|
مـغــزشــوئـی ؛ نقض حقوق بشر
ازپروسه سیستماتیک مغزشوئی درفرقه ی مجاهدین ؛ بمثابه بارزترین مصداق نقض حقوق بشر می توان یاد نمود که متاسفانه در گزارش دیدبان حقوق بشر کمتر به آن نگاه شده است .
منظور از اين کلمه که از لغت انگليسی Brainwashing ترجمه شده است، به کار گرفتن متدی است برای اعمال نفوذ در يک انسان، به طوريکه با روشهای خاص فيزيکی يا رواني، کل ساختار فکري، اخلاقی و جهان بینی آن شخص در هم شکسته شده و به شکلی که مد نظر "شستشو گر" است دوباره شکل داده شده يا ساخته مي شود.
عدالت حـُـکم می کند با جنایتکارانی که با تمسک با چنین روشی ، انسانها را ترور می کنند با شدت بیشتری برخورد شود که اگر ترور و حذف فیزیکی فقط یک نفر را یک بار ترور می کند با چنین شیوه ای ، یک نفر بارها ترور میشود و نهایتا از او تروریستی ساخته میشود که جانهای بیشماری را می گیرد .
استفاده از روش شستشوی مغزی، به عنوان نوعی شکنجه، روشی ضد حقوق بشر است و از نظر اخلاقی شديدا مردود است. ادوارد هانتر (Edward Hunter ), ژورناليست آمريکايی در مقاله ای که سال ۱۹۵۰ در Miami Daily News منتشر نمود ، در مورد به کارگيری چنين روشی از طرف کمونيستهای چينی در مورد سربازان آمريکايی در طول جنگ کره گزارش داد و در آن از کلمه "شسشوی مغزی" که به گفته او برگرفته از اصطلاح چينی hsi-nao است، استفاده کرد ؛ hsi به معنی شستن و nao به معنی مغز .
http://de.wikipedia.org/wiki/Gehirnwäsche
امروزه
اصطلاح "شستشوی مغزی" بيشتر برای اعمال نفوذ روانی
به
شکلهای مختلف (مانند تبليغ، ترويج شديد تفکری سياسی يا ايدئولوژيکی ، يا ممانعت
از
دستيابی به منابع اطلاعاتی مختلف) به کار برده مي شود که
اگرچه
از معنای
اصلی اين
اصطلاح دور است ولی کارکردی بمراتب ضدانسانی تر داشته و اثراتی جبران ناپذیر
برجای می گذارد .
پیوستن به
"شستسو گر قادر" تنها راه باقی مانده برای قربانی است
که
از این شرایط خطرناک متداوم نجات پیدا کند. وظیفه شخص "شستشو گر" این است که
موافقتهای ظاهری قربانی خود را تشخیص داده و آنها را رد کند و بر شدت مجازات او
بیافزاید. بازجویی هایی که در این مرحله انجام می شوند بسیار موفقیت آمیز هستند و در چنین حالتی است که قربانی برای خلاصی یافتن از تمامی فشارها حاضر به امضاهای متعدد میشود و " شستشوگر " و دنباله های آن را تائید میکند و خود و دیگران را نفی می نماید !
فرقه مجاهدین از روش شناخته شده فوق بهره برده است تا ابتدائا هویت تشکیلاتی را جایگزین هویت فردی نماید و سپس فرد را گنهکار و مدیون فرقه قرار دهد تا راه برای تمکین هرچه بیشتر باز نماید ، این روش تا بدآنجائی پیش می رود که فرد به عنصر سازمانی تبدیل میشود و دائما نیاز دارد تا توسط شستشوگر مغز ؛ درمان شود ! ، دقیقا احساس کسی را دارد که برای رفع خماری و ورود به دوران نشئه گی به استقبال مواد مخدر می رود ، در واقع زمانی که عملیات روانشناسانه روی فرد اثر می گذارد و در مسیر یکطرفه قرار می گیرد ، منبعد آن فرد است که بدنبال عامل فلاکتش رقص کنان می رود بدون اینکه چشمانش اطراف را ببیند . از این رو است که فرقه مجاهدین تمایل دارد تا نیروهایش در محیط بسته غار ِ اشرف ، اسیر بمانند تا از قلوس شدن آنها در محیطی دیگر جلوگیری شود .
آقای دکتر مسعود بنی صدر ، عضو سابق شورای مجاهدین در کتاب خود موسوم به خاطرات یک شورشی و در رابطه با پروسه مغزشوئی در فرقه مجاهدین می نویسد :
" همه ما در سازمان مجاهدین براساس سیستم مغزشوئی در زندانی بسر می بردیم که خودمان زندانبان – بازجو – شکنجه گر و جاسوس خودمان بودیم و بر اساس القائات ؛ خودمان اعمالمان را قضاوت و حکم صادر می کردیم و سپس آن را اجرا می نمودیم ؛ یعنی دستگاه و سیستمی تولید شده بود که فرد جاسوس خودش می شد و خود را محاکمه و محکوم می کرد "
http://www.spiran.com/120505Ferghe-rajawi-html.html
شهین ترابی – آلمان 2005-06-22 1/4/1384
|