی ، مذهبی در مسجد هدایت (محل سخنرانی های آقای طالقانی و تجمع نیرو های روشنفکر و مذهبی مخالف رژیم شاه) و مراکز دانشگاه ها بودند.

محمد حنیف نژاد همچنین درمقطع 1340 به مدت نه ماه به همراه دیگر اعضای ارشد نهضت آزادی در زندان شاه به سر برده بود واین مسئله بر تجربیات مبارزاتی و تشکیلاتی وی افزوده بود، واعتماد به نفس لازم را برای خلق یک حرکت نوین در اوایجاد کرده بود.

البته زمینه های جدایی سعید محسن و محمد حنیف نژاد و..... از خط و مشی نهضت آزادی را میتوان در نامه انتقادی که این افراد نزدیک به یک الی دو سال قبل از تاسیس گروه جدید به رهبران نهضت آزادی نوشتند، مشاهده کرد.

آنها درنامه انتقادی که بطور مشروح برای رهبران نهضت آزادی نوشتند به نارسایی ها وکمبود های کار آموزشی و ایدئولوژیک و تشکیلاتی و.... در نهضت آزادی اشاره کرده بودند.

جالب است که رهبران وقت نهضت آزادی ( برعکس رهبر فعلی فرقه مجاهدین) برای سرکوب انتقادات آنها نه به آنها مارک" بریده" زدند و نه آنها را"نفوذی و مزدور ساواک" در نهضت آزادی نامیدند.

در هر صورت بعد از مدتی، جمع بندی هسته اولیه سازمان مجاهدین از شرایط سیاسی و اجتماعی این بود که:

1ـ مبارزه سیاسی، اجتماعی و مشی مبارزه مسالمت آمیز پاسخگوی این مرحله از مبارزه نمی باشد و باید مبارزات قهرآمیز و مسلحانه در دستور فعالین سیاسی قرار بگیرد.

2ـ تمام وقت بودن به مفهوم اینکه مبارزه به عناصر حرفه ای و تمام وقت احتیاج دارد.

البته هسته اولیه سازمان مجاهدین اصول دیگری در مبارزه علیه رژیم شاه، از جمله مکتبی بودن مبارزه، تشکیلات آهنین، کادر همه جانبه و اصل مخفی کاری و...... را نیز از دو اصل بالا نتیجه گیری کرد و بدین ترتیب پایه های یک گروه متشکل با مشی مسلحانه و گرایشات فرقه گرایانه، بنا نهاده شد.

ادامه دارد.