آيا تروريستها استحاله ميشوند ؟!

 

آيا براي مهار تروريستها بايد سهمي در قدرت به انها داده شود ؟!

 

عده اي را بر اين باور بود كه اگر بعد از پيروزي انقلاب در ايران ، سهمي هرچند ناچيز به آقاي مسعود رجوي داده مي شد ، او هرگز دست به اسلحه نمي برد ! آن كساني كه بر اين باور بوده و هستند ، قطعا آقاي رجوي را نشناخته اند ، اين را كساني مي گويند كه چندين سال با او بوده اند و طبيعتا شناخت بيشتري از وي دارند .

آقاي رجوي در زمره  ديكتاتورهائي است كه اگر تمامي حكومت را هم به او مي دادند ، باز دست به اسلحه ميشد و هيچ شك و ترديدي در آن نيست ، چرا كه اساسا روحيه فردي و شخصيت بيمارگونه او دچار نوعي از هژموني است كه صرفا از راه خشونت آرام مي گيرد ،     تروريست ها همواره از پريشاني روح و روان خود رنج مي برند ،  حتي اگر بر اريكه قدرت هم لم دهند ، باز امر به حمله خواهند داد و اينگونه افراد در تاريخ معاصر نيز كم نبوده اند ،  مگر ملاعمر و بن لادن تمامي حكومت افغانستان را در اختيار نداشتند ؟  با اينحال ، حكومت ارتجاعي طالبان دستور صادر كرد تا به اولين حمايت كننده حكومتش يعني امريكا ، هجوم برده شود !

اين خصلت تروريستها است كه از كشتن لذت مي برند ، درست مثل مار و عقربي كه با فرو بردن نيش زهرآگين خود دچار خلسه و خماري مي شوند تا خود را ارضاء كنند .

ديكتاتورها و زياده خواهان و فرصت طلبان و تروريستها هرچه قدرت يابند ، بر سطح و عمق جنايات آنها افزوده خواهد شد و چون ابزار جرم و جنايت بيشتري در اختيار دارند بالطبع به غير از هم كيشان و اهالي فرقه خويش به كس ديگري رحم نمي كنند و همه آنها را مرتد و واجب القتل مي دانند ، حكومت توتاليتر صدام حسين مويد اين ادعا است كه با جفائي نابخشودني بر مردم ايران ، كويت و عراق ، مسبب قتل هزاران انسان گرديد .

 

آيا براي مهار تروريستها بايد به آنها  باج  داد ؟ !

باج دهي به تروريستها دقيقا منطبق برخواسته هاي آنان است ، از اين رهگذر قوانين را ملعبه دست خويش قرار مي دهند و در هركجا و در هر زماني كه اراده نمايند از اهرم قلدري خود جهت تامين منافع نامشروع خود بهره مي برند ، درست شبيه راهزن هائي كه با مسدود كردن راه اقدام به باج خواهي مي كنند .

صدام ديكتاتور با حمله به ايران به يك غول تروريست مبدل شد و از قبل ِ همين قدرت كذائي از تمامي شيوخ منطقه باج گرفت ، غربيها نيز تا آنجائي كه حكومت صدام به خط قرمزهاي آنها احترام مي گذاشت ، او را تشويق كردند ، غافل از اينكه صدام قبل از اينكه رئيس يك حكومت مريض و ديكتاتور باشد ، شخصا دچار انواع مرض از جمله خودبزرگ بيني و ديكتاتوري بود و روحش با كشتار آرام ميگرفت و دقيقا به همين خاطر از خط قرمز هاي آنها عبور كرد ، لذا بايد ساقط مي شد .

آقاي رجوي نيز دقيقا كپي پر رنگ پدر خوانده اش ( صدام ) مي باشد ، او نيز از عنصر خارجي باج گرفت تا اهرمي هرچند بي مقدار عليه رژيم ايران باشد ، اما وقتي عنصر خارجي به ماهيت تروريستي آنها پي برد و مناسبات فرقه اي آنها عيان شد ، زير فشار افكار عمومي خود ، نام فرقه را در ليست تروريستها قرار دادند ، از آن پس آقاي رجوي به پشتوانه صدام ، عنصر خارجي را طلاق داد و در نشستي اعلام نمود : عملياتهاي ارتش آزاديبخش ، عنصر خارجي را بدنبال ما خواهد كشيد   و دير  نيست  آنزماني  كه آنها  براي ارتباط گيري با ما موس موس كردن آغاز كنند !!

تا اينكه صدام مثل همه ديكتاتورها ساقط شد و آقاي رجوي براي پنتاگون  موس موس  كردن آغاز كرد ، تا از اين رهگذر بقاء خويش را تضمين نمايد .

 

آيا تروريستها استحاله ميشوند ؟ !

اگر فرض كنيم كه تروريست ها  صرفا با سلاح شان  شناخته ميشوند و براي ماهيت   و   تفكرات  و ريشه ها ي آنها تعريفي نداشته باشيم و معتقد باشيم كه اگر سلاح از تروريستها گرفته شود و مكان آنها را تغيير دهيم ، آنگاه توانسته ايم در مبارزه با تروريسم فائق شويم ، سخت به بيراهه رفته ايم .

  خلع سلاح فرقه آقاي رجوي و جابجائي آنها به اميد اينكه اين فرقه در مسير عقلا حركت كند ، يا ساده لوحي محض ميباشد و يا يك تصميم جهت دار است .

 استحاله پذيري آقا و خانم رجوي ، خيال خامي است كه حتي در تئوري نيز جواب نمي دهد ، لذت كشتن براي آنها نشئه گي مفرطي ايجاد ميكند كه روح مريض شان را آرامش مي بخشد ، براي باور پذيري اين تراژدي بايستي تفكرات فرقه اي رجوي ها را آناليز كنيد تا به ماهيت واقعي آن دو پي ببريد .

 براي آنهائي كه قصد سرمايه گذاري روي فرقه رجوي ها را دارند  توصيه مي كنيم قبل از هر چيز با روانپزشك مشورت كنيد و از او بخواهيد  با روانشناختي رجوي ها ، يك تعريف علمي به شما بدهند تا متوجه شويد كه پرورش مار در آستين چه معنائي مي دهد !

اگرچه غربيها در اينرابطه تجربه صدام و بن لادن را دارند كه بنوعي آموزش ديده خود آنها بودند ،  وليكن بنا به ماهيت تروريستي شان و امكاناتي كه در اختيار آنها گذاشته شد ، صاحب و ارباب خود را نيز فراموش كردند !

 

وزير كشور فرانسه با بررسي اسناد و مدارك سازمان مجاهدين ، آنها را فرقه اي خطرناك خواند كه مترصد ترور اعضاي سابق خود در اروپا بوده اند آيا با اين توصيف اميدي به استحاله كساني داريد كه اگر در جغرافياي آنها تغييري دهيد ( اخراج از عراق ) ، خواهيد توانست در ماهيت آنها نيز اثرگذار باشيد ؟!

رجوي ها در مسير يكطرفه و غيرقابل برگشتي قرار دارند كه بيماري آنها بمثابه سوخت وانرژي لازم جهت ادامه حركت آنان در اين بن بست محسوب ميشود ، لذا به هر شكل و به هر ميزان كه به آنها ميدان داده شود ، يقينا موجب پشيماني كساني مي شود كه اميد به بهره كشي از تفاله هاي فرقه اي را دارند كه تاريخ مصرف آنها به سر آمده است .

آقاي مسعود رجوي ، جفت و همزاد و بديل صدام حسين است ، اگر اميدي به استحاله صدام داشتيد ، منطقي است كه به همفكر او نيز اميدي داشته باشيد ولاغير

 

براي اينكه آقا و خانم رجوي  ترغيب  شوند تا تروريست نباشند ! ، راه حلي جز درمان روح و روان آنها نيست ، مشكل آنان با سهم گيري در قدرت و باج گيري ، مرتفع نميشود ،  بلكه آنها سخت نيازمند روانپزشك ميباشند تا از فضاي ماليخوليائي و پريشان حالي خود  نجات پيدا كنند و تجربه ثا بت كرده است اميد به استحاله آنها نيز مثل انتظار رويش بذر در كوير است . / 

 

مريم خوشنويس

2003-12-31

10/10/1382