• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ـ قسمت پنجم

    مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ـ قسمت پنجم

    برای " ناکرده " هایتان ( از من ) پوزش بطلبید

    .

    ... باید بگویم که رجوی بیشتر دنبال پر کردن حفره های خودش است و با شناختی که من از وی دارم نه تنها هیچگاه از ناکرده هایش نمی گوید و عذر تقصیر نمی خواهد و من بارها گفته ام که وی اصلا انتقاد پذیر نیست بلکه از تمامی کائنات هم طلبکار است و همه را بدهکار خودش می داند ...

    بتول سلطانی، کانون قلم، ششم فوریه 2010
    http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/4219-Mosahebe%20IranGhalam%20ba%20Soltani-5-31.01.10.HTM

    لینک به قسمت اول
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7515

    لینک به قسمت دوم
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7556

    لینک به قسمت سوم
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7630

    لینک به قسمت چهارم
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7655

    مقدمه:
    سایت ایران قلم در نظر دارد با توجه به حضور خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق در اروپا ، مصاحبه ای را در چند قسمت با ایشان انجام دهد. طبعاً با توجه به جایگاه تشکیلاتی ایشان در شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق و همچنین ارتباط نزدیک وی با مسعود رجوی رهبری این سازمان، تجربیات و دیدگاه های ایشان می تواند در شناخت ماهیت فرقه مجاهدین خلق و همچنین اهداف استراتژیکی این سازمان در آینده بسیار مؤثر باشد. از خوانندگان درخواست می شود در صورتیکه سؤالی در ارتباط با مسائل مربوط به سازمان مجاهدین دارند آن را به آدرس اینترنتی هیئت تحریریه سایت ایران قلم ارسال کنند تا با خانم سلطانی مطرح شود. با تشکر
    iran-ghalam@hotmail.com

    ایران قلم :

    اجازه بدهید خانم سلطانی کنکاش خود را از ابتدای پیام آقای مسعود رجوی آغاز کنیم. وی در آغاز این پیام خطاب به اعضای سازمان مجاهدین خلق بر روی نکته ای اشاره می کند که پایه های روانی بحث وی را برای طرح " سؤال ممنوع " پی ریزی می کند تا بدین ترتیب فرد مخاطبش ابتدا در موضع تدافعی قرار گیرد، سپس هر آنچه خواست را دیکته کند. اجازه بدهید از روی پیام وی بخوانم . او نوشته است:

    " هر مجاهد خلق و هر عضو يا هوادار و پشتيبان اين مقاومت، بايد به جاي ”كرده“ هاي خود ولو مثبت، ”ناكرده“ ها را ببيند و بخواند و نسبت به همين ”ناكرده“ ها عذر تقصير بخواهد و پوزش بطلبد."

    منبع: سایت اینترنتی سازمان مجاهدین خلق پیام مسعود رجوی به تاریخ 30 دی ماه 1388 ـ قسمت اول

    به نظر شما به عنوان یکی از اعضای سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ، آیا خود مسعود رجوی به قول خودش " ناکرده " ای ندارد تا از کسی پوزش بخواهد؟ سهم خودش چیست؟ مسعود رجوی در ابتدای این پیام باصطلاح آموزشی خواسته است که هر عضو یا هوادار وی عذر تقصیر بخواهد و پوزش بطلبد. به نظر شما آیا مسعود رجوی هم باید از کسی پوزش بطلبد یا وی جایگاه قدسی و آسمانی دارد؟ اگر ممکن است در این مورد نظرتان را بفرمایید.

    خانم بتول سلطانی:

    اولا مسعود رجوی با تشکیلاتش دچار یک انقطاع تاریخی شده است. از سال 1360 تا اکنون نزدیک به سه دهه است که اینها با جامعه و اجتماع ایران ارتباط ندارند. حداکثر تلاش اینها برای پر کردن این خلاء ایجاد طیف هوادار و تجمعات در خارج از کشور است . از سال 1372 که مسعود رجوی همسر سوم یعنی مریم را با یک تعداد از اعضا و کادرها توجیه کرده و به خارج از عراق فرستاد تا جذب مجدد نفرات جدا شده ای که سالیان به آنها تفاله و بریده مزدورمی گفت بتواند طیفی از هواداران تشکیل بدهد که بتوان به هر قیمت دور هم جمع کند و تظاهرات راه بیندازد و به نوعی بگویند که با جامعه پیوند دارند. البته بعلت بافت تشکیلاتی فرقه ای که داشت حتی در درون نشستهای شورای رهبری هم طرح می شد که این پیوند برقرار شدنی نبود.

    دوما مسیرش بطور خاص از روزی که در یک صف با عراقیان و ارتش صدام قرار گرفت از مردم ایران جدا شد. به همین دو دلیل اینقدر دور از مسائل روز مردم و جامعه حرف می زند و شانه از مسئولیت خالی می کند. او برای خود همانگونه که شما در سوال اشاره کردید جایگاهی بالاتر از قدسی و نزدیک به امام و پیغمبر و مبرا از گناه و اشتباه می داند بطوریکه واقعا دست همان ولی فقیه را از پشت بسته است وگرنه یکجا می گفت که ناکرده خودش چه بوده است.

    وی در ادامه می گوید در همه زمینه ها و هر اقدام کرده و ناکرده، مجاهدین به مردم پاسخ خواهد داد.

    خود این یک سوال تولید می کند که ای رهبر مقاومت!! چه موقع قرار است جواب بدهی نکند بعد از سرنگونی...

    اگر قرار باشد به استراتژی و تاکتیک که محور اصلی یک مبارزه است پاسخ ندهی می توانیم سوال کنیم که همان هواداران تو و هسته های مقاومتت باید چگونه هدایت شوند؟

    باید بگویم که رجوی بیشتر دنبال پر کردن حفره های خودش است و با شناختی که من از وی دارم نه تنها هیچگاه از ناکرده هایش نمی گوید و عذر تقصیر نمی خواهد و من بارها گفته ام که وی اصلا انتقاد پذیر نیست بلکه از تمامی کائنات هم طلبکار است و همه را بدهکار خودش می داند.

    ببینید که سر سوالات استراتژیک را چگونه به سنگ کوبیده است:

    " در پاسخ به سوالات استراتژيك مربوط به قيام و سرنگونى هم، از اول روشن باشد كه از بسيارى وجوه، در حال حاضر نمى‌توان و نبايد به آنها جواب داد يا بيهوده به دنبال جوابهاى موهوم و ذهنى گشت كه پاسخ دادن به آنها موكول به واقع شدن و تحقق چيزهايى است كه هنوز واقع نشده است....."

    از طرف دیگر تمام سوالات تاکتیکی را طبق گفته زیر خودش موکول به ستاد اجتماعی غیبی مجاهدین کرده یا اینکه گفته که خود هواداران بنشینند تابلو بکشند و بحث کنند به گفته او توجه کنید.

    " اگر به ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور دسترسی ندارید، خودتان تابلو بکشید و بحث کنید و راه و روش درست را انتخاب کنید"

    در اثنای خواندن این پیام می توان به وضوح فاصله سه دهه این رهبر را از اجتماع و جامعه را فهمید و به راستی که بهتر از این نمی شود جنبشی را منحرف کرد.

    او با تلاشی مذبوحانه در عصر آگاهی و ارتباطات خواسته از درون چاه خودش همچنان بگوید که مرغ یک پا دارد وفقط در پی اثبات این ادعای خودش است که نه تنها برای تغییر ایران بلکه برای تغییر جهان باید تفنگ بدست گرفت اگر دقت کنید می بینید که همه چیز را بهم بافته تا بگوید من درست می گویم.

    وی البته که حداقل حواسش به گفته های همین پیامش هست برای اینکه به ذهن این متبادر نشود که ایشان باید جاهل باشد که اینقدر دور از مسائل ایران و جامعه تز ارائه می دهد که خودتان تابلو بکشید و بحث کنید و راه و روش انتخاب کنید وی به مارکس و انگلس و دانشمندانی همچون نیوتن و......... متوسل شده است و از طرف دیگر تیری در تاریکی زده تا شاید افراد بی اطلاعی را بیابد که ندانسته دنبال وی راه افتاده و بگویند چه مخی را اینهمه سال از دست داده اند

    ادامه دارد

    ------------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7657

    پیام 30 دی بازتاب حقارت درونی رجوی

    .

    ... آقای رجوی از یک طرف از موضع خودبزرگ بینی بیمارگونه تجاهل می کنند، اما برای اینکه احتمالا برای کسانی این شبهه پیش نیاید که ایشان واقعا جاهل هستند از مارکس و انگلس و سارتر و نیوتن و ارسطو و ... تا کلیه مکاتب فلسفی و اجتماعی و ... را ناخنک می زنند تا غیر مستقیم به نسل سوم انقلاب بگوید می بینید چه منبع فیاض و غیبی ای را از دست داده و فراموشش کرده اید ...

    امید پویا، مجاهدین دبلیو اس، سی و یکم ژانویه 2010
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3447

    پیام 30 دی ماه رجوی یک نقطه عطف است. راست این است که این پیام به همان اندازه که دیرهنگام، اما کاملا قابل پیش بینی بود. ظاهرا رجوی که از انتشار پیام های کلیشه ای و ادعاهای متوهمانه خسته و کلافه شده به زعم خود می خواهد طرحی نو در بیندازد و کم کم از مهجوریت و گمنامی در نزد نسل سوم بیرون بیاید. پیشتر تئوریسین های جنبش سرخ حامی او به طرز کنایه آمیز و بعضا تحقیرکننده ای خطاب به او گفته بودند؛ آقای رجوی اُوغر بخیر، کنایه از اینکه بیدار بشوید نسل سوم انقلاب اصلا حضرتعالی را نمی شناسد چه برسد به اینکه برای شما تَره خُرد کند. این هشدار حقارت آمیز را ظاهرا بر خلاف همیشه که گوش رجوی به هیچ پند و اندرزی باز نبوده و نیست خیلی خوب گرفته و آویزه گوش کرده است. پیام 30 دی را می شود سرآغازی برای قبول این واقعیت تلخ از سوی رجوی تلقی کرد. منتهی این بار هم به جای اینکه برود سر اصل مطلب بر اساس یک عادت دیرینه ابتدا به بزرگ کردن خودش مشغول شده و بعد هم با یک سری صغری و کبری کردن و حیف و میل کلمات رفته سراغ اینکه بگوید کیست و در این سه دهه غیبت کبری و این قریب هفت سال غیبت صغری کجا بوده و چه می کرده و از این به بعد می خواهد کجا باشد، اما از آنجا که می داند پاسخ به این ابهامات چندان هم مقرون به صرفه نیست مثل همیشه سرنا را از دهان گشادش باد می کند. یعنی مثل همیشه از موضع طلبکاری و اینکه مثلا وقت عزیزش را نگیرید و تنها به پاسخ های کلان ایشان و اینکه ببینند در آینده چه پیش خواهد آمد، بسنده کنید.

    اما ایشان مثل همیشه خودشان را به خواب خرگوشی زده و نمی خواهند بپذیرند که نه تنها این نسل ایشان را بجا نمی آورند که اساسا مسئله و دغدغه ذهنی شان نه رجوی و نه سازمان مجاهدین است. اشاره کردم این پیام در عین دیرهنگام اما کاملا برای اهلش قابل پیش بینی بود. چون فقط اهلش می دانند که رجوی در طول چند ماه گذشته چقدر و از کجاها بسیار سوزیده شده و چقدر حقارت و گوشه و کنایه و نیش و ... تحمل کرده است. چه از سوی خودی ها و چه از سوی غیر خودی ها. چه از چپ ها و چه حتی از راست ترین جناح های اپوزیسیون. سوزش رجوی کاملا قابل درک است. اما برای اینکه جلو بیشتر شدن و به خصوص پی آمدهای اجتناب ناپذیر آن را بگیرد مثل همیشه دست پیش گرفته است. فرافکنی می کند. از یک سو طوری حرف می زند که انگار موتور مسائل جاری ماه های اخیر ایران ایشان بوده، اما از سوی دیگر فقط دست و پا می زند تا خود را به این نسل معرفی و سنجاق کند. از یک طرف صحبت از شفاف سازی و صراحت لهجه می کند و از سوی دیگر دم از محدودیت ها و دست بستگی های سیاسی می زند، از یک سو قسم و آیه که والله ما تروریسم نیستیم، و از سوی دیگر در پاسخ خودساخته با کدام استراتژی حرف از نبایدها و نمی توان ها می زند، اما باز نمی تواند دوام بیاورد و حرف خودش را از مارکس و چه گوارا عاریه می گیرد که:

    مهمترين نكته اينست كه مارکس گفت شناختن و «تفسير جهان كافى نيست بلكه بايد آن را تغيير داد». طبعاً ماركس اين ”بايد“ و اين ”ضرورت“ تغيير دادن را از تكامل اجتماعى و ديالكتيك تاريخ استنتاج كرده است. اما در هر حال ما را به مفهوم ”وظيفه مندى“ انسان نزديك مىكند. من الان متن مكتوب در اختيار ندارم، اما اگر از 40 سال پيش درست به يادم مانده باشد، اوج تجليل چه گوارا از ماركس در همين نقطه است. چه گوارا گفت اين همان نقطهاى است كه ديگر بايد قلم را زمين گذاشت و براى تغيير جهان تفنگ به‌دست گرفت…"

    معلوم نیست در طی این سال ها به زعم آقای رجوی بریده مزدورها و عوامل جمهوری اسلامی چه چیزی جز همین ادعای بايد قلم را زمين گذاشت و براى تغيير جهان تفنگ به‌دست گرفت… را می خواستند ثابت کنند. به زعم خود از یک سو می خواهد پل سازی روانی و رسانه ای کند و در این راستا مدعی است؛ قسمتى از پيامها و نامه‌ها و سوالاتى را كه از راههاى مختلف فرستاده بوديد، دريافت كردم، اما چند سطر بعدتر ظاهرا به فراموشی مبتلا شده و می نویسد: فقط در اين باره اين را بدانيد آنچه را كه رژيم در اين سال ها در زندانها و يا در ارگان هاى خودش تحت نام مجاهدين توزيع و چاپ كرده است، اعتبارى ندارد. يا تماماً مجعول است يا در آن عمداً دست بردهاند تا به مصرفى كه مى‌خواهند برسد و چيزى را كه مى‌خواهند القا كند.

    آقای رجوی از یک طرف از موضع خودبزرگ بینی بیمارگونه تجاهل می کنند، اما برای اینکه احتمالا برای کسانی این شبهه پیش نیاید که ایشان واقعا جاهل هستند از مارکس و انگلس و سارتر و نیوتن و ارسطو و ... تا کلیه مکاتب فلسفی و اجتماعی و ... را ناخنک می زنند تا غیر مستقیم به نسل سوم انقلاب بگوید می بینید چه منبع فیاض و غیبی ای را از دست داده و فراموشش کرده اید. ظاهرا از این پس باید در معنی و مفهوم و معیار و شاخص های پیام سیاسی هم تجدید نظر کرد. آنچه آقای رجوی بر اساس ضرورت بیرون آمدن از انزوا منتشر کرده، حکایت آن شیر بی دم و یال و اشکم معروف است. به هیچ چیز نمی ماند. نه بیانیه سیاسی، نه یک نوشته راهبردی سیاسی، نه یک دستورالعمل تشکیلاتی و سازمانی، نه یک متن آموزشی - سیاسی یا حتی ایدئولوژیک و ...! اما این سراسیمگی و شتابزدگی هم برای خودش یک قاعده است. مثل آثار کولاژیسم می ماند که تعدادی تصاویر پراکنده که هر کدام متعلق به کسی و موضوع مستقلی است در یک زمینه با هم ترکیب می شوند و مخاطب برای دریافت معنی و پیام باید یک یک تصاویر را در ذهن از هم منتزع و جدا کند. این نوع هنرمندان معمولا دارای ذهنی مغشوش و پر ابهام نسبت به وضعیت پیرامونی هستند. از جزیی پردازی و نگاه سوبژه به مسائل اطراف واهمه دارند و ریشه اش اگر دست های آلوده نباشد، اما به تهی بودن آنها یقین دارند. برای همین کولاژ به نوعی کلاشی تعبیر شده است. کاری که رجوی در این شبه پیام، مانیفست، بیانیه، توبه نامه و ... کرده شبیه همان آثار کولاژ است. از همه چیز و هیچ چیز صحبت کرده است. اما به هیچکدام آنها نپرداخته، چون مثل آن هنرمندان کولاژیسم می داند هر کدام از این تصاویر در قاب و موضوع مستقلی اطلاعات و پیام های خاص خودشان را خواهند داشت. خالق آن کسان دیگری هستند. تابلوهایی که خیانت، خشونت، شهوت و قدرت پرستی و جاه طلبی های رجوی را به حافظه تاریخ سپرده اند. تا بعد.


    ------------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7577

    ها آرتص : مجاهدین خلق، موساد و سرویس های اطلاعاتی غرب عاملین ترور فیزیکدان ایرانی

    .

    ... سوابق گذشته حاكي از اين است كه احتمال دخالت و دست داشتن سرويس هاي اطلاعاتي غربي و يا حتي اسرائيل در اين حمله تروريستي وجود دارد. بنابرگزارشات خبري خارجي ، اسرائيل در دهه 60 نيز در حملات مشابهي دانشمندان آلماني كه در پروژه هاي موشكي مصر فعاليت مي كردند را هدف قرار داده است. همچنين از نمونه هاي ديگر ترورهاي اسرائيل، مربوط به دهه 70 و ترور مصري ها و دانشمند كانادايي فعال در تاسيسات هسته اي و موشكي عراق در زمان صدام حسين بوده است ...

    انجمن عدالت، چهاردهم ژانویه 2010
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=954

    لینک به متن اصلی (انگلیسی) روزنامه هاآرتص
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7578

    به گزارش خبرنگار انجمن عدالت به نقل از سایت خبری تحلیلی وطن (watan.ir) روزنامه صهيونيستي "هاآرتص" در شماره امروز چهارشنبه ازاحتمال دست داشتن موساد در ترور دانشمند هسته اي ايران خبر داد و نوشت:به نظر مي رسد هيچ گاه نخواهيم فهميد «مسعود عليمحمدي» دانشمند هسته اي ايران واقعا توسط چه كسي كشته شده است. كساني كه اين ترور را انجام داده اند احتمالا هيچ گاه آن مسئوليت آن را بر عهده نخواهند گرفت و آنان كه خود را مسئول اين حمله معرفي مي كنند، عاملان واقعي آن نخواهند بود.

    درنتيجه پيچيدگي بيش از حد مسائل ايران، بسياري از سازمان ها مي توانند از مرگ اين استاد فيزيك بهره ببرند. فرض اين است كه اين ترور مي تواند كار يك سازمان زير زميني مخالف رژيم ايران مانند مجاهدين خلق و يا گروه هاي حامي اقليت هاي قومي و مذهبي خاصي مانند كردها، عرب ها و يا سني ها باشد. اين گروه ها اعمال وحشيانه و حملات تروريستي را يا با برنامه ريزي خودشان و يا به نمايندگي از سرويس هاي اطلاعاتي خارجي عليه شخصيت هاي مهم رژيم انجام داده اند.

    از اينرو احتمال زيادي دارد كه اينكار توسط افرادي انجام شده باشد كه مايلند به برنامه هسته اي ايران آسيب رسانده و يا آنرا به تعويق بيندازند. البته كه منظور در اينجا دولت هاي غربي و اسرائيل است. اين دول سعي مي كنند تا با استفاده از سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي خود به اطلاعاتي در مورد برنامه هاي هسته اي ايران دست يابند. گزارش هايي درمورد تلاش اين دولت ها براي صدمه زدن به تجهيزات خريداري شده از خارج توسط ايران ، جذب عاملاني از افراد موثر در برنامه هسته اي ايران جهت دستيابي به اطلاعات و يا فريفتن برخي از مقامات ارشد مرتبط با برنامه هسته اي درجهت كناره گرفتن اين افراد از پروژه هسته اي دريافت شده است.

    سوابق گذشته حاكي از اين است كه احتمال دخالت و دست داشتن سرويس هاي اطلاعاتي غربي و يا حتي اسرائيل در اين حمله تروريستي وجود دارد. بنابرگزارشات خبري خارجي ، اسرائيل در دهه 60 نيز در حملات مشابهي دانشمندان آلماني كه در پروژه هاي موشكي مصر فعاليت مي كردند را هدف قرار داده است. همچنين از نمونه هاي ديگر ترورهاي اسرائيل، مربوط به دهه 70 و ترور مصري ها و دانشمند كانادايي فعال در تاسيسات هسته اي و موشكي عراق در زمان صدام حسين بوده است.

    اين در حالي است كه همكاران «علي محمدي» در دانشگاه تهران مي گويند وي در برنامه هسته اي ايران هيچگونه مشاركتي نداشته است. با اين حال پيشينه برنامه هاي هسته اي ايران همواره حاكي از اين بوده است كه دانشگاه هاي اين كشور به ويژه دانشكده هاي فيزيك و شيمي نقش عمده و پيشرويي را در برنامه هسته اي ايران ايفا كرده اند. اين داشگاه ها تجهيزات لازم را خريداري و مخفي كرده و استادان و محققان آنها به عنوان مشاوراني در برنامه اتمي ايران حضور داشته اند.

    در سال هاي اخير گزارش ها در مورد تلاش هاي سرويس هاي اطلاعاتي غربي براي هدف قرار دادن داشمندان ايران افزايش يافته است و گزارشات متعددي درمورد مرگ هاي مشكوك دانشمندان هسته اي ايران به دست رسيده است. در يكي از اين موارد يك دانشمند در منزلش ظاهرا به خاطر خفگي ناشي از گازگرفتگي كشته شد.

    بدون در نظر گرفتن اينكه چه كسي عامل اين ترور كه مشابه ترورهاي رخ داده در بيروت و يا غزه است، ضربه ديگري بر چهره رژيم ايران و همچنين «محمود احمدي نژاد» و مسوولين ايران وارد شد. دولت ايران در حال حاضر نه تنها با فشارهاي معترضان داخلي روبرو است بلكه فشارهاي بين المللي همانند حمله به تاسيسات هسته اي اش را نيز تحمل مي كند.
    از سوي ديگر تهديداتي نيز از سوي گروه هاي داراي اقليت هاي قومي و مذهبي كه در سازمان هاي زير زميني در حال فعاليت بوده و گاها با انجام حملات خشونت با درصدد رسيدن به استقلال و يا باز پس گرفتن حقوق از دست رفته خود هستند، به ايران وارد مي شود.

    --------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7569

    برنامه هسته ای ایران با انفجار همراه شد

    (کارشناس نظامی روس: کشتن و ربودن مهره های ایرانی مشخصا دستور موساد است)

    .

    ... رئوتوف می نویسد: بعقیده برخی کارشناسان، پشت همه این جریانات اسرائیل قرار دارد. "ایگور کوروتچنکو" کارشناس نظامی به کامرسانت گفت: "کنار زدن مهره های اصلی برنامه اتمی ایران، بویژه در عرصه نظامی، برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد. و کشتن و ربودن آنها، مشخصاً کار دست موساد است"...

    خبرگزاری ریانووستی روسیه، بخش فارسی، سیزدهم ژانویه 2010
    http://pe.rian.ru/analitic/20100113/124676591.html

    "الکساندر رئوتوف" خبرنگار روزنامه روسی "کامرسانت" در مقاله ای که روز چهارشنبه در تازه ترین شماره این روزنامه منتشر شد، نوشت: در تهران طی انفجار روز گذشته "مسعود علی محمدی" دانشمند مشهور فیزیک هسته ای ایران کشته شد که به نظر کارشناسان نقشی قابل توجه را در توسعه برنامه هسته ای ایران ایفا می کرد. تهران آمریکا و اسرائیل را به قتل وی متهم کرد و اعلام کرد که آنها بدین ترتیب سعی در ممانعت از توسعه صنایع اتمی ایران دارند. بویژه که طی سال های اخیر صنایع اتمی ایران در جریاناتی مرموز چند دانشمند اتمی را از دست داده است.

    مولف می نویسد: طبق اطلاعات رسانه های ایران، محمدی سال های اخیر در دانشگاه تهران تدریس می کرد و فیزیک نوترونی درس می داد. در ضمن، کارشناسانی مستقل معتقدند که علاوه بر این او در توسعه برنامه هسته ای ایران نیز شرکت داشت. در هر صورت، پروفسور متخصصی مشهور بود.

    مقامات ایران بلافاصله نیروهای بیگانه را به قتل وی متهم کردند. "رامین مهمانپرست" سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز گذشته گفت که طبق تحقیقات اولیه در این اقدام تروریستی نشانه های مثلث خصمانه، یعنی رژیم صهیونیستی، آمریکا و عوامل آنها دیده می شوند. وی افزود: اما این اقدامات و کشتن دانشمندان اتمی کشور مانع برنامه هسته ای ایران نمی شود و بلکه آن را تسریع نیز می کند.

    وی در ادامه نوشت: اسرائیل و آمریکا دست داشتن خود در این رویداد را نفی می کنند. اما باید خاطر نشان کرد که طی سال های اخیر صنایع اتمی ایران حقیقتاً نیز از چند چهره سرشناس محروم شده است. در سال 2007 در وضعیتی مرموز و نامشخص "اردشیر حسن پور" متخصص مرکز هسته ای اصفهان کشته شد. در سال گذشته میلادی نیز "شهرام امیری" متخصص فیزیک هسته ای که 30 سال داشت، بهنگام زیارت در عربستان سعودی ناپدید شد. تهران می گوید که او از سوی نیروهای امنیتی عربستان ربوده شده است که پس از آن وی را به آمریکایی ها تحویل دادند.

    رئوتوف می نویسد: بعقیده برخی کارشناسان، پشت همه این جریانات اسرائیل قرار دارد. "ایگور کوروتچنکو" کارشناس نظامی به کامرسانت گفت: "کنار زدن مهره های اصلی برنامه اتمی ایران، بویژه در عرصه نظامی، برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد. و کشتن و ربودن آنها، مشخصاً کار دست موساد است".

    در عین حال اپوزیسیون ایران نگران است که مقامات کشور از کشته شدن این دانشمند برای سرکوب گسترده معترضین احمدی نژاد استفاده کند. روز سه شنبه خبرگزاری فارس اطلاع داد که مسئولیت این انفجار را "انجمن پادشاهی ایران" بر عهده گرفته است که خواستار سرنگون سازی نظام حاکم است.

    رئوتوف ادامه می دهد: طرفداران اپوزیسیون روز گذشته سعی کردند اثبات کنند که آنها دلیلی برای کشتن مسعود علی محمدی نداشتند، چرا که او با آنها همفکر بود. از جمله که پروفسور زیر بیانیه حمایت از "میرحسین موسوی" رهبر اپوزیسیون را امضا کرده بود.

    وی در پایان می نویسد: قتل دانشمند ایرانی در حالی بود که اوضاع پیرامون برنامه هسته ای ایران حاد می شود. ایران همچنان به پیشنهاد 1+5 میانجیگران حل مسئله هسته ای ایران (روسیه، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا) درباره غنی سازی اورانیوم در کشورهای ثالث پاسخ نداده است. در این راستا روز شنبه دیدار 1+5 در نیویورک برگزار می شود که طی آن امکان تشدید تحریمات در رابطه با ایران بررسی خواهد شد. روز گذشته تهران اعلام کرد که به نشان حسن نیت برای مدت دو ماه روند غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده بود. اما اعضای 1+5 به استثنای روسیه و چین معتقدند که این تلاش دیگری برای به درازا کشاندن زمان است.

    خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 23 دی ماه

    --------

    از همین منبع:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7104

    چه کسی از عملیات تروریستی در ایران سود می برد؟

    .

    ... در کل به نظر می رسد که هم ایران، هم کشورهای همسایه و هم کل جامعه جهانی یک دشمن مشترک دارند، یعنی تروریسم که توسط قاچاقچیان مواد مخدر تامین می شود و مبارزه با آن فقط باید به صورت مشترک انجام شود. اما فقط بی اعتمادی که اساس آن بر پایه اختلاف مذهبی و ایدئولوژی است، مانع تحقق این امر می شود ...

    "ایوان زاخارچنکو"، مفسر بخش بین المللی، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، بیستم اکتبر 2009
    (ترجمه از بخش فارسی ریانووستی روسیه)
    http://pe.rian.ru/analitic/20091019/123575844.html

    سیاسی کردن هرگونه اتفاق و اوضاعی در ایران ساده و آسان است. نمونه آن انفجار روز یکشنبه در استان سیستان و بلوچستان است که نزدیک به 50 قربانی به جا گذاشت. هدف این عملیات تروریستی بدون تردید خدشه وارد آوردن از داخل به چهره ایران در جهان و تشدید بی ثباتی در این کشور است. اما سئوال اینجاست که چه کسی از آن نفع می برد. روز 18 اکتبر در نزدیکی سالن کنفرانس شهر "سرباز" یک تروریست انتحاری خود را در کنار خودروی معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران منفجر کرد.

    زمان برای انجام این عملیات تروریستی اتفاقی انتخاب نشده است. چرا که هنوز هم شعله های اعتراضات در خصوص انتخابات ریاست جمهوری در این کشور فروکش نکرده است. اما عملیات تروریستی مذکور دست کم دو اتفاق مهم را تحت پوشش خود گرفت.

    اولا امروز در وین مذاکرات ایران با دیپلمات های روسی، آمریکایی و فرانسوی در خصوص تصمیم گیری جهت تحویل سوخت هسته ای برای راکتور تحقیقاتی ایران انجام خواهد شد. تصمیم تهران برای افزایش حجم تولید غنی سازی اورانیوم که ممکن است برای تولید تسلیحات هسته ای هم مصرف شوند، به این مذاکرات بستگی دارد.

    دوما، تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران قرار بود که مذاکرات میان نمایندگان شیعه و سنی انجام شود.

    اتهامات سیاسی بلافاصله شکل گرفتند. ایران آمریکا، بریتانیا و عربستان سعودی و همچنین نیروهای امنیتی پاکستانی را به دست داشتن در این عملیات تروریستی متهم نمود. غربی ها هم که دلیل مشکلات کنونی ایران را رژیم حاکم بر این کشور می بینند، خود به خود متهم هستند.

    بر اساس گزارش نیروهای انتظامی سیستان و بلوچستان "عبدالمالک ریگی" رهبر گروهک "جندالله" مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفته است که اکثرا از بلوچ هایی که در تقاطع مرزی ایران باد پاکستان و افغانستان زندگی می کنند، تشکیل شده است.

    این یکی از مناطق وسیع و محروم ایران محسوب می شود که فعالیت های قاچاقچیان موادمخدر در آن بسیار محسوس است.

    بر اساس گزارش رسانه های گروهی غربی، دلیل این مسئله می تواند تحرکات اخیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در منطقه و تشدید حضور این نیرو در سیستان و بلوچستان جهت جلوگیری از کانال های مواد مخدر و همچنین دستگیری "عبدالحمید ریگی" برادر عبدالمالک رهبر "جندالله" باشد که هنوز حکم اعدامش به اجرا در نیامده است.

    بی دلیل نیست که ناظران بین المللی بیشتر به مسئله مواد مخدر در محل توجه دارند تا به اهمیت اختلاف نظرات میان شیعه و سنی در منطقه.

    بدون تردید قاچاقچیان مواد مخدر به بی ثباتی ایران نیاز دارند چرا که دولت این کشور را از مسئله مواد مخدر دور کرده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران امکان کمتری برای دخالت در این تجارت که با تروریسم ارتباط تنگاتنگی دارد، پیدا خواهد کرد.

    روزنامه "وال استریت ژورنال" تاکید می کند که تهران بیش از گذشته از نفوذ طالبان و شبکه تروریستی بین المللی القاعده در پاکستان و افغانستان بر گروهک های جنایی و نظامی در مرز با ایران نگران است. اگرچه "جندالله" هیچ وقت برای رژیم ایران مشکل جدی محسوب نمی شود، اما دشمنان این کشور می توانند از چنین گروهک هایی برای ایجاد تزلزل در حکومت ایران استفاده کنند.

    ایرانی ها به دولت پاکستان هم به خاطر ارتباطش با عربستان سعودی چندان اعتماد ندارند که در ایران بعنوان حامی جنگجویان سنی معروف است. البته خود پاکستانی ها تلاش دارد به ایرانی ها بقبولانند که هیچ نقشی در عملیات تروریستی اخیر نداشته و برعکس خواستار همکاری در مبارزه با تهدیدات مشترک از سوی تروریسم و تشکیلات نظامی غیر قانونی برون مرزی هستند.

    البته واقعا بعید به نظر می رسد که پاکستانی ها به بی ثبات سازی ایران تمایل داشته باشند چرا که بی ثباتی در این کشور فقط به ناپایداری در کل منطقه منجر خواهد شد.

    به عقیده ناظران، پاکستان در گذشته از تشکیلات نظامی سنی به ویژه در افغانستان طی دهه80 علیه نیروهای شوروی سابق حمایت کرده که همین مسئله نیز باعث بدبینی حکومت ایران شده است. عبدالحمید ریگی اعتراف کرده که از واشنگتن دستور و کمک مالی می گرفته اما کاخ سفید این اتهامات را به طور کل رد کرده است.

    اگر نیروهای امنیتی غربی به تغییر رژیم احمدی نژاد در ایران تمایل داشته باشند، کمک به قاچاقچیان مواد مخدر در مرز میان ایران، پاکستان و افغانستان جهت پیشبرد این منظور در شرایط فعلی با ریسک بسیار از نظر امنیت منطقه و مبارزه با تروریسم توام بوده که نیروهای آمریکا برای تامین آن در افغانستان مستقر شده اند.

    اما فقط هیجانات باعث شده تا مقامات ایران عملیات تروریستی در سیستان و بلوچستان را سیاسی کنند، چرا که راحت تر است که "دستانی از خارج" را متهم نمود تا به ناتوانی خویش در حل مسائل امنیتی اعتراف کرد.

    بر اساس نوشته روزنامه اماراتی "خلیج تایمز"، تهران باید به اشتباه خود اعتراف کند و آنطور که باید با پاکستان و افغانستان جهت تنظیم استراتژی مشترک مبارزه با "دشمن واحد" اقدام نماید. روزنامه ترکیه ای "تودی زمان" نیز می نویسد، اگر ایران فقط بدنبال منافع خود باشد یعنی بعبارت دیگر اسلام را فقط برای ایرانیان بخواهد، کاری از پیش نخواهد برد چرا که در عصر حاضر هیچ کشوری در منطقه نمی تواند با تکیه بر نیروی خود بر روی پا بایستد.

    در کل به نظر می رسد که هم ایران، هم کشورهای همسایه و هم کل جامعه جهانی یک دشمن مشترک دارند، یعنی تروریسم که توسط قاچاقچیان مواد مخدر تامین می شود و مبارزه با آن فقط باید به صورت مشترک انجام شود. اما فقط بی اعتمادی که اساس آن بر پایه اختلاف مذهبی و ایدئولوژی است، مانع تحقق این امر می شود.

    خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 27 مهرماه

    ---------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7097

    اعلام آمادگی مدودف جهت همکاری با ایران درمبارزه با تروریسم

    .

    ... دفتر مطبوعاتی کرملین به نقل از این پیام گزارش داد: معتقدیم که مبارزه با تهدیدات تروریسم و افراط گرایی بدون نگاه به منشا آنها، به تلاش همه کشورها نیاز دارد. در همین راستا جهت مقابله با این تهدیدات برای همکاری با ایران آمادگی داریم ...

    سایت فارسی خبرگزاری روسیه، ریانووستی، مسکو، نوزدم اکتبر 2009
    http://pe.rian.ru/foreign/arab/20091019/123567794.html

    مسکو، 27 مهر، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "دمیتری مدودف" رییس جمهور روسیه طی پیام تسلیتی به "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران در رابطه با عملیات تروریستی اخیر در این کشور ضمن محکوم کردن آنها، آمادگی مسکو را برای همکاری با تهران در مبارزه با تروریسم و افراط گرایی اعلام کرد.

    دفتر مطبوعاتی کرملین به نقل از این پیام گزارش داد: معتقدیم که مبارزه با تهدیدات تروریسم و افراط گرایی بدون نگاه به منشا آنها، به تلاش همه کشورها نیاز دارد. در همین راستا جهت مقابله با این تهدیدات برای همکاری با ایران آمادگی داریم.

    بر اساس آخرین گزارشات موجود قربانیان عملیات تروریستی در جنوب شرقی ایران که روز یکشنبه علیه مقامات لشکری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران رخ داد، به 49 نفر رسیده است.


    ------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6553

    تاکتیک های شکست خورده (قسمت دوم: ارتش خصوصی صدام)

    مستندی در رابطه با ارگان تروریستی تحت الحمایه واشنگتن، سازمان مجاهدین خلق یا فرقه رجوی

    .

    .

    پرس تی وی، بیست و یکم ژوئن 2009
    http://www.presstv.com

    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=6552

     لینک به فایل تصویری (سی مگا بایت) 

     لینک به فایل تصویری (سی مگا بایت) 

    ---------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6547

    نامه سرگشاده به خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه امریکا

    اعتراض به حمایت رادیو دولتی امریکا از تروریسم بر علیه حرکت مردمی ملت ایران

    .

    .

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم ژوئن 2009
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    واشنگتن ـ دفتروزارت امورخارجه ـ بخش اموربین الملل ـ اموررسانه ها

    موضوع پشتیبانی ازگروه تروریستی مجاهدین توسط بخش فارسی صدای امریکا

    خانم وزیربا احترام فراوان .

    همانگونه که آگاهید سازمان تروریستی مجاهدین ازنظر دولت امریکا درلیست گروه های تروریستی درکنارگروه مخرب القائده قراردارد _ این گروه درقالب عملیات تروریستی واقدامات خشونت بار ازتاریخ پیدایش بویژه ازسال 1982 تا 2003 ده ها هزارتن از هم میهنان مارا درعملیات نظامی _ تروریستی به خاک وخون کشیده است _ بنابراین این گروه نه تنها کوچکترین پایگاه وجایگاهی درمیان مردم ایران ندارد بلکه درنزد عموم مردم ایران بعنوان یک گروه منزوی و خشونت گرا باسابقه ای سیاه شناخته می گردد .

    سرکارخانم کلینتون .

    ازیک سال پیش بخش فارسی صدای امریکا بدون درنظر گرفتن این واقعیت از اعضای موثر این گروه بعنوان روزنامه نگاردربرنامه های بخش فارسی خود استفاده می نماید که چنین اقداماتی صرف نظر از زیرپاگذاشتن منشور صدای امریکا توسط مسئولین این رسانه نوعی پشتیبانی از تروریسم محسوب می گردد .

    برای نمونه می توان از دعوت برنامه ساز این تلویزیون آقای بیژن فرهودی از افرادی چون علیرضاجعفرزاده ـ حسن داعی الاسلام ازاعضای مهم این سازمان تروریستی یاد کرد

    خانم وزیر _ بنده بعنوان یک بیننده این رسانه قبلا طی دومورد بگونه ای مستند مراتب اعتراض خود رابه اینگونه اقدامات غیرقانونی طی نامه هایی مستند و سرگشاده به عرض آقایکامبیزمحمودی رساندم که متاسفانه مورد برسی قرارنگرفت .

    خانم کلینتون

    ازچند شش ماه پیش بدین سو فردی بنام علی جوانمردی ازطرفداران این گروه تروریستی دربخش خبر وبعنوان گوینده در این تلویزیون مشغول بکار گردیده و بنا به مدارک پیوست درچندین مورد بگونه ای صریح وروشن از مواضع این گروه تروریستی جانبداری نموده و درجهت تبلیغ برای آنها اقدام می نماید.

    بنا برتحقیقات بنده ایشان دربخش فارسی تنظیم وگزینش خبر فعالیت می نماید و دربرخی از موارد سعی می کند به طرق متفاوت برای این گروه ترریستی تبلیغ نماید که آخرین مورد آن بنا برمدارک پیوست پخش بخشی ازسخن رانی مریم رجوی دربخش خبرها ونظرها درتاریخ 2009/06/20 می توان اشاره نمود .

    خانم کلینتون توجه داشته باشید

    درحالی که هم اکنون مردم ایران درچهارچوب یک جنبش مدنی مسالمت آمیز مشغول احقاق حقوق خود هستند _ طرفداران این گروه سعی می کنند با نفوذ دررسانه های همگانی ضمن بهره برداری ازشرایط بوجود آمده بنفع خود سواستفاده نمایند .

    از آنجائیکه نظام حاکم برایران بخاطرسوابق سیاه وتروریستی نسبت به این گروه تروریستی حساسیت خاصی دارد _ لذا چنین اقداماتی از جانب بخش فارسی صدای امریکا به زیان جنبش مدنی مردم ایران تمام خواهد شد که نمونه آنرا می توان درایجاد اختلال درپخش تلویزیونی صدای امریکا ازتاریخ 2009/06/20 درایران نام برد .

    خانم کلینتون درپایان این نامه ازشما تقاضا دارم باتوجه به اینکه صدای امریکا تحت نظروزارت امور خارجه آن کشور فعالیت می نماید دستور فرمائید باتوجه به مدارک پیوست نسبت به تخلف بخش فارسی صدای امریکا بررسی وتحقیق نموده وازتکرار چنین اقدامات خلاف قانون جلوگیری نمایند .

    با تشکروسپاس فراوان _

    الف .مینو سپهر کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/06/21

    به پیوست مدارک ومستندات

    نگارشگر الف.مینوسپهر

    ------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6461

     

    اعتراف رسمی ریگی به همكاری با باند تروریست رجوی

    (مصاحبه رهبر گروه کشتار مردم در مساجد ایران با تلویزیون رنگارنگ در واشنگتن دی سی)

    .

    .

    ایران دیدبان، دوم ژوئن 2009
    http://www.irandidban.com/master.asp?ID=15491

    "عبدالمالك ریگی" مسؤول گروه تروریستی موسوم به "جندالله" ، پس از ارتكاب جنایت تروریستی در مسجد علی بن ابیطالب (ع) زاهدان، رسماً ارتباط با مجاهدین را فاش ساخت و به پشتیبانی اطلاعاتی مجاهدین از جندالله اعتراف علنی نمود.

    عبدالمالك ریگی كه در تاریخ 10/3/1388 در مصاحبه با کانال تلویزیون ماهواره‌ای رنگارنگ سخن می‌گفت، در پاسخ به سؤال یكی از شنوندگان كه از وی پرسید آیا با مجاهدین خلق ارتباط دارد یا خیر؟ به رابطه‌ی با باند تروریست رجوی اذعان كرد.

    ریگی که در ابتدا تلاش داشت رابطه‌اش با مجاهدین را كم‌رنگ نشان دهد، گفت:

    « ما با همه‌ی كسانی كه با رژیم مبارزه می‌كنند رابطه داریم، ولی رابطه‌ی بسیار نزدیكی نیست و كم‌رنگ است، البته ما خواهان آن هستیم كه هر كاری می‌خواهند برای آنها انجام دهیم، یك كارهایی ما از دستمان برمی‌آید و یك كارهایی آنان می‌توانند انجام دهند، ما می‌توانیم افراد آنها را انتقال دهیم، اما فكر می‌كنم كه محدودیت دارند و در كشورهایی قرار دارند كه نمی‌توانند خودشان را تكان بدهند ... »

    "داور" مدیر تلویزیون رنگارنگ با تأكید بر نام گروه مجاهدین خلق سؤال را تكرار كرد كه مجدداً ریگی سخنان بالا را تكرار نمود و داور که تظاهر می‌کرد قانع نشده، توضیحات بیشتری درباره‌ی نوع رابطه خواستار شد که ریگی مجبور شد به ابعاد دیگری از این ارتباط اعتراف كند و گفت:

    « البته بعضی همكاری‌های اطلاعاتی با ما داشته‌اند، اطلاعاتی درباره‌ی فعالیت‌هایی كه رژیم در این مناطق داشته است و بعضی فعالیت‌هایی كه سپاه قدس داشته را به صورت ایمیل و پیام برای ما ارسال می‌كنند. مجاهدین وقتی از اخباری مطلع می‌شوند، مثلاً تیم‌هایی كه می‌خواهند به منطقه بیایند [ مأموران ایرانی ( توضیح از ایران دیدبان ) ] ، بعضی افراد دارند كه به ما اطلاع‌رسانی می‌كنند در این خصوص. »

    بدین‌ترتیب و با اعترافات مختصر و حداقلی ریگی، آشكار شد كه گروه تروریستی مجاهدین نقش پشتیبان اطلاعاتی باند تروریست جندالله را برعهده دارد.

    اخبار موثق دیگر حاكی است که برخی از عوامل "عمر البغدادی" طی دو سال گذشته، وظیفه‌ی ایجاد ارتباط بین اعضای اطلاعاتی مجاهدین با جندالله را برعهده داشته‌اند و در انتقال اطلاعات و هماهنگی‌ها بین این دو گروه تروریستی فعال بوده‌اند. و این در حالی است که شخص عمر البغدادی نیز هماهنگی‌هایی را برای انجام عملیات‌های تروریستی در عراق با مجاهدین صورت می‌داده است.

    با افشای ابعاد جدیدی از دخالت‌های مجاهدین در عملیات‌های تروریستی، بار دیگر بایستی به دولت‌های فرانسه و عراق یادآور شد كه صرف خلع سلاح این گروه، خطرات و تهدیدات آن را خنثی ننموده است، بلكه تا زمانی كه رهبری مجاهدین مقر و پایگاهی مثل اردوگاه اشرف و اردوگاه اور در خاك این كشورها داشته باشد، همچنان به اقدامات تروریستی‌اش ادامه خواهد داد.

    -----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519

    نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا، گوردن براون

    با محدود کردن فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق در لندن همبستگی خود با مردم ایران را نشان دهید

    .

    ... مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند"...

    شبکه سی. ان. بی. سی، چهارم ژانویه 2010
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518

    لینک به سی ان بی سی:
    http://www.cnbc.com/id/34686287
    لینکه به رویترز:
    http://www.reuters.com/article/
    idUS99721+04-Jan-2010+PRN20100104

    امروز مسعود خدابنده، مدیر موسسه مشاورین استراتژی خاورمیانه از مرکز خود در شهر لیدز در نامه ای سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا آقای گوردن براون از دولت بریتانیا خواست تا جلوی تحرکات گروه تروریستی مجاهدین را که از لندن برنامه های ماهواره ای در تشویق و پشتیبانی از خشونت و ترور در ایران پخش می کنند را بگیرد. مسعود خدابنده در این نامه گفت: "تظاهرات شجاعانه و صلح طلبانه مردم ایران برای بدست آوردن آزادی های طبیعی و حقوق حقه شان بخاطر اقدامات مضری که از داخل خاک بریتانیا انجام می گیرد صدمه دیده است".

    خدابنده گفت که سازمان مجاهدین خلق از طریق شبکه ماهواره ای خود بنام سیمای آزادی از لندن برنامه هایی در تشویق ترور و خشونت پخش می کند. این گروه (که بعد از تغییرات بنیادی در سال 1985 به فرقه ای مخرب تبدیل شد و بنام رهبر فرقه، فرقه رجوی نام گرفته است) منابع مالی خود را نیز از طریق شعب بانکهای مستقر در لندن جابجا می کند.

    خدابنده گفت:" اکنون بریتانیا با دنباله روی کور کورانه از رهبران واشنگتن متهم به حمایت از تروریسم شده است. این به نفع منافع ملی ما نیست".

    سرسختان دولت ایران دیروز پایان تحمل در قبال تظاهرات خیابانی را اعلام کردند. این حرکت پس از آن صورت گرفت که منابع اعلام نمودند تعدادی از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق برای به خشونت کشیدن حرکت های مردمی به ایران اعزام شده اند.

    مسعود خدابنده در اوت 2009 پس از مشاوره با مقامات دولت عراق گزارش دوم خود از کمپ اشرف را منتشر نمود. دولت عراق خواستار اخراج اعضای گروه از کشور است. یک مقام عراقی امروز تاکید کرد که پس از تحویل گرفتن کمپ محل اسقرار مجاهدین در عراق از نیروهای امریکایی در ژانویه 2009 تیم های ترور سازمان دیگر نمی توانند از این کمپ به ایران ارسال شوند.

    اگرچه سازمان مجاهدین خلق هنوز در لیست تروریستی ایالات متحده است ولی این گروه با آزادی تمام در پاریس، لندن و شهرهای آلمان فعالیت می کند. اعضای فعال گروه در اروپا آموزش های عملی و ایدئولوژیکی ترور را در سیستم صدام حسین دیده و اراده خود برای استفاده از خشونت و ترور را بارها به نمایش گذاشته اند.

    خدابنده در این نامه عنوان می کند که:" با توجه به مسئله اتمی ایران، تغییر رژیم می تواند نتیجه مناسبی برای دولت بریتانیا باشد ولی این نمی تواند از طریق ترور و استفاده از گروه های تروریستی دنبال شود". خدابنده اضافه می کند:"ما نمی توانیم از یک گروه تروریستی بخواهیم تا خشونت و ترور را نفی کند ولی می توانیم از شما و دولت شما بخواهیم تا فعالیت های آنها را در راستای قوانین داخلی بریتانیا و سیاست اعلام شده ضد تروریستی دولت محدود نمایید".

    مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند".

    پایان
    .
    مسعود خدابنده مدیر مشاورین استراتژی خاورمیانه است. مشاورین استراتژی خاورمیانه مسئولیت سایت خبررسانی ایران اینترلینک را نیز بر عهده دارند. آقای خدابنده بیش از سی سال سابقه کار و تحقیق مشخص بر روی سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران را دارد و در سالهای اخیر بدنبال تصمیم دولت عراق بر اخراج گروه تروریستی خارجی از کشورشان بعنوان مشاور دولت عراق فعالیت می کند

    *   *   *

    متن کامل نامه مسعود خدابنده:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518

    Home

     

     

     



      06-02-2010
    :Hits since 4/06 (C) 2006