شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ?راز و ?رود شورای ملی مقاومت ایران. مصاحبه با منوچهر صالحی

    گ?تگو با آقاي منوچهر صالحي :

    مي خواستم توضيح بدهيد كه از ديدگاه شما علل تشكيل شوراي ملي مقاومت چه بود ؟

    مردمي كه در هر انقلابي شركت مي كنند بايد داراي يك ذهنيت يا شعور عمومي باشند كه در كوران انقلاب به ذهنيت يا شعور غالب اجتماعي بدل مي گردد ، اين ذهنيت يا شعور عمومي نبايد واقعيت را آن طور كه هست نمايان سازد بر عكس در جوامعي كه سطح آگاهي علمي در آن اندك است واقعيت هميشه به صورتي كاذب در ذهن و شعور ?ردي و اجتماعي بازتاب مي يابد .



    به همين دليل در جوامعي كه هنوز در دوران پيش سرمايه داري به سر مي برند ، ذهنيت يا شعور مذهبي است ، به عبارت ديگر مي توان نتيجه گر?ت كه شعور مذهبي شعور جوامعي است كه هنوز به دوران توليد سرمايه داري گام ننهاده اند و توليد روستايي در آنها وجه توليد غالب است .



    مبارزه اي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در درون هيئت حاكمه جديد در گر?ت مبارزه ميان نيروهايي بود كه به طور ويژه طبقات و اقشار جامعه سنتي و طي? كوچكي از اقشار جامعه غير سنتي ايران را نمايندگي مي كرد .



    آيت اله آيت اله خميني بطور عمده از منا?ع مستضع?ان يعني روستائيان و روستائياني كه به حاشيه شهرها كوچ كرده و هنوز به شهروند جامعه مدني بدل نگشته بوند پشتيباني مي كرد، در عين حال بازار يعني بخش سرمايه داري سنتي نيز در طي? آيت اله آيت اله خميني قرار داشت .



    بني صدر ، نهضت آزادي و ديگر جريانات ملي _ مذهبي نيز بخشي از بازاريان سنتي و هم لايه هاي خرده بورژوازي شهري را كه داراي باورهاي كم و بيش مذهبي بودند نمايندگي مي كردند .



    تركيب جمعيت اين طبقات و نيروها چنان بود كه مي شد از همان آغاز تشخيص داد كه مبارزه دروني هيئت حاكمه جديد به ن?ع آيت اله خميني تمام خواهد شد ، زيرا انقلاب ايران براي نخستين بار در تاريخ ميهن ما زمينه را براي شركت روستائيان در زندگي اجتماعي ?راهم ساخته بود .



    در همان زمان نيز مي شد بر اساس تجربه اي كه از انقلابات مشابه وجود داشت دريا?ت كه به خاطر شركت روستائيان در مبارزه اجتماعي بود كه انقلاب چهره مذهبي يا?ت به عبارت ديگر مردمي كه در انقلاب شركت كردند و آن را به پيروزي رساندند داراي باورهاي ديني بودند و با ايدئولوژي مذهب مي خواستند واقعيتي را كه برايشان قابل پذيرش و تحمل نبود تغيير دهند .



    به همين دليل شعور مذهبي نگاه به گذشته تاريخ دارد و مي خواهد با باز گرداندن جامعه به گذشته و جانشين ساختن ارزشهاي پيشينيان كه به طور عمده ارزش هاي ديني هستند بر ارزشهاي موجود كه وارداتي تلقي مي شوند از " از خود بيگانگي هويتي خود " و ?روپاشي وضعيت و موقعيت اجتماعي خويش جلوگيري كند .



    شوراي ملي مقاومت زماني به وجود آمد كه بني صدر در پيشبرد سياست خود با شكست مواجه گشت و آيت اله خميني به مثابه ولي ?قيه او را از مقام رياست جمهوري عزل كرد ، براي بني صدر دو راه بيشتر نمانده بود ، يا بايد تسليم مي شد و خانه نشين مي گشت و يا آنكه بايد مخ?ي مي شد و به مبارزه ادامه مي داد .



    سازمان مجاهدين خلق كه تا آن هنگام در ايران داراي ن?وذ و امكانات زيادي بودند كوشيد از بحران سياسي موجود ميان رئيس جمهور و آيت اله خميني به مثابه رهبر انقلاب بهره برداري سياسي كند .



    به همين دليل سازمان مجاهدين پيش از عزل بني صدر به همكاري با د?تر هماهنگي با رياست جمهوري پرداخت و با برگزاري يك سلسله تظاهرات از جمله تشكيل ميتينگ در ميدان امجديه كوشيد به مردم ب?هماند كه مجاهدين در ص? رئيس جمهور قرار دارند و همچون او به خاطر آزادي و دمكراسي مبارزه مي كنند .



    اما مجاهدين به اين حد بسنده نكردند و چون مي پنداشتند كه مي توانند از بحران موجود براي دستيابي به قدرت سياسي بهره گيرند از دختران و پسران دانش آموزي كه توانسته بودند به گرد خود سازماندهي كنند ، خواستند كه در خيابانهاي تهران رژه ر?ته و شعار " مرگ بر آيت اله خميني " را سر دهند .



    آنها با نيروي نظامي اندك خويش نتوانستند حتي چند ساعت هم در برابر پاسداران مقاومت كنند ، سركوب اقدامات مسلحانه مجاهدين بهترين ?رصت را به رژيم داد تا به سركوب تمامي نهادهاي سياسي كه در خدمت آن رژيم قرار نداشتند بپردازد .



    از آن زمان موج دستگيري ها و اعدام ها آغاز شد ، براي بني صدر كه به همكاري با سازمان مجاهدين تن در داده بود تنها يك راه مانده بود و آنهم راه خروج از ايران بود ، آن طور كه از خود ميثاق مي توان برداشت كرد ، آقاي بني صدر براي آنكه حدود و ثغور همكاري خود با مجاهدين را تعيين كند آن مطلب را نوشت و مجاهدين كوشيدند آن سند را به پلات?رمي براي به وجود آوردن يك جبهه وسيع ضد ولايت ?قيه يعني شوراي ملي مقاومت بدل سازند .



    اشكال ميثاق آن بود كه بني صدر و مجاهدين آن را با هم تهيه ديده بودند و اينكه از ديگر نيروهاي اپوزيسيون مي خواستند كه با پذيرش آن پلات?رم به شوراي ملي مقاومت بپيوندند ، به عبارت ديگر آنها آشي را پخته بودند و از ديگران مي خواستند كه آن را بخورند .



    ديگر آنكه آنها حتي مقامات رهبري را بين خودشان تقسيم كرده بودند ، بني صدر همچنان رئيس جمهور بود و البته در اين زمينه از مشروعيت انتخابات و رأي مردم برخوردار بود ، و او نيز رجوي را به عنوان نخست وزير دولت موقت جمهوري دمكراتيك اسلامي برگزيده بود .



    به اين ترتيب ضرورت پيدايش شوراي ملي مقاومت ضرورتي اجتماعي نبود ، بني صدر و مجاهدين نيروي كوچكي از بازاريان و اقشار ميانه شهري را نمايندگي مي كردند كه خود از برنامه روشني برخوردار نبودند .



    برنامه هاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي بني صدر و مجاهدين ناروشن و گنگ بود، به همين دليل مجاهدين توانسته بودند بيشتر در ميان دانش آموزان و دانشجويان كه در روند توليد نقشي ندارند ، اما آرمان خواه هستند ن?وذ كنند .



    در حقيقت هيچ يك از طبقات و گروههاي اجتماعي اين تشكيلات را نماينده خود نمي دانست ، همان طور كه تاريخ معاصر نيز نشان داده است در آن دوران هنوز اكثريت مردم به آيت اله خميني باور داشتند و حكومت او را مشروع مي دانستند .



    حتي غالب كساني كه در نخستين انتخابات رياست جمهوري به بني صدر رأي داده بودند از پيروان س?ت و سخت آيت اله خميني بودند وگرنه مي دانيم كه نيروهاي هوادار مليون



    به مثابه نيروهاي لائيك در آن انتخابات رأي خود را به تيمسار مدني دادند كه پس از خروج از ايران براي مدتي به " جبهه ملي " پيوست و مدعي پيروي از راه مصدق گشت .



    اشتباه بني صدر و مجاهدين آن بود كه مي پنداشتند هشتاد درصد مردم با آيت اله خميني مخال? هستند و هر گاه آنها يك جبهه ?راگير تشكيل دهند اين توده مردم به آن خواهد پيوست و طي شش ماه مي توان رژيم آيت اله خميني را سرنگون ساخت ، آنها وقتي كه به پاريس آمدند مي پنداشتند كه شش ماه ديگر در ايران بر اريكه قدرت تكيه خواهند زد.



    _ شما علت و يا عوامل شكست و ناكامي شوراي ملي مقاومت را به چه نحوي تحليل مي كنيد ؟



    عوامل شكست شوراي ملي مقاومت در همان ضرورت پيدايش اين پديده نه?ته بود ، همان طور كه در بالا يادآور شدم اساسنامه يا ميثاق اين شورا بر اساس نگرش و نيازهاي بني صدر و مجاهدين خلق تدوين شده بود و از ديگران خواسته شد كه آن را بپذيرند .



    اين شورا مي خواست و هنوز هم مي خواهد جمهوري دمكراتيك اسلامي را جانشين جمهوري اسلامي متكي بر ولايت ?قيه سازد ، اما بني صدر به قانون اساسي ولايت ?قيه رأي داده و آن را خوب دانسته بود .



    مجاهدين هم هر چند كه همه پرسي قانون اساسي شركت نكردند ، ليكن در انتخابات رياست جمهوري شركت جستند ، آقاي رجوي اعلام كرد كه اگر به عنوان رئيس جمهوري انتخاب شود بر اساس قانون اساسي عمل خواهد كرد .



    به عبارت ديگر مجاهدين براي دستيابي به قدرت سياسي حاضر شدند قانون اساسي ولايت ?قيه را بپذيرند ، بنابراين آنچه شوراي ملي مقاومت مي خواست به وجود آورد با آنچه آيت اله خميني به وجود آورده بود تو?ير زيادي نداشت ، در هر دو حال جامعه بايد بر بنياد ارزش هايي كه دين اسلام به وجود آورده است خود را سازماندهي كند .



    بنابراين شوراي ملي مقاومت در پي تحقق جدايي دين از دولت كه پيش شرط تحقق جامعه اي دمكراتيك است ، نبود ، آنها حتي خواستار تحقق روابط دمكراتيك در درون شورا نيز نبودند ، زيرا نيروهايي كه مي خواستند به اين شورا بپيوندند بايد طبق اساسنامه رياست جمهوري بني صدر و نخست وزيري رجوي را مي پذير?تند .



    همان طور كه ديديم پيدايش اين شورا همراه بود با ان?جار بمب در مراكز متعدد و نابودي بسياري از رهبران درجه اول رژيم ولايت ?قيه در ايران ، همين امر سبب شد تا براي بسياري از نيروهايي كه در جامعه ايران از وزن چنداني برخوردار نبودند اين باور به وجود آيد كه رژيم آيت اله خميني بزودي درهم خواهد شكست و بنابراين با پيوستن به اين شورا تكه اي از لحا? ملا نيز مي تواند به آنها برسد .



    شخصيت ها و گروههاي بسياري به اين شورا پيوستند ، برخي از ا?راد نيز با تأسيس سازمانهاي من درآوردي كه در بسياري از موارد از يك ن?ر تشكيل مي شدند به عنوان رهبران آن سازمانها به شورا پيوستند .



    از همان آغاز مجاهدين خلق كوشيدند سياست خود را بر شورا حاكم سازند ، اما سياست آنها مبتني بر كيش شخصيت بود و هست ، چنين سياستي نمي تواند محصول روابط دمكراتيك باشد ، در جوامع و سازمانهاي دمكراتيك رهبران نقش " ابر انسان " را نمي يابند بلكه انسان باقي مي مانند ، يعني رهبران نيز كساني هستند كه از عقل كل برخوردار نيستند و مثل هر آدم معمولي اشتباه مي كنند .



    اما مجاهدين خلق مي خواستند رجوي را به رهبر بلامنازع شوراي ملي مقاومت بدل سازند ، مي گويند " ماما كه دو تا شد سر بچه كج بيرون مي آيد " در شورا نيز از يك سو بني صدر به مثابه ژنرال بي سپاه حضور داشت كه مي توانست به حق مدعي شود كه رئيس جمهور منتخب مردم است و از سوي ديگر رجوي با سازمان مجاهدين خلقي كه در اختيار داشت ، سپاهي كه حاضر بود به خاطر خواسته هاي او به كام مرگ برود ، در صحنه حاضر بود .



    آن يك مشروعيت خود را با رأي چند ميليوني مردم توجيه مي كرد و اين يك کشته هاي سازمان مجاهدين خلق را وجه المصاله مشروعيت خويش ساخته بود ، همين امر سبب شد تا بني صدر كه خود را هنوز رئيس جمهور قانوني ايران مي دانست و براي خود در شورا نقش محوري قائل بود نتواند با رجوي بسازد .



    جدايي بني صدر از شورا آشكار ساخت كه با مجاهدين خلق نمي شود جبهه اي دمكراتيك به وجود آورد ، آنها كه توانسته بودند در جريان انقلاب دار و ندار بنياد پهلوي را به ن?ع خود ضبط كنند و در سرقت دويست ميليون دلاري از بانك سپه رد پايشان پيدا بود يگانه نيرويي بودند كه از امكانات مالي و انساني ?راوان برخوردار بودند .



    به همين دليل نيز تشكيلات شوراي ملي مقاومت در خارج از كشور در بست در اختيار مجاهدين قرار گر?تند و به زائده اي از اين سازمان بدل گشت ، هيچ برنامه اي نمي توانست بدون تأييد آنها عملي شود .



    در ابتدا مجاهدين اميدوار بودند كه با بهره گيري از پشت جبهه عراق و همكاري حزب دمكرات كردستان مي توانند در غرب كشور جنگ چريكي دراز مدت را آغاز كنند ، اما اين اتحاد نيز از دوامي پايدار برخوردار نبود .



    قاسملو در پنهان با نمايندگان حكومت ولايت ?قيه در مذاكره بود، واقعيت هم نشان داد كه مردم اين نواحي يعني نواحي جنگ زده حاضر نبودند از مجاهدين پشتيباني كننند .



    مجاهدين حتي با اين واقعيت روبرو شدند كه مردم بومي اين نواحي برخي از ?عالين سازمان را يا كشتند و يا آنكه به رژيم ولايت ?قيه تسليم كردند ، به همين دليل ديري نپائيد كه اقدامات نظامي _ چريكي آنها در برابر رژيم در هم شكست .



    رژيم نه تنها مجاهدين بلكه بسياري از هواداران سازمان را دستگير ، زنداني و اعدام كرد.



    يكي از هنرهاي رجوي آن است كه براي ماست مالي كردن شكست برنامه هايش هر از چند گاهي ?يلي هوا مي كند ، در آن دوران نيز وقتي شكست مبارزه مسلحانه چريكي در داخل كشور حتمي شد ، وقتي سركوب شديد اپوزيسيون حربه ترور را هم از سازمان گر?ت و حتي حضور مجاهدين در ?رانسه براي حكومت اين كشور نامطلوب گشت ، رجوي خود را به صدام ?روخت و با دار و دسته اش به آن ديار كوچ كرد و در آنجا ارتش آزاديبخش به وجود آورد .



    ارتشي كه طي جنگ ايران و عراق به طور دربست در خدمت صدام حسين قرار گر?ت و بر اساس سياست جنگي آن رژيم به انجام ?عاليت هاي تخريبي در ايران و عليه مردم و ارتش ايران موظ? شد ، در حقيقت با ر?تن رجوي و مجاهدين به عراق و ايجاد ارتش آزاديبخش در آن كشور كار شوراي ملي مقاومت هم خاتمه يا?ت .



    آنچه كه از آن زمان به بعد به عنوان شوراي ملي مقاومت وجود دارد مترسكي است از تشكيلاتي كه مي خواست طي شش ماه قدرت سياسي را از چنگ آيت اله خميني بيرون آورد ، پديده اي كه در حال حاضر بدون پول و نيروي انساني مجاهدين هيچ است .



    _ علت خروج جبهه دمكراتيك ملي و آقاي متين د?تري را از شوراي ملي مقاومت معلول چه عواملي مي دانيد ؟



    پس از پيروزي انقلاب 1357 من نيز به همراه ديگر دوستان سياسي خويش در تأسيس جبهه دمكراتيك ملي ايران شركت و چندي نيز به همراه ر?يق ?رهاد سمسار ( سمنار ) كه چند سال پيش به طور ناگهاني در گذشت با شكرالله پاك نژاد همكاري داشتم .



    در آن دوران جبهه دمكراتيك ملي در پي به وجود آوردن جامعه اي لائيسيته بود ، يعني مي خواست دين و دولت را از هم جدا سازد ، به همين دليل نيز عناد و دشمني با اين جبهه زياد بود .



    مجاهدين كه در ابتدا اعلام كرده بودند به جبهه دمكراتيك ملي خواهند پيوست از اين كار خودداري كردند ، نيروهاي چپ همچون ?دائيان خلق تحقق جامعه لائيك را ارث پدري خود مي دانستند و به همين دليل نيز تا آنجا كه از دستشان بر مي آمد در تأسيس جبهه دمكراتيك ملي كار شكني كردند .



    من وقتي از جبهه دمكراتيك ملي جدا شدم كه اين جبهه از اصل جدايي دين از دولت خود عدول كرد ، آنهم به اين ترتيب كه از نامزدي رياست جمهوري رجوي پشتيباني كرد ، كسي كه رهبر سازماني ديني و سياسي بود و مي خواست بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي عمل كند .



    جبهه دمكراتيك ملي پس از اين واقعه نقش و اهميت خود را از دست داد به ويژه آنكه بسياري از سازمانها و گروهها از آن جدا شدند ، پس از سركوب " بهار آزادي " از اين جبهه نيز چيزي باقي نمانده بود .



    اما آنچه غم انگيز بود اين واقعيت بود كه دكتر متين د?تري يعني نوه دكتر محمد مصدق كه تنها حكومت متكي بر قانون را در تاريخ ايران متحقق ساخته بود و در دوران نخست وزيري خويش از تجاوز به حقوق قانوني مردم جلوگيري كرده بود ، مصدقي كه نشان داد در جامعه اي عقب مانده نيز مي شود دمكراسي را متحقق ساخت ، اينك مي خواست در چارچوب شوراي ملي مقاومت به خاطر تحقق جمهوري دمكراتيك اسلامي مبارزه كند .



    با اين حال تا زماني كه مجاهدين خود و شورا را به صدام ن?روخته بودند اين وضعيت قابل تحمل بود ، اما پس از اين واقعه آقاي متين د?تري در شورا باقي ماند و به توجيه خيانت هاي رجوي به مردم ايران پرداخت .



    يكي از وظاي? او در اين شورا اين بود كه از طريق ايجاد ارتباط با سازمانهاي بين المللي از آن مؤسسات بخواهد كه رژيم آيت اله خميني را به خاطر تجاوز به حقوق بشر محكوم سازد و شوراي ملي مقاومت را به مثابه يگانه آلترناتيوي كه مورد حمايت مردم ايران است به رسميت بشناسند .



    پس از آنكه جنگ با عراق پايان يا?ت و تصر? قدرت سياسي از طريق اقدام نظامي شكست خود و ?روغ جاويدان به تاريكي ابدي بدل گشت ، مجاهدين و همراه با آنها شوراي ملي مقاومت مجبور شدند مشروعيت خود را از همين اقدامات كسب كنند .



    جمع آوري امضاء نمايندگان پارلمان اروپا يا مجلس سناي آمريكا مبني بر اين كه آنها شوراي ملي مقاومت را به مثابه نماينده مردم ايران به رسميت مي شناسند ، يكي از مشغله هاي مهم آقاي متين د?تري بود .



    رجوي با بهره گيري از اين مصوبات مي خواست به اعضاي مجاهدين و شورا و نيز مردم ايران ثابت كند كه دارد چهار اسبه به سوي پيروزي و كسب قدرت سياسي مي تازد و جز مردم ايران مابقي دولت هاي جهان او را به رسميت شناخته اند .



    اما ديديم كه اين تلاش ها سودي نداشت ، دولت ها و مجامع غربي تا زماني كه منا?عشان ايجاب مي كرد و مي خواستند از رژيم ولايت ?قيه امتيازاتي بدست آورند ، لي لي به لالاي مجاهدين و شورا گذاشتند و در آينده نيز اين كار را خواهند كرد ، پس مجاهدين و شورا به همت كساني چون آقاي متين د?تري چماقي شد در دست كشورهايي چون آمريكا و اسرائيل براي باج ستاني از ملت ايران .



    اما شوراي ملي مقاومت با تأييد پارلمان اروپا و سناي آمريكا نمي تواند در ايران به قدرت دست يابد ، همچنين دست زدن به نمايش هاي مسخره اي نظير آنچه مجاهدين در جريان مسابقه ?وتبال بين تيم هاي ايران و آمريكا در ?رانسه راه انداختند براي شوراي ملي مقاومت آبرو و حيثيت به وجود نمي آورد .



    بر عكس سازماني كه آن همه پول خرج مي كند و با پخش بليط هاي مجاني و پرداخت مخارج مسا?رت پناهندگان ايراني آنها را به استاديوم ?وتبال مي كشاند تا پيراهن عكس دار " مسعود و مريم " را به تن كنند ، در حقيقت از ناتوانايي قدرت رزمي خود پرده برداشته و ورشكستگي سياسي خود را آشكار ساخته است .



    اينك 17 سال از تأسيس شوراي ملي مقاومت مي گذرد و ديديم كه براي يك لحظه نيز اين دم و دستگاه نتوانست از پشتيباني مردم ايران بهره مند شود ، در عوض پس از شركت گسترده مردم در انتخابات رياست جمهوري كه به انتخاب خاتمي منجر و موجب بازگشت مردم به ميدان مبارزه روزمره گشت ، بايد كودن ترين آدم هاي سياسي نيز مي ?هميدند كه مردم ايران سرنوشت خود را به دست كساني نخواهند سپرد كه خود را به دشمنان مردم ايران ?روخته اند .



    در زبان آلماني ضرب المثلي است مبني بر اين كه " موش ها از كشتي اي كه دارد غرق مي شود مي گريزند " جدايي آقاي متين د?تري از شوراي ملي مقاومت نيز جز اين نيست .



    استع?اي ايشان شبيه كار آدمي است كه پس از سوار شدن در اتوبوس و به ايستگاه آخر رسيدن و پياده شدن آخرين مسا?ران مدتها در اتوبوس مي نشيند و مي پندارد كه اتوبوس باز هم به راه خود ادامه خواهد داد ، اما پس از مدتي انتظار پي مي برد كه به آخر خط رسيده است و بايد از آن پياده شود .


    Date: 2006-12-27
    (C) 2006