شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • یا حسین - عاشورا در میان خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، درب اسد، پادگان عراق جدید (سابقا اشرف)

    یا حسین

     عاشورا در میان خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، درب اسد، پادگان عراق جدید (سابقا اشرف)

    .

    ... خانواده ها در یازدهمین ماه تحصن خود در جلوی درب قرارگاه اشرف مراسم تاسوعا، عاشورا و شام غریبان را بدون حضور جگر گوشگانشان برگزار کردند. خانواده های متحصن به رسم مراسم عاشورا گل و گلاب تهیه کرده و برعکس های جگر گوشگانشان نشاندند. خانواده ها با هم عهد کرده اند تا زمانی که به حداقل خواسته مشروعشان که همانا ملاقات با جگر گوشگان اسیرشان است دست نیافته باشند به تحصن خود در محل ادامه دهند. خانواده ها امیدوار تر از همیشه با ایمان به حق برای نجات فرزندانشان از چنگال فرقه منفور رجوی و پشتیبانان کثیف تروریست های مجاهدین خلق دعا می کنند. خانواده ها پشتیبانی جز امام حسین نمی بینند ...

    ایران اینترلینک، درب اسد پادگان عراق جدید (سابقا اشرف)، دسامبر 2010
    http://iran-interlink.org 

     

    خانواده ها در یازدهمین ماه تحصن خود در جلوی درب قرارگاه اشرف مراسم تاسوعا، عاشورا و شام غریبان را بدون حضور جگر گوشگانشان برگزار کردند. خانواده های متحصن به رسم مراسم عاشورا گل و گلاب تهیه کرده و برعکس های جگر گوشگانشان نشاندند. خانواده ها با هم عهد کرده اند تا زمانی که به خواسته مینیممشان که همانا ملاقات با جگر گوشگان اسیرشان است دست نیافته باشند به تحصن خود در محل ادامه دهند. خانواده ها امیدوار تر از همیشه با ایمان به حق برای نجات فرزندانشان از چنگال فرقه منفور رجوی و پشتیبانان کثیف تروریست های مجاهدین خلق دعا می کنند. خانواده های پشتیبانی جز امام حسین نمی بینند ...

    لینک به فایل ویدئویی، 8 دقیقه، 80 مگا بایت

    لینک به فایل ویدئویی، 8 دقیقه، 80 مگا بایت

    ---------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9128

    روایت تصویری خانواده ها (۴)

    قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی

    .

    ... اخبار خانواده ها به بستگان دیگر اعضای گرفتار در پادگان اشرف میرسد و از اقصا نقاط دنیا، از لرستان گرفته تا نروژ، و از گیلان گرفته تا کانادا برای پیوستن به آنان عازم میگردند. شرایط استقرار فوق العاده ابتدائی است ولی انگیزه خانواده ها هر مشکلی را آسان میکند. پیشنهاد ما اینست که به جای اینکه مدام افراد خانواده ها را با دوربین رصد کنید و یکسره فیلم و عکس بگیرید چند قدم جلو بیائید و با خانواده ها صبحت کنید و تلاش کنید بفهمید که حرفشان چیست و برای چه به آنجا آمده اند و سعی کنید اهداف خود را برای آنان بازگو نمائید و آنها را تشویق به پیوستن به فرقه خود کنید. شاید منطق شما را پذیرفتند. آیا این کار عاقلانه تر نیست؟ ...


    (خانواده ها به هر طرف میروند تا شاید بتوانند نشانی از عزیزی بیابند
    )

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، هجدهم دسامبر 2010
    http://www.saharngo.com/fa/story/1494

    خانواده ها به روایت تصویر (۴)

    محل استقرار موقت خانواده ها در کنار پادگان اشرف

    خانواده ها برای زمستان آماده میشوند. از قرار معلوم استقرار آنان تا رسیدن به خواسته هایشان طولانی خواهد بود. رجوی هنوز فکر میکند که خانواده ها بزودی خسته شده و بر میگردند. او قطعا نمیتواند و هرگز نخواهد توانست انگیزه و احساس یک مادر را درست درک کند.

    آنان به چه خیره شده و به چه می اندیشند؟

    از ورای سیم های خاردار آیا ممکن است بتوانند یکی از عزیزان خود را از دور هم که شده مشاهده کنند و از سلامت او مطمئن گردند؟ کار اصلی خانواده ها نظاره کردن پادگان در آرزوی دیدار با بستگانشان است. آرزوئی که رجوی با آن عناد و دشمنی دارد.

    اشرف در محاصره نیروهای عراقی و ایرانی!؟

    سربازان عراقی خانواده ها را از مقابل سیم های خاردار پادگان اشرف که برای ممانعت از فرار اعضای گرفتار کشیده شده اند متفرق میکنند. خانواده ها به هر طرف میروند تا شاید بتوانند نشانی از عزیزی بیابند. آنان به سربازان عراقی نهایت احترام را گذاشته و از خواست آنان سرپیچی نمیکنند.

    خانم ثریا عبداللهی

    او که به سمیل مقاومت مادران تبدیل شده ابتدا به غیر از دیدار با فرزندش امیر اصلان حسن زاده که چند صد متر آنطرف تر گرفتار فرقه رجوی است آرزوی دیگری نداشت. البته الان او تمامی ساکنان اشرف را فرزندان خود میداند. تلاش خستگی ناپذیر خانم عبداللهی در محل استقرار خانواده ها جدا قابل تحسین است.

    افراد جدید الورود

    اخبار خانواده ها به بستگان دیگر اعضای گرفتار در پادگان اشرف میرسد و از اقصا نقاط دنیا، از لرستان گرفته تا نروژ، و از گیلان گرفته تا کانادا برای پیوستن به آنان عازم میگردند. شرایط استقرار فوق العاده ابتدائی است ولی انگیزه خانواده ها هر مشکلی را آسان میکند.

    پست فرقه رجوی در اشرف

    پیشنهاد ما اینست که به جای اینکه مدام افراد خانواده ها را با دوربین رصد کنید و یکسره فیلم و عکس بگیرید چند قدم جلو بیائید و با خانواده ها صبحت کنید و تلاش کنید بفهمید که حرفشان چیست و برای چه به آنجا آمده اند و سعی کنید اهداف خود را برای آنان بازگو نمائید و آنها را تشویق به پیوستن به فرقه خود کنید. شاید منطق شما را پذیرفتند. آیا این کار عاقلانه تر نیست؟

    مقابله با صدای خانواده ها

    بوق عظیمی که مشاهده میشود صرفا برای ایجاد صداهای گوشخراش جهت مخدوش کردن صدای خانواده ها تعبیه شده است. فرقه رجوی مدعی است که حرفهای خانواده ها که از بلندگوها پخش میگردد موجب شکنجه روانی افراد داخل پادگ(بخوانید رجوی) میشود. البته این بوق عظیم الجثه و اصوات ناهنجار آن از نظر رجوی مانعی ندارد!؟ او که امروز به این شکل صدائی که دوست ندارد را ساکت میکند، فردا که به قدرت برسد با مخالفان خود چه خواهد کرد؟

    اعضای سابق در یاری خانواده ها

    اعضای سابق فرقه رجوی نیز برای نجات دوستانشان و یاری رساندن به خانواده ها به جمع آنها پیوسته اند. آنان شرایط داخل اشرف را با تمام وجود لمس کرده و لذا به جای رفتن به دنبال زندگی و راحتی خود بدون کوچکترین چشمداشتی وقت خود را وقف خانواده ها نموده اند.

    چادر کمیته حمایت از خانواده ها

    کمیته حمایت از خانواده های متحصن، چادری برای استقرار آنان در نزدیکی درب جنوبی برپا کرده است. این کمیته به همت تعدادی از فعالان حقوق بشری عراق به ریاست دکتر نافع تأسیس شده و تاکنون تلاش های زیادی برای حمات از خانواده ها انجام داده است.

    استقرار در پیرامون اشرف

    خانواده ها بعد از ماه ها استقرار در درب غربی (دروازه اسد و دروازه اصلی) پراکنده شده و تعدادی در درب جنوب و تعدادی نیز اخیرا در درب شرقی پادگان مستقر شده اند. آنها می خواهند صدای خود را از جمیع جهات به گوش ساکنان اشرف برسانند و به آنها بگویند که از هر طرف فرار کنند با آغوش باز خانواده ها روبرو خواهند شد.

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9038

    روایت تصویری خانواده ها (۳)

    قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی

    .

    ... سالهاست برای فرزندانش هم مادر بوده و هم پدر. اکنون که فرزندانش بزرگ شده اند به درب پادگان فرقه ای اشرف در چند صد متری همسرش آمده است. ماهرخ آمده تا درباره سختی هایی که در این سالها بر او گذشت با همسرش درددل کند. اما او با سیم های خاردار، خاکریز، خندق، حفاظت خارجی و داخلی پادگان و البته موانع سیاسی روبرو شده است. همسر او سالها در اسارت رجوی بود و اکنون هم در اشرف زندانی است. آیا کسی هست که به حرف این مادر دلسوز و این همسر فداکار گوش دهد؟ آیا انتظار او نهایتا به سر خواهد آمد؟ رجوی از چه می ترسد؟ دیدار سه ساعته یک نفر در مبارزه سی ساله فرقه او چه خللی ایجاد میکند؟ اگر هوای آزاد به مشام اسرای اشرف برسد واقعا چه اتفاقی می افتد؟ ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، پنجم دسامبر 2010
    http://www.saharngo.com/fa/story/1483

    لینک به قسمت اول:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8961

    لینک به قسمت دوم:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8990

    خانم ماهرخ ربانی
    سالهاست برای فرزندانش هم مادر بوده و هم پدر
    اکنون که فرزندانش بزرگ شده اند به درب پادگان فرقه ای اشرف در چند صد متری همسرش آمده است
    ماهرخ آمده تا درباره سختی هایی که در این سالها بر او گذشت با همسرش درددل کند
    اما او با سیم های خاردار، خاکریز، خندق، حفاظت خارجی و داخلی پادگان و البته موانع سیاسی روبرو شده است
    همسر او سالها در اسارت رجوی بود و اکنون هم در اشرف زندانی است
    آیا کسی هست که به حرف این مادر دلسوز و این همسر فداکار گوش دهد؟
    آیا انتظار او نهایتا به سر خواهد آمد؟
    رجوی از چه می ترسد؟
    دیدار سه ساعته یک نفر در مبارزه سی ساله فرقه او چه خللی ایجاد میکند؟
    اگر هوای آزاد به مشام اسرای اشرف برسد واقعا چه اتفاقی می افتد؟

    مهرداد و حجت
    آنان اخیرا از پادگان اشرف گریختند و آزادی خود را باز یافتند
    گشت و گذار در بغداد بعد از سالها اسارت و نفس کشیدن در فضای آزاد و احساس رهائی چه حالی میدهد
    خدایی رنگ و روی چهره الان آنها با زمانیکه تازه از اشرف فرار کرده بودند قابل مقایسه نیست
    واقعا انگار از نو متولد و زنده و تازه شده اند
    آیا کسی هست که به فریاد بقیه افرادی که در اشرف اسیر هستند برسد؟

    مادران مقابل اشرف
    اینها مثل اینکه گرما و سرما سرشان نمیشود
    تابستان گرم و طولانی را پشت سر گذاشتند و حالا به استقبال زمستان سرد و خشک بیابانی عراق میروند
    آیا واقعا رجوی می فهمد که آنها چه میخواهند و انگیزشان چیست؟
    نه! او تنها میفهمد که خودش چه میخواهد و حاضر است همه را قربانی خواسته های کودکانه خود کند.
    گو اینکه مادری میگفت: "شک دارم خودش هم بداند که چه میخواهد".

    دروازه پادگان اشرف
    خانواده ها از فرصتی که بدست می آید و درب پادگان برای حمل مایحتاج به داخل آن باز میشود استفاده کرده و به داخل آن هجوم می برند
    اما آنان خیلی زود متوجه میشوند که راهشان برای رسیدن به عزیزانشان بسته تر از این حرف هاست
    آیا روزی فرا خواهد رسید که آنان فرزندان و بستگان خود را در آغوش بگیرند؟

    نیروهای عراقی حافظ اشرف
    رجوی میگوید اشرف در محاصره نیروهای عراقی است
    اگر این محاصره نبود که مردم عراق تابحال خاک اشرف را به توبره کشیده بودند
    اگر این محاصره نبود که خانواده ها میدانستند چگونه باید به عزیزانشان برسند
    اگر این محاصره نبود ساکنان اشرف هم میدانستند که چگونه باید آزاد شوند
    آیا کسی تاکنون دروغ گو تر از رجوی به چشم دیده و یا شنیده است؟

    -------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8990

    روایت تصویری خانواده ها (۲):

    قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی

    .

    ... خانواده ها روزها و شب ها را با امید دیدار عزیزانشان سپری کردند. به هر کس که توانستند نامه نوشتند و وضعیت خود را شرح دادند. دولت ایران گفت این یک موضوع داخلی عراق است و ربطی به ما پیدا نمیکند، دولت عراق گفت ما که کاره ای نیستیم و همه چیز در دست آمریکائی هاست، آمریکائی ها گفتند سازمان های بین المللی نظیر ملل متحد و صلیب سرخ مسئول هستند، آنها هم گفتند که صبر کنید و فشار نیاورید چون ممکن است رجوی فرمان خودکشی یا خودسوزی دستجمعی بدهد و فاجعه انسانی پدید بیاید و با التماس و درخواست کارتان را پیش ببرید. همه یک جوری از سر خودشان باز کردند. رجوی هم گفت که یا بیائید داخل اشرف و مثل فرزندانتان اسیر من شوید یا اینکه همه شما مزدور وزارت اطلاعات ایران و لایق مرگ هستید ...


    (بلندگوهای گوشخراش رجوی تا گروگانها صدای خانواده ها را نشنوند)


    (بلندگوهای گوشخراش رجوی تا گروگانها صدای خانواده ها را نشنوند)

     

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم نوامبر 2010
    http://www.saharngo.com/fa/story/1477

    لینک به قسمت اول:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8961

    ابتدا چند خانواده که از طریق جداشدگان از وجود بستگانشان در پادگان اشرف، مقر اصلی فرقه رجوی در عراق، مطلع شده بودند به درب این پادگان مراجعه کردند. تنها چیزی که آنها میخواستند این بود که اجازه داده شود عزیزانشان چند لحظه برای دیدار با آنها بیایند و برگردند، ولی در کمال تعجب آنها با دشنام و تهمت و حتی برخورد فیزیکی مسئولین مربوطه مواجه شدند.

    خانواده ها که به شدت نسبت به وضعیت بستگان خود در داخل پادگان نگران شده بودند تصمیم گرفتند در همانجا بمانند و بر خواست خود پافشاری کنند. آنها معتقد بودند که بالاخره کسانی پیدا میشوند که به فریاد آنان برسند و مسئله به این سادگی را حل کنند.

    هر روز بر تعداد خانواده ها افزوده میشد و عزم آنان راسخ تر میگردید. برخورد های سران فرقه و مواضعی که در قبال خواست مشروع آنان گرفتند موجب شد تا خانواده ها بیشتر نگران شوند و بر خواست خود بیشتر اصرار بورزند و از سازمان های بین المللی طلب یاری کنند.

    خانواده ها بعد از مدتی تصمیم گرفتند تا با استفاده از مگافون های دستی فرزندان خود را صدا کنند و آنان را از وجود خود در بیرون از پادگان مطلع سازند چرا که اسرای داخل پادگان هیچگونه وسیله ارتباطی با دنیای خارج ندارند و سالیان سال است که در قطع ارتباط کامل با دنیای بیرون بسر می برند.

    در عکس زیر پاسخ رهبران فرقه رجوی به خانواده ها را بخوبی مشاهده میکنید. یک کامیون ژنراتور با بلندگوهای بسیار قدرتمند، و شعاری که صرفا لایق رجوی، مزدور صدام و اسرائیل و هرکسی که خریدارش باشد، است.

    مادران البته راهی جز دست دعا به درگاه خدا بلند کردن و نماز و نیایش به جا آوردن ندارند. آنان نجات فرزندانشان را صرفا از خدا طلب میکنند. نه دولت ایران، نه دولت عراق، نه نیروهای آمریکائی، نه سازمان های بین المللی، و نه هیچکس دیگر نمیتواند یا نمیخواد کاری انجام دهد. براستی چرا این موضوع اینقدر غامض شده است و سازمان مجاهدین خلق منافع چه کسانی را تأمین میکند و چه دست هائی از آن حمایت می نماید؟

    در عکس زیر مادری که در حال نماز گذاشتن پشت حصارهای پادگان اشرف است مشاهده میشود. حصارهائی که رو بداخل برای ممانعت از فرار اسرا تعبیه شده اند. آیا فریادرسی هست؟ آیا کسی میتواند این مادر رنج دیده را پس از بیش از 10 ماه انتظار به فرزندش که تنها چند صد متر آنطرف تر است برساند؟

    خانواده ها روزها و شب ها را با امید دیدار عزیزانشان سپری کردند. به هر کس که توانستند نامه نوشتند و وضعیت خود را شرح دادند. دولت ایران گفت این یک موضوع داخلی عراق است و ربطی به ما پیدا نمیکند، دولت عراق گفت ما که کاره ای نیستیم و همه چیز در دست آمریکائی هاست، آمریکائی ها گفتند سازمان های بین المللی نظیر ملل متحد و صلیب سرخ مسئول هستند، آنها هم گفتند که صبر کنید و فشار نیاورید چون ممکن است رجوی فرمان خودکشی یا خودسوزی دستجمعی بدهد و فاجعه انسانی پدید بیاید و با التماس و درخواست کارتان را پیش ببرید. همه یک جوری از سر خودشان باز کردند. رجوی هم گفت که یا بیائید داخل اشرف و مثل فرزندانتان اسیر من شوید یا اینکه همه شما مزدور وزارت اطلاعات ایران و لایق مرگ هستید.

    عکس زیر حالت انتظار و نامه نگاری های خانواده ها را بخوبی نشان میدهد.

    خانواده ها دست به هرکاری زدند. عکس زیر ابتکار یکی از آنان را نشان میدهد که نام عزیز خود را بر روی بادکنک نوشته و آنرا به داخل پادگان اشرف می فرستد تا شاید او از وجود بستگانش در بیرون از پادگان مطلع شود.

    عکس زیر ابتکار دیگری را به تصویر کشیده است. خانواده مربوطه نام اسیر داخل پادگان را بر روی یک پلاکارد نوشته و آنرا از بالای برجی آویزان میکند تا شاید او ببیند و متوجه موضوع بشود.

    عکس زیر نشان میدهد که خانواده ها البته عید قربان و قربانی کردن را هم فراموش نکرده اند. شاید قربانی آنان مورد قبول حق قرار گیرد و فرجی برای عزیزشان فراهم شود.

    پدرم این دختر توست که اکنون بزرگ شده و به دیدار تو آمده است. همه فکر میکردند که تو در جنگ شهید شده ای. اما خدارا شکر که زنده هستی و من در چند صد متری تو ایستاده ام. به من بگو در کجای دنیا مبارزه مترادف با بی مهری به عزیزان است؟ سی سال است که به نام مبارزه خودتان را در این محل حبس کرده و با دنیای خارج قطع رابطه کرده اید. فکر نمیکنم یک دیدار چند ساعته وقفه چندانی در امر مبارزه بوجود آورد. اینطور نیست؟

    عکس زیر خود گویای همه چیز است. چه کسی به حرفهای یک دختر دردمند گوش خواهد داد؟

    در عکس زیر خانم ثریا عبداللهی، مادری که برای دیدار با پسرش بیش از 10 ماه است در برابر دوازه اشرف متحصن شده همراه با تعدادی از خانواده ها دیده میشود. او حقا به سمبل مقاومت مادران در برابر فرقه ضد خانواده رجوی تبدیل شده است. او یکی از اولین کسانی بود که به اشرف آمد و عهد کرده است که جزو آخرین نفراتی باشد که محل را ترک میکند. او همه خانواده های متحصن را خانواده و عزیز خود میداند و چون مادری دلسوز غمخوار تمامی فرزندان اسرای داخل اشرف است. او براستی جای خالی خانم بتول سلطانی را که از پایه گذاران بنیاد خانواده سحر بود پر کرده است.

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8961

    پس از ده ماه تحصن و انتظار:

    چه کسی به فریاد خانواده های رنج دیده و عزیزان گروگان گرفته آنان خواهد رسید؟

    .

    ... آیا شماها واقعا خسته نمیشوید؟ انتظار تا کی؟ مگر در این وانفسای سیاست بین المللی چیزی به نام حقوق انسانی هم مطرح است؟ هر چه هست منافع سیاسی است و فعلا منافع غرب که عراق را اشغال کرده اند بر این قرار گرفته است که این تروریست های آماده و مجانی در اسارت رجوی باقی بمانند شاید روزی به عنوان برده ها و گلادیاتور های نوین مورد استفاده قرار گیرند. فرزندان ما فقط چند صد متر با ما فاصله دارند. آیا نمیشود فقط به نزدیکی این حصارها بیایند تا بتوانیم روی آنها را بعد از سالیان ببینیم؟ مسئولین پادگان بلندگوهای قوی بر سر راه خانواده ها و به سمت داخل پادگان نصب کرده اند تا از شنیده شدن صدای خانواده ها جلوگیری به عمل بیاورند. جالب است که فرقه رجوی در برابر قتل یا خودکشی احمد رازانی مدعی شده است که فشار روحی ناشی از صدای بلندگوهای خانواده ها موجب این عمل گردیده است ...


    (بلندگوهای گوشخراش رجوی تا گروگانها صدای خانواده ها را نشنوند)

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیستم نوامبر 2010
    http://www.saharngo.com/fa/story/1474

    خانواده ها به روایت تصویر:

    انتظاری بی پایان برای دیدار عزیزان – دروازه پادگان اشرف مقر اصلی فرقه رجوی در عراق که بیش از 3000 تن در آن توسط مسعود رجوی به گروگان گرفته شده اند و او علنا تهدید به قتل عام تمامی آنان کرده است (به قول خودش پایان عاشورا گونه).

    خانم ثریا عبداللهی مادری که بیش از 10 ماه است در مقابل دروازه پادگان اشرف دست به تحصن زده و اعلام کرده است که تا زمانی که فرزند خود را نبیند محل را ترک نخواهد کرد به استقبال خانواده های جدید الورود میرود. مردان و زنان سالخورده و کودکان همانهائی هستند که رجوی آنان را نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران می نامد که گویا با تیربار و بازوکا برای تهاجم به اشرف به محل اعزام شده اند.

    آیا شماها واقعا خسته نمیشوید؟ انتظار تا کی؟ مگر در این وانفسای سیاست بین المللی چیزی به نام حقوق انسانی هم مطرح است؟ هر چه هست منافع سیاسی است و فعلا منافع غرب که عراق را اشغال کرده اند بر این قرار گرفته است که این تروریست های آماده و مجانی در اسارت رجوی باقی بمانند شاید روزی به عنوان برده ها و گلادیاتور های نوین مورد استفاده قرار گیرند.

    فرزندان ما فقط چند صد متر با ما فاصله دارند. آیا نمیشود فقط به نزدیکی این حصارها بیایند تا بتوانیم روی آنها را بعد از سالیان ببینیم؟ همانطور که در این عکس مشاهده میشود سیم های خاردار و حصارها به ترتیبی طراحی شده است که کسی نتواند از داخل اشرف به بیرون فرار کند و نه اینکه کسی نتواند از بیرون به داخل آن برود. این تصویر نشان میدهد که اشرف یک زندان بدون ملاقات است.

    فاصله خانواده ها تا عزیزانشان را سیم های خاردار، خاکریز، خندق، دیوار های بلند و گشت و پست های داخلی پر کرده است. آیا صدای بلندگوها به عزیزان ما میرسد؟ آیا آنان از وجود خانواده های خود در پشت حصارها اطلاع دارند؟ آیا آنان هم همان احساس ما را دارند؟

    خانواده ها در حال درخت کاری – پدری میگوید امیدوارم تا زمانی که این نخل خرما بدهد رجوی دلش به رحم آمده باشد و فرزندان ما را آزاد کند. او تا کی میخواهد آنان را اسیر نگاه دارد؟

    مسئولین پادگان بلندگوهای قوی بر سر راه خانواده ها و به سمت داخل پادگان نصب کرده اند تا از شنیده شدن صدای خانواده ها جلوگیری به عمل بیاورند. جالب است که فرقه رجوی در برابر قتل یا خودکشی احمد رازانی مدعی شده است که فشار روحی ناشی از صدای بلندگوهای خانواده ها موجب این عمل گردیده است حال آنکه بلندگوهای فرقه که رو به نفرات داخل پادگان است به مراتب قوی تر هستند. راستی جرا رجوی از شنیده شدن صدای خانواده ها اینقدر وحشت دارد؟

    بنیاد خانواده سحر - 29 آبان 89

    Home

     


    Date: 2010-12-20
    (C) 2006