• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • گزارش دادگاه ایوبونه در پاریس (قسمت اول)

    گزارش دادگاه ایوبونه در پاریس (قسمت اول)

    .

    ... قاضی دستور ورود آخرین شاهد در دفاع از شاکیان را صادر می کند اما پیام تلفنی شاهد ،خانم قاضی و سیستم قضایی فرانسه را مبهوت میکند؛شاهد در مسیر دادگاه و حین رساندن خود به محل دادگاه با یورش گله ای اعضاء مجاهدین مواجه شده و با چندین مشت و لگد جانانه به زمین پرتاب شده و مورد ضرب و شتم بیشتر قرار گرفته و مدارک اش به یغما می رود.شاهد همانند روز قبل که با تهدید های گوناگون و از جمله چاقوی تیز مجاهدین روبرو شده ...

    آریا ایران، بیست و سوم دسمبر 2009
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10421

    محمد علوی
    mohammadalavi@yahoo.com

    روز پنجشنبه و جمعه (17 و 18 دسامبر 2009 ) از ساعت 1330 الی 2200 طی دو روز متوالی آقای "ایوبونه"(رئیس سابق د.اس.ت) به اتهام انتشار کتاب جعلی "واواک..." ،دروغپردازی و توهین به ایرانیان شریف ساکن فرانسه و حمایت از باند تروریستی رجوی پای میز محاکمه کشیده شد.

    در این محاکمه که با حضور اکثر قریب به اتفاق فرماندهان، اعضاء و هواداران "مجاهدین" و "شورای ملی مقاومت" در فرانسه و اروپا (حدود 600 نفر)انجام می شد پس از اعلام رسمی تشکیل دادگاه، تفهیم اتهام آقای "ایوبونه"صورت گرفت.

    پس از معرفی ، سوگند و قرائت شکایت آقایان ؛ دکتر احسان نراقی،جهانگیر شادانلو و منوچهر شلالی از "ایوبونه" به وکلا و شاهدان آقای ایوبونه فرصت دفاع و شهادت داده شد.

    برای آقای "ایوبونه" 16 شاهد حضور پیدا کرده بودند که بجز 4 نفر بقیه از اعضاء رهبری مجاهدین و شورای ملی مقاومت بودند.

    شاکیان ایوبونه نیز 5 شاهد داشتند. که تمام وقت روز اول به قرائت و شهادت شاهدین هر دو طرف اختصاص داده شده بود.

    اولین شاهد که از اعضاء فعال مجاهدین در سوئد بود بیان کرد ؛ زمانی که برای پیگیری حقوق پناهندگی خود از سوئد بصورت سرزده به جلسه انجمن آریا در "فیاپ پاریس" آمده بود مورد ضرب و شتم و چاقو کشی قرار گرفته که نشان از وابستگی آقای شادانلو است.و ...

    شاهد دیگر آقای "بونه" که از اعضاء مارکسیست شورای ملی مقاومت بود بیان کرد که آقای شادانلو را نمی شناسد ولی آقای "احسان نراقی" را از زمان شاه که در زندان بوده می شناخته و او وابستگی هایی به حزب توده و ساواک داشته است.و .....

    شاهد "شورایی" دیگری که سال 1364 در 50 سالگی از تیراندازی اش در کردستان عراق عکس یادگاری گرفته اند و معمولا سخنان خود را بین مجاهدین با بزله گویی شروع میکند ، اینجا نیز حرف های خود را در بیهوده خواندن شکایت آقای احسان نراقی با یک طعنه آغاز کرد.و او البته همه چیز گفت بجز آنچه که مربوط به دادگاه و شاکی و متهم بود.و ...

    تعدادی از همکاران فرانسوی و اروپایی و ... مجاهدین نیز که تقریبا 4 نفر بودند در جوار آقای "ایوبونه " به دفاع از شخصیت متعالی ایشان پرداختند که باز هم ربطی به موضوع شکایت نداشت و بیشتر به ارائه تعریف و تمجید از ایشان شباهت داشت تا شهادت برای دفاع در برابر یک شکایت!

    نوبت به فرماندهان بالای مجاهدین هم رسید که با سوگند و ارائه شهادت از دوست دیرین خود دفاع کنند.پس از ارائه شهادت تعدادی از آنان ، مقام سوم سازمان مجاهدین با اسم جعلی (؟؟؟) پشت جایگاه شهود قرار گرفت.ایشان که با "تلنگر" به زبان فرانسه ابتدایی و آرام و رمانتیک صحبت های خود را حفظ کرده بودند چهره ای روحانی به روند دادگاه بخشیدند.ایشان در شهادت و دفاع از آقای "بونه" مسائلی را عنوان کردند که بیشتر در دفاع از مردان و پیرزنانی بود که "ژانتی " بودند و زمانی در ایران مورد آسیب قرار گرفته بودند.و ...

    دیگر شاهدین آقای "بونه" نیز وضعیت مطلوب تری از مقام سوم مجاهدین نداشتند.و تا پایان دادگاه روز اول روال بر همین منوال بود که طی شد.

    در خاتمه روز اول محاکمه آقای "ایو بونه" ،بجز سران و اعضاء باند رجوی که گوش تا گوش سالن را پر کرده بودند 4 تن از جداشدگان نیز حضور داشتند که همانجا و در حین دادگاه مورد لعن و نفرین،"رهنمودهای عملیات جاری" و افاضات برادرانه و خواهرانه قرار می گرفتند.

    اما نتیجه روز اول چیزی جز بهت خانم قاضی ، دادستان و غیره ... بدنبال نداشت.چون تنها چیزی که شاهدین و وکلای آقای ایوبونه راجع به آن صحبت و دفاع نکرده بودند ، موضوع محاکمه ،کتاب و شکایتی بود که از ایوبونه شده بود!

    روز دوم محاکمه ایوبونه نیز بر همان اساس روز گذشته شروع شد.اما این بار شاهدانی در دفاع از شاکیان برخواستند.شاهدانی فرانسوی و ایرانی که نوشته های دست آموز آقای ایوبونه را حتک حرمت و دروغ و از بنیاد غلط اعلام کردند.شاهدانی که بیش از 30 سال در فرانسه شاکیان را از نزدیک می شناختند و دفاع جانانه ای از آنان کردند.

    در قسمتی دیگر از دادگاه روز دوم یکی از شاکیان ،مقام سوم مجاهدین را به جایگاه شهود کشاند.این شاکی روی نام جعلی این مقام ارشد انگشت گذاشته و به خانم قاضی تاکید کرد که "ایشان" اولا شوهر اول مقام برجسته مجاهدین هستند و دوما از کی اسم شان را عوض کرده اند!؟

    مقام سوم مجاهدین با تایید سخنان شاکی به خانم قاضی توضیح داد که شاکی درست می گوید و نام اصلی اش چیز دیگری است.و ذکر کرد که در ثب احوال ایران اسم اش را تغییر داده و از بدو ورود به فرانسه و ... از همین نام جعلی استفاده کرده است.

    اما شاکی رو به خانم قاضی کرده و هشدار داد که ایشان دروغ می گویند.ایشان از فرماندهان بسیار بالای مجاهدین هستند و در عراق نیز مستقیما تعدادی را زندانی و شکنجه کرده است.او سال ها در ارتباط با فرماندهان صدام حسین بوده و فردی را که قرار است برای شهادت بیاید را پس از فرار، دستگیر ،زندانی و شکنجه کرده است.او به همراه دیگر برادران و خواهران خود با انواع وسایل از جمله خودکار و ... فرد جدا شده را تحت فشار روانی و آزار جسمی قرار داده و در زیر مشت و لگد یک فقره ناقابل از استخوان سینه او را شکسته و ماه ها در زندان "اشرف "تحت آزار و شکنجه بوده است.علاوه بر این دادگاه باید مشخص کند که ربط حضور بیش از 600 مجاهد و شورایی و بزن بهادر و بزن و بکوب و فحش و ناسزای آنان به هموطنان ایرانی با کتاب آقای "ایوبونه " چیست؟چرا تمام فرماندهان و اعضاء مجاهدین امروز در درون ، بیرون و خیابان های اطراف کاخ دادگستری حضور پیدا کرده و شاکیان و شاهدان آنان را زیر رکیک ترین فحش ها قرار داده و کتک زده اند؟

    سکوت سنگینی در دادگاه حاکم می شود.هیچ کسی یارای نگاه کردن به میز دادستان و جایگاه قضات را نداشت.متهم و شاهدان متهم سربزیر و منتظر رسیدن شاهدی از جداشدگان بودند.

    قاضی دستور ورود آخرین شاهد در دفاع از شاکیان را صادر می کند اما پیام تلفنی شاهد ،خانم قاضی و سیستم قضایی فرانسه را مبهوت میکند؛شاهد در مسیر دادگاه و حین رساندن خود به محل دادگاه با یورش گله ای اعضاء مجاهدین مواجه شده و با چندین مشت و لگد جانانه به زمین پرتاب شده و مورد ضرب و شتم بیشتر قرار گرفته و مدارک اش به یغما می رود.شاهد همانند روز قبل که با تهدید های گوناگون و از جمله چاقوی تیز مجاهدین روبرو شده یارای نزدیک شدن به کاخ دادگستری را نداشته و از آنجا که مورد حفاظت قرار نگرفته در گوشه ای نزدیک به محل تجمع اعضاء تروریست رجوی منتظر مامورین محافظ می ماند .اما از محافظ خبری نیست و با یورش مجدد اعضاء باند رجوی آن صحنه را تا رسیدن افراد پلیس ترک میکند.

    موضوع به قاضی و دادستانی منتقل می شود.بیش از 600 عضو باند تروریستی رجوی با کتک و تهدید مانع حضور شاهد در دادگاه روز دوم می شوند.اما مجاهدین که سابقه دیرینه ای در کتمان حقایق دارند این را نیز انکار می کنند.

    دادگاه محاکمه "ایوبونه" با پیگیری این موضوع به کارش ادامه می دهد.یک شاهد فرانسوی دیگر دفاع شرافتمندانه ای را از شاکیان آغاز می کند که نکات بسیار روشنگرانه ای را در برابر عدالت فرانسه گواهی میکند.

    سکوت تلخ مجاهدین و سربزیر ماندن چند ساعته آقای "بونه " گویای مسائلی بسیار عمیق و نشان از تشتت درونی آنان و ضعف و درهم شکستگی رهبران باند تروریستی رجوی بود.

    این سکوت در پایان روز دوم دادگاه با سخنان دادستان در هم می شکند؛"باید مشخص شود که آقای ایوبونه در نوشتن چنین مسائلی در کتاب خود حسن نیت داشته یا نه؟و اگر چنین حسن نیتی نبوده باشد مسئله فرق خواهد کرد!"

    جلسه روز دوم دادگاه با موکول کردن نتیجه نهایی به بعد تعطیل می شود.

    ادامه دارد...

    ---------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7437

    دادگاه پاریس ،"ایوبونه" و شکست مفتضحانه مجاهدین در پای میز محاکمه

    .

    ... این پیروزی بزرگ که همزمان با اخراج تتمه باند تروریستی رجوی از عراق بوقوع پیوسته، برای ایرانیان آزاده و عدالت در فرانسه و یک شکست مفتضحانه برای باند تروریستی رجوی و لابی های با جیره و مواجب او بود ...

    آریا ایران، پاریس، نوزدهم دسامبر 2009
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10409

    پنجشنبه و جمعه (17 و 18 دسامبر) دادگاه عدالت فرانسه در "سیته" پاریس ، "ایوبونه" و سردمداران مجاهدین را بخاطر توطئه، تهدید، افترا و دروغ برعلیه شهروندان ایرانی پای میز محاکمه کشاند.

    در جریان این دادگاه که تمام سردمداران باند رجوی بعنوان شهود و تماشاچی شرکت داشتند علیرغم شارلاتن بازی های ویژه در برابر دادگاه ،سرافکنده و ذلیل از نتایج اولیه به لانه های خود بازگشتند.

    همزمان لشگر کشی 500 نفره چماقداران رجوی نیز کارساز نشده و با چوب ، چماق ، چاقو ، پنجه بوکس ، فحش ، ناسزا ، ارعاب و تهدید به آدم کشی و حرکت های میمون وار وحشیانه نیز نتوانست مانع از حضور ایرانیان آزاده شده و خللی در روند دادگاه بوجود بیاورند.

    این دادگاه بر اساس شکایت تعدادی از ایرانیان آزاده و از جمله انجمن آریا با مسئولیت آقایان "جهانگیر شادانلو"، "دکتر احسان نراقی"و منوچهر شلالی بر علیه ایو بونه ، کتاب جعلی منتشر شده از او بنام "واواک" و رهبران باند تروریستی رجوی تشکیل شده و در طی 2 روز به مدت 20 ساعت به این مسئله رسیدگی کرد.که نتایج اولیه آن یک شکست مفتضحانه برای باند تروریستی رجوی بود.

    علیرغم حضور و حمله وحشیانه بیش از 500 عضو چماقدار باند تروریستی رجوی ،تعدادی از اعضاء جدا شده از مجاهدین آقایان؛محمد حسین سبحانی،علی قشقاوی،محمد کرمی و جواد فیروزمند نیز در این دادگاه حضور داشته و توسط چماقداران باند رجوی مورد ضرب وشتم قرار گرفتند که به رسوایی بیش از حد مجاهدین و رهبرانشان در نزد پلیس و قاضی دادگاه انجامید.

    این پیروزی بزرگ که همزمان با اخراج تتمه باند تروریستی رجوی از عراق بوقوع پیوسته، برای ایرانیان آزاده و عدالت در فرانسه و یک شکست مفتضحانه برای باند تروریستی رجوی و لابی های با جیره و مواجب او بود.

    این پیروزی بر ایران و ایرانی مبارک باد.

    گزارشات تکمیلی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7354

    این برای اولین بار نیست و احتمالا اخرین بار هم نخواهد بود

    .

    ... و افرادی مانند : علی رضا ارمیده – حسین توتونچی – جمشید اشوخ – ….. مورد تهاجم واقع شدم . و شهروندان فرانسوی و ایرانی های مقیم فرانسه که در محل حضور داشتند به عینه انچه که ما از ماهیت این فرقه می گفتیم خودشان ماهیت واقعی این فرقه را دیدند . و این کار انها به شدت مورد تنفر همه واقع شد و رو سیاهی باز برای ذغال باقی ماند ...

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، هشتم دسامبر 2009
    http://mohamadkarami.wordpress.com/

    این برای اولین بار نیست که من از دست عناصر فرقه رجوی کتک می خورم و خونی مالی می شوم . دقیقا یادم هست که برای اولین بار که در فرقه رجوی کتک خوردم در اسفند ماه 1363 در زندان منصوری ساختمان اطلاعات بود . در زمانی این مسله اتفاق افتاد که مریم قجر عضدانلو به عنوان همردیف مسعود خان توسط خان انتصاب شده بود . در یک همه پرسی که توسط ابراهیم ذاکری انجام شد وبعد از گرفتن گزارش از نفرات که نظرات افراد را می خواستند , تمامی مخالفین و کسانی که معترض بودند را جمع کردند به زندان منصوری و تعدادی را هم به زندان محمد مقدم در ماوت بردند . به مدت شش ماه در این زندان بودم نمی دانستیم که کی شب می شود و کی روز .

     در این جا بود که طعم تلخ ضربات شلاق، مشت و لگد و……. را از رحیم باطبی – صادق سیدی ( کاک اسد ) – اکبر اصفهانی ……. چشیدم . بعد ها در مقاطع مختلف هم از اسد الله حدادی – عباس صدیقی – سعید بالی – منوچهر منوچهری – خسرو صادقی – …… چشیدم . یکی از بازجوهایم به نام هادی افشار( سعید جمالی ) در حال حاضر در اروپا است .

    و بعد در نشست های مختلف در مراحل مختلف که مورد ضرب و شتم قرار گرفتم فرماندهان عبارتند : ژیلا دیهیم – زهرا گرابیان ( سارا ) – پری رحیمی – پری بخشائی – رقیه عباسی – بتول رجائی – عذرا علوی طالقانی – و …. از سال 1372تا 1381 در هر سرفصل انقلاب درونی ؟ فرقه در نشست های مختلف که بود من حتما یک بار به خاطر سر به زیر نشدن می بایست مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم .

    در واقع شکنجه های مختلف فرقه دیگر جزئی از زندگی من شده بود و هست . بارها توسط فرماندهان بالای فرقه مورد تهدید واقع شدم که اگر دست از قلوس بازی برندارم چنین و چنان خواهند کرد . چهار بار خود مسعود خان به گوشم گفت چی است قلوس بازی می کنی می خواهی بروی باشد برو، اما اول دو سال در زندان خودمان و بعد هشت سال در زندان ابو غریب و سپس محاکمه به جرم ورود غیر قانونی به عراق ما هم کاری نداریم که صدام چه کار خواهد کرد .

    اما این بار در یک کشور ازاد و دموکراتیک که می توانی به بالاترین مقامات ان اعتراض کنی و….. حرف خود را به هر شکلی که به خواهی بیان کنی . در یک میز کتاب و اکسیونی که قانونی بود و داشتم چهره واقعی این فرقه مافیایی را افشاء می کردم و جنایاتی راکه در درون فرقه بر سر فرزندان ایران زمین اورده اند را برای شهر وندان فرانسوی بیان می کردم . که از طرف عناصری که فرقه انها را از کشورهای سوئد و المان اورده بود .

    و افرادی مانند : علی رضا ارمیده – حسین توتونچی – جمشید اشوخ – ….. مورد تهاجم واقع شدم . و شهروندان فرانسوی و ایرانی های مقیم فرانسه که در محل حضور داشتند به عینه انچه که ما از ماهیت این فرقه می گفتیم خودشان ماهیت واقعی این فرقه را دیدند . و این کار انها به شدت مورد تنفر همه واقع شد و رو سیاهی باز برای ذغال باقی ماند

    محمد کرمی

    ---------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7341

    آری،آنها، این چنین اند برادر!

    .

    ... خون پاکت از ضرب و شتم رذیلانه ی فراشان و گماشتگان لات و ناکس، رخسارت را ُشست. شکر خدا که برقرار و پایداری، دریغ برآزادگانی که پشت دیوارهای قلعه ی ممنوعه غرقه در خون خویشتن قربانی قدرت طلبی کور رجوی، شدند . و ماورای آن، وای بر آن شمار قلیلی که همه چیز را می دانند و زبونانه خاموش نشسته اند ...

    میترا یوسفی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، ششم دسامبر 2009
    http://www.cibloggers.com/?p=3871

    و بهای گزاف رونمایی حقیقت از محاق نفاق، دورویی و دروغ را یکایک ما و عزیزانمان می پردازیم و حال تو، به کرم وجوانمردی، سنگین ترین حجم مسئولیت را در زمره ی آخرین گروه رهایی یا فته گان، برداشته ای.

    تماشای چهره ی مجروحت، جراحت ها بر قلب ما و هرانسان آزاده یی ، می کشد و انگشت اتهام به سوی آنهایی که علیرغم ادعای غلیظ و شدید«مبارزه برعلیه تروریسم»، دمیدن بر شیپور اصل آزادی بیان و فخرفروشی تمدن و نازشست دموکراسی شان،( که برحسب مصالح و منافع سیاسی، درجه اش بالا و پایین می رود ، چپ و راست می زند، شل و سفت می شود) زهرآگین ترین مار تروریستی را در آستین خویشتن، لانه داده اند تا در میدان ها و خیابان هاشان، عربده زنان، نفس کش طلبند. قداره دست به اجتماعات ایرانیان آزاده حمله کرده و به عمل محیرالعقول « خودزنی» برسند که ازآغاز شایع بود و باور نمی کردیم. باری، شانه به شانه نهضت گیاهخواری و حمایت از حیوانات، می گذارند تا عاصی ترین فرقه ی تروریستی، زنده زنده و در انظار، آدم آتش بزند.

    خون سرخ و مطهر، جوشان درسینه ی ستبرت، باحمله ی اشرار- به جرم سخنوری و روشنگری آنچه در پشت دیوارهای ریا می گذرد- ، این بار برچهره ی نجیب ات نشست تا سند جنایت رجوی، در همان صفحات غربی ها باشد. همان ها که از فردای پیروزی انقلاب، برمسخ آن کوشیدند. گرگ های خونخوار تیزدندان را درخاک خود پذیرفته و اسباب ترور ملت را مهیا کردند. همان ها که دست بدست هم بقول خودشان مصدق کبیر را سرنگون کردند، باید که یاغی بر علیه ایران و ایرانی را پناه دهند و به بازی گیرند و بازیچه هم ناگزیر پذیرفتن و چنگ زدن است. هردوطرف می دانند و ماهم می دانیم که آب شان به یک جوی نمی رود و نیم جوی هم تفاهم ندارند.

    رهایی ات از چنگال دژخیم رسوا و قلعه ی بدنام، سلسله یی سراسر ازعزم و غرور، رنج و افتخار و تحسین بافت. کاری کارستان، از همان دمی که تصمیم به پریدن از آشیانه ی بویناک کرکس، در وجدان بیدار و ذهن هوشیارت درخشید. پایداری در هجوم توطئه و تهدیدات آدم ربای رسوا و برده دار خبیث! سپس یک دوره ی طولانی بلاتکلیفی در کمپ آمریکایی ها که همزمان با سیاست آمریکا برعلیه ایران بالا وپایین می گرفت . و بعد ازآن، آوارگی عذاب آور در مرزهای اروپایی! اما هیچ یک را یارای بازداشتن تو وهمرها نت از شرح رجوی ها، نماند تا بگویی چگونه اند و چه ها می کنند. و نه حتی در دوران بلاتکلیفی و بی خانمانی پول های آلوده ی دزد بغداد که بوسیله ی دلال ها و دلاله های نانجیبش عرضه می شود، خوشا تو و همرزمان تو را نفریفت.

    خون پاکت از ضرب و شتم رذیلانه ی فراشان و گماشتگان لات و ناکس، رخسارت را ُشست. شکر خدا که برقرار و پایداری، دریغ برآزادگانی که پشت دیوارهای قلعه ی ممنوعه غرقه در خون خویشتن قربانی قدرت طلبی کور رجوی، شدند . و ماورای آن، وای بر آن شمار قلیلی که همه چیز را می دانند و زبونانه خاموش نشسته اند و یا خودفروخته و جبونانه، خدمت تروریست منافق می کنند و هیزم بیاری آتش افروزی هایش را!

    گمان مبر که دژخیم دمی ازعاقبت محتوم خویشتن بی خبر مانده و برای مثال شاهد سرنوشت « گرباچف » نبوده است. بیاد دارم که همان بیابان عراق پدر نگون بخت فرزندانم در واپسین روابط خانوادگی می خندید: – چنان زدندش که نفهمید ازکجا خورد! – حال او صدر هیئت رئیسه ی اتحاد جماهیر شوروی بود و این یک گروه التقاطی مارکسیست – اسلامی با کارنامه ی سیاه ترور و دشمنی آشتی ناپذیر برعلیه امپریالیسم! و ۶۰ عضو باقی مانده در آستانه ی انقلاب. همسر« گرباچف » از شوک کودتای اول برعلیه شوهرش، سکته کرد و تاآخر عمر بیمارماند. مریم رجوی شبانروز در کابوس و هول دستگیری، محاکمه و استرداد بخود می پیچد و می کوشد این اضطراب را درجشن های بی مایه پی درپی، سرخاب و سفیداب افراطی و خنده های جنون آمیز، بپوشاند. نه بهتر از کبک و فروکردن سر در برف! و فراتر از آن تجسم دوزخ و ستون های آتش، آتشی که درحقیقت با دست خود برافروخته، نه بمیرد و نه زنده بماند!

    -----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7330

    مجاهدین و حذف فیزیکی منتقدین

    (چهار فرانسوی جزو مصدومان حملات اخیر مجاهدین در پاریس هستند)

    (آیا مسئولیت کارهای کثیف آمریکایی ها به عهده فرانسه گذاشته شده؟)

    گفتگو با آقای محمد کرمی، از مجروحین حمله تروریستی بقایای باند رجوی در شهر سرژی فرانسه

    .

    ... آقای رئیس جمهور، دولت شما (فرانسه) مدعی سردمداری مبارزه با تروریسم شده است در حالی که مرکز تروریستی یکی از خطرناک ترین فرقه های تروریستی که مسئولیت ترور انبوهی از شهروندان عراقی در راستای دستورات صدام حسین را بعهده گرفته است در پایتخت کشور شما قرار دارد ...

    آریا ایران، پاریس، چهارم دسامبر 2009
    http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=10388

     

     http://www.youtube.com/watch?v=-GV7I-KI1JI 

     
      *    *    *    *

    ما هفتاد میلیونیم 

    (فیلم منتخب تظاهرات سرژی)  

     

     لینک به قسمت 2 : http://www.ariairan.com/fa/?mod=view&id=10377 

    لینک به قسمت 1 : http://www.ariairan.com/fa/?mod=view&id=10367 

     *    *    *    *

    صحنه ای از حمله چماقداران فرقه رجوی و مصاحبه آقای کرمی در لحظه زخمی شدن

    کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، چهارم دسامبر 2009
    http://www.cibloggers.com/?p=3864

    فیلمی از لحظات حمله چماقداران رجوی وصحنه زخمی شدن آقای محمد کرمی و صحبتهای ایشان و همچنین عکسهایی از آکسیون را در اینجا میتوانید مشاهده کنید

     *    *    *    *

    حمله وحشیانه فرقه رجوی به جداشدگان در فرانسه 

     مجید روحی، وبلاگ روحی، چهارم دسامبر 2009
    http://www.rohi13.blogfa.com/

    مریم قجر عضدانلو ( رجوی) از اورسورواز نقاب برکشید وماهیت واقعی اش را بار دیگر به نمایش گذاشت

     *    *    *    *

    مصاحبه تصویری علی قشفاوی در حاشیه اکسیون منتقدان مجاهدین در شهر سرجی پاریس

    ایران سبز، چهارم دسامبر 2009
    http://www.iran-sabz.de/

     *    *    *    *

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7326

     

    فیلمی از نعره های چماقداران رجوی و مصاحبه ای با یکی از لباس شخصی هایش

    .

    .

    فیلمی ازچماقداران فرقه رجوی در حال نعره و فریاد

    کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، سوم دسامبر 2009
    http://www.cibloggers.com/?p=3818

    یکی از چماقداران به پول گرفتن از مجاهدین اعتراف میکند ؛ چماقداران با همان منطق همیشگی چماقداری فیلم بردار را نیز در همین صحنه مورد ضرب و شتم قرار داده و اقدام به شکستن دوربین کرده اند این فیلم از کارت حافظه دوربین میباشد که صحنه های زیادی از حرکات مشمئز کننده این عوامل و حرکات خشونت آمیز آنها در آن ضبط شده است و به مروربه نمایش گذاشته خواهند شد.

     

    مصاحبه با یکی از چماقداران و لباس شخصی های فرقه رجوی

    کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، سوم دسامبر 2009
    http://www.cibloggers.com/?p=3819

    به این مصاحبه گوش کنید تهدید و فحاشی و منطق مجاهدین را ببینید

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7303

    آیا مسئولیت کارهای کثیف آمریکایی ها به عهده فرانسه گذاشته شده؟

    نامه سرگشاده به ریاست جمهوری فرانسه، آقای سارکوزی

    .

    ... سازمان مجاهدین فقط با اتکا بر حمایت های واشنگتن سر پا مانده است. ولی همین دلایل و شواهد گواه هستند که همین حامیان تروریسم حاضر به پذیرفتن حتی یک نفر از افراد این گروه نبوده و از کشور شما فرانسه و شخص شما انتظار دارند تا کارهای کثیفی را که خودشان حاضر به انجامش نیستند را برایشان انجام دهید ...

    مسعود خدابنده، سی نوامبر 2009

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7302

    آقای رئیس جمهور عزیز،

    مطمئن هستم که نام سازمان مجاهدین خلق برای شما آشنا است. هر چه باشد شما وزیر ذیربط و مسئولی بودید که (سال 2003 میلادی) دستور تحقیق در مورد قرارگاه این سازمان را صادر کردید. تحقیقی که همان روز مخفی بودن مریم رجوی در پایگاه تروریستی اور سور اواز در حومه پاریس به همراه بیست میلیون دلار که در روزنامه های عراقی پیچیده شده بود برملا نمود.
    مطمئن هستم که شما واکنش وحشیانه سازمان مجاهدین را هم بخاطر دارید. واکنشی با خودسوزی های سازمان یافته. بخصوص خودسوزی هایی که در جلوی وزارت کشور فرانسه بوقوع پیوست. خود سوزی هایی که برای فشار بر دولت شما انجام گرفت و خود سوزی هایی که طی آن دو نفر کشته و تعداد بیشتری برای همیشه معلول گردیدند.

    آقای عزیز،

    متاسفم که باید مجددا در رابطه با حرکات وحشیانه مجاهدین در ژوئن 2007 به شما یاد آوری کنم. خشونتی که توسط این سازمان برعلیه فعالان حقوق بشری در ساختمان فیاپ پاریس بوقوع پیوست و به جراحات جدی بسیاری در پایتخت کشور شما انجامید.
    اکنون ناظر هستیم که باز حرکات وحشیانه و خشونت بار دیگری طی هفته گذشته توسط فرقه تروریستی مجاهدین خلق در کشور شما بوقوع پیوسته است. این بار در شهر کوچکی بنام سرجی در نزدیکی پاریس.

    آقای رئیس جمهور،

    دولت شما مدعی سردمداری مبارزه با تروریسم شده است در حالی که مرکز تروریستی یکی از خطرناک ترین فرقه های تروریستی که مسئولیت ترور انبوهی از شهروندان عراقی در راستای دستورات صدام حسین را بعهده گرفته است در پایتخت کشور شما قرار دارد.
    با توجه به انبوه شواهد افشا شده در دسترس، اکنون دیگر کسی شکی ندارد که بعد از اشغال عراق و سرنگونی رژیم صدام، سازمان مجاهدین فقط با اتکا بر حمایت های واشنگتن سر پا مانده است. ولی همین دلایل و شواهد گواه هستند که همین حامیان تروریسم حاضر به پذیرفتن حتی یک نفر از افراد این گروه نبوده و از کشور شما فرانسه و شخص شما انتظار دارند تا کارهای کثیفی را که خودشان حاضر به انجامش نیستند را برایشان انجام دهید.

    آقای عزیز،

    راستی دولت شما بر اساس چه منطقی به این نتیجه می رسد که "بخاطر شکست سیاست های آمریکا در خاور میانه یکی از دوستان ما در کشور فرانسه که با تحمل تمامی فشار ها به تروریسم نه گفته و زندگی اش را وقف افشای تروریسم کرده است به این وضع مورد تهاجم تروریستی بقایای ارتش خصوصی صدام در کشور شما قرار گیرد"؟
    راستی دولت شما بر اساس چه منطقی به این نتیجه می رسد که مردم فرانسه باید در کشورشان پایگاهی به تروریست های مورد حمایت واشنگتن بدهند؟ فقط بخاطر این که دولت عراق در مقابل خواسته های نو محافظه کاران مقاومت کرده و کشورشان را دوباره به بقایای صدام حسین پس نمی دهند؟
    و راستی دولت شما بر اساس چه منطقی نتیجه گیری کرده است که همان تروریست هایی که تحقیقات در مورد آنها در کشورتان هنوز ادامه دارد باید اجازه داشته باشند تا منتقدین تروریسم را با چاقو و چماق و مشت مورد حمله قرار دهند؟

    آقای رئیس جمهور،

    بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پناه دادن به تروریست های سازمان مجاهدین خلق در فرانسه و همچنین حمایت بی چون و چرای واشنگتن از این گروه تروریستی منفور چیزی نیست بجز قبول خالی بودن دست غرب در قبال مذاکرات هسته ای با دولت کنونی ایران. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که که جعبه ابزار غرب آنچنان خالی شده که حتی ابزار نخ نمایی همچون فرقه تروریستی مجاهدین خلق را هم نمی تواند کنار بگذارد.
    کسانی که وقایع سیاسی خاور میانه را دنبال می کنند و کسانی که بخصوص وقایع ماه های اخیر را دنبال کرده اند بی شک متوجه شده اند که غالب قراردادهای نفتی و گازی منطقه با کشور روسیه منعقد می گردند و بازار سرمایه گذاری این منطقه نیز اساسا در دست کشور چین قرار گرفته است و متاسفانه این در حالی است که رجوی و ریگی (یکی دیگر از تروریست های مورد حمایت واشنگتن در پاکستان) و پژاک (شاخه ای از گروه تروریستی پی کا کای ترکیه که به مرز عراق و ایران منتقل شده اند و نه ایرانی هستند و نه عراقی) برای "غرب زرنگ!!" باقی مانده اند.

    آقای عزیز،

    بسیار مشتاقم مطلع شوم که دولت شما چه قدم هایی را می تواند و یا میخواهد بردارد تا حفاظت از فعالان ضد تروریسم در قبال حملات تروریستی وحشیانه سازمان مجاهدین خلق و مرکز رسمی و علنی آن در کشورتان را تضمین نماید.

    با احترام
    مسعود خدابنده
    لیدز، انگلستان


    (مریم رجوی مستفر در قرارگاه مرکزی گروه تروریستی در پاریس)


    (آقای محمد کرمی، فعال حقوق بشر که توسط مزدوران صدام در فرانسه مورد حمله قرار گرفت)

    Home


      23-12-2009
    :Hits since 4/06 (C) 2006