• دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • گذری بر آسمان اشرف - قسمت پنجم

    گذری بر آسمان اشرف - قسمت پنجم

    .

    ... مهندسی رزمی ارتش مجاهدین از اواخر سال 1361 شمسی در کردستان عراق فعالیت گسترده عملیات های مین گذاری در جاده ها و بمب گذاری در محل ها را بعهده داشت. محسن سیاه کلاه ، قباد سعید پور و محمد علی تسلیمی که از مسئولین قدیمی مهندسی رزمی مجاهدین هستند، از سال 1360 شمسی مسئول ساخت، تهیه و توزیع بمب و انواع مواد منفجره میان واحد های عملیاتی مجاهدین در تهران و شهرهای بزرگ ایران بودند.محسن سیاه کلاه متخصص بخش"انفجار و تخریب" سازمان مجاهدین که آنموقع تحت مسئولیت مستقیم"موسی خیابانی" فعالیت می کرد همراه با بخش ارتش مجاهدین و تعدادی دیگر در عملیات های بسیار بزرگی در تهران مشارکت داشتند ...

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، هجدهم نوامبر 2010
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=11046

    لینک به قسمت اول
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8848

    لینک به قسمت دوم
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8874

    لینک به قسمت سوم
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8897

    لینک به قسمت چهارم
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8946

     

     

    در آسمان اشرف هستیم.برای آشنایی با فواصل و قسمت های مهم پادگان اشرف،مجددا از درب اصلی و ابتدای ورود به خیابان 100 شروع میکنیم.

    پس از عبور از میدان قلم،میدان اشرف،میدان گل ها و مشروع آب به "میدان منشور" می رسیم.این مکان در 18 اکتبر 1991 میلادی برای سان دیدن مسعود و مریم رجوی از زرهی ها و ادوات نظامی ارتش آزادیبخش ساخته شده و مورد بهره برداری قرار گرفت.بعبارتی مسعود و مریم رجوی19 اکتبر 1991 میلادی همراه با فهیمه اروانی وابراهیم ذاکری با مشایعت "محبوبه جمشیدی و مهوش سپهری رژه ارتش آزادیبخش را از این مکان شروع به سان دیدن کردند.

     

    مسعود و مریم رجوی در رژه سال 1991 میلادی - پادگان اشرف

    مریم رجوی و فهیمه اروانی -19 اکتبر 1991 - میدان منشور - پادگان اشرف

    زمین صبحگاه پادگان اشرف


    زندان مخفی

    دراواخر خیابان 100 نرسیده به میدان منشور و حدفاصل بین خیابان 400 و میدان منشور مکانی وجود دارد که سابقا پرسنلی و بعدها محل استقرار"ستاد تبلیغات" بود.این مکان که در شمال "خیابان امداد" و پشت "بیمارستان ذبیحی" قرار گرفته از سال 1367 تا سال 1373 شمسی زندان "افراد خروجی" و مدتی بعد"زندان مخفی زنان معترض"بود.

    برخی مردان و زنان جداشده از مجاهدین زندانیان این محل در پادگان اشرف بوده اند.

    خیابان امداد

    سومین انشعاب اصلی از خیابان 100 به سمت شرق و جنوب پادگان،خیابان 400 نام دارد.این خیابان ناحیه شرقی پادگان اشرف را از دیگر قسمت ها جدا کرده و از ساختمان امداد شروع شده و به "سالن اجتماعات" منتهی می شود.

    اولین خیابان فرعی سمت شرق خیابان 400 ،"خیابان امداد" نام دارد.ابتدای این خیابان محل استقرار "امداد پزشکی مجاهدین"است.

    این مکان از سال 1366 شمسی تا کنون محل امداد پزشکی سازمان مجاهدین خلق است.تنها بیمارستان پادگان اشرف که نام آن "بیمارستان ذبیحی" است در این نقطه قرار دارد."زهره بنی جمالی" عضو شورای رهبری مجاهدین و "محمود عضدانلو" از مسئولین ارشد و برجسته امداد پزشکی مجاهدین در پادگان اشرف هستند.

    با توجه به کمبود پزشک در سازمان مجاهدین ، از سال 1371 شمسی برخی پزشکان عراقی که از بغداد و بعقوبه اعزام می شدند در برخی روزهای هفته بیماران مجاهد را در این مکان ویزیت و تحت معالجه قرار می دادند.

    روبروی امداد پزشکی مجاهدین ، پارکینگ زرهی یک لشکر نظامی مجاهدین بچشم می خورد.در قسمت شرقی این پارکینگ ، محل استقرار "مهندسی رزمی" ارتش آزادیبخش قرار داشت.که بعدها تبدیل به محل یک لشگر زرهی ارتش مجاهدین شد.زهرا رجبی،محسن سیاه کلاه،قباد سعید پور،محمد علی تسلیمی، ابراهیم خدابنده،بیژن آقازاده،فرهاد الفت،عباس صنوبری،وحید باطبی،لیلا دشتی،حوریه سیدی کمجانی،مهدی فیروزیان،گیتی گیوه چین یان زاده،سهیلا شعبانی،سیما دادجو،ابراهیم کماری،سرگرد مصطفی و ... در مقاطعی از مسئولین و فرماندهان این قسمت ها طی سال های 1369 الی 1373 شمسی بودند.

    مهندسی رزمی ارتش مجاهدین از اواخر سال 1361 شمسی در کردستان عراق فعالیت گسترده عملیات های مین گذاری در جاده ها و بمب گذاری در محل ها را بعهده داشت. طی سال های پس از تشکیل ارتش آزادیبخش مسئولیت ماشین آلات مهندسی ،تولید انواع بمب و مین،تخریب و انفجار ساختمان ها و مراکز دولتی و ارتش جمهوری اسلامی ایران طی عملیات های مختلف در نوار مرزی و داخل شهرهای بزرگ ایران را تا سال 1381 شمسی انجام می دادند.

    محسن سیاه کلاه ، قباد سعید پور و محمد علی تسلیمی که از مسئولین قدیمی مهندسی رزمی مجاهدین هستند، از سال 1360 شمسی مسئول ساخت، تهیه و توزیع بمب و انواع مواد منفجره میان واحد های عملیاتی مجاهدین در تهران و شهرهای بزرگ ایران بودند.محسن سیاه کلاه متخصص بخش"انفجار و تخریب" سازمان مجاهدین که آنموقع تحت مسئولیت مستقیم"موسی خیابانی" فعالیت می کرد همراه با بخش ارتش مجاهدین و تعدادی دیگر در عملیات های بسیار بزرگی در تهران مشارکت داشتند.......! ...

    محسن سیاهکلاه(نفر اول از سمت راست)+ موسی خیابانی (نفر دوم از سمت راست)-بر روی خودرو

    مقرچند لشگر زرهی مجاهدین و لجستیک

    حدفاصل خیابان امداد و دومین خیابان فرعی منشعب شده از خیابان 400 به سمت شرق پادگان اشرف محل استقرار 3 لشگر زرهی مجاهدین بود.در ابتدای خیابان "لشگر ژیلا دیهیم" و در انتهای آن یک لشگر نظامی دیگر بچشم می خورد.این محل ها سابقا در عملیات فروغ جاویدان محل استقرار چند تیپ رزمی مجاهدین بود.تیپ های "محمود اعمی قوچانی"،"فاطمه رمضانی" و "پرویز کریمیان" در این محدوده ها مستقر بودند.

    در حاشیه سومین خیابان فرعی منشعب شده از خیابان 400 به سمت شرق پادگان اشرف نیز محل استقرار 2 لشگر زرهی مجاهدین قرار داشت.

    چهارمین و پنجمین خیابان شرقی منشعب شده از خیابان 400 نیز به مقرستادها و مدیریت های وابسته به سیستم لجستیک مجاهدین اختصاص داشت.

    ادامه دارد

    ------------

    لینک به قسمت اول
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8848

    گذری  بر آسمان اشرف (قسمت اول)

    .

    ... در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "پادگان اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت 8*6 کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود...

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم اکتبر 2010
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10962

     

    گذری بر آسمان اشرف

    قسمت اول

    در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "پادگان اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت 8*6 کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.

    پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل سازمان مجاهدین خلق شد.تا آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال 1366 هجری شمسی تحت عنوان "ارتش آزادیبخش ملی " در این محل تجمع کنند.

    در کیلومتر 90 جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار 2 گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال 1365 شمسی تا زمان سرنگونی صدام  حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .

    از درب اصلی وارد پادگان می شویم.خیابان اصلی پادگان که "100" نام داردآن را به 2 قسمت اصلی شمالی و جنوبی تقسیم میکند.در قسمت شمالی عمدتا محل استقرار و سرویس دهی نیروها و مستشاران نظامی عراق و بخشی از خدمات پادگان قرار داشت.و در قسمت جنوبی، یکان های نظامی ، پشتیبانی و خدماتی مجاهدین مستقر بودند.

    در کنار درب اصلی و در ابتدای ورود به خیابان 100 یکانی بنام "ف.اشرف" (فرماندهی خدمات پادگان اشرف) قرار دارد.رسیدگی به تاسیسات،خدمات آب رسانی،خدمات برق ،جاده سازی ،ساختمان سازی و ... در این قسمت مستقر است."پری بخشایی" و "جواد براعی" از مسئولین مشهور "ف.اشرف" بودند.

    در کنار "ف.اشرف" ،پمپ بنزین و بخشی از ستاد روابط خارجی (رابطین پادگان اشرف با افسران استخبارات) قرار دارد.

    میدان قلم و کمی آنطرف تر میدان اشرف،پارک و استخر شنای مردان در حاشیه ورودی و جنوبی خیابان 100 قرار گرفته است.در قسمت شمالی میدان اشرف، ساختمان "صنایع" واقع شده است.بخش صنایع مجاهدین ، مجری طرح های نظامی اعم از نصب سلاح های سنگین روی خودروهای نظامی و زرهی مانند نصب موشک انداز 107 م.م و پدافند هوایی 14.5 م.م روی خودروهای جیب لندکروز ژاپنی و نفربر زرهی "ام.تی.ال.بی" روسی،نصب خمپاره انداز 81 و 120 م.م روی خودرو 5 تنی آیفا ساخت آلمان شرقی ،کوتاه کردن لوله کلاشینکف ،ساخت و نصب صدا خفه کن روی کلت برای تیم های عملیاتی ترور در ایران و ... بود.

    200 متر پس از میدان اشرف به محل مشعل و جایگاه رژه خواهید رسید.محلی که مسعود و مریم رجوی در 18 اکتبر 1991 از 5000 عضو سازمان مجاهدین سوار بر 2500 تانک،توپ ،موشک انداز و انواع خودروهای نظامی و مهندسی به مدت 8 ساعت سان دید.

    حرکت مان را بر روی خیابان 100 ادامه می دهیم.به مهمانسرا می رسیم.این مکان در سال 1365 شمسی،محل پذیرایی از پیمانکاران عراقی بود که برای کارهای خدماتی به پادگان اشرف مراجعه می کردند.اما پس از چندی به زندان و محل نگهداری از اعضای ناراضی و خواهان جدایی از سازمان تبدیل شد.ناراضیانی در این محل نگهداری می شدند که برای مجاهدین خطرناک نبوده و میل به کار و هواداری برای مجاهدین در اروپا داشته اند.در پادگان اشرف 10 زندان علنی و مخفی وجود داشت."زندان مهمانسرا" اولین زندان درون سازمان مجاهدین از سال 1365 شمسی در پادگان اشرف بود که بر روی خیابان 100 قرار داشت.

    در پشت همین زندان، یکی از" لشکر" های زرهی مجاهدین به استعداد 120 پرسنل با 45 تانک و نفربر زرهی و 75 خودرو نظامی مستقر بود.سمت چپ این مکان محل استقرار نیروها و سمت راست آن تعمیرگاه و پارکینگ زرهی بود.

    روبروی مقر یکی از "لشکر"های زرهی محل پمپاژ آب کشاورزی قرار داشت که پرسنل آن عراقی بوده و توسط استخبارات عراق فرماندهی می شد.این مکان "مشروع آب" شماره 2 نام داشت.در حاشیه و زمین های اطراف این مکان و میدان اشرف، بخش کشاورزی مجاهدین از سال 1371  اقدام به کشت درخت های نخل (خرما) کرد.با اینکه خاک زمین مورد نظر چند بار تعویض شده بود، اما هیچ وقت نخلی بر روی آن سبز نشد.

    در قسمت شمالی "مشروع آب شماره 2" زندان شماره 2 سازمان مجاهدین قرار داشت.این زندان مخوف تر از زندان قبلی بوده و تقریبا افرادی که از نظر مجاهدین در حد متوسط –خطرناک قرار داشتند در این محل نگهداری و زندانی میشدند.مسئولین مستقیم و زندانبانان اصلی پادگان اشرف عبارت بودند از؛"سهیلا صادق"،"ابوالقاسم رضایی(محسن)"،" سید صادق سادات دربندی (کاک عادل)"،"مجید عالمیان"،"علی خلخالی"،"حسن عزتی(نریمان)"و بهرام جنت سرایی(مختار)".اما در کنار کادر اصلی زندان،افرادی از فرماندهان و مسئولین قسمت های مختلف مجاهدین بودند که در بازجویی،شکنجه و اداره زندان ها همکاری مشترک و نزدیک داشتند. این افراد عبارت بودند از؛" بتول رجایی"،"جلال منتظمی(کاک جعفر)"،" محمد حیاتی(کاک سیاوش)"،"مهدی فتح الله نژاد(کاک بهروز)"،"مهدی برائی(کاک احمد واقف)"،"ابراهیم ذاکری(کاک صالح)"،"حسین ابریشمچی"،"مهدی ابریشمچی(شریف)"،"محسن سیاه کلاه(کاک صمد)"،"مهوش سپهری(نسرین)"،"حسین ربوبی"،"محمد علی جابرزاده انصاری"،"نادر رفیعی نژاد"،"فرهاد الفت(کاک منوچهر)"،"علی امامی(مصطفی)"،"امید برومند(ناجی)"،"احمد حنیف نژاد(کاک یونس)"،"حسن حسن زاده محصل(کاک جلال)"،"قدرت الله  حیدری(کاک قدرت)"،"علی خدایی صفت(ادیب)"،" محمد رضا منافی(کاک فرهاد)"فرید کاسه چی(یحیی)"،حسن نظام الملکی و ...

    در شمال غربی پادگان اشرف یک گروه از پدافند هوایی ارتش عراق مستقر بوده و حفاظت هوایی شمال غرب پادگان را بر عهده داشت.در سمت راست آن انبارهای زیرزمینی سوخت اعم از بنزین و گازوئیل قرار داشت.

    در سمت راست مخازن زیرزمینی سوخت، مکانی تحت عنوان "هتل عارفی"نام داشت.این مکان از سال 1366 شمسی به محل زندگی موقت و استراحت قریب به 450 مستشار و  پرسنل نظامی عراق اختصاص داشت.یک یکان از ستاد روابط خارجی سازمان مجاهدین مسئول هتل داری،آشپزی،پذیرایی و تغذیه مستشاران نظامی عراق بود. روزهای شنبه تا پنجشنبه هر هفته پرسنل و مستشاران نظامی عراق در قسمت های مختلف مجاهدین به کار تعمیراتی یا تدریس دروس نظامی مشغول بوده و شب ها را در این مکان استراحت میکردند.نود درصد از پرسنل عراقی از ظهر روز پنجشنبه تا صبح روز شنبه این مکان را ترک کرده و به خانه خود در شهرهای مختلف عراق می رفتند.از زمان سقوط صدام حسین و هنگامیکه بخشی از لشکر سوم نیروی زمینی ارتش آمریکا پادگان اشرف را تسخیر کرد ،فرماندهی خود را در همین مکان مستقر کرده و صاحب خانه جدید مجاهدین تا سال 2010 میلادی شدند.

    در سمت راست "هتل عارفی"، چهار محل دیگر نیز برای مجاهدین وجود داشت.در قسمت شمال شرقی یک روستای کوچک عراقی و درب شمالی  پادگان اشرف وجود دارد.در همین قسمت،محل دیگری به نام "مزار" یا گورستان مجاهدین قرار دارد.قریب به 95 درصد از افرادی که در عملیات های مرزی و سوانح داخل عراق کشته شده اند در این گورستان دفن گردیده اند.

    در قسمت شرقی "هتل عارفی" نیز محل دیگری وجود دارد که خود از 3 قسمت مجزا تشکیل شده بود.

    اولین قسمت متعلق به محل رله و آنتن های رادیو مجاهد است.برنامه های رادیو مجاهد سالیان زیادی از این محل بر روی تقویت کننده های شبکه رادیو صدای عراق رله و پخش می شد.در قسمت دیگری از این محل "دانشکده عارفی" قرار داشت.این دانشکده در واقع محل تدریس دروس نظامی تاکتیک  و تکنیک مستشاران عراقی برای اعضا و فرماندهان مجاهدین بود که در پادگان اشرف مستقر بودند.

    سمت راست این مجموعه "تعمیرگاه عارفی خودروهای چرخدار" قرار داشت.این تعمیرگاه با بیش از 110 پرسنل نظامی عراقی از اواخر سال 1366 شمسی کار تعمیرات انواع خودروهای نظامی چرخدار مانند آیفا،زیل،واز،کاسکاول،ام.تی.ال.بی و ... را تا هنگام سرنگونی صدام حسین در سال 2003 میلادی برای مجاهدین انجام می داد.

    در شمال قبرستان مجاهدین(مزار) پس ازبرج های نگهبانی، توری ها و سیم های خاردار که انتهای شمالی پادگان اشرف را مشخص می کرد،یک گردان پیاده-مکانیزه ارتش عراق در محل انبارهای زیر زمینی مهمات و تسلیحات عراقی مستقر بود.این انبارها متعلق به ارتش عراق بود.اما از سال 1991 میلادی بخشی از این انبارها علاوه بر انبارهای دبس و مسقفات تحویل سازمان مجاهدین خلق شد تا مهمات سنگین توپ ها و تانک ها در این مکان نگهداری و محافظت شود.

    از سال 2003 میلادی هنگامیکه ارتش آمریکا پادگان اشرف را تسخیر کرد،فرار و جدایی از سازمان مجاهدین در پادگان اشرف قوت گرفت.نیروهای آمریکایی این افراد را در محلی به نام کمپ "تیپف" تا ژانویه سال 2008 میلادی قرنطینه و تحت اتوریته بازداشتگاه های نظامی نگهداری کردند.

    محل کمپ "تیپف"در قسمت شمالی گورستان مجاهدین و جنوب انبارهای مهمات قرار داشت.قسمت شرقی به مردان و قسمت غربی به زنان جدا شده اختصاص داشت.بیش از 700 عضو جداشده از مجاهدین طی سال های 2003 تا نیمه دسامبر 2007 به این محل وارد و خارج شده اند.این مکان تحت فرماندهی و کنترل نیروهای آمریکایی قرار داشت.در اواسط دسامبر 2007 میلادی توسط ارتش آمریکا تعطیل و در اوایل ژانویه 2008  میلادی بطور کامل برچیده شد.

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8874

    گذری بر آسمان اشرف (قسمت دوم)

    .

    ... در جنوب این زندان و در تمام حاشیه شرقی پادگان اشرف، از بالا تا پایین یعنی به وسعت 5 کیلومتر مجموعه های مسکونی قرار داشت.این مجموعه ها که با حروف لاتین آ ،ب ،ث ،د ،ای ،اف ، جی،اچ و... شناخته می شدند در سال 1365 شمسی توسط یکان تاسیسات برای استقرار خانواده های مزدوج درون مجاهدین ساخته شد.از سال 1366 به مدت 2 سال مورد بهره برداری خانواده ها قرار گرفت .در سال 1368 با ورود به انقلاب دوم ایدئولوژیک و مسئول اول شدن مریم رجوی و با صدور طلاق های اجباری،این خانه های سازمانی برچیده شده و تا سال 1373 تبدیل به انبارهای تجهیزات و تدارکاتی مجاهدین شد.در سال 1373 به مدت 6 ماه بیش از 700 عضو مجاهدین که تاریخ ورود آنان پس از عملیات فروغ جاویدان بود به اتهام نفوذی و جاسوسی برای جمهوری اسلامی در این مکان و یک زندان دیگر،ایزوله،زندانی و شکنجه شدند ...

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سوم نوامبر 2010
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10987

      

    گشت و گذار بر آسمان اشرف را از قسمت جنوب غربی خیابان 100 و ابتدای ورود به پادگان ادامه می دهیم.

    ساختمان مخابرات

    قبل از رسیدن به درب اصلی ، بنایی وجود دارد که "ساختمان مخابرات" نام دارد.این ساختمان مرکز ارتباطات اداره "مخابرات" صدام حسین (سازمان اطلاعات و امنیت) با فرماندهان پادگان اشرف بود.قدمت آن به سال 1365 شمسی می رسد و تا سرنگونی صدام حسین در سال 2003 میلادی فعال بود.هماهنگی در رابطه با انواع درخواست های لجستیکی و نظامی مجاهدین با ارتش ،سازمان اطلاعات و امنیت و بخش خصوصی در این قسمت انجام می شد.علاوه بر این بازرسی اولیه و امنیت اشخاص ،خودرو و کالاهای وارداتی و صادراتی به پادگان اشرف در این محل صورت می گرفت. این مکان از سال 1365 شمسی،توسط افسر اطلاعات و امنیت صدام بنام " نقیب علی " که رابط مستقیم "مخابرات" با مهدی ابریشمچی بود اداره می شد.بنای بزرگ این محل را "مدیریت تاسیسات" مجاهدین با مسئولیت " جواد براعی" برای "مخابرات عراق" ساختند.

    بجز بخش "روابط خارجی " مجاهدین، هیچ قسمت دیگری با این محل ارتباط مستقیم نداشت.بخش روابط خارجی مجاهدین علاوه بر ارتباط و هماهنگی با این قسمت ، مسئولیت تغذیه ،آشپزی،و پشتیبانی آن را بعهده داشت.یک گروه از مسئولین مجاهدین که به زبان عربی آشنا بودند در ارتباط روزمره با این قسمت کار میکردند.

    ارشد ترین مسئولین و فرماندهان بخش "روابط خارجی " مجاهدین از سال 1365 شمسی به ترتیب عبارت بودند از ؛ مهدی ابریشمچی،عباس داوری،احمد افشار،احمد باطبی،حسین داعی الاسلام،رضا صادقی و ...

    پست کنترل و بازرسی

    اولین کیوسک بازرسی که توسط درجه داران "مخابرات" اداره می شد ، بر روی جاده ورودی به پادگان و مقابل ساختمان مخابرات داشت.که فاصله آن تا درب ورودی اشرف 50 متر بود.

    دومین کیوسک توسط یکان حفاظت مجاهدین اداره می شد که در کنار درب اصلی پادگان اشرف قرار داشت.سال ها بعد یک کیوسک نیز به آنها اضافه شد که توسط سربازان ارتش صدام حسین اداره می شد.این کیوسک در سه راهی جاده کرکوک –بغداد به پادگان اشرف قرار داشت.

    ساختمان روابط

    این محل به سالن انتظار ، ملاقات اولیه و پذیرایی از مراجعین عراقی اختصاص داشت که در کنار درب اصلی و در قسمت جنوبی خیابان 100 قرار داشت.مسئولین و اداره کنندگان این قسمت از بخش " روابط خارجی " مجاهدین بوده و به زبان عربی آشنایی یا تسلط داشتند.

    محوطه پذیرش کارگران عراقی

    از سال 1365 شمسی ، یعنی درست از زمانیکه پادگان اشرف تحویل سازمان مجاهدین شد، بخش عظیمی از "کارهای سیاه"توسط کارگران عراقی انجام میشد.روزانه بین 200 تا 700 کارگر عراقی از شهرهای "الخالص"،"بعقوبه" و "بغداد" توسط دلالان عراقی مجاهدین با اتوبوس به این محل آورده می شدند.آنها در جلو ساختمان "مخابرات " از اتوبوس پیاده شده و پس از بازرسی اولیه توسط عراقی ها به ستون یک وارد پادگان اشرف شده و در این محوطه توسط افراد بخش امنیت مجاهدین مجددا مورد بازرسی و تفتیش قرار می گرفتند.سپس در دسته های از پیش تعیین شده تحویل رابطین یکان های نظامی و پشتیبانی مجاهدین می شدند تا در قسمت های درخواست شده به کار مشغول شوند.ساعت 1700 هر روز زنگ پایان کار کارگران بود.آنهاهمین مسیر را طی کرده و از پادگان اشرف خارج می شدند تا شب در خانه های خود به استراحت بپردازند.

    در سال 1991 میلادی زمانیکه مجاهدین با پیشمرگه های کرد اتحادیه میهنی کردستان عراق در منطقه جلولا و خانقین درگیر جنگ بودند ، بیش از 300 تن از همین کارگران در خدمت اهداف نظامی مجاهدین در یکان های پشتیبانی و نظامی مشغول کار تنظیف و بارگیری مهمات و تسلیحات در تانک ها و موشک انداز ها بودند.آنها به همراه 3 گردان موشکی و توپخانه مامور بخدمت ارتش عراق در مواضع مجاهدین ،قریب به 3 ماه در صحنه جنگ مجاهدین حضور داشته و هرازگاهی از مواضع مجاهدین همانند خدمه موشک انداز107 م.م و 122م.م،توپ 130 م.م و خمپاره انداز 120 م.م گلوله ها را در لوله سلاح ها قرار داده و ماشه را همانند یک مجاهد به سوی کردهای عراقی می چکاندند.تعدادی از آنها در این عملیات ها زخمی و کشته شدند.

    پارک مریم و زمین های زراعی

    قسمت جنوبی خیابان 100 را ادامه می دهیم.پس از محوطه پذیرش کارگران به زمین های زراعی ،میدان اشرف ، پارک مریم ،استادیوم و استخر شنای مردان میرسیم.

    این مجموعه تفریحی و فضای سبز که در نزدیکی درب پادگان اشرف واقع شده است ،توسط فرماندهی قرارگاه اشرف (ف.اشرف) ساخته و اداره می شد.استارت کار آن از سال 1373 شمسی زده شد و در سال 2003 میلادی تکمیل گردید.

    طی این سال ها ورود و خروج به این منطقه کنترل می شد.برای جلوگیری از ارتباط دوستانه افراد و تجمع شبانه یا فرار اعضای ناراضی کسی امکان ورود و گشت و گذار انفرادی در این محل را نداشت.یکان های نظامی و پشتیبانی مستقر در پادگان اشرف با برنامه هایی که از طرف بخش پرسنلی و فرهنگی ارائه و اعلام میشد امکان حضور چند ساعته در این محل را داشتند.بعبارتی این قسمت پاسخگوی برنامه های جمعی یکان های مجاهدین بود که براساس برنامه اعلام شده از قبل امکان حضور داشته و پس از اتمام برنامه بصورت جمعی به مواضع خود در پادگان بر می گشتند.

    کنترل ورود و خروج به این محل استثناء نبود.تمامی اماکن عمومی و خصوصی مجاهدین در پادگان اشرف همیشه توسط افراد امنیت یکان ها اعمال می گردید.مثلا 2 برادر یا یک برادر و خواهر که در 2 یکان نظامی یا پشتیبانی مجاهدین به فاصله 200 متری هم قرار داشتند،فقط با مجوز رسمی فرمانده ارشد یکان و در ساعت و محلی مشخص می توانستند با هم ملاقات و دیدار داشته باشند.و در سایر روزها و ماه های پس از آن هیچ ارتباطی با هم نداشتند.همین عامل باعث میشد که آن برادر و خواهر، ماه ها از هم مطلع نباشند.در همان ملاقات ها تبادل خبر بین برادر و خواهر رزمنده ممنوع بود و توسط بخش امنیت و تشکیلات مجاهدین مورد حسابرسی شدید قرار میگرفت.

    مقر دوم ستاد ارتش،ستاد مخابرات،مسجد

    مقر یا ساختمان اول ستاد ارتش مجاهدین در جنوب پادگان اشرف قرار داشت.از سال 1374 شمسی به این مکان منتقل گردید.این قسمت توسط پست و بازرسی زنان اداره می شد.دور تا دور این قسمت با شبکه های توری و سیم خاردار پوشانیده شده بود و ورود سایر افراد مجاهدین به این قسمت ممنوع بود.

    در کنار آن 4 انبار سوله ای وجود داشت که ساخت کشور بلژیک بود.2 عدد از این انبارها بعلاو یک قسمت اضافه شده پس از سقوط صدام حسین با تغییراتی کوچک در نمای بیرونی که توسط بخش صنایع مجاهدین انجام گرفت به مسجد مجاهدین در پادگان اشرف تغییر یافت.

    از سال 1376 شمسی محوطه دوم انبارها و ساختمان های اطراف آن به مدیریت مخابرات سازمان مجاهدین اختصاص داشت(این مدیریت پیش از آن در قسمت دیگری مستقر بود).ارتباطات و کنترل سیستم های تلفن درون پادگان،تلفن های خروجی،بیسم های ارتباطی یکان های نظامی و پشتیبانی،خرید تجهیزات مخابراتی،شنود اطلاعاتی تلفن و بیسیم های مربوط به ارتش و ادارات جمهوری اسلامی ،تولید اقلام الکترونیکی،تعمیرات،سرویس و نگهداری و ... از این محل فرماندهی و پشتیبانی می شد.قبل از سال 1376 شمسی این مکان مدتی محل نگهداری زنان ناراضی و خواهان جدایی (زندان زنان) و پس از آن مقر یک لشکر زرهی مجاهدین بود.قبل و بعد از عملیات "فروغ جاویدان" در این مکان ، یک تیپ پیاده مکانیزه ارتش مجاهدین مستقر بود.

    مقر فرماندهی عالی مجاهدین (شماره 2 )

    سمت راست ستاد مخابرات ،محوطه ای چسبیده به ابتدای خیابان 600 و نزدیک "مشروع آب " شماره 1 قرار داشت.این محوطه با دیوارهایی از جنس بلوک سیمانی به ارتفاع 7 متر که بالای آن نیز حلقه های سیم خاردار به ارتفاع یک متر قرار داشت، محصور شده بود.در فاصله ای کوتاه دورتادور آن نیز با خاکریزهایی به عمق 6 متر و به ارتفاع 9 متر ، سیم خاردار ، مین منور و ضد نفر پوشانیده شده بود.

    در سال 1374 شمسی این مکان برای استقرار عالی ترین سطح فرماندهی مجاهدین در پادگان اشرف ساخته شد.ارشد ترین فرماندهان مجاهدین اعم از ؛مسعود رجوی،مریم رجوی،مهوش سپهری و ... هنگامیه در پادگان اشرف حضور می یافتند در این مکان مستقر می شدند.مکان اولیه آنها در جنوب پادگان اشرف قرار داشت.

    مشروع آب شماره 1

    این محل که بر روی خیابان 100 و ورودی خیابان 600 قرار گرفته، محل پمپاژ آب آشامیدنی پادگان اشرف بود که توسط یک یکان از ارتش صدام حسین طی سال های 1365 شمسی تا 2003 میلادی اداره می شد.دورتادور این محل با توری،سیم خاردار و درخت های بلندی پوشانیده شده بود.روبروی آن در سمت غربی خیان 600 نیز محل استقرار ژنراتورهای تولید برق پمپاژ آب آشامیدنی همین مجموعه بود.

    دانشکده فروغ و مدیریت های لجستیک

    در نیمه های خیابان روبروی مقر فرماندهی مجاهدین به محلی می رسیم که در سال 1371 شمسی به "دانشکده فروغ" شناخته می شد.این مکا ن یکی از محل های تدریس دروس نظامی و فرماندهی ستاد ،توسط مستشاران نظامی عراق

    به اعضا و فرماندهان ارشد مجاهدین بود که طی سال های 1371 تا 1376 میلادی انجام می شد.

    قبل از آن نیز بخش ها و مدیریت های مهم دیگری در این مجموعه ها مستقر بودند.ستاد فرماندهی لجستیک ،مدیریت زرهی،مدیریت تعمیرات،مدیریت اتوبوس و ترابری،مدیریت تسلیحات و مهمات،مدیریت انبارهای زرهی،نیروی هوایی(هوانیروز مجاهدین) ،مدیریت پذیرش نیروهای جدیدالورود و... هر کدام در قسمتی از این مجموعه و ساختمان ها اقامت داشتند.

    حواشی خیابان 400

    سمت راست این مجموعه از روی خیابان 400 عبور میکنیم.مجموعه ها و مقر های بسیار مهمی در این قسمت قرار داشتند که بدلیل بمباران های سال 2003 میلادی،نقشه گوگل عمدا در وضوح آنها خدشه وارد کرده است تا آثار خرابی ها دیده نشود.

    در ابتدای خیابان 400 ،امداد پزشکی مجاهدین ،در انشعاب یک خیابان شرقی از آن قرار دارد.پس از آن مدیریت مهندسی و تخریب مجاهدین مستقر بود که ساختمان آن بطور کامل نابود شده است.

    زندان اصلی اشرف

    سمت راست مدیریت مهندسی، در حاشیه ضلع شرقی پادگان اشرف بزرگترین زندان افراد ناراضی درون پادگان اشرف قرار گرفته است(1381-1367 هجری شمسی ).محل دقیق این زندان که با دیوارهای 7 متری و سیم خاردار محصور شده درست در انتهای خیابان 100 و چسبیده به ضلع شرقی پادگان است.این زندان اصلی ترین و مخوف ترین زندان درون پادگان اشرف بود که صدها عضو ناراضی سالیان متمادی در آن محبوس و شکنجه شده اند.

    مجموعه های مسکونی

    در جنوب این زندان و در تمام حاشیه شرقی پادگان اشرف، از بالا تا پایین یعنی به وسعت 5 کیلومتر مجموعه های مسکونی قرار داشت.این مجموعه ها که با حروف لاتین آ ،ب ،ث ،د ،ای ،اف ، جی،اچ و... شناخته می شدند در سال 1365 شمسی توسط یکان تاسیسات برای استقرار خانواده های مزدوج درون مجاهدین ساخته شد.از سال 1366 به مدت 2 سال مورد بهره برداری خانواده ها قرار گرفت .در سال 1368 با ورود به انقلاب دوم ایدئولوژیک و مسئول اول شدن مریم رجوی و با صدور طلاق های اجباری،این خانه های سازمانی برچیده شده و تا سال 1373 تبدیل به انبارهای تجهیزات و تدارکاتی مجاهدین شد.در سال 1373 به مدت 6 ماه بیش از 700 عضو مجاهدین که تاریخ ورود آنان پس از عملیات فروغ جاویدان بود به اتهام نفوذی و جاسوسی برای جمهوری اسلامی در این مکان و یک زندان دیگر،ایزوله،زندانی و شکنجه شدند.در این معرکه به اعتقاد رجوی ، نفوذی های زیادی از طرف جمهوری اسلامی پس از عملیات فروغ جاویدان به پادگان اشرف وارد شده بودند.که دستگاه امنیت مجاهدین در پی کشف آن بیش از 700 عضو مجاهد را زندانی و شکنجه کرد که تعدادی نیز کشته و سربه نیست شدند.اما این استدلال امنیتی سرپوشی برای فشار و جلوگیری از نارضایتی و ریزش در درون مجاهدین بود.چرا که افراد بسیار قدیمی و همدوره خود رجوی نیز در این زندان ها اسیر شده و تحت شکنجه قرار گرفتند.دیدبان حقوق بشر گزارش مبسوطی را تحت عنوان "خروج ممنوع" در سال 2005 میلادی راجع به این مسئله منتشر کرد که با انتقاد و اقدامات شدید بین المللی مجاهدین بر علیه شاهدین و سازمان دیدبان حقوق بشر جهانی رو برو شد.

    این مجموعه ها از سال 1374 به بعد محل ستاد پذیرش نفرات جدید الورود شده و هر یک بین 6 ماه تا 2 سال در این مکان به صورت ایزوله شده از ارتش مجاهدین نگهداری و تحت آموزش های نظامی و ایدئولوژیکی قرار می گرفتند.

    زندان جنوب شرقی

    در پایین این مجموعه ها یعنی در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف نیز یک زندان دیگر وجود داشت که محل اسارتگاه افراد ناراضی و خواهان جدایی از مجاهدین بود.

    ادامه دارد

    ------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8897

    گذری بر آسمان اشرف قسمت سوم

    .

    ... این محل اسارتگاه نظامیان ارتش جمهوری اسلامی بود که در عملیات های مرزی توسط یکان های نظامی مجاهدین اسیر شده و به پادگان اشرف منتقل می گردیدند.2 لایه دیوار حفاظتی به ارتفاع 7 متر با سیخک های عمودی یک متری و سیم های خاردار حلقوی بالای دیوار ، مجموعه زندان را که در وسط آن قرار گرفته بود محصور می کردند.این زندان با 4 پست دیدبانی مسلح در 4 گوشه محوطه به ارتفاع 12 متر و 2 پست نگهبانی در محل درب ورودی از آن حفاظت می شد.بجز مسئولین زندان ورود و خروج به این محل تقریبا غیر ممکن بود.مسئولیت آن با مدیریت پرسنلی و بخش زندان ها بود که توسط سید صادق صادات دربندی ،حسن نظام الملکی،سهیلا صادق،بتول رجایی و دیگران ...

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، هفتم نوامبر 2010
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10996

     

     

    بر فراز آسمان اشرف هستیم.گذرمان را از ابتدا و قسمت جنوبی خیابان 100 به سمت "انبارهای مسقفات" ادامه می دهیم.

    انبارهای مسقفات

    پس از عبور از فراز خیابان 700 به "انبارهای مسقفات" می رسیم.این انبارها در 6 ردیف شمالی-جنوبی و با فاصله یکسان از هم قرار گرفته اند.در هر ردیف 5 انبار وجود دارد.عرض هر انبار 25 متر ، طول آن 50 متر و ارتفاع آن 7 متر است.اسکلت آهنی و پنل های سقف آن تولید کشور بلژیک و دیوارهای آن از جنس بلوک سیمانی است که در استان دیالی ساخته شده است.هر انبار 2 درب آهنی شمالی و جنوبی داشته که طول آن 8 متر و ارتفاع آن 6 متر می باشد که از وسط به طرفین باز می شود.دور تا دور هر یک از این انبارها را خاکریزی هرمی به عمق 4 متر و ارتفاع 6 متر محصور کرده است.بین خاکریز و انبار نیز 3 تا 6 متر فضای خالی وجود دارد.

     

    تا اواخر سال 1365 شمسی ، این انبارها همچنان دست ارتش عراق بوده و محل نگهداری تجهیزات و مهمات آنها بود.اما از اوایل سال 1366 شمسی توسط ستاد روابط خارجی (مهدی ابریشمچی و عباس داوری) از ارتش عراق تحویل وبه مدیریت های تسلیحات، مهمات و تجهیزات ارتش مجاهدین سپرده شد.مجاهدین نیز که از پایگاه های خود در شهرهای سلیمانیه،کرکوک،خانقین و کوت کوچ کرده و برای تشکیل "ارتش آزادیبخش" در پادگان اشرف متمرکز شده بودند ، این مکان ها را به انبارهای مهمات ، تسلیحات و تجهیزات ذخیره خود تبدیل کردند که تا سال 2003 میلادی ادامه داشت.این انبارها در سالیان متفاوت مسئولین مختلفی را به خود دیده است که اصلی ترین آنها عبارت بودند از ؛ حمیده شاهرخی (افسانه)،ناهید صراف،زیبا خرسندی،نسرین پارسیان،زینب ذبیحیان،کبری جوکار،علی ولی پور،محمد وثوق اطمینان،احمد باطبی،رعنا جان نثاران و دیگران...

    انبارهای مسقفات محل نگهداری گلوله انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین،انواع نارنجک ها،انواع خمپاره ها،انواع توپ ها،انواع موشک ها،انواع تانک ها و مواد منفجره خام بود.بخش های تولید قرص های سیانور و جعل مدارک نیز در این قسمت فعالیت می کردند.تجهیزات نظامی اعم از دوربین ها و عینک های دید در شب ، دید در روز،قطب نما،جلیقه های ضد گلوله،کلاهخود های معمولی و ضد گلوله و انواع لباس های نظامی همراه با انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین در این انبارها نگهداری می شد.

    برای تخلیه و بارگیری مهمات یا تنظیف و انبارداری آنها چند سال اول از کارگران سودانی و سپس از عراقی های ساکن دهکده ها و شهرهای "الخالص"،"بعقوبه" و حتی "بغداد" استفاده می شد.روزهای عادی بین 30 تا 50 نفر و ایام مانور یا عملیات بین 150 تا 300 کارگر عراقی در این انبارها کار می کردند.

    مسئولین این قسمت ها در هماهنگی با ستاد روابط خارجی و بر اساس سهمیه مشخصی که تعیین شده بود با کامیون های 10 تا 20 تنی و تریلر های 30 تا 50 تنی هر ماه مقدار مشخصی از انواع مهمات های جنگی را از ارتش عراق تحویل گرفته و در این مکان ها انبار و نگهداری می کردند.مامورین ارتش و افسران سازمان اطلاعات و امنیت عراق هنگام تحویل دهی و تخلیه مهمات حضور و مشارکت مستقیم داشتند.این مهمات و تسلیحات در مانورها و عملیات های ارتش مجاهدین از سال 1366 تا1381 شمسی مورد مصرف و بهره برداری قرار می گرفت.این انبارها علاوه بر انبارهایی بود که یکان ها و لشگرهای نظامی مجاهدین در محل های استقرار خود داشتند.

    تا سال 1369 شمسی این مکان مرکز اصلی ذخیره و نگهداری مهمات مجاهدین بود.اما با تغییرات سازماندهی و هدیه گسترده تانک های نظامی از طرف صدام حسین و تبدیل شدن مجاهدین به لشگرهای زرهی، قسمت اعظم محتویات این انبارها به چند انبار زیرزمینی در شمال پادگان اشرف و انبارهای مهمات شهر "دبس" در نزدیکی کرکوک منتقل شد.چرا که نگهداری گلوله ها و خرج های انفجاری انواع تانک ها ، توپ ها و موشک انداز ها در این محل آن را به تهدیدی بالقوه برای انفجار کل پادگان تبدیل کرده بود!

    در سال 1991 میلادی زمانیکه صدام حسین کویت را اشغال کرد ،حمله هوایی ارتش آمریکا به مراکز نظامی صدام حسین در عمق خاک عراق باعث شد که تمامی این انبارها تخلیه شده و درب های شمالی و جنوبی آن باز گذاشته شود.

    احمد حنیف نژاد به همراه پری بخشایی و تعدادی دیگر... مسئولیت تخلیه این مکان و سرتاسر پادگان اشرف را بعهده داشتند.به فاصله کوتاهی پرچم های سفید بر فراز این انبارها و تمامی ساختمان های پادگان اشرف به اهتزاز در آمد تا ضمن قراردادی که در واشنگتن به اطلاع پنتاگون رسیده بود زیر بمباران و تهاجم نیروی هوایی ارتش آمریکا قرار نگیرد.و چنین نیز شد!

    از سال 1991 میلادی به بعد تنها تعداد 10 انبار که در 2 ردیف جنوبی این محوطه قرار داشتند به محل نگهداری مهمات فشنگی و تجهیزات اختصاص داشت.20 انبار دیگر به سایر مدیریت ها و یکان های مجاهدین واگذار شد.تعدادی محل تعمیر ، سرویس و نگهداری انواع خودروها شد،تعدادی محل نگهداری خودروهای وارداتی و خریداری بود، تعدادی به انبارهای نگهداری قطعات زرهی و خودرو اختصاص داشت و تعدادی دیگر محل نگهداری ذخیره پوشاک و مواد غذایی مجاهدین بود که تا هم اکنون ادامه دارد...

    دورتا دور محوطه بیرونی این انبارها به ارتفاع 2 متر، توری فلزی و سیم خاردار حلقوی احاطه کرده بود.این مجموعه 3 درب ورودی –خروجی داشت.درب شمال غرب.درب جنوب شرق و درب شرقی.از درب شمال غرب به خیابان 700 و سپس 100 ،از جنوب غرب به محل دپو و استقرار یک لشگر نظامی و از درب شرق به خیابان منتهی به تیپ جلیل مشرف بود.

    از درب شرقی انبارهای مسقفات خارج می شویم.یک خیابان فرعی آسفالته تا خیابان 600 ادامه دارد.در قسمت شمالی این خیابان 2 لشگر زرهی مجاهدین مستقر بودند.اولین محل در عملیات فروغ جاویدان به محل استقرار "تیپ جلیل" معروف بود.بعد ها این محل بطور موقت تعطیل شده و قسمت شمالی آن به زندان زنان اختصاص داشت.بخشی از زنان معترض و خواهان جدایی در این مکان نگهداری و زندانی می شدند.محل استقرار بعدی نیز به "تیپ جواد " اختصاص داشت.

    زندان اسرا

    این مکان از سال 1366 شمسی توسط یکان تاسیسات مجاهدین در پادگان اشرف ساخته شد و تا سال 2003 میلادی زندانی داشت.این محل اسارتگاه نظامیان ارتش جمهوری اسلامی بود که در عملیات های مرزی توسط یکان های نظامی مجاهدین اسیر شده و به پادگان اشرف منتقل می گردیدند.2 لایه دیوار حفاظتی به ارتفاع 7 متر با سیخک های عمودی یک متری و سیم های خاردار حلقوی بالای دیوار ، مجموعه زندان را که در وسط آن قرار گرفته بود محصور می کردند.این زندان با 4 پست دیدبانی مسلح در 4 گوشه محوطه به ارتفاع 12 متر و 2 پست نگهبانی در محل درب ورودی از آن حفاظت می شد.بجز مسئولین زندان ورود و خروج به این محل تقریبا غیر ممکن بود.مسئولیت آن با مدیریت پرسنلی و بخش زندان ها بود که توسط سید صادق صادات دربندی ،حسن نظام الملکی،سهیلا صادق،بتول رجایی و دیگران ... اداره می شد.

    در قسمت دیگری از جنوب این خیابان 2 لشگر نظامی مجاهدین مستقر بود.که بزرگترین قسمت آن در عملیات فروغ جاویدان "تیپ سوسن"(عذرا علوی طالقانی) نام داشت.عذرا علوی طالقانی(سوسن) زمانی در جایگاه جانشینی فرمانده کل قوا(جانشین مسعود رجوی) ارتش نظامی مجاهدین را از این مکان هدایت و فرماندهی می کرد.

    در جنوب زندان اسرا نیز ، یک لشکر نظامی مجاهدین مستقر بود.که ساختمان استقرار،پارکینگ خودروها و زرهی در اطراف آن مشاهده می شود.پس از آن نیز محل استقرار 2 لشگر

    نظامی مجاهدین بعلاوه تعمیرگاه زرهی ارتش مجاهدین قرار داشت که در قسمتی دیگر به آن خواهیم پرداخت.

    ادامه دارد

    --------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8946

    گذری بر آسمان اشرف - قسمت چهارم

    .

    ... پس از شکست مجاهدین در "عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)" که منجر به 1800 کشته و 1500 زخمی از طرف مجاهدین شد تا یک سال پس از آن هیچ عملیاتی در دستور کار قرار نگرفت.در همین ایام نشست های انقلاب ایدئولوژیک با مسئول اول شدن مریم رجوی و طلاق های اجباری شروع شد. اما یک سال پس از آن که صدام حسین رویای کشورگشایی سرزمین های عربی را در سر می پروراند ،مجاهدین را به تانک های "تی55"،"تی62"،"تی72"،"چیفتن"،"توپ های خود کششی"،موشک اندازهای 122م.م کاتیوشا"،پدافند ضد هوایی شلیکا" و ... مجهز و مسلح کرد.در سال 1369 شمسی سازمان مجاهدین با بیش از 5200 عضو، 1800 تانک و نفربرزرهی و 2400 خودرو نظامی و شخصی در پادگان اشرف مسلح و مستقر بود ...

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، هجدهم نوامبر 2010
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=11011

    لینک به قسمت اول
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8848

    لینک به قسمت دوم:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8874

    لینک به قسمت سوم
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8897

     

     

      

    تعمیرگاه زرهی

    در حاشیه جنوب غرب پادگان اشرف مجموعه ای از 6 انبار به ابعاد 7*75*25 متر مشاهده می شود که دور تا دور آن با خاکریز،توری و سیم خاردار پوشانیده شده بود.(یکی از این انبارها که جای خالی آن مشاهده می شود در سال 2003 از جا کنده شده و به محل دیگری منتقل شده بود.) این محل تعمیرگاه زرهی ارتش آزادیبخش نام داشت.

     

    در اواخر سال 1365 شمسی این مکان به بخشی از انبارهای نگهداری مهمات و تسلیحات مجاهدین اختصاص داشت.اما از اواخر سال 1366 شمسی به محل تعمیرو نگهداری تسلیحات سبک و نیمه سنگین سازمان مجاهدین تبدیل شد.در همین زمان بود که بدستور " استخبارات صدام" اولین گروه از مستشاران نظامی عراق وارد پادگان اشرف شده و از جمله در این مکان خدمات تعمیر و نگهداری وسایل نظامی ارتش مجاهدین را انجام می دادند.


    تعمیرگاه زرهی

    هشتم فروردین ماه 1367 شمسی پس از پیروزی در "عملیات آفتاب"( که مجاهدین با پشتیبانی کامل ارتش عراق و 123 کشته و مجروح تعداد 3500 تن از اعضای یکان های لشگر 77 خراسان و ژاندارمری منطقه شوش را در غافلگیری به قتل رساندند) ،کمک های نظامی قابل توجهی از طرف صدام حسین به پادگان اشرف سرازیر شد.ارتش مجاهدین برای رسیدن به توان یک تیپ کلاسیک به زرهی های "کاسکاول برزیلی"،"ام.تی.ال.بی روسی"،"بی.ام.پی.وان روسی" و پدافند هوایی 14.5 م.م،23 م.م و موشک سام 7 و توپ زمین به زمین 122 م.م بلژیکی،موشک انداز 107 م.م و تفنگ 106 م.م مسلح شد.سرویس و نگهداری و آموزش تمامی این وسایل از طرف مستشاران نظامی صدام حسین در تعمیرگاه زرهی و 2 قسمت دیگر پادگان اشرف انجام می شد.

    برای انجام "عملیات چلچراغ" که در 28 خرداد 1367 شمسی با 68 کشته از طرف مجاهدین و 8000 کشته از طرف ارتش جمهوری اسلامی منجر به تسخیر موقت شهر مهران شد ، مجاهدین نیازمند رسیدن به توان یک تیپ کلاسیک پشتیبانی شده داشتند. برای رسیدن به این خواسته ،درخواست ادوات نظامی به استعداد چند تیپ کلاسیک را از صدام حسین کرده بودند.3 بار ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین در این دوران و چانه زدن برای دریافت تجهیزات بیشتر او را به خواسته هایش رساند.

    پس از عملیات چلچراغ این مکان بطور موقت به محل نگهداری غنائم جنگی تبدیل شد.اما هنوز زمانی از آن نگذشته بود که آماده سازی برای انجام "عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)" شروع شد.

    از 5 تیر تا یکم مرداد 1367 شمسی 4 تیپ رزمی ارتش صدام حسین وارد پادگان اشرف شده و تمامی سلاح ها،زرهی ها ،خودروها و ادوات نظامی خود را در زمین های سراسر پادگان اشرف و از جمله تعمیرگاه زرهی ، تحویل مجاهدین داده و با سند هایی که از آنها گرفتند به محل های استقرار خود بازگشتند.

    تعمیرگاه زرهی و سایر تعمیرگاه های مجاهدین در این دوران روزهای بسیار شلوغی را از سر گذراندند.بیش از 800 مستشار نظامی عراقی همراه با مجاهدین در مدتی کمتر از یک ماه تعمیرات ،و سرویس نگهداری این ادوات را برای رفتن به "عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)" در این محل و سرتاسر پادگان اشرف انجام دادند.در این ایام بیش از 1000 کارگر عراقی همراه با 7000 عضو سازمان مجاهدین بصورت شبانه روزی کار آماده سازی عملیات را انجام می دادند.

    پس از شکست مجاهدین در "عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)" که منجر به 1800 کشته و 1500 زخمی از طرف مجاهدین شد تا یک سال پس از آن هیچ عملیاتی در دستور کار قرار نگرفت.در همین ایام نشست های انقلاب ایدئولوژیک با مسئول اول شدن مریم رجوی و طلاق های اجباری شروع شد.

    اما یک سال پس از آن که صدام حسین رویای کشورگشایی سرزمین های عربی را در سر می پروراند ،مجاهدین را به تانک های "تی55"،"تی62"،"تی72"،"چیفتن"،"توپ های خود کششی"،موشک اندازهای 122م.م کاتیوشا"،پدافند ضد هوایی شلیکا" و ... مجهز و مسلح کرد.در سال 1369 شمسی سازمان مجاهدین با بیش از 5200 عضو، 1800 تانک و نفربرزرهی و 2400 خودرو نظامی و شخصی در پادگان اشرف مسلح و مستقر بود.

    درست در همین ایام بود که این مکان بطور کامل در خدمت مدیریت زرهی ارتش آزادیبخش قرار گرفته و با بیش از 300 پرسنل نظامی عراق، کار تعمیرات انواع زرهی ها ، تانک ها و ... را تا سال 1382 شمسی و زمان سقوط صدام حسین انجام می دادند.

    این تعمیرگاه که تحت مسئولیت مدیریت تعمیرات و زرهی قرار داشت از زیرشاخه های سیستم لجستیک ارتش آزادیبخش بوده و در طی 22 سال همراه با مستشاران نظامی عراق ،مسئولین و فرماندهان بسیار زیادی از مجاهدین را به خود دیده است که مهمترین آنها عبارت بودند از ؛"آزاده رضایی،منیژه کریمی،لیلا نباهت،افسانه طاهریان،علی اکبر انباز،کبری رحیمی،زهرا بخشایی،رضا درودی،زهره اخیانی،حسین مدنی،افشین علوی،بهزاد نظیری،حمید اسدیان،علیرضا حبیب زاده،محبوب صباحتی،بهنام عالیوندی،احمد علوی،وحید باطبی،مریم تدینی نوایی،کبری طهماسبی،علی اصغر قدیری،علیرضا صادقی،حسین دادخواه، حسین فرصت،لعیا خیابانی ،مهین انجمن آراء،فروغ زرکش،ابراهیم دوست رزمگاه،احمد افشار،مهدی افتخاری،حمید باطبی،معصومه بلورچی،احمد بوستانی،رباب بوستانی،بدری پورطباخ،صدیقه تقی آبادی،علاءالدین توران،ناهید حاجی سید صادقی،زهره حسنی پور،فائزه خیاط حصاری،عباس داوری،مهدی ابریشمچی،لیلا دشتی،فاطمه رمضانی،محسن سیاه کلاه،حوریه السادات سیدی کمجانی،سعیده صبوری،محمد رضا طامهی،محبوبه عالی ایولی،گیتی گیوه چینیان زاده،عیسی آزاده،افشین ابراهیمی فخار،محمد صادق پشم فروش،معصومه احتشام،میترا باقرزاده،حسن حسن زاده محصل،سیما دادجو،میترا رفیعی،جمیله فیضی،مرضیه نوری مهربان،بیژن آقازاده نائینی،نسرین برنجی،لعیا بنازاده امیرخیزی،محمد علی تسلیمی،اکرم تیمور،سروناز چیت ساز،علی اصغر دارایی،کامران دلیر،غلامرضا رخشانی،حمید ساکن سعادت،محمد طاهر سعیدی،فرامرز صفا،حسن طهماسبی،محمد ابراهیم مشیری و ..."

    تیپ محمود قائمشهر-زندان شماره 2 افراد معترض در سال 1373 شمسی

    این محل در "عملیات فروغ جاویدان" به استقرار تیپ محمود قائمشهر اختصاص داشت که معاونت او را علی قربانی(فرمانده بهمن) عهده دار بود.بعدها هم محل استقرار یک لشگر زرهی مجاهدین بود.اما در سال 1373 به مدت چند ماه به زندان بخشی از اعضای ناراضی مجاهدین تبدیل شد.بیش از 400 عضو ناراضی که تاریخ ورود آنها به سازمان مجاهدین بعد از عملیات فروغ جاویدان بود به اتهام نفوذ و جاسوسی بین 4 تا 6 ماه در این محل زندانی و شکنجه شدند.


    تیپ محمود قائمشهر - زندان شماره 2 سال 1373 شمسی

    بنگالستان

    این مکان که محوطه ای پر از اطاقک و ساختمان های پیش ساخته پنلی بود در قسمت شمالی تیپ محمود قائمشهر قرار داشته و محل استقرار ستادهای زیر مجموعه فرماندهی ارتش آزادیبخش بود.ستادهای مالی،امنیت،اطلاعات و ضد اطلاعات،رادیو و تلویزیون ،تبلیغات،پشتیبانی و لجستیک،آموزش،تخصصی ،مهندسی،هوایی و ... برای اولین بار از سال 1366 شمسی در این مکان از پادگان اشرف مستقر شدند.از سال 1374 شمسی زمانیکه اقامتگاه جدیدی برای رجوی در پادگان اشرف ساخته شد این مکان به محل استقرار یک لشگر زرهی مجاهدین اختصاص یافت.

     
    بنگالستان

    تیپ آذر

    از عملیات چلچراغ در سال 1367 تا سال 1373 شمسی این مکان ابتدا محل استقرار تیپ و بعد ها لشگر زرهی محبوبه جمشیدی(آذر) بود.محبوبه جمشیدی (آذر) پس از بازگشت پیروزمندانه از عملیات چلچراغ و فتح مهران ،سالیان زیادی را از این مکان در موقعیت "رئیس ستاد ارتش آزادیبخش" بعلاوه فرمانده یک لشگر زرهی ، ماشین جنگی سازمان مجاهدین خلق را در عملیات های مختلف فرماندهی و هدایت می کرد.تا پیش از سال 1382 فرمانده حفاظت رجوی در عراق و پس از سقوط صدام حسین ، فرمانده حفاظت مریم رجوی بوده و در اورسوراواز-فرانسه مستقر می باشد.او هم اکنون حفاظت شخصی مریم رجوی را در سفر به کشورهای اروپایی بعهده دارد.

    مقر ستاد ارتش آزادیبخش-شماره 1

    از اواخر سال 1365 شمسی این مکان ، محل استقرار فرماندهان ارشد سازمان مجاهدین بود.پس از تشکیل ارتش آزادیبخش در سال 1366 تا اوایل سال 1374 شمسی این مکان مقر اصلی ستاد ارتش آزادیبخش در پادگان اشرف بود.فرماندهان ارشد سازمان مجاهدین خلق که تحت مسئولیت مستقیم مسعود و مریم رجوی قرار داشتند در این مکان مستقر بودند.


    ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش در جنوب و اقامتگاه رجوی در شمال عکس

    اقامتگاه مسعود و مریم رجوی –شماره 1

    این مکان اصلی ترین محل اقامت مسعود و مریم رجوی از اواخر سال 1365 تا 1374 شمسی در پادگان اشرف بود.از قسمت جنوب به مقر ستاد ارتش آزادیبخش ، از غرب به تیپ آذر ، از شرق به خیابان 400 و زمین صبحگاه و از شمال به یک خیابان حفاظت شده محدود می شد.دور تادور آن را خاکریزی به ارتفاع 7 متر با سیم خاردار حلقوی و مین های ضد نفر و منور پوشانده بود.در محوطه شرقی آن نیز سنگر های ضد اتمی برای شرایط اضطراری رهبری و اعضای ارشد سازمان مجاهدین ساخته شده بود.

    ادامه دارد

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8080

    سفیر عراق: حمایت از سازمان تروریستی مجاهدین خلق به روابط اتحادیه اروپا با جمهوری عراق صدمه جدی وارد می کند

    .

    ... عالیجناب محمد جواد الدورکی سفیر جمهوری عراق وی خاطر نشان ساخت که قبول اتهامات از طرف افرادی غیر واقعی و نوشتن مقالاتی با تکیه به این اتهامات بدون مرجع صدمه زیادی به روابط عراق و اتحادیه اروپا وارد می سازد. وی در همین رابطه مشخصا تاکید نمود که افراد باید در نظر داشته باشند که سازمان مجاهدین خلق در کشور عراق بعنوان یک گروه تروریستی شناخته می گردد. وی از اعضای هیئت روابط پارلمان اروپا با کشور عراق درخواست نمود تا موضع خود را بصورت مشخص در این رابطه اعلام نمایند ...


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    پارلمان اروپا، هفدهم مارس 2010

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8079

    لینک به متن کامل گزارش کمیته عراق در پارلمان اروپا (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/Iraq-EU-May2010.pdf

    هیئت روابط با عراق، پارلمان اروپا

    متن گزارش جلسه هفدهم مارس 2010 از ساعت 15 الی 16

    بروکسل

    جلسه ساعت سه عصر چهارشنبه هفدهم مارس ...

    (...)

    عالیجناب محمد جواد الدورکی سفیر جمهوری عراق بر اهمیت انتخابات اخیر عراق بعنوان دومین دور پروسه انتخاباتی بعد از سقوط دیکتاتوری تاکید نمود و خاطر نشان نمود که دولتی که روی کار می آید اولین دولتی خواهد بود که بعد از خروج نیروهای نظامی بیگانه زمام امور را بدست خواهد گرفت.

    وی از اعضایی از هیئت رابطه با عراق که از حضور گسترده رای دهندگان استقبال نموده بودند تشکر کرد. وی همچنین تاکید نمود که انتخابات تحت نظارت دفاتر سازمانهای برگزار کننده انتخابات بوده که خود این هیئت ناظر توسط پارلمان عراق انتخاب گردیده است و همچنین تحت نظارت و حمایت همزمان سازمان ملل متحد قرار داشته است.

    وی همچنین خاطر نشان ساخت که این انتخابات همچنین تحت نظارت شدید و مستمر تعداد بسیار زیادی از ناظرین داخلی و بین المللی انجام گرفته است.

    وی با اشاره به این که با همه این احوال احتمال برخی تقلبات غیر ممکن نیست تاکید نمود که روند اصولی و معقول این است که هر گونه اتهام تقلب بایستی از کانالهای قانونی به هیئت انتخاباتی و در درجه بعدی به دادگاههای ذیصلاح ارجاع گردد.

    وی خاطر نشان ساخت که قبول اتهامات از طرف افرادی غیر واقعی و نوشتن مقالاتی با تکیه به این اتهامات بدون مرجع صدمه زیادی به روابط عراق و اتحادیه اروپا وارد می سازد. وی در همین رابطه مشخصا تاکید نمود که افراد باید در نظر داشته باشند که سازمان مجاهدین خلق در کشور عراق بعنوان یک گروه تروریستی شناخته می گردد.

    وی در این رابطه از اعضای هیئت روابط پارلمان اروپا با کشور عراق درخواست نمود تا (با توجه به مسائل پیش آمده) موضع خود را بصورت مشخص در این رابطه اعلام نمایند. وی از اعضای هیئت پارلمان اروپا خواست تا با صدور بیانیه ای مشخص نمایند که در این انتخابات دخالت (طرفداری از یک گروه خاص) نکرده و منتظر می مانند تا نتایج انتخابات (که تحت نظارت ناظرین اتحادیه اروپا نیز هست) اعلام گردد.

    آقای استیونسون (لابی رسمی مجاهدین خلق در پارلمان اروپا و رابط لابی صهیونیستی با فرقه رجوی – مترجم) در واکنش به این موضوع تاکید نمود که وی فقط خواستار حمایت از آزادی تمامی عراقی ها در جامعه ای دموکراتیک و باز بوده و این خواسته وی شامل خاتمه یافتن تروریسم نیز می گردد. وی تاکید نمود که وی توسط هیچ حزب یا گروهی در عراق ربوده نشده (خریداری نشده - مترجم) و وی از همکاری با هر دولت جدیدی که در آینده در عراق سر کار بیاید استقبال می کند. ...


    (Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam's head of secret services)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    ------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7845

    گرفتاری ایاد علاوی بخاطر حمایت صدامیان و تروریست ها از وی

    (استراون استیونسون لابی بعثی ها را بهتر بشناسیم)

    .

    ... استراون استیونسون یکی از چهره های بیرونی و شناخته شده در حمایت از صدامیان و سازمان تروریستی مجاهدین خلق به پشتیبانی صهیونیسم می باشد. سازمان مجاهدین البته تا کنون بوسیله همین حمایت های صهیونیست ها در غرب توانسته به حضور غیر قانونی خود در خاک عراق ادامه دهد. دولت عراق سازمان تروریستی مجاهدین را متهم کرده است که طی شش سال گذشته در مسائل داخلی عراق دخالت کرده اند...

    ایران اینترلینک، دوازدهم مارس 2010

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7844

    حامیان غربی بعثی ها پای آقای علاوی را هم به مشاجرات خود کشاندند

    استراون استیونسون نماینده بدنام پارلمان اروپا که اخیرا بخاطر مجاهدین و بقایای حزب بعث محل خود از هیئت روابط با ایران را به هیئت روابط با عراق منتقل کرده است مدعی شده است که نامه های زیادی دریافت کرده که در آنها خبر از "تقلب وسیع" در انتخابات هفت مارس عراق داده شده.

    استراون استیونسون یکی از چهره های بیرونی و شناخته شده در حمایت از صدامیان و سازمان تروریستی مجاهدین خلق به پشتیبانی صهیونیسم می باشد. سازمان مجاهدین البته تا کنون بوسیله همین حمایت های صهیونیست ها در غرب توانسته به حضور غیر قانونی خود در خاک عراق ادامه دهد. دولت عراق سازمان تروریستی مجاهدین را متهم کرده است که طی شش سال گذشته در مسائل داخلی عراق دخالت کرده اند.

    مدارک و شواهد نشان می دهند که مرکز سازمان تروریستی مجاهدین در کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) سالها بعنوان مرکزی برای جمع شدن صدامی ها مورد استفاده قرار می گرفته است.

    همچنین تعدای از اعضای معروف و متهم به جنایت این سازمان تروریستی با کمک همین پشتیبانان صهیونیست خود رسما در پارلمان اروپا نفوذ کرده و به استخدام رسمی این نهاد در آمده اند.

    ادعای "دریافت انبوهی نامه و شکایت" بدون هیچ گونه دلیل و مدرک دقیقا رد پای سازمان مجاهدین در این ادعا را نشان می دهد که تاکتیکی لو رفته از طرف آنها است.

    قبل از انتخابات هفتم مارس، آقای صالح مطلک بخاطر روابطش با این سازمان تروریستی از طرف مقامات مسئول در عراق از لیست کاندید های انتخاباتی حذف گردید. وی متهم به رابطه با حزب بعث صدام و سازمان مجاهدین و انتقال پول برای یک سازمان تروریستی شده است.

    اکنون بعد از انتخابات استراون استیونسون مدعی شده که "فعالیت های گسترده ای برای حذف برنده انتخابات، آقای ایاد علاوی در جریان است" !!ا

    بنظر می رسد آقای علاوی هم به همان مصیبت آقای مطلک دچار شده و حمایت صدامی ها از وی موقعیت وی را مخدوش کرده است

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7602

    به منظور حفظ حق حاکمیت و امنیت عراق

    .

    سفیر جمهوری عراق در بلژیک و اتحادیه اروپا مقاله ای تحت عنوان "به منظور حفظ حق حاکمیت و امنیت عراق" در خصوص سازمان مجاهدین خلق نوشته که در روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن و بسیاری رسانه های عربی زبان دیگر عینا انعکاس یافته است. این مقاله توسط بنیاد خانواده سحر ترجمه گردیده که در زیر از نظرتان میگذرد:

    محمد جواد الدورکی، سفیر جمهوری عراق در اتحادیه اروپا، روزنامه الشرق الاوسط، ترجمه بنیاد خانواده سحر، نوزدهم ژانویه 2010
    http://saharngo.com/

    لینک به متن اصلی (عربی)
    http://www.aawsat.com/leader.asp?section=3&issueno=11356&article=550698

    به منظور حفظ حق حاکمیت و امنیت عراق

    محمد جواد الدورکی، سفیر جمهوری عراق در بلژیک و اتحادیه اروپا

    اردوگاه عراق نوین (نام جدید اردوگاه اشرف) یکی از پسمانده های رژیم دیکتاتوری سابق را به ارث برده است. رژیمی که نه تنها به قلع و قمع ملت عراق و ایجاد گورهای دستجمعی و آغاز جنگ های ویرانگر دست یازید بلکه اردوگاهی را مملو از تروریست های مزدور سازمان مجاهدین خلق بجای گذاشت. گروهی که هم پیمان با رژیم سابق بطور وحشیانه در قتل عام و کشتار عراقیان اعم از کرد و عرب در جریان انتفاضه شعبانیه 1991 پس از شکست صدام حسین در حمله به کشور برادر کویت مشارکت جست.

    ملت عراق نسبت به روابط عمیق این سازمان با افراد رژیم سابق، ائتلاف راهبردی بین آنها و پشتیبانی مالی و نظامی که از رژیم سابق دریافت داشته آگاهی دارد و در عین حال فراموش نکرده که چگونه خون فرزندانشان بدست تروریست های سازمان مجاهدین خلق ریخته شده است بر همین اساس است که ملت عراق اصرار دارد اعضای این گروه به دست عدالت سپرده شوند.

    سازمان تروریستی مجاهدین خلق به جنایات خود علیه مردم عراق در زمان رژیم سابق اکتفا نکرده بلکه جنایات خود را این بار با همدستی شبکه های تروریسم مذهبی در استان دیالی و با دخالت در امور داخلی عراق دنبال کرده و پادگان محل استقرار خود را با هدف گسترش جنگ مذهبی حفظ کرده است.

    دولت وحدت ملی عراق با توجه به وظایفش در حفظ سیادت، امنیت، و استقرار عراق و همچنین حفاظت از وحدت و امنیت ملی و از آنجا که به روابط حسنه با دولتهای همسایه بر اساس احترام متقابل تأکید دارد و با توجه به قوانین عراق بویژه قانون اساسی که عراق را محمل استقرار گروه های تروریستی نمیداند و با عنایت به وصف تروریستی که دولت عراق به این گروه داده است افراد مستقر در اردوگاه عراق نوین (اشرف سابق) راهی بجز بازگشت داوطلبانه به کشورشان و یا رفتن به کشورهای دیگر ندارند.

    در این راستا دولت عراق با نظارت صلیب سرخ جهانی، سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی و با رعایت حقوق بشر اقدام به انتقال افراد به مکان دیگری می نماید که دارای امنیت بیشتری باشد تا زمینه خروج آنان از کشور فراهم آورد.

    اشخاصی که برای این سازمان گریه و زاری می کنند بهتر است به جای آن، از دولت عراق بخواهند که افراد سازمان را در خاک خود نگهدارد یا به کشور های متبوع خود فشار بیاورند تا آنها را بعنوان پناهنده یا هر وصف دیگری بپذیرند.

    از کسانی که راجع به قانون و معیارهای بین المللی صحبت می کنند می پرسم که آیا می پذیرند که به سیادت کشورشان ضرری برسد ،هر کسی به کشورشان وارد شده و استقرار یابد و امرو نهی نماید .

    کسانی که علاقه مندند از موارد پایمال شدن حقوق بشر در پادگان اشرف مطلع شوند به سایت اینترنتی دیدبان حقوق بشر و ایران اینترلینک مراجعه نمایند تا بتوانند سخنان افرادی که از جهنم سازمان مجاهدین فرار کرده اند را بخوانند ؛ جهنمی که افراد با انواع فشارهای روانی و ارعاب فرماندهان سازمان روبرو هستند.

    ------------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7568

    غرب بايد روابطش با تروريست های مجاهد را خاتمه دهد

    .

    ... ميزان دقيق روابط غرب با مجاهدين خلق هر چه قدر كه باشد ، اين گروه نامزد شراكت با دولت هاي غربي كه درباره جنگ با ترور موعظه مي كنند، باقي مي ماند. احتمالاً مجاهدين خلق نقشي كوچك در نبردي گسترده دارند اما اين سازمان مي تواند ميخي باشد كه لاستيك نزديك شونده قدرت هاي بزرگ به سوي ايران را پنچر مي كند. چرا اگر گروهي تروريست است به آن پناه مي دهند؟ اگر غرب نمي تواند بر سر آن كه چه كسي تروريست است توافق كند، چگونه انتظار دارد با جهان اسلام به توافق برسد؟ ...

    سر مقاله دیلی استار، ترجمه انجمن نجات، سیزدهم ژانویه 2010
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8741

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7543

    http://www.dailystar.com.lb/article.asp?edition
    _id=10&categ_id=17&article_id=110351

    جهان متوجه شده است كه يمن در حال حاضر تبديل به كانون نگران كننده فعاليت هاي تروريست ها شده است. سئوال اين است : چند كشور ديگر را مي توان به اين فهرست افزود؟ ديلي استار نامه سرگشاده اي را منتشر كرده است كه مسعود خدابنده ، يك مشاور مقيم انگلستان به گوردون براون ، نخست وزير بريتانيا، نوشته است. وي در اين نامه خواستار تحت كنترل قرار گرفتن سازمان مجاهدين خلق شده است. اين گروه كه از سوي ايالات متحده امريكا تروريست شناخته شده است، اجازه دارد كه آزادانه در آلمان، فرانسه و بريتانيا فعاليت كند و برنامه هاي ماهواره اي آن خشونت را در خيابان هاي ايران تحريك مي كند.

    در عين حال، مقامات ايران ادعا مي كنند كه برخي از كساني كه در تظاهرات ها و درگيري ها دستگير شده اند، اعضاي مجاهدين خلق هستند كه بنابر شواهد با اجازه ضمنـي آژانس هاي اطلاعاتي غربي عمل مي كنند.

    ميزان دقيق روابط غرب با مجاهدين خلق هر چه قدر كه باشد ، اين گروه نامزد شراكت با دولت هاي غربي كه درباره جنگ با ترور موعظه مي كنند، باقي مي ماند.

    احتمالاً مجاهدين خلق نقشي كوچك در نبردي گسترده دارند اما اين سازمان مي تواند ميخي باشد كه لاستيك نزديك شونده قدرت هاي بزرگ به سوي ايران را پنچر مي كند. چرا اگر گروهي تروريست است به آن پناه مي دهند؟ اگر غرب نمي تواند بر سر آن كه چه كسي تروريست است توافق كند، چگونه انتظار دارد با جهان اسلام به توافق برسد؟

    هواداران مجاهدين خلق تنها از لندن گزارش نمي دهند، آن ها در حال تحريك و تهييج كردن مردم هستند و به عنوان ستون پنجم ( هر قدر كه ابعاد آن باشد) عمل مي كنند. آن ها سعي مي كنند به همه بقبولانند كه نزاع ميان احزاب در ايران روندي به خود مي گيرد كه هر گونه امكان توافق منطقي را پشت سر مي گذارد.

    مردم در اين منطقه از جهان در اذهان خود متوجه هستند كه غرب به هر راه و شيوه اي، تلاش ها و فعاليت هاي مجاهدين خلق را توانمند مي كند و در عين حال تقاضاي واكنش عليه تروريست ها را دارد. امروز هيلاري كلينتون درباره يمن هشدار مي دهد؛ آيا مي توان كاملاً مطمئن بود كه چنين سياست خارجي مبهمي در آنجا نيز استفاده نمي شود؟

    آسيب مشابه به اعتبار سياست خارجي غرب در ماجراي بلك واتر عراق پيش آمده است و همچنين در ماجراي بزرگ تر « مقاطعه كار نظامي خصوصي » ( private military contractor ). بسياري از عراقي ها از اخاذي هاي اين مزدورها رنج كشيده اند؛ هفته گذشته ، گروهي از كارمندان بلك واتر دريافتند كه براي قتل محاكمه نخواهند شد. مردم ماجراهاي بلك واتر و مجاهدين خلق را مي شنوند و همه زبان بازي هاي دولت اباما براي جنگ با افراطي ها و خشونت از يك گوش مي شنوند و از گوش ديگر بيرون مي كنند.

    حتي بدتر از آن، مردم فكر مي كنند كه غرب با اجازه بقا و شكوفايي دادن به اين عناصر مضر، در واقع در پي درگيري با جهان اسلام است.

    اگر غرب مي خواهد با تحريم هاي بيشتر عليه ايران پيش برود و اگر بدنبال حمايــت بين المللي و منطقه اي است، روشن است كه بايد حركاتش را شفاف كند. غرب نمي تواند به اين تروريست ها و فعالان غيردولتي اجازه دهد كه فرصت هاي يك جنگ واقعي عليه عقب ماندگي اقتصادي و عدم مشروعيت سياسي كه ما را به ستوه مي آورند، خراب كنند. اين رفتارها همان تروريسمي كه واشنگتن نگران آن است را بارورتر مي كند.


    (مریم رجوی رهبر فرقه تروریستی مجاهدین خلق مستقر در پاریس)

     

     

     

    ----------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8553

    فرقه تروریستی رجوی همچنان درلیست گروه های تروریستی وزارت امورخارجه امریکا درسال 2010

    .

    ... درخاتمه یادی کنم از مقاومت وایستادگی ده ها خانواده اسیران فرقه رجوی که شش ماه است دردشوار ترین شرایط ممکن درجلوی اسارتگاه اشرف به تحصن نشسته اند _ بنده بعنوان یک تلاشگرحقوق بشر از دور دست یکایک شما رابوسیده _ از پایداری بی نظیرتان پشتیبانی کرده وبرایتان آرزوی موفقیت درجهت دیدار فرزندان اسبرتان را دارم...... شما پیروز می شوید چون خواسته شما عادلانه وانسانی است _ بادرودی گرم خدمت خانم عبدالهیوآرزوی مووفقیت وسلامتی برای این بانوی شجاع وبا شهامت......... سحر نزدیک است...


    (رهبر مفقود شده فرقه، مسعود رجوی در حال تهید گروگانها در کمپ اشرف)

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، هشتم اوت 2010
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    وزارت امور خارجه امریکا درآخرین گزارش خود ددرباره گروه های خطرناک تروریستی درسال 2010 همچنان برلیست سال 2009 دراین مورد مهر تائید نهاد ( 5 آگوست 2010)

    http://www.state.gov/s/ct/rls/crt/2009/140900.htm

    درجدید ترین گزارش درمورد بازنگری وزارت امور خارجه امریکا ( سال 2010) درمورد گروه های تروریستی وممنوعه درامریکا فرقه تروریستی رجوی با تمامی اسامی مستعارش همچنان درکنارکنار سازمانهایی چون القائده قرار دارد.

    واین درحالی است که سران منفور این فرقه سالهاست تلاش می کنند با به حلقه انداختن حلقه مزدوری لابی های اسرائیل درپارلمان امریکا شاید بتوانند نام خود را از این لیست بیرون بیاورند!

    از سال 2001 فرقه تروریستی دراین لیست جای گرفته وهرساله موجودیت این گروه دراین لیست همچنان تجدید گردیده است .

    نگاهی به تاریخچه خیانت های فرقه رجوی به مردم ایران

    فرقه تروریستی رجوی از جاسوسی وخبر چنین وخیانت به ایران وایرانی برای صدام تا مزدوری برای امریکا و اسرائیل ..

    فرقه خائن ومنفور تروریستی رجوی که از سال 1981 پس از شکست درفاز سیاسی وارد فاز نظامی ودرگیری مسلحانه باحکومت اسلامی قرارگرفت _ طی سالهای 1981 تا 1986 بافرار سرکرده فرقه رجوی از ایران به فرانسه پایگاه اصلی ترور این گروه نیز به فرانسه منتقل گردید _ درسال 1986 دولت فرانسه سران این گروه تروریستی را از فرانسه اخراج نمودند و سرکرده این فرقه نیز به دامان دشمن اشغالگر صدام درزمان جنگ شتافت وسعی نموده خودرا بعنوان " زائده ای از جنگ ایران وعراق معرفی نماید _

    ازسال 1986 تا سال 2003 این فرقه خائن ومزدور دراوج سرسپردگی به رژیم صدام اقدامات دست به اقدامات جنایتکارانه ای از جمله جاسوسی ودادن گرا درزمان جنگ _ اعزام گروهای ترور یست به داخل ایران جهت بمب گزاری و خمپاره زنی وترور وحمله چند حمله نظامی با پشتیبانی ارتش صدام را می توان نام برد _ رژیم صدام که کینه دیرینه ای بامردم ایران داشت تلاش نمود با پرداخت دلارهای نفتی مردم عراق بعنوان پول خون مردم ایران به این گروه واهدای اسلحه ومهمات وپرداخت هزینه های این فرقه آز آنها مزدورانی ساخت تا نقش مخرب وخیانتکارانه خودرا درایران به نمایش بگذارند .

    با سقوط رژیم صدام درسال 2003 فرقه رجوی که کل موجودیت خوددرعراق را زیر سئوال یافته بود سعی کرد سیاست تازه ای راتحت عنوان " همسویی با امریکا واسرائیل " دردستور کار خود قرار دهد _ بهمین دلیل پس از تسلیم و تحویل سلاح توسط امریکا فرقه رجوی خود رابعنوان جاسوس به دولت امریکا معرفی نمود وطی سالهای 2003 / 2008 بعنوان خبرچین به خدمت ارتش امریکا درعراق درآمد ولی از آنجایی که اخبار جاسوسی این فرقه چندان موثق وقابل اعتماد نبود امریکایی استفاده ازاین فرقه را همانند دستمال کاغذی پس از مصرف به دوراندختند......

    ازسال 2003 بدین سو اما فرقه رجوی ارتباطات تنگاتنگی بادولت وسازمان های اطلاعاتی اسرائیل نیز برقرارنمود که نتیجه آن را می توان درپشتیبانی لابی های اسرائیل درپارلمان های اروپایی در ایجاد نهادی تحت نام : فراکسیون " ایران آزاد "درشماری از این مجالس نام برد _ گروه ایران آزاد درواقع نام مستعار این نمایندگان طرفدار رژیم اسرائیل می باشد _ پشتیبانی این گروه نمایندگان طی چند ساله اخیر از این فرقه تروریستی درواقع تلاش هایی است که نشان از ارتباط این فرقه با دولت اسرائیل می نماید _ با نگاهی دقیق به ادبیات بکارفته در نامه ها واعلامیه های این گروه می توان به درستی نقش تدوین ونوشتن اینگونه نامه ها توسط اعضای این فرقه منفور رابدرستی شناسایی نمود _ درواقع این گونه نامه ها درپایگاه تروریستی اوور نوشته شده وسپس به امضای این مزدبگیران دولت اسرائیل می رسند..

    یکی دیگر از تلاش های لابی های اسرائیل دراروپا نفوذ درسیستم های قضایی این کشورها و خریدن قضاتی است که با رای های احمقانه خود سالها تلاش نمودند تا سرانجام درسال 2007 نام این گروه را از لیست های تروریستی اروپا خارج نمایند _ گرچه تعداد بسیاری از دولت های اروپایی بدون درنظر گرفتن این تلاش های اسرائیل همچنان این گروه را درلیست تروریستی خود ماندگار نموده اند از جمله می توان از دولت فرانسه های وآلمان وهلند نام برد....

    از سال 2005 لابی های دولت اسرائیل درامریکا با پشتیبانی مالی _ سیاسی طرفداران اسرائیل بنام ipak تلاش دیگری را دردستور کارخودقراردادند تاشاید بتوانند باعث خروج این گروه منفور تروریستی از لیست سیاه ممنوعه دولت امریکا گردند _ این الاش ها درزمان ریاست جمهوری بیل کلینتون تحت عنوان درخواست گروهی از نمایندگان برای باز بینی درمورد فرقه رجوی منتشر گردید _ دولت کلینتون اما با رائه یک گزارش مفصل درمورد این فرقه تروریستی این نمایندگان را مجاب کرد که این گروه خطرناک تروریستی بااین سلبقه سیاه نمی تواند مورد اعتماد قرارگیرد ولذا باید همچنان درلیست ماندگار گردد..

    طی سالهای 2004 تا 2009 اما لابی های اسرائیل دست از تلاش دراینمورد برنداشتند وسعی کردند دولت های وقت را به بازنگری درمورد اینگروه تشویق نمایند _ آخرین تلاش های اسرائیل دراین ماجرا را می توان رای یک دادگاه ایلاتی درکلمبیا مبنی بر بازنگری مجدد وزارت امور خارجه امریکا درمورد این گروه وهمچنین نامه 40 نفر از نمایندگان مجلس امریکا ( طرفداران اسرائیل ) به وزارت امور خارجه را نام برد..

    پاسخ سریح وروشن دولت امریکا اما دررابطه باخواست قاضی اسرائیلی دادگاه کلمبیا این بود " پیشنهاد را مورد بررسی قرار می دهیم ولی همچنان معتقد هستیم این سازمان یک گروه تروریستی می باشد .

    و چند روز ( 5 آگوست 2010) گزارش سالیانه وزارت امور خارجه امریکا نیز منتشر گردید که طی آن فرقه تروریستی رجوی درکنار سازمان القائده همچنان بعنوان یک گروه تبهکار معرفی می گردد که وجودش امنیت امریکا رابخطر می اندازد _ واین هم جواب آن چهل نماینده طرفدار اسرائیل در مجلس نمایندگان امریکا بود.

    بهر روی فرقه خائن ومزدور رجوی که از پیشنهاد وتوصیه یک دادگاه ایالتی به وجد آمده و جشن گرفته بود! با گزارش جدید وزارت امور خارجه بار دیگر متوجه شد که بااین پیشینه سیاه مزدوری وسرسپردگی دولت امریکا حتی حاظر نیست از آنها بعنوان جاسوس وخبرپین استفاده کند زیرا تروریست های مذهبی اصولا بنیاد وجودیشان بردروغ وجنگ وترر ومزدوری وخیانت پایه گزارسی شده ولذا قابلیت اصلاح شدن ندارند.

    نتیجه = فرقه تروریستی رجوی از سال 2003 از هم پاشیده وبه علت خیانت به ایران وایرانی نابود شده است _ آنچه به ظاهر مانده است بیمار روبه مرگی است که درزیر چادر اکسیژن اسرائیلی ها تک تک نفس های آخرش را می کشد _ پیشنهاد من به اسرائیلی ها اینست که هز گز روی الاغ دست وپا شکسته شرط بندی نکنند...

    درخاتمه یادی کنم از مقاومت وایستادگی ده ها خانواده اسیران فرقه رجوی که شش ماه است دردشوار ترین شرایط ممکن درجلوی اسارتگاه اشرف به تحصن نشسته اند _ بنده بعنوان یک تلاشگرحقوق بشر از دور دست یکایک شما رابوسیده _ از پایداری بی نظیرتان پشتیبانی کرده وبرایتان آرزوی موفقیت درجهت دیدار فرزندان اسبرتان را دارم...... شما پیروز می شوید چون خواسته شما عادلانه وانسانی است _ بادرودی گرم خدمت خانم عبدالهیوآرزوی مووفقیت وسلامتی برای این بانوی شجاع وبا شهامت......... سحر نزدیک است..

    الف .مینو سپهر_ نویسنده وپژوهشگر وتلاشگر حقوق بشر وزنان 2010/08/08

    سخنی هم دارم برای چماقداران مزد بگیر بیشعور و تروریست فرقه جنایتکار ومزدور رجوی در سطح اینترنت

    ابله ها وبسیجی های مزدور رجوی نشان _ اربابان وکسانی که به شما حقوق می دهند تا به دیگران توهین وفحاشی کنید وفکر کنید بااین شگردهای دذیلانه می توانید من وامثال من را ترور شخصیت کنید_ شماچند نفرهستید وهم شما ابله های کودن چماقدار را خوب می شناسند _ وقتی اربابانتان هیچ غلطی نمی تواندند بکنتد وفقط باعصبیت و بالا رفتن فشار خون نوشته های روشنگرایانه من را می خوانند وگم می شوند _ ازشما بسیجی های مفتخور بی سواد کودن چه کاری جز تهمت برمی آید؟ پس خفه شوید و هرچه عقده دارید دراین دفتر بنویسید _ شاید تخلیه عصبی شوید! منهم توهین های زذیلانه شما مزدوران را که از پاریس کلن و لندن ( پایگاه های تروریستی رجوی) پخش می شوند حتما خواهم خواند و پاسخ خواهم داد.. به شرطی که دست کم اندازه یک الاغ ادب وشعور داشته باشید............. پس شرم کنید _ جانوران وحشرات مزاحم _ زیان و آزار شمابرای من درحد یگ مگس مزاحم هم نیست..... از سران این چماقداران هم می خواهم که بند این جانوران به جایی میخ کنند

    --------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8549

    برای چهاردهمین سال پیاپی؛ منافقین در لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا ماندگار شدند

    .

    ... با انتشار جدیدترین لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان مجاهدین خلق(منافقین) علی رغم تمام دست و پا زدن‌ها و استفاده از لابی قدرت صهیونیست‌ها و برخی اعضای کنگره آمریکا، برای چهاردهمین سال پیاپی در لیست تروریستی این کشور باقی ماند. دراین گزارش با تاکید بر سوابق متعدد تروریستی این فرقه آمده است: طی سال‌ گذشته تاکنون نیز هیچ تغییری در وضعیت و مشخصات سازمان مجاهدین ایجاد نشده است و این سازمان مستحق خروج از این لیست نیست. طی سال‌های اخیر منافقین با صرف میلیون‌ها دلار برای خروج از لیست تروریستی آمریکا تلاش کرده‌اند و ...


    (مریم رجوی تحت حمایت لابی اسرائیل در پایگاه تروریستی فرقه در فرانسه)

    هابیلیان به نقل از وزارت خارجه امریکا، هفتم اوت 2010
    http://www.habilian.ir/fa/politic-news
    /منافقين-در-ليست-تروريستي-وزارت-خارجه-آمريکا-ماندگار-شدند.html

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8547

    لینک به متن اصلی گزارش وزارت خارجه امریکا (انگلیسی)
    http://www.state.gov/s/ct/rls/crt/2009/140900.htm

    با انتشار جدیدترین لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان مجاهدین خلق(منافقین) علی رغم تمام دست و پا زدن‌ها و استفاده از لابی قدرت صهیونیست‌ها و برخی اعضای کنگره آمریکا، برای چهاردهمین سال پیاپی در لیست تروریستی این کشور باقی ماند.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) با انتشار لیست تروریستی اداره ضد تروریسم وزارت خارجه آمریکا مشاهده می‌شود که نام گروهک منافقین باز هم همچون سال‌های گذشته، این بار نیز در کنار نام ۴۳ گروه دیگر از جمله پ ک ک، باسک، لشکر جهنگوی، القاعده و ابوسیاف به چشم می‌خورد.

    دراین گزارش با تاکید بر سوابق متعدد تروریستی این فرقه آمده است: طی سال‌ گذشته تاکنون نیز هیچ تغییری در وضعیت و مشخصات سازمان مجاهدین ایجاد نشده است و این سازمان مستحق خروج از این لیست نیست.

    طی سال‌های اخیر منافقین با صرف میلیون‌ها دلار برای خروج از لیست تروریستی آمریکا تلاش کرده‌اند و چندی پیش نیز از وزارت خارجه آمریکا به دادگاه استیناف آمریکا در واشنگتن شکایت کردند و این دادگاه به وزارت خارجه آمریکا تاکید نمود روال تفهیم اتهام منافقین را به مجدد طی نماید اما منافقین با سوء استفاده از درخواست دادگاه استیناف آمریکا، اعلام کردند رای دادگاه بر خروج این فرقه از لیست تروریستی آمریکا تاکید دارد.


    (Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam's head of secret services)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

     

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7992

    موضع رسمی دولت امریکا در قبال وقایع کمپ اشرف  

    .

    ... به برخی از سه هزار و چهار صد عضو گروه تروریستی مجاهدین خلق که در کمپ اشرف بسر می برند اجازه و آزادی خروج از کمپ داده نشده است. این مسئله توسط تهدید های سران سازمان مجاهدین خلق که تهدید به انتقام نموده اند انجام شده است. افراد می گویند که تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. مثلا برخی مدعی شده اند که با تهدید زندان انفرادی و انتقام از خانواده ها از خروج و جدایی آنها جلوگیری شده است ...

    وزارت خارجه دولت امریکا، مارس 2010
    ترجمه ایران اینترلینک
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7991
    .
    گزارش حقوق بشر در طی سال 2009 در کشور عراق
    دائره دموکراسی، حقوبشر و نیروی کار
    .
    عملکرد حقوق بشری در گزارش کشور ها در سال 2009
    یازدهم مارس 2010
    .
    لینک به متن کامل گزارش سالانه (انگلیسی)
    http://www.state.gov/g/drl/rls/hrrpt/2009/nea/136069.htm  
    .
    (...)

    .
    الف: کشته شده های بدون قاعده و غیر قانونی
    ...
    در روز بیست و هشتم ژوئیه درگیری هایی در کمپ اشرف در استان دیالی بوقوع پیوست. این زمانی رخ داد که نیروهای انتظامی عراق به قصد برقراری ایستگاه پلیس وارد کمپ گردیدند. این کمپ بیش از سه هزار و چهارصد نفر از گروه تروریستی ایرانی مجاهدین خلق را در بر می گیرد. درگیری ها منجر به مرگ یازده تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق و زخمی شدن سی تن از افسران انتظامی عراق گردید. دولت با دلایل معتبر ابراز نمود که سازمان مجاهدین خلق آغاز گر درگیری ها بوده و تظاهراتی اعتراضی را برای بستن راه ورود نیروهای انتظامی عراق به کمپ سازمان داده است.
    (...)

    .
    د: آزادی ترددات، مهاجرت ها در داخل کشور، حفاظت از پناهندگان و کسانی که کشوری ندارند:
    ...
    ادعاهایی در طی سال مطرح گردیده است که به برخی از سه هزار و چهار صد عضو گروه تروریستی مجاهدین خلق که در کمپ اشرف بسر می برند اجازه و آزادی خروج از کمپ داده نشده است. این مسئله توسط تهدید های سران سازمان مجاهدین خلق که تهدید به انتقام نموده اند انجام شده است. این اتهامات توسط برخی از ساکنان سابق کمپ اشرف که از آنجا خارج شده اند مطرح شده است. افراد می گویند که تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. مثلا برخی مدعی شده اند که با تهدید زندان انفرادی و انتقام از خانواده ها از خروج و جدایی آنها جلوگیری شده است.
    ...

    ---------------------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7871

    بریتانیا: ساکنین کمپ اشرف با احترام به تصمیم عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات همکاری کنند

    .

    ... وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد. ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند ...

    مجلس عوام، پارلمان بریتانیا، شانزدهم مارس 2010

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7870

    دیوید درو (نماینده از حزب کارگر):

    سوال می کنم از معاون وزیر خارجه که در ملاقاتهای اخیری که با دولت عراق داشته اند آیا صحبتی شده و یا قدم هایی برداشته شده است تا ساکنین کمپ اشرف از عراق اخراج نشوند؟

    .

    ایوان لویس (معاون وزیر خارجه و نماینده از حزب کارگر):

    ما مسئله کمپ اشرف را در مقاطع مختلف با نخست وزیر عراق، وزیر خارجه، وزیر حقوق بشر، وزیر داخله و همچنین کمیته دولتی مسئول این کمپ مطرح کردیم. من خود در دسامبر 2009 در ملاقات با وزیر خارجه عراق تاکید کردم که حل این مسئله باید با رعایت استاندارهای بین المللی حقوق بشری باشد. ما همچنین در این رابطه با سازمان ملل، امریکا و اتحادیه اروپا هم در مقاطعی صحبت کرده ایم.
    مقامات عراقی به ساکنین کمپ اطلاع داده اند که آنها نمی توانند بیش از این در کمپ اشرف باقی بمانند ولی مقامات همچنین به آنها تضمین داده اند که افراد به زور به کشوری که ممکن است در آن ترس از محاکمه داشته باشند یا احتمال بدهند که ممکن است شکنجه شوند فرستاده نخواهند شد. وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد.

    ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند.

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6286

    بریف: کمپ اشرف و کنوانسیون ژنو

    .

     

    ... در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت ...

    پارلمان بریتانیا، ترجمه از ایران اینترلینک، بیست و ششم آوریل 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6273

    20 مارس 2009
    نویسنده: آرابلا تورپ
    بخش: امور خارجه و دفاعی
    منبع: کتابخانه مجلس عوام بریتانیا

    کمپ اشرف چیست؟

    اشرف یک محل استقرار در استان دیاله عراق، نزدیک به مرز ایران، می باشد که مقر فرماندهی سازمان مجاهدین خلق محسوب میگردد. سازمان مجاهدین خلق عنصر اصلی در یک ائتلاف از گروه های اپوزیسیون ایرانی موسوم به شورای ملی مقاومت است که از جانب تعدادی از کشورها به عنوان یک گروه تروریستی معرفی گردیده است، ولی در حال حاضر از لیست سازمان های تروریستی در بریتانیا و اتحادیه اروپا خارج شده است. این سازمان در خلال جنگ ایران و عراق در طرف صدام حسین بود، ولی بدنبال اشغال عراق به رهبری ایالات متحده در سال 2003، سازمان مجاهدین خلق به نیروهای آمریکایی تسلیم گردید و تمامی 3800 عضو آن خلع سلاح شده و در کمپ اشرف محصور گردیدند. تعدادی حدود 370 نفر از آن زمان بطور داوطلبانه به ایران بازگشته اند، و در سال 2004 محدودیت ها و کنترل ها برداشته شدند. دولت عراق هدف خود را بستن کمپ و اخراج پرسنل سازمان مجاهدین خلق از سرزمین عراق اعلام داشته است.

    چه کسی مسئول ساکنان اشرف است؟

    مسئولیت اصلی حفاظت از ساکنان مربوطه به عهده کشورهایی است که عملا کنترل آنجا را به عهده دارند. از سال 2003 تا 31 دسامبر 2008 نیروهای آمریکایی از کمپ اشرف حفاظت نمودند. سپس در 1 ژانویه 2009 کنترل مربوطه، تحت توافق جدید بین آمریکا و عراق در خصوص موقعیت نیروها، به دولت عراق واگذار شد. هم ایالات متحده و هم دولت عراق اطمینان داده اند که، در چهارچوب قانون اساسی عراق، ساکنان اشرف مطابق با قوانین انسان دوستانه بین المللی و خصوصا مطابق با اصول عدم اجبار رفتار خواهد شد. بریتانیا این موضوع را متقدمتا مربوط به ایالات متحده میداند تا اینکه مسئولیت بریتانیا باشد.

    نگرانی های عمده در چیست؟

    شرایط زندگی در اشرف عموما موضوع نگران کننده ای نیست، اگر چه یک انفجار مقر تأمین آب اشرف را در فوریه 2008 منهدم نمود. نگرانی اصلی این است که ساکنان آن اگر به صورت غیر داوطلبانه به ایران بازگردانده شوند با خطر شکنجه یا سایر موارد نقض جدی حقوق بشر قرار روبرو خواهند بود. عراق طبق گزارشات واصله به ساکنان اشرف دو گزینه را پیشنهاد کرده است: بازگشت به ایران یا یافتن کشور ثالثی برای اقامت در تبعید. مقامات عراقی بهرحال روشن ساخته اند که اعضای سازمان مجاهدین خلق بزور به ایران بازگردانده نخواهند شد و از جامعه بین المللی خواسته اند تا به ساکنان اشرف پناهندگی بدهند.

    کسانی که کمپ اشرف را بطور داوطلبانه ترک کرده اند گزارشاتی در خصوص مغزشویی، تحمیل آموزش ها و رفتار خشن توسط سازمان مجاهدین خلق در قبال کسانی که میخواهند جدا شوند داده اند.

    این اطلاعات به نمایندگان مجلس در راستای اجرای وظایف نمایندگی داده شده و مربوط به هیچ فرد خاص یا شرایط بخصوصی نمیشود و باید به عنوان اطلاعات بروز شده تلقی گردد. قوانین یا سیاست ها میتوانند از زمان بروز شدن این گزارش تغییر یابند. متخصصین مناسب و مسلط باید در صورتی که نظرات یا اطلاعات خاصی مد نظر است مورد مشاوره قرار گیرند.

    این اطلاعات در رابطه با ترم ها و شرایط عمومی ما ارائه میگردند که بر روی اینترنت در دسترس عموم است یا میتواند در صورت درخواست بصورت یک کپی داده شود. نویسندگان گزارش جهت گفتگو در خصوص محتوای این بریف با نمایندگان مجلس و کارکنان آنان در دسترس میباشند ولی این موضوع در خصوص افراد عادی صدق نمیکند.

    آیا کنوانسیون ژنو شامل حال سازمان مجاهدین خلق هم میشود؟

    در ماه ژوئیه سال 2004، به نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اشرف توسط آمریکا اعلام شد که آنها تحت کنوانسیون چهارم ژنو مربوط به سال 1949، "افراد حفاظت شده" محسوب میشوند، زیرا که آنها در خلال جنگ در عراق بی طرف بوده اند. کنوانسیون چهارم ژنو از شهروندانی حفاظت میکند که در نتیجه یک برخورد نظامی بین المللی یا اشغال یک کشور خود را در دست کشوری می یابند که تبعه آن نبوده اند. این کنوانسیون مشخص میسازد که در هیچ شرایطی یک فرد حفاظت شده نباید تحت هیچ شرایطی به کشوری که ممکن است بهر دلیل ترس از پیگرد برای نظرات سیاسی یا عقاید مذهبی اش داشته باشد منتقل گردد.

    در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت.

    چه قوانین بین المللی دیگری میتوانند به این مسئله مربوط باشند.

    تحت قوانین بین المللی و اصل عدم اجبار، هیچ کس نباید در صورتیکه خطر واقعی وجود داشته باشد که ممکن است مورد بدرفتاری یا تحت پیگرد بخاطر نژاد و مذهب و ملیت و یا عضویت در گروه اجتماعی خاص یا داشتن عقاید سیاسی قرار گیرد، اخراج یا بازگردانده شود. ایالات متحده کنوانسیون های مربوط به این اصول را پذیرفته است (کنوانسیون پناهندگان سال 1951 و کنوانسیون منع شکنجه ملل متحد سال 1984)، ولی دولت عراق چنین کاری را نکرده است. در هر صورت اصول عدم اجبار به عنوان یک اصل قانونی مرسوم بین المللی شناخته شده که تمامی کشورها خود را به آن ملزم میدانند.

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8421

    اسرائیل برای اولین بار به ارتباط نظامی با منافقین اعتراف کرد

    .

    ... الیعیزر تسفریر، در گفتگو با رادیو ارتش این رژیم: ما از مدت‌ها قبل با کردهای معارض در کردستان عراق ارتباط خوبی داریم و هیئت‌های گوناگونی برای همکاری به کردستان اعزام کرده‌ایم که در برخی موارد مشاوران نظامی نیز در این هیئت‌ها حضور داشتند. ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده‌ایم و برخی از آموزش‌های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین خلق(منافقین) صورت گرفته است. منافقین تاکنون ارتباطات گسترده‌ای که با رژیم اشغالگر قدس داشته‌اند که همواره تلاش کرده‌اند از رسانه‌ای شدن آن پرهیز کنند ... 


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    کانون هابیلیان، چهاردهم ژوئیه 2010
    http://www.habilian.ir/fa/politic-new
    s/اسرائيل-براي-اولين-بار-به-
    ارتباط-نظامي-با-منافقين-اعتراف-کرد.html

    بعد از افشاگری‌های رسانه‌های گروهی مبنی بر ارتباط میان رژیم اسرائیل و منافقین، رییس دفتر سازمان جاسوسی موساد در کردستان عراق برای اولین بار به ارتباط نظامی میان این رژیم و گروهک تروریستی منافقین اعتراف کرد.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) الیعیزر تسفریر، در گفتگو با رادیو ارتش این رژیم با بیان این مطلب ابراز داشت: ما از مدت‌ها قبل با کردهای معارض در کردستان عراق ارتباط خوبی داریم و هیئت‌های گوناگونی برای همکاری به کردستان اعزام کرده‌ایم که در برخی موارد مشاوران نظامی نیز در این هیئت‌ها حضور داشتند.

    وی ادامه داد: ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده‌ایم و برخی از آموزش‌های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین خلق(منافقین) صورت گرفته است.

    منافقین تاکنون ارتباطات گسترده‌ای که با رژیم اشغالگر قدس داشته‌اند که همواره و به دلیل حساسیت عمومی بالای مردم ایران نسبت به این رژیم، تلاش کرده‌اند از رسانه‌ای شدن آن و پرداختن به ابعاد دیدارها و همکاری‌های خود با رژیم اسرائیل پرهیز کنند.

    دیدار مریم رجوی(همسر سرکرده منافقین) با جدعون مائیر سفیر رژیم صهیونیستی در ایتالیا در جریان سفرش به رم، حمایت وی از افسانه هولوکاست، پوشش و حمایت ماهواره‌ای اسرائیل برای پخش برنامه‌های تلویزیونی منافقین، ارتباط رسانه‌ای میان منافقین و اسرائیل که با در اختیار گذاشتن اطلاعات جاسوسی هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و رسانه‌ای کردن آن توسط منافقین همچنان ادامه دارد و مواردی از این دست، از جمله موارد شاخص ارتباط میان این فرقه و رژیم اسرائیل است که بارها در رسانه‌های گروهی به آن اشاره شده اما واکنش منافقین در این خصوص تکذیب بوده و مسئولان اسرائیلی نیز ترجیح داده‌اند در مقابل انتشار این اخبار سکوت کنند.

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8357

    رونمایی از "جان بولتن" ازکارافتاده نشان یاس ودرماندگی وتداوم حرکت برریل خیانت فرقه تروریستی رجوی

    (از مزدوری برای صدام تا هماغوشی با جنگ طلبان اسرائیل)

    .

    ... دولت اسرائیل همچنین تنی چند طرفداران خود درپارلمان های اروپایی را وادار کرد تا به حمایت سیاسی از این گروه تروریستی اقدام نمایند_ جمعیت طرفداران " ایران آزاد" درچند پارلمان کشورهای اروپایی درحقیقت همان نام تغییرداده شده " جمعیت طرفداران اسرائیل " است _ افرادی چون کوربت و کازکا و استیونسون آخویدال درزمره طرفداران اسرائیل حامی فرقه تروریستی رجوی به شمار می روند. چرا اسرائیل از فرقه تروریستی رجوی پشتیبانی مالی _ سیاسی می نماید؟ ...


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، دوم ژوئیه 2010
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    سران گروه تروریستی رجوی از آنجا که بعلت شکست درفاز سیاسی وآغاز عملیات تروریستی از خرداد شصت بدین سو مورد تنفر وازنزجار مردم ایران قرار گرفتند برای بقای " خودبه هر قیمت " درزمان جنگ با دشمن مردم ایران یعنی رژیم متجاوز بعث وارد گفتگو گردیدند تاشاید بتوانند ماندگاری خود بعنوان "زائده ای از جنگ "راتضمین نمایند_ چنین روند خیانت باری ازجانب فرقه تروریستی رجوی اما درآستانه حمله به عراق توسط نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا ازطرف سران آن فرقه به سوی اسرائیل متمایل گردید و " جمعیت طرفدار اسرائیل " بجای رژیم بعث عراق مامن وسرپناه وقیم وسرپرست این گروه گردید _ نزدیکی و دوستی و ارتباط و کمک مالی سرمایه داران اسرائیلی از سال 2000 بدین سو ابعاد تازه تری می گرفت _ این هماغوشی اسرائیلی ها بصورت پنهان ونیمه روشن تا کنون همچنان ادامه داشته ودارد _ شرکت ریچاردبولتن جنگ طلب مدافع بی حدو مرز اسرائیل وهم چنین خوزه ماریا انزنار حامی دولت اسرائیل درگرهمایی چندهزارنفره این گروه تروریستی درفرانسه راباید نمونه علنی شده ورسمی کمک بی حد وحساب وهمه جانبه " جمعیت طرفداران اسرائیل " به این گروه تروریستی بحساب آورد .

    روزشمار تاریخ......( کلیدها برای ورود به متن پایه )

    17 فروردین 1365_ اخراج مسعود رجوی از فرانسه وفرار او به دامان دشمن ایران ( رژیم بعث عراق )

    7 فروردین 1367 _ انجام عملیات نظامی فرقه رجوی بنام آفتاب با کمک وپشتیبانی ارتش صدام به خاک ایران

    28 خرداد 1367 _حمله نظامی فرقه رجوی با پشتیبانی ازتش عراق به ایران تحت نام عملیات چلچراغ

    14 تیر 1367_ قبول آتش بس ( قطع نامه 598 )از جانب دولت ایران و توقف عملیات جنگی بین عراق وایران

    اول مرداد 1367 _( درزمان آتش بس ) حمله نظامی فرقه تروریستی رجوی با کمک همه جانبه ارتش عراق به خاک ایران ( عملیات فروغ جاودان )..... که مهاجمان با شکست کامل وباتلفات زیاد مجبور به فرار به خاک عراق گردیدند..

    بهمن 1380 _ ارتباط پیدا وپنهان ونزدیکی سران فرقه رجوی با دولت اسرائیل جهت جاسوسی

    دی ماه 1381 _ اعلام دومرکز تاسیسات اتمی ایران بوسیله اسرائیل اززبان سران فرقه رجوی

    فروردین 1382 _ حمله نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا به عراق وسقوط رژیم دیکتاتوری صدام

    فروردین 1282 _ فرار مریم قاجار وتعدادی از رهبران ترور از عراق و ورود به خاک فرانسه

    فروردین 1382 _ فرار مسعود رجوی با کمک ارتش امریکا به کشور اردن

    اردیبهشت 1382 _ خلح سلاح افراد فرقه تروریستی رجوی توسط ارتش امریکا تحت عنوان " دشمن تسلیم شده درزمان جنگ "

    خرداد 1382 _ حمله پلیس فرانسه به خانه های تیمی فرقه رجوی درپاریس ودستگیری مریم قجر و 160 نفراز فعالان این فرقه درکشور فرانسه وبدست آوردن 7 ملیون دلار پول کثیف وهم چنین تعدادی اسلحه و نقشه های حمله به سفارت خانه ها و طرح هایی برای حمله به جداشدگان از این فرقه با کمک وهشداراطلاعاتی سازمان CIA به پلیس ضدتروریستی فرانسه ( پرونده همچنان مفتوح تروریستی 17 ژوئن 2003 )

    خرداد 1382 _ دستور خودسوزی تشکیلاتی فرقه تروریستی رجوی به اعضا وهواداران اندک خود درفرانسه که درنتیجه دوزن فریب خورده ونادان بنام های ندا حسینی و دراین عمل ناشایست جان خودراازدست داده وقربانی شدند.

    فروردین 1388 _ تحویل اسارتگاه تروریستی اشرف به دولت منتخب مردم عراق

    تیرماه 1389 _ خروج آخرین سربازهای امریکایی از اسارتگاه اشرف واعلام تاریخ خروج نیروهای امریکایی درماه جولای از پادگان fob gerizzlyدرنزدیکی اسارتگاه اشرف

    تیرماه 1389 _ گرده همایی چندهزار نفر از اعضا وطرفداران و پشتیبانان فرقه تروریستی رجوی درشهر تاورنی با هزینه مالی وحضور دوتن از فعالان وطرفداران " جمعیت دوستداران اسرائیل " درخاک فرانسه.

    سرکرده خائن ومفلوک فرقه تروریستی رجوی بزدلی همیشه درحال گریز...

    سرکرده خائن ومفلوک فرقه تروریستی رجوی راباید خائن ترسوی همیشه درحال فرار نام نهاد _ این موجود ناقص الخلقه نادان جنایتکار ازسال 1360 تاکنون درحال فرار است _ درسال 1360 فرمان حمله نظامی وتروریستی صادر کرد و زبونانه از صحنه درگیری گریخت _ درسال 1356 وقتی شرایط دستگیری این فرد بعلت عملیات تروریستی درخاک فرانسه مهیا می گردید _ دولت فرانسه به این شیاد دستورداد خاک فرانسه راترک کند ولذا نامبرده از ترس دستگیری به آغوش صدام حسین ( دشمن ایران وایرانی ) گریخت _ درسال 1382 پس از حمله نیروهای ادتلاف به عراق این جنایتکار خائن بزدل که سیر دستگیری خود را درآستانه اقدام می دید با 20 تن از نزدیکانش به کشور اردن گریخت و مدت 7 سال اخیر تحت نظر نیروهای امنیتی اردن درویلای صدام نزدیک امان به زندگی همراه با خفت وخواری وفسیلی خود ادامه می دهد _ طی این 7 سال گهگاهی پیام هایی نوشتاری بنام این فرد صادر می گردد _ نگاهی به پیام های یکساله اخیر نامبرده نشان می دهد که این فرد دچار انواع واقسام بیماریهای روحی _ روانی قرار داشته وتعادل روحی خودرا کاملا از دست داده است وطبعا سرانجامی غیرازارباب معدومش صدام ویا پل پوت جنایتکار درانتظار این دیوانه درمانده وبیمار وکودن نیست .

    از سالها مزدوری برای صدام تا هماغوشی با جنگ طلب های کشتی به گل نشسته در اسرائیل وامریکا واروپا

    همانگونه که از اسناد بدست آمده از اداره استخبارات عراق نشان می دهد نزدیکی وگفتگوهای رجوی _صدام ازسال 1362 آغاز شده که درنهایت درسال 1356 با اخراج سرکرده فرقه از فرانسه و عزیمت او به عراق رسمیت یافته است .

    هدف رجوی ازنزدیکی وهمخونی باصدام استفاده وشرکت درجنگ ایران درکنار عراق درابتدا بعنوان جاسوس ودرادامه بعنوان بخشی از نیروهای شبه نظامی وفادار به صدام همانا این اشتباه محاسبه بود که حکومت اسلامی جنگ را متوقف نخواهد کرد بنابرچنین توهماتی رجوی بارها درجمع طرفداران خود اعلام کرد که " صلح طناب دار رژیم است " وبر پایه چنین فرضیه ای چند حمله نظامی به خاک ایران را با پشتیبانی کامل ارتش عراق درسال 1367 طراحی واجرا نمود ( عملیات آفتاب وچاچراغ وفروغ ) _ که البته این سه عملیات جنون آمیز که باکمک همه جانبه ارتش صدام انجام گرفت هیچ نه تنها هیچ سودی برای این گروه تروریستی بلکه برعکس برگ های تازه ای ازبیش ازدودهه جنایت وخیانت وعملیات تروریستی برپرونده سنگین سرشارازاتهام این گروه افزود.

    ازسال 2000 ارتباط این گروه مزدور تروریستی با دولت اسرائیل آغاز گردید و واولین نتیجه این هماغوشی این بود که دولت اسرائیل درسال 2002با استفاده از ماهواره های جاسوسی دریک عمل تبلیغی محل احداث دو مرکزتاسیساتی اتمی حکومت اسلامی رادراختیار این گروه تروریستی قرارداد تا این گروه بتواند از آن بهره وری تبلیغی به سود خود نماید _ البته برخی از گزارش ها از فروش این اطلاعات ازجانب اسرائیل به این گروه خبرمی دهند _ بهرصورت بهر طریق وروشی این مبادله اطلاعاتی صورت گرفته باشد حکایت از نزدیکی این فرقه تروریستی بادولت اسرائیل می نماید.

    دولت اسرائیل همچنین تنی چند طرفداران خود درپارلمان های اروپایی را وادار کرد تا به حمایت سیاسی از این گروه تروریستی اقدام نمایند_ جمعیت طرفداران " ایران آزاد" درچند پارلمان کشورهای اروپایی درحقیقت همان نام تغییرداده شده " جمعیت طرفداران اسرائیل " است _ افرادی چون کوربت و کازکا و استیونسون آخویدال درزمره طرفداران اسرائیل حامی فرقه تروریستی رجوی به شمار می روند.

    چرا اسرائیل از فرقه تروریستی رجوی پشتیبانی مالی _ سیاسی می نماید؟

    سران گروه تروریستی رجوی چون دارای پایگاهی درمیان مردم ایران نیستند و مورد تنفر عموم ایرانیان قرارداردند مجبورند برای بقای خود همیشه دست به دامان وسرسپرده دشمنان ایران ودیگر مخالفان آن دولت باشند _ نزدیکی وهمخونی با حکومت دیکتاتوری صدام ( 1983_ 2003 )_ نزدیکی وجاسوسی برای امریکا ( 2003_ 2008 ) و نزدیکی و ازتباط تنگاتنگ بادولت اسرائیل ( ازسال 2000 تاکنون ) تنها بخش افشا شده ای از ارتباطات این گروه تروریستی می باشند.

    دولت اسرائیل به دلیل قطع ارتباط وشرایط تخاصمی با دولت ایران سعی می کند درکنار تبلیغات گاها دروغ در رسانه ها از جهت بزرگنمایی خطرات ناشی از دولت ایران با استفاده از برگ سوخته فرقه تروریستی رجوی وازطریق فعال کردن پشتیبانان خود درکشوهای اروپایی وامریکا از این گروه منفور شاید بتواند با دمیدن هوا درکالبد بیروح ومرده فرقه تروریستی رجوی از آن بعنوان یکی از عوامل فرعی جهت فشاری بردولت ایران استفاده نماید _

    البته گرچه دولت اسرائیل بعلت محافظه وپنهان کاری تاکنون بگونه ای رسمی ارتباطات خود را با این گروه تروریستی را ظاهر ونمایان نکرده است ولیکن همیشه بگونه ای غیر مستقیم به کمک این فرقه تروریستی شتافته است _ روند نزدیکی دولت اسرائیل به این گروه که ازسال ازسال 2000 آغاز گردید درآخرین گردهمایی این فرقه تروریستی در شهرکوچکی درحومه پاریس درروز شنبه 26 جولای اما باشرکت دوتن از طرفداران سرسخت دولت اسرائیل به اوج خود رسید _

    نزدیکی تنگاتنگ ورسمی جمعیت طرفداراتن اسرائیل به نفع فرقه تروریستی رجوی چه پیامی درخود دارد؟

    شرکت دوتن از طرفداران جنگ طلب دوستدار اسرائیل اما ورشکسته و بی مسئولیت ( بولتن وازنار) قبل از اینکه نشان موفقیتی برای این گروه مزدور تروریستی باشد نشان یاس وسرخوردگی وشکست وناکامی سران این فرقه تروریستی محسوب می گردد زیرا چگونگی سرانجام تلاشی این فرقه منفور که خود رادرآینده نزدیک با جمع شدن اسارتگاه تروریستی اشرف بوسیله دولت وارتش عراق نشان خواهد داد معادله ای است که طرفداران جنگ طلب وپشتیبانان اسرائیل درآن هیچ گونه نقشی ندارند واین تنها دولت عراق است که درباره چگونگی اجرای مصوبات خود درباره وجود این گروه تروریستی تصمیم خواهد گرفت و به میدان آوردن افرادی چون بولتن وازنار نمایش اوج خفت ودرماندگی وسراسیمگی سران این گروه تروریستی از آینده تاریکی است که پیش روی آنهاست.

    نگاهی به سخنان ملیجک فرقه رجوی مریم قجر وآه وناله ونفرین روضه خوانی والتماس ودرخواست توام با کمی هم چاشنی تهدید ! نشان دهنده این حقیقت است که با توجه به شرایط بین المللی ورخدادهای سیاسی عراق دیگر از دست امریکا واروپا واسرائیل هیچ آبی برای این فرقه درحال تلاشی گرم نخواهد شد _ تحویل کامل حفاظت وپرونده اردوگاه اسارت اشرف از جانب ارتش امریکا به دولت عراق وترک پادگان حفاظتی FOB GERIZZLY درچند هفته های پیش رو درحقیقت را می توان درحقیقت قطع کامل آخرین بندهای پیدا وپنهان پشتیبانان فرقه تروریستی درغرب محسوب نمود _ وبهمین خاطراست که مریم قجر به گریه وشیون وجیغ وداد به دولت ها ی جهان التماس ودرخواست می کند که از سازمان ملل متحد بخواهند سرپرستی وقیومیت درماندگان و هستی باختگان اردوگاه اسارت ذهنی _ فیزیکی _ احساسی را بعهده بگیرند!......... درخواستی که هیچ مبنای حقیقی وحقوقی ندارد و تنها برای دلگرمی و همچنان دراسارت وگروگان گیری هستی باختگان قلعه اشرف بیان گردیده است.

    دل بستن به حمله نظامی علیه ایران وتحریم سوختی آرزویی است که مریم قجر و بولتن با خود بگورخواهند برد.

    مریم قجر تروریست با رونمایی از جان بولتن ( جنگ طلب ازکارافتاده ) در این گردهمایی برپا شده توسط " دوستداران اسرائیل ( جنگ طلب های بیکاره ) " به غرب التماس می کند که دولت ایران را به حالت تحریم سوختی ( نفت وگاز ) بکشانند! _ این زن بی خرد وکودن وبیسواد نمی داند که اولا _ ماشین سرمایه داری غرب برخط منافع مادی خود می چرخد ودرحالت بحران کنونی غرب سرمایه داری هیچگاه حاظر نخواهد شد دست از منافع غارتگرانه خود کشیده واین چرخش سرمایه را به حالت آرام بکشانید _ دوما چنین درخواست ابلهانه وخائنانه ای حرف اصلی او نیست زیراکه درنهایت بی شرمی و حماقت وبلاهت این زن واخورده حرف اصلی اش را اززبان جان بولتن بیکاره بیان می کند آنجا که این سیاست مدار کنارگذاشته شده وبی خاصیت عنوان می کند که " تحریم ها خوب است ولی کافی نیست ! " واین همان خواست به گورخفته وازرده خارج نئوکانهای جنگ طلب است که اززمان بوش برآن پای می فشردند که البته موفق نشدند _ ترجمان این گفته ازسرناامیدی بولتن یعنی " حمله نظامی علیه ایران " واین درست همان آرزوی احمقانه ایست که مریم قجر تروریست از گفتن سریح آن وحشت دارد ولذا جان بولتن بیکاره را به التماس وزاری به فرانسه می کشد تا این خواست احمقانه رااززبان او جاری سازد

    حمله نظامی به ایران تنها یک خواست غیرمعقول وجنگ تبلیغی است که حتی درزمان بوش هم طرفدار نداشت

    دردوران 8 ساله بوش جنگ طلب محافظه کار البته این جنگ تبلیغی بگونه ای مستمرادامه داشت ولی کسانی که کوچکترین دانش سیاسی و آگاهی نسبی واز هوش حداقلی برخوردار باشند خوب می دانند حمله به ایران ( حتی درحد تهاجم به تاسیسات اتمی ) نه امکان پذیراست ونه قابلیت اجرایی دارد وتنها یک ماجراجویی احمقانه است که باتوجه به برهم ریختگی نظم درخاور میانه نتیجه قابل ارزشی دربرندارد و طبعا هیچ دولت وکشوری حاظرنخواهد شد دراین ماجراجویی احمقانه نقشی بعهده بگیرد _ زیرا طبعات چنین اقدامی ناشناخته وبا ریسک پذیری بالاست که سرمایه داری غرب حاظر به پذیرش چنین ریسک خطآفرینی نیست _ که البته سران کودن وبیسواد فرقه تروریستی رجوی با آن جهان بینی مغز گنجشکی خود قابلیت هضم ودرک آنرا ندارند_ نادادن وکودن هستند و چاره ای نیست.

    سوما _ خرف های نادان _ فرض محال که محال نیست ! _ بفرض محال ایران با تحریم سوختی وحتی حمله نظامی به تاسیسات اتمی خود مواجه شود چنین رویای خائنانه ودور از دسترس چه نتیجه ای برای شما تروریست های نادم وخائن و مزدور دربردارد؟ ......

    شما که از سال 1360 تاکنون ( 29 سال ) مشغول سرنگونی هستید وهرساله هم تاریخ آنرا درخیال خود تجدید می کنید _ تصور می کنید چنین اقدامی راه رابرای ورود سراپاآلوده به خیانت ومزدوری نزدیک به سه دهه شما باز می کند؟.......... حقا که بسیار احمق وکودن و خرفتید _ آخر گوسفندان کولونی شده درحال انقراض _ چقدر بیشعورهستید که نمی فهمید شما هیچ گاه وتحت هیچ شرایطی راه به ایران ندارید؟ بنده بارها با تاکید نوشتم وتکرار می کنم حتی جنازه متعفن شما مزدوان صدام و امریکا واسرائیل هم به ایران نخواهد رسید _ چراکه هم اکنون هزاران ادعانامه وکیفرخواست توسط خانواده قربانیان عملیات نظامی _ تروریستی ( دست کم 70 هزارنفر طبق مدارک منتشرشده خودتان ) آماده ارائه به دادگاه های رسیدگی به جنایات سازمان یافته می باشد _ وشما تروریست های نادم هم اکنون هم روی ریل خیانت به مردم وکشورایران حرکت می کنید _ پس به کدام دلیل تصور می کنید که درایران جایی حتی برای خفتن درگور داشته باشید........ شرمتان باد که پررو ودروئید واین مشخصه همه فرقه هاست......

    نتیجه = رونمایی بولتن درگردهمایی طرفداران وروکردن چهره وحشت زده وبرملاشدن رازهای نیمه پنهان مزدوری نشان سرخوردگی _ هراس _ درماندگی شماست این نشان می دهد سوت پایان زندگی فسیلی را شنیده اید و چندان دور نیست که اجرایی شدن تصمیمات دولت عراق وپایداری خانواده اسیران قلعه فراموش شده اسارت اشرف برچیده شده وبنا برتصمیم مقامات استان دیالی تبدیل به پارک بازی وتفریح خواهد شد و طبعا اسیران به گروگان گرفته شده ذهنی _ فیزیکی _ احساسی شما آزاد شده وبه میان خانواده های خود و جامعه آزاد خواهد آمد

    وسرانجام سرکردگان ترور وشکنجه گران شماهم مشخص است _ تحت پیگرد قانونی قرارگرفتن دردادگاهی که به پرونده سنگین اتهام جنایت وخیانت علیه ایران وایرانی از جانب شمارسیدگی نماید بی تردید این زمان فراخواهد رسید ...... شما راهی به جز تسلیم و پوزش خواهی و رسیدن به کیفر قانونی ندارید.. حال هی زیکزاک بروید و برای درماندگان درقلعه اشرف داستان های خنده دار ببافید _ تصور نمی کنم حتی این درماندگان محروم هم این یاوه سرایی ها ودرغ بافی ها ورذالت وشیادی وپرده خوانی های احمقانه شمارا علرغم بی خبری قبول نمایند

    با ارزوی پایراری واستقامت برای وپیروزی برای خانواده هایی که بیش از چهارماه است طبل رسوایی شما جنایتکاران رابربام دنیا می کوبند............. سحر نزدیک است...

    الف .مینو سپهر نویسنده _ پژوهشگر وتلاشگرحقوق بشروزنان 2010/07/02

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8322

    اسنار و بولتون در پاریس بر علیه ایران

    (خوزه ماریا اسنار و جان بولتون بنیانگذاران "بنیاد دوستان اسرائیل" و مدافعان جدید فرقه تروریستی رجوی)

    .

    ...  به سخنرانی نخست وزیر سابق اسپانیا، خوزه ماریا اسنار و نماینده سابق امریکا در سازمان ملل، جان بولتون گوش کردند. این دو اخیرا با همکاری یکدیگر "بنیاد دوستان اسرائیل" را بنیان گذاری کرده اند و از وزارت خارجه امریکا می خواهند تا از یک طرف از ادامه تروریست دانستن این سازمان صرف نظر کرده و از طرف دیگر بر اتحادیه اروپا فشار بیاورد تا به تحریم های یک جانبه اضافی بر علیه ایران تن در دهند ...

    والترنت، بیست و هشتم ژوئن 2010

    ترجمه ایران اینترلینک
    لینک به متن اصلی انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8321

    سازمان مجاهدین خلق روز بیست و ششم ژوئن برناه ای را برای اعضای خود در تاورنی در نزدیکی پاریس برگزار نمود.

    این فرقه نظامی توسط مسعود و مریم رجوی رهبری می گردد و االبته از آنجایی که مسعود رجوی از سال 2003 تا کنون دیده نشده است مشخص نیست که وی هنوز زنده است یا مرده.

    بنظر می رسد در حالی که وزارت دفاع امریکا و دولت اوباما سعی می کنند تا فاصله خود را با این سازمان حفظ کنند، مجاهدین خلق همچنان از طرفداری نو محافظه کاران، اسرائیل و فرانسه که میهماندار مرکز عملیاتی این گروه است برخوردار هستند.

    حدود سی هزار نفر از سراسر اروپا به سخنرانی نخست وزیر سابق اسپانیا، خوزه ماریا اسنار و نماینده سابق امریکا در سازمان ملل، جان بولتون گوش کردند. این دو اخیرا با همکاری یکدیگر "بنیاد دوستان اسرائیل" را بنیان گذاری کرده اند و از وزارت خارجه امریکا می خواهند تا از یک طرف از ادامه تروریست دانستن این سازمان صرف نظر کرده و از طرف دیگر بر اتحادیه اروپا فشار بیاورد تا به تحریم های یک جانبه اضافی بر علیه ایران تن در دهند.

    -------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8349

    حمایتی شرم آور از قتل مردم ایران و عراق توسط  تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - فیلم مستند

    .

    ...  به سخنرانی نخست وزیر سابق اسپانیا، خوزه ماریا اسنار و نماینده سابق امریکا در سازمان ملل، جان بولتون گوش کردند. این دو اخیرا با همکاری یکدیگر "بنیاد دوستان اسرائیل" را بنیان گذاری کرده اند و از وزارت خارجه امریکا می خواهند تا از یک طرف از ادامه تروریست دانستن این سازمان صرف نظر کرده و از طرف دیگر بر اتحادیه اروپا فشار بیاورد تا به تحریم های یک جانبه اضافی بر علیه ایران تن در دهند ...

    پرس تی وی، برنامه مستند ایران امروز، سی ام ژوئن 2010
    http://www.presstv.ir/programs/detail.aspx?
    sectionid=3510506&id=132768#132768


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

     

    (فیلم به زبان انگلیسی است)

    Link to the video

    vlcsnap-2010-06-30-23h52m49s115

    همین ویدئو از نگاه نو:
     Blip.tv

       

    Link to down load

    همچنین:
    vlcsnap-2010-06-22-23h43m59s8

     

    -----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6837

    گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND)
    (مقدمه بعلاوه بخش های اول و دوم و سوم و چهارم)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی امریکا، (ترجمه ایران اینترلینک):
    لینک به متن کامل گزارش به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6789
    لینک به فایل پی دی اف گزارش (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/RAND_August%202009.pdf
    ... تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است ...

    (Camp Ashraf)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی  RAND
    این سند به عنوان یک مدرک عمومی مؤسسه RAND در سایت www.rand.org در اختیار عموم قرار داده شده است.
    مؤسسه RAND  یک سازمان تحقیقاتی غیر انتفاعی است که تحلیل های عملی و راه حل های مؤثر در برابر چالش هایی که جامعه و بخش خصوصی در سراسر جهان با آن روبرو هستند را ارائه مینماید.
    .
    .
    مجاهدین خلق در عراق، یک معمای سیاسی
    جرمیا گولکا، لیدیا هانسل، الیزابت ویلک، جودیت کارسون
     
    تأمین شده برای دفتر وزیر دفاع آمریکا، تأیید شده برای استفاده عمومی، بدون محدودیت توزیع
     
    تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است.
     
    تصویر روی جلد جزوه حاضر مربوط به آرم سازمان مجاهدین خلق (سمت چپ) و پرچم ایران (قبل از سال 1980) در کمپ اشرف می باشد.
     
    مقدمه
    جزوه یک جلدی حاضر نتیجه یکی از چندین مطالعه تحقیقاتی است که برای نیروهای چند ملیتی در عراق و نیروی ضربت 134 (عملیات اسیر گیری TF-134) صورت گرفته و حاوی ابزارهای تحلیلی و دورنمائی به منظور کمک به فرماندهان صحنه در آینده و طراحی سیاست گذاران و ارائه عملیات اسیر گیری در محیط های نظامی نامنظم می باشد.  
    در خلال عملیات آزادی عراق، نیروهای ائتلاف با یک موضوع اسیر گیری غیر عادی مربوط به مجاهدین خلق، یک گروه معارض فرقه ای ایرانی تبعیدی که صدام حسین به عراق دعوت کرده بود تا از جانب او در جریان جنگ ایران و عراق بجنگند روبرو شدند. ایالات متحده، سازمان مجاهدین خلق را در سال 1997یک سازمان تروریست خارجی و در سال 2003 یک نیروی دشمن متخاصم در عملیات آزادی عراق ارزیابی نمود. بلافاصله بعد از اشغال عراق، نیروهای ائتلاف اعلام آتش بس از جانب سازمان مجاهدین خلق را پذیرفته، گروه را خلع سلاح کرده، و اعضای آنرا در یکی از قرارگاه های سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند. در سال 2007، ژنرال دوگلاس استون از سپاه تفنگداران دریایی که در آن زمان فرماندهی عملیات اسیرگیری در عراق را به عهده داشت، از RAND خواست تا یک تحلیل دقیق از وضعیت مربوط به حفاظت نیروهای ائتلاف از سازمان مجاهدین خلق ارائه نماید. این کار باید مورد توجه سیاست گذاران، فرماندهان نظامی، یا محققانی که در گیر ارزیابی یا طراحی عملیات اسیر گیری هستند، بعلاوه مقامات دولت عراق که مسئولیت سیاست دولت خویش در قبال سازمان مجاهدین خلق و گروه های مشابه را دارند نیز باشد. این جزوه تک جلدی منعکس کننده تحقیقی است که مؤسسه RAND از اکتبر 2007 تا ژانویه 2009، هم در عراق و هم در ایالات متحده به انجام رسانده است. این تحقیق با هزینه نیروی TF-134 انجام شده و در چهارچوب فعالیت های مرکز سیاست امنیتی و دفاعی   RAND (انستیتوی تحقیقات دفاع ملی)، یک مرکز تحقیق و برنامه ریزی مورد حمایت مالی دولت فدرال، دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی میدانی متحده، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی، آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعات دفاعی می باشد.
    برای اطلاعات بیشتر در خصوص مرکز سیاست امنیتی و دفاعی بین المللی RAND با مدیر آن جیمز دوبینز تماس بگیرید. او در ایمیل James_Dobbins@rand.org و شماره تلفن 703-413-1100 داخلی 5134 و یا آدرس زیر قابل دسترس می باشد:
    RAND Corperation, 1200 S. Hayes Street, Arlington, VA 22202
     اطلاعات بیشتر در خصوص RAND در سایت www.rand.org در اختیار میباشد.
     
     
    فهرست
    .
    .
    خلاصه
    معمای مجاهدین خلق
    از اولین هفته های عملیات آزادی عراق تا ژانویه 2009، نیروهای ائتلاف امنیت اعضای مجاهدین خلق[1]، یک گروه فرقه ای معارض ایرانی تبعیدی ساکن عراق، را تأمین و برقرار نمودند. در آغاز عملیات آزادی عراق، سازمان مجاهدین خلق، بیشتر به خاطر سابقه همکاریش با ارتش صدام حسین در جنگ ایران و عراق و درگیریش در سرکوب قیام شیعیان و کردها به دنبال جنگ خلیج در سال 1991، یک نیروی دشمن تلقی میشد. از سال 1997، سازمان مجاهدین خلق توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریست خارجی به خاطر حملاتی که علیه اهداف ایرانی از زمان تأسیسش در سال 1965 – و خصوصا بخاطر سوء قصد و کشتن سه افسر ارتش آمریکا و سه شهروند پیمان کار آمریکایی در تهران در طی دهه 1970 – در لیست تروریستی قرار گرفته است. علیرغم اعتقاد نیروهای ائتلاف که سازمان مجاهدین خلق یک تهدید امنیتی محسوب نمیشود، آنان گروه را تحت کنترل خود قرار داده و برای جلوگیری از اینکه دولت عراق اعضای سازمان مجاهدین خلق را به ایران بفرستند از آنان حفاظت کردند، این در حالی بود که ایران به اعضای سازمان مجاهدین خلق در برابر پیگرد قانونی عفو داده است. تصمیم نیروهای ائتلاف جهت اعطای حفاظت به یک سازمان تروریست خارجی خیلی بحث انگیز بود چرا که ایالات متحده را در موقعیت حمایت از گروهی قرار داد که برچسب سازمان تروریستی خورده بود. در میان شکایات بسیار، این معمای سیاسی نیز ایالات متحده را در برابر اتهام سیاست دوگانه در جنگ با تروریسم آسیب پذیر کرد.
     
    تمرکز تحقیقات حاضر
    تحقیقاتی که در این نوشته گزارش میشود وضعیت مربوط به بازداشت مجاهدین خلق را نشان میدهد. این گزارش بطور خاص بر این نکته تمرکز دارد که آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق تحت عناوین درستی بازداشت شده اند، و همچنین تأثیرات بازداشت آنان به عنوان "اشخاص تحت حفاظت" طبق کنوانسیون چهارم ژنو، و گزینه هایی برای مستقر کردن سازمان مجاهدین خلق در عراق یا کشورهای دیگر چه بوده است. این گزارش مباحثی را مطرح میکند که میتواند از تجربه سازمان مجاهدین خلق استخراج شده و برای ممانعت از وضعیت مشابه در آینده مورد استفاده قرار گیرد. همچنین گزارش راه کارهایی را ارائه میدهد که میتواند مشکل فوری استقرار اعضای سازمان مجاهدین خلق، حال که دولت عراق مسئولیت سازمان مجاهدین خلق را بدنبال توافق نیروهای ایالات متحده و عراق که از اول ژانویه 2009 وارد عمل شده است بعهده گرفته، حل نماید.
     
    توافق آتش بس بین نیروهای ائتلاف با سازمان مجاهدین خلق
    در ماه آوریل سال 2003، بعد از یک درگیری مختصر، سازمان مجاهدین خلق درخواست آتش بس نمود[2]. از آنجا که افسران نیروهای مخصوص که درخواست آتش بس را دریافت نمودند اطلاعاتی در باره خصوصیات گروه نداشتند، آنان توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق (که انگلیسی سلیس صحبت میکردند) متقاعد شدند که قبل از اشغال عراق گروه پیشنهاد داده بود تا در طرف نیروهای ائتلاف بجنگد و همچنین بسیاری از اعضای آن در ایالات متحده تحصیل کرده اند[3]. بر اساس این ادعاها، که مشخص شد دروغ بوده است، افسران با درخواست سازمان مجاهدین خلق برای آتش بس با قبول شرط سازمان مجاهدین خلق که سلاح های خود را نگاه دارد موافقت کردند.
    در ماه می سال 2003، آژانس های واشنگتن موافقت کردند تا نیروهای ائتلاف را برای حفاظت از پیرامون سازمان مجاهدین خلق و البته خلع سلاح گروه هدایت نمایند. مجددا، افسران نیروهای ائتلاف که با رهبران سازمان مجاهدین خلق مذاکره کرده بودند متقاعد شدند که از رهنمودهای داده شده پیروی نکنند. به جای اینکه اصرار بر تسلیم سازمان مجاهدین خلق داشته باشند، آنها یک توافق آتش بس را پذیرفتند که طبق آن سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده و تمامی 3800 عضو آن (در آن زمان) در بزرگترین محل استقرار سازمان یعنی قرارگاه اشرف که تقریبا در 40 مایلی شمال بغداد واقع است به عنوان ساکنان محل (به جای اسرا) متمرکز شدند. [4]
     
    موقعیت بحث انگیز "اشخاص حفاظت شده" در خصوص سازمان مجاهدین خلق
    انواع حفاظت هایی که برای اسرا در نظر گرفته شده اند بر اساس وضعیت قانونی آنان تحت قانون حقوق بشر بین المللی (قانون جنگ) مشخص میگردد. بهرحال، نیروهای ائتلاف تا بیش از یکسال هیچ اقدامی جهت مشخص کردن وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق نکردند. این امر تا حدی بخاطر سردرگمی بود که وزارت دفاع آمریکا در خصوص اینکه چه قانونی اعمال گردد داشت. ایالات متحده سیاست قابل بحث اعمال نکردن کنوانسیون های ژنو برای تروریست های خارجی که در عراق میجنگیدند را پذیرفته بود، هرچند این قانون بر دشمن اعمال میگردد و طراحان عملیات آزادی عراق نیز سازمان مجاهدین خلق را نیروی دشمن نامیده بودند. موضوع زمانی پیچیده تر شد که سازمان مجاهدین خلق اعلام نمود که در جنگ با نیروهای ائتلاف شرکت نکرده است، و بسیاری از افسرانی که مسئول اسیر گرفتن سازمان مجاهدین خلق بودند این ادعا را قبول داشتند، اگر چه حداقل یک مجروح از نیروهای ویژه در نتیجه جنگ با سازمان مجاهدین خلق بجا مانده بود.
    زمانی که نسبت به این موضوع که آیا طرف مقابل میتواند به عنوان پرسنل نظامی محسوب شود تردید وجود دارد، کنوانسیون سوم ژنو مشخص می نماید ک موضوع هر فرد توسط دادگاه صالحه معین گردد. نیروهای ائتلاف یک نیروی ضربت بین سازمانی (JIATF) برای جمع آوری اطلاعات در خصوص اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف تشکیل داده و یک هیئت بررسی وضعیت سازمان مجاهدین خلق برای رسیدگی به وضعیت آنان بوجود آوردند. موقتا، به تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق حفاظت لازم مربوط به نظامیان اسیرشده داده شد که به عنوان اسیر جنگی شناخته میشوند.
    اما در ماه ژوئن 2004، بدون رسیدگی قضائی، وزیر دفاع آمریکا دونالد رامزفلد وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق را معین کرد. به جای اینکه آنان اسیر جنگی تلقی شوند، او اعضای سازمان مجاهدین خلق را به عنوان افراد غیر نظامی حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو معرفی نمود. از آنجا که اعضای سازمان مجاهدین خلق بیشتر نظامی تلقی میشوند، این مسئله اینطور نشان میداد که آنها درگیر جنگ با نیروهای ائتلاف نشده اند. علاوه بر این، او این تصمیم را بر تمامی گروه تعمیم داد و بررسی قضایی برای هر فرد را نفی کرد. تصمیم وی بر خلاف توصیه های وزارت خارجه آمریکا، کمیته بین اللملی صلیب سرخ، و دفتر کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان بود. این مسئله به شدت بحث انگیز شد چرا که به نظر میرسید ایالات متحده اینطور تصمیم گرفته بود که کنوانسیون ژنو را بر یک سازمان تروریستی اعمال کرده و علاوه بر آن به آنها موقعیت خاصی اعطا نماید.
     
    جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق
    در ماه دسامبر 2003، شورای حکومتی عراق قطعنامه ای را به تصویب رساند که خواهان اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق شد. متعاقبا، دولت موقت عراق و سپس دولت عراق این خواسته را تأیید کردند. بر اساس این باور که اعضای سازمان مجاهدین خلق در صورتی که به ایران بازگردانده شوند تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و بازگرداندن آنان هدیه ای به جمهوری اسلامی ایران خواهد بود، ایالات متحده اعلام نمود که خواهان جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق به محل دیگری است. در هر صورت، سؤال اصلی این بود که: به کجا میتوانند بروند؟ بر اساس کنوانسیون ژنو، زمانی که اسرا از محل اقامت خود یا محل بازداشت آزاد میشوند میتوانند:
    ·        به کشور محل زندگی خود قبل از اسارت بازگردند.
    ·        در کشور ثالث یا بی طرفی اقامت گزینند.
    ·        به کشور ملیت اصلی خود بازگردانده شوند.
    انجام هر یک از این گزینه ها مشروط بر اصل فراگیر عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است  nonrefoulementمی باشد، یک اصل کلیدی که در قوانین بشردوستانه بین المللی، قوانین پناهندگی، و قوانین حقوق بشر موجود است.[5] اگرچه این اصل در پیمان های مختلف به صورت های گوناگون تعریف شده است، در خصوص سازمان مجاهدین خلق، بر اساس اصل عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است، انتقال اجباری هر یک از اعضا به کشوری که اعتقاد قوی وجود دارد که آنان در خطر پیگرد قانونی به خاطر اعتقادات سیاسی یا مذهبی شان و به هر دلیل تحت شکنجه قرار میگیرند ممنوع شد.
    در میان سه گزینه مشخص شده برای جابجایی آنان، تنها مورد قابل اجرا برای بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق فرستادن آنان به ایران است. شش سال است که ایران به بدنه سازمان عفو داده است. علیرغم انتظار هیئت مربوطه که جمهوری اسلامی ایران تمامی اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که به کشور بازگردند را تحت پیگرد قانونی قرار خواهد داد، این مسئله برای حدود 250 نفری که در حال حاضر از طریق صلیب سرخ جهانی بازگشته اند صادق نبوده است. [6]
    عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است اخراج اجباری را بطور کلی منع نمیکند، ولی تنها زمانی اخراج اجباری را منع میکند که فرد مربوطه با خطر قابل ملاحظه پیگرد قانونی و شکنجه مواجه باشد. احتمال پیگرد قانونی نباید فرض گرفته شود. بلکه، موضوع هر فرد باید بصورت مجزا توسط یک سازمان بی طرف مانند صلیب سرخ جهانی بررسی گردد، و با هر فرد باید جداگانه مصاحبه شود. هر دو جنبه مثبت و منفی قضیه زمانی که میزان تهدیدی که یک فرد ممکن است در صورت بازگشت با آن روبرو شود تجزیه و تحلیل گردیده و در نظر گرفته می شود.
    عوامل متعددی نشان میدهند که بازگشت به ایران برای بدنه سازمان مجاهدین خلق مناسب است. اولا تعداد قابل ملاحظه ای از بدنه سازمان در عراق به خاطر روش فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق در جذب نیرو هم اکنون در اردوگاه اشرف هستند. برای مثال، به ایرانیانی که توسط نیروهای صدام در خلال جنگ ایران و عراق اسیر شده بودند قول داده شده بود که اگر از اردوگاه اسرای عراقی ها به مقرهای سازمان مجاهدین خلق بروند به ایران بازگردانده خواهند شد. به ایرانیانی که در کشورهای ثالث بودند گفته شده بود که برای آنان پناهندگی در کشورهای اروپایی گرفته خواهد شد. به آنها همچنین پیشنهاد کار به عنوان مترجم بعلاوه پیشنهاد زمین و همسر داده شده بود. برخی ایرانیان با این پیشنهاد که میتوانند با اعضای خانواده خود آزادانه دیدار داشته باشند اغفال شده و به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شدند. بقیه که برای خارج شدن از ایران به قاچاقچی پول پرداخت کرده بودند نهایتا متوجه شدند که به جای رسیدن به مقصد معین شده به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شده اند. اگر چه ارقام دقیق مشخص نیست، ولی حدس زده میشود که حدود 70% از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق بعد از مستقر شدن سازمان در عراق به آن پیوسته و به میزان زیادی از علاقه آنان به سازمان کاسته شده است. بسیاری از آنها قربانیان اقدامات فریبکارانه جذب نیرو بوده اند.
    بعلاوه، این قربانیان کمااینکه افراد داوطلب حقیقی (بسیاری از آنها قبل از اینکه سازمان از ایران به تبعید برود پیوسته بودند) در یک محیط فرقه ای گرفتار شده بودند: رهبری سازمان مجاهدین خلق مدارک هویتی آنان را مصادره نموده بود، آنان را تهدید کرده بود که در ایران تحت پیگرد قانونی بوده و همچنین در عراق برای مهاجرت غیر قانونی تحت پیگرد خواهند بود، و مانع بازگشت کسانی میشد که مایل به رفتن به وطن خود بودند. بنابراین، ملاحظات انسان دوستانه در خصوص سازمان مجاهدین خلق نباید اینطور برداشت شود که خواست رهبری سازمان همان خواست بدنه سازمان است، خصوصا کسانی که ابتدا فریب خورده و سپس در اردوگاه های سازمان گرفتار شده اند.
    بعلاوه، به نفع جمهوری اسلامی ایران است که به سیاست ارائه عفو بخاطر ارتقای موقعیت بین المللی خود ادامه دهد تا به هدف اولیه خود یعنی انحلال سازمان مجاهدین خلق برسد. دولت عراق نیز میتواند به هدف خود یعنی اخراج سازمان مجاهدین خلق برسد و در عین حال موقعیت بین اللملی خود را با حمایت از کوشش های انجام شده برای بازگرداندن افراد طبق قواعد بین المللی بنماید. قوانین بشردوستانه بین المللی و حقوق بشر از عراق میخواهد تا در خصوص آن دسته از رهبران یا اعضای سازمان مجاهدین خلق که بر طبق تشخیص صلیب سرخ جهانی نباید بخاطر قانون عدم بازگرداندن افراد به جایی که جانشان در خطر است به ایران فرستاده شوند اقدام به اخراج آنان نکند و به آنان حق اقامت در عراق یا سکنی گزیدن در یک کشور ثالث را بدهد؛ عراق نیز البته به نوبه خود ممکن است این افراد را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
    در سایه وعده های دولت عراق مبنی بر اخراج سازمان مجاهدین خلق و بستن اردوگاه اشرف، در ماه دسامبر 2008، دولت عراق به واشنگتن تضمین کتبی داد که زمانی که نیروهای امنیتی عراق مسئولیت اردوگاه اشرف را به عهده بگیرند، با سازمان مجاهدین خلق برخوردی انسانی خواهد شد و اعضا به اجبار به کشوری که ممکن است با پیگرد قانونی مواجه شوند فرستاده نخواهند گردید. مقامات دولت عراق مشخص کردند که قصد آنان همکاری با صلیب سرخ جهانی است تا آنان را به بازگشت به ایران راغب نمایند. در عین حال، JIATF نیز انتقال افراد به ایران را مانیتور کرده و راهنمائی هایی در اختیار نیروهای امنیتی عراق قرار خواهد داد.
     
    چالش های اصلی و درسهای آموخته شده
    سازمان مجاهدین خلق یک موضوع کوچک در کل مسئله عراق بود، ولی موضوع مهمی بود که در خلال بازداشت سازمان مجاهدین خلق بوجود آمد، از بسیاری جهات، یک مدل کوچک شده از چالش های بزرگی بود که در عملیات اسیرگیری بطور کلی بوجود می آیند. بنابراین، هم اشتباهات و هم موفقیت های کوچک در این مسیر درسهای با ارزشی بدست می دهند که بر مبنای آن ایالات متحده میتواند با "جمعیت های خاص" در عملیات آینده برخورد نماید.
    این تحقیق پنج عرصه از مشکلات اصلی را معین نمود که نیاز به توجه دارند:
    1.     طراحان عملیات آزادی عراق اهداف نظامی و خواسته های خود را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق با دقت لازم معین ننمودند. اگرچه سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمانهای تروریست خارجی وزارت خارجه آمریکا بود و یک هدف دشمن به حساب می آمد، اما نیروهای ائتلاف هیچ خواسته نظامی در خصوص گروه نداشتند به جز اینکه خواهان تسلیم آنان شوند، خواسته ای که هرگز بدست نیامد. بدون داشتن یک هدف روشن، فعالیت های نیروهای ائتلاف در اردوگاه اشرف بدون برنامه شروع شد و عمدتا به همان شکل ادامه یافت.
    2.     نیروهای ائتلاف آماده برخورد با یک جمعیت خاص مانند سازمان مجاهدین خلق نبودند. افسرانیکه در JIATF که مسئول اداره سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بود خدمت میکردند فرصت کمی داشته و یا هیچ فرصتی نداشتند تا برای کارهای مربوطه آماده شوند و هیچ فرصتی بین تغییرات فرماندهی برای انتقال تجاربی که به سختی بدست آمده بودند بوجود نیامد. هیچ اطلاعات یا آموزشی در خصوص فرهنگ ایرانیان (فارس) و عراقی ها (عرب) بطور کلی و بطور خاص در مورد سازمان مجاهدین خلق در اختیار نبود، و در اوایل عملیات آزادی عراق، هیچ مترجمی خصوصا از جانب JIATF به خدمت گرفته نشد. مهمتر از همه اینکه اعضای نظامی JIATF زود دریافتند که آنها با یک فرقه برخورد کرده اند. علیرغم چالش های خاصی که رفتار یک فرقه بوجود می آورد، کسانی که مسئول عملیات اسیر گیری بودند هیچگونه آموزشی در خصوص نحوه برخورد با یک فرقه دریافت نکرده بودند. لذا توان رهبری سازمان مجاهدین خلق در نشان دادن همکاری ظاهری و مانیپوله کردن نظرات افسران ائتلاف در خصوص مقاصد گروه موجب گشت تا بطور جدی پروسه اسیرگیری در کل و کوشش های بازگرداندن نفرات بطور خاص تحت تأثیر قرار گیرند.
    3.     نیروهای ائتلاف یک نقش مسلط در اردوگاه اشرف ایفا ننمودند. اگر چه نیروهای ائتلاف سازمان مجاهدین خلق را خلع سلاح کردند و اعضای آنرا در بزرگترین قرارگاه سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند، ولی اقدامات بسیار کمی در محدود کردن آزادی جابجایی سازمان مجاهدین خلق انجام دادند. هیچ حصاری در اطراف یک قرارگاه تقریبا 15 مایل مربعی بوجود نیاوردند. بعلاوه نیروهای ائتلاف تنها درب اصلی را کنترل میکردند و خودروهایی که وارد اردوگاه شده یا از آن خارج میشدند را بر اساس مبنای کار روزانه بازرسی نمیکردند. فقدان نیروی انسانی موجب شد تا نیروهای ائتلاف هرگز یک جستجوی دقیق از اردوگاه اشرف بعمل نیاورند. سازمان مجاهدین خلق اجازه یافت تا در نزدیکی محل استقرار نیروهای ائتلاف FOB یک دفتر روابط ایجاد کند (به جای اردوگاه اشرف) و حتی پوسترهای تبلیغی خود را در محل های عمومی FOB نصب نماید، و کنفرانس هایی برای پیشبرد برنامه های خود ترتیب دهد. برای تأمین امنیت و اسکورت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد برای خرید، تقریبا 14 سرباز آمریکایی کشته و 60 تن دیگر مجروح شدند. لذا اغلب روشن نبود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است.
    4.     نیروهای ائتلاف بطور فعال اعضای سازمان مجاهدین خلق را تشویق به ترک اردوگاه نکردند. یکی از اهداف متمرکز کردن سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف کاهش دادن تعداد سربازانی بود که برای کنترل جمعیت بازداشت شده لازم بود بکار گرفته شود. راه دیگر انجام این کار کاهش دادن اندازه جمعیت آنان بود. از آنجا که به سازمان مجاهدین خلق اجازه کنترل بر اعضا در یک مقر فرقه ای داده شده بود، این کار قطعا یک روند مشکل و اعصاب خورد کن بود. در هر صورت اقلا رهبران می بایست از بدنه جدا میشدند. اغلب افسران JIATF اعتقاد داشتند که بدنه در صورتی که فقط از رهبری جدا میشدند خواهان بازگشت می گردیدند. هیچ کوششی برای انجام این کار صورت نگرفت، حتی اگر کنوانسیون سوم ژنو به اجرا در می آمد افسران می بایست جدا از پرسنل معمولی نگاه داشته میشدند. اگر چه JIATF مقری برای اسکان دادن افرادی که اردوگاه اشرف را ترک میکردند ترتیب داد ولی در برابر ایجاد حصارهای فیزیکی – مانند پست نگهبانی، خاکریز، سیم خاردار- که برای ممانعت از ترک اعضای سازمان مجاهدین خلق از گرو،ه مورد استفاده قرار میگرفت مخالفتی نکردند.
    5.     با سازمان مجاهدین خلق همچون یک سازمان تروریستی رفتار نشد. ناتوانی در برقراری کنترل بر سازمان مجاهدین خلق و قرارگاه آن نیروهای ائتلاف و خصوصا ایالات متحده را در برابر این انتقاد قرار داد که با این گروه همچون یک متحد به منظور رسیدن به اهداف جمع آوری اطلاعات برخورد شده است تا اینکه به عنوان یک سازمان تروریست خارجی در نظر گرفته شود. این موضوع ایالات متحده را در برابر اتهام دوگانگی در کوشش های جهانی برای مقابله با افراطی گری خشن قرار داد، و هیچ کوششی برای مقابله با این برداشت مخرب از طریق کوشش های ارتباطی گسترده در خصوص سیاستگذاران و عامه مردم صورت نگرفت.
     
    توصیه برای آینده
    این تحقیق نشان میدهد که این فرصت وجود دارد تا نیروهای چند ملیتی – خصوصا فرماندهان عملیات اسیرگیری و JIATF – یا سایر مقامات آمریکایی بر روی دولت عراق در نحوه برخورد با سازمان مجاهدین خلق تأثیر بگذارند. دولت عراق باید مورد تشویق قرار گیرد که سازمان مجاهدین خلق را در روندی که اصول عدم بازگرداندن افراد به محلی که جانشان در خط است تأمین گردد، ترجیحا از طریق صلیب سرخ جهانی، به ایران بازگرداند. اجبار در بازگرداندن البته مجاز است، ولی تنها بعد از اینکه موضوع هر عضو بطور مجزا مورد رسیدگی قرار گیرد، و تنها اگر دلیل جدی برای این اعتقاد که اگر فرد بازگردانده شود مورد پیگرد و تحت شکنجه قرار خواهد گرفت وجود نداشته باشد. پرسنل JIATF و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارند که بسیاری از اعضای بدنه سازمان مجاهدین خلق اگر از تحت سلطه رهبری سازمان و عملکردهای فرقه ای خلاص شوند داوطلبانه به ایران بازخواهند گشت.
    در مواردی که خطر پیگرد و شکنجه بطور واضح وجود داشته باشد، که ممکن است شامل رهبران سازمان مجاهدین خلق بشود که شامل عفو اعلام شده از جانب جمهوری اسلامی ایران نشده اند، دولت عراق باید به آنها حق اقامت بدهد، اقدام برای اقامت این افراد در کشور ثالث بنماید، یا خود آنها را تحت پیگرد قرار دهد. همچنین این احتمال وجود دارد که چنانچه دولت عراق شروع به اقدامات بازگرداندن افراد به ایران بنماید رهبران سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بسادگی از عراق ناپدید شوند (همانطور که بسیاری بلافاصله بعد از شروع عملیات آزادی عراق این کار را کردند).  
    در دراز مدت، ما شش توصیه دیگر را هم ارائه مینمائیم:
    ·        طراحان دفاعی باید در هماهنگی با وزارت دفاع و وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید برای فرموله کردن اهداف مشخص و یک بیانیه مأموریت روشن برای فرماندهان صحنه بر اساس برخورد با جمعیت های خاص، خصوصا در شرایطی که به لحاظ سیاسی حساس است، عمل نمایند.
    ·        قبل از آغاز عملیات نظامی، به فرماندهان صحنه و افسران مأمور از جانب آنان و پرسنل رسمی باید اطلاعات در باره سوابق، اهداف، و تفاوت های فرهنگی مربوط به این جمعیت های خاص داده شود. توجه ویژه باید به ترکیب اجتماعی و توانمندیهای رهبری جهت آسیب رساندن ذهنی و عینی به پیروانشان بشود.
    ·        فرماندهان مسئول عملیات اسیرگیری باید شرایط قاطعی در هر گونه محیط اسیران برقرار نموده و تمامی اقداماتی که فعالیت های روزمره آنان را در کنترل داشته باشد به اجرا در آورند.
    ·        اگرچه تجمیع تمامی ساکنان مربوطه در یک محل ممکن است نیروی انسانی کمتری را طلب نماید تا اینکه در محل های موقت اسکان داده شوند، اما در خصوص سازمانهای تروریست خارجی و گروه های فرقه ای باید آنان را پراکنده نمود و به آنها اجازه نداد تا متمرکز شده و کنترل محل را خود بدست بگیرند، و قدرت خود را بر بدنه گروه خود اعمال نمایند.
    ·        در خلال نبرد نظامی، افسران وزیر دفاع و وزیر خارجه، دوشادوش فرماندهان صحنه، باید با هم کار کنند تا طرحی را برای ارتباط گیری با مردم (در ایالات متحده، در صحنه و در سراسر جهان) در خصوص مسائل حساس سیاسی مربوط به جمعیتهای خاص بریزند.
    ·        به نفع فرماندهان عملیات اسیرگیری خواهد بود اگر ابزارهای پیمانی قوانین بشردوستانه بین المللی یک چهارچوب قانونی روشن تری عرضه میکردند تا برای بازداشت تروریست های شناخته شده، فعالان غیر دولتی، و میلیشیای غیر معمولی در هم نبردهای بین المللی و هم در نبردهای غیر بین المللی مورد استفاده قرار گیرد. تا زمانی که چنین تغییراتی بوجود نیامده است، فرماندهان ایالات متحده برای عملیات اسیرگیری باید با وزارت دفاع و وزارت خارجه جهت تأمین موارد قانونی در خصوص قواعدی که بر بازداشت حاکم است که تحت هم پیمان های بسته شده و هم قوانین معمول بشردوستانه بین المللی هماهنگ باشد.
     
    ملاحظات
    هنگام آماده سازی این گزارش تک جلدی، ما خواهان اطلاعات، نظرات، و پیشنهاداتی از اعضای سابق و فعلی MNF-I نیروی ضربت 134(عملیات اسیرگیری TF-134) و JIATF شدیم که شامل FOB Grizzly ، مقامات غیر نظامی در سفارت آمریکا در بغداد، و مسئولین نظامی سابق و فعلی در وزارت دفاع و وزارت خارجه، و شورای امنیت ملی در واشنگتن شد. از آنجا که مصاحبه های ما مقدمتا بر پایه غیر رسمی استوار بود، از این افراد نمیتوانیم نام ببریم، ولی ما از کمک آنان سپاسگزاریم.
    ما مایلیم از رهبران و سخنگویان سازمان مجاهدین خلق که بازدید از اردوگاه اشرف را هدایت کردند؛ اطلاعاتی در خصوص سازمان مجاهدین خلق، تاریخچه آن، سبک زندگی آن در اختیار ما گذاشتند؛ و ما را به جلسات خود با مسئولین JIATF و TF-134 بردند تشکر کنیم. ما همچنین مایلیم مراتب قدردانی خود را از علیرضا جعفرزاده، سخنگوی سابق شورای ملی مقاومت ایران (یک وابسته سازمان مجاهدین خلق) در واشنگتن، برای اطلاعاتی که وی در خصوص سازمان مجاهدین خلق ارائه داد، و بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و اردوگاه اشرف که داوطلبانه داستان های خود را برایمان بازگو کردند اعلام داریم.
    ما به میزان زیادی از دسترسی به قرارگاه ها، پرسنل، و اطلاعاتی که توسط ژنرال دوگلاس استون، سپاه تفنگداران دریایی، فرماندهی TF-134، و معاونت فرماندهی MNF-I؛ آدمیرال گارلند رایت، نیروی دریایی آمریکا، معاونت فرماندهی و متعاقبا فرماندهی TF-134؛ سرهنگ مایکل کالاگان، سپاه تفنگداران دریایی؛ سرگرد جیمز استوردال، ارتش آمریکا؛ و سروان تیموتی جکسون، ارتش آمریکا استفاده کردیم. ما بطور خاص از افسران ارتش آمریکا که در زیر نامشان آورده شده است بخاطر وقتی که گذاشتند و مهمان نوازی شان در مدت اقامت ما در FOB Grizzly و دیدار از اردوگاه اشرف و اردوگاه پناهندگان اشرف تشکر میکنیم: سرهنگ تورلاک و گروهبان اول جارود گروز از JIATF، کارکنان مترجم  JIATF، و سرهنگ کنت کون، افسر فرمانده FOB Grizzly.
    ما از همکاران و مشاوران RAND که در زیر نامشان آمده است و پیشنهادات یا نظرات خود را در خصوص این تحقیق که پایه آنرا تشکیل داد در اختیار ما قرار دادند تشکر میکنیم: توماس سالیوان، چریل بنارد، ادوارد اوکانل، جرولد گرین، اوستین لانگ، کایلا ویلیامز، ربکا بوچیبل، جیمز دوبینز، دالیا داسا کای، ترنس کلی، بنجامین رونکل، و فردریک وری. همچنین از جوردن بل، کارین سوئد، فرانسیسکو والتر، تولی آن تاجیری، ساریتا اندرسون، و کراسیمیر کارامفیلوف برای پشتیبانی لجستیک و اداری تشکر میکنیم. در آخر اینکه ما مایلیم قدردانی خاص خود را به سفیر جان لیمبرت و جیمز کوئینلیوان  که این تک جلدی را بازبین کردند و بخاطر نظرات و پیشنهادات روشنگرانه شان ابراز نمائیم.  


    پاورقی ها
    [1] لMEK
    [2] رهبری سازمان مجاهدین خلق اتهامات مربوط به اینکه اعضای سازمان در برابر نیروهای ائتلاف دست به حمله زده و یا از خود دفاع کرده اند را تکذیب میکند. سوابق رسمی ارتش آمریکا و نیروهای ویژه ارتش آمریکا هر دو نشان میدهند که جنگ بین سازمان مجاهدین خلق و نیروهای ائتلاف در گرفت. (D. Wright and Reese, 2008; Briscoe et al., 2006).
    [3] در مقابل سازمان مجاهدین خلق ادعا کرد که نامه ای برای وزیر خارجه آمریکا فرستاده و خواست خود مبنی بر بی طرف ماندن را اعلام نموده است. مقامات وزارت خارجه از وجود چنین نامه ای بی اطلاع بودند (مصاحبه با مقامات وزارت خارجه آمریکا، اکتبر 2007 و فوریه 2008).
    [4] اگر چه اردوگاه اشرف یه عنوان شهر اشرف معرفی گردیده است، ما نامی که بیشتر معمول است یعنی اردوگاه اشرف را استفاده میکنیم. برخی ناظران به غلط اردوگاه اشرف را یک قرارگاه معمولی اسرای نیروهای ائتلاف، مانند اردوگاه بوکا، یا اردوگاه کروپر می شناسند. در هر صورت، اردوگاه اشرف یک قرارگاه سازمان مجاهدین خلق است. در نزدیکی محل، نیروهای ائتلاف یک پایگاه (پایگاه عملیاتی مقدم FOB Grizzly) جهت اسکان نیروهای ائتلاف که مسئول سازمان مجاهدین خلق و برقراری امنیت در منطقه بودند ساختند. نیروهای ائتلاف همچنین یک قرارگاه حمایتی موقت TIPF برای اعضای سازمان مجاهدین خلق که خواهان ترک گروه بودند ایجاد نمودند. در سال 2006، تأسیسات TIPF ارتقا یافت، و در سال 2007، نام آن به اردوگاه پناهندگی اشرف ARC تغییر داده شد. ARC در سال 2008 بسته شد. 
    [5] واژه nonrefoulement از واژه فرانسوی refouler به معنی بازگرداندن استخراج شده است. ایالات متحده با موضوع nonrefoulement به عنوان یک سیاست به جای یک خواسته حقوقی برخورد میکند.
    [6] بعلاوه این 250 عضو سابق که بازگردانده شدند، 200 عضو سابق دیگر هم که اردوگاه اشرف را ترک کرده بودند و در TIPF مستقر گردیده بودند از بازگردانده شدن اجتناب کردند. JIATF با کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان برای معرفی آنان به عنوان پناهنده و اسکان آنان در کشور ثالث کوشش نمودند. کمیساریا معرفی آنان به عنوان پناهنده را انجام داد ولی قادر نشد استقرار آنان را تأمین نماید، بیشتر به این خاطر که ایالات متحده بر اساس قانون، حتی ورود تعداد اندکی از آن ها را هم نپذیرفت. این پناهندگان در اواخر سال 2008 زمانی که ARC بسته شد به کردستان منتقل شدند. بسیاری از این پناهندگان از آن زمان عراق را ترک کرده اند (ارتباط الکترونیکی با افسر JIATF، دسامبر 2008).
    *     *     *     *
    .
    .
    فصل اول
    مجاهدین خلق: یک معمای سیاست آمریکا
     
    در مدت شش سالی که نیروهای ائتلاف عراق را در اشغال ..........

     Home


      2010-12-04
    :Hits since 4/06 (C) 2006