وقتی که موسیقیدان و شاعرو نویسنده …… چماقدار می شوند ؟
.
... بله اقای حمید رضا طاهرزاده موسیقی دان و هنرمندی که در یک خانواده هنرمند متولد شده . از کودکی در موسیقی بزرگ شده و تمام زندگی گذشته وی موسیقی بوده . اما الان نامبرده دیگر کار هنری رابه کنار نهاده است و تبدیل به یک لباس شخصی خشن و زبده شده است . که در جنایت و قساوت از چیری کم نمی گذارد ...
محمد کرمی، وبلاگ عیاان، هفدهم دسامبر 2009
http://mohamadkarami.wordpress.com/
موسیقی دان ها معمولا کسانی هستند که پنجه های انها با الات موسیقی سر و کار دارد که بانواختن الات موسیقی بر روح و روان اسیب دیده مرحم می گذارند . و به همین خاطر در بیمارستان ها همیشه یک اهنگ ملایم پخش می شود . که به مردم درد مندی که در انجا هستند ارامشی ببخشد . اما جبر زمانه در فرقه رجوی کاری کرده است که موسیقی دان و هنرمند تبدیل به لبا س شخصی یا به عبارت درست تر چماقدار شده است . به جای نواختن الات موسیقی که بر روح و روان ارامش ببخشد از ان موسیقی دان مشت و لگد بر بدن مجروح افراد جداشده از فرقه می بارد که مرا در خون غلتان کرد .
بله اقای حمید رضا طاهرزاده موسیقی دان و هنرمندی که در یک خانواده هنرمند متولد شده . از کودکی در موسیقی بزرگ شده و تمام زندگی گذشته وی موسیقی بوده . اما الان نامبرده دیگر کار هنری رابه کنار نهاده است و تبدیل به یک لباس شخصی خشن و زبده شده است . که در جنایت و قساوت از چیری کم نمی گذارد .
شاعر ها و نویسنده ها در وطن ما کسانی بودند که درد مردم و حرف دل مردم را به رشته در می اوردند و خود را مدیون مردم می دانستند . و در هیچ شرایطی قلم انها از حرکت باز نمی ایستاد یعنی چیزی نبود که یارای ان باشد که بتواند قلم را از حرکت باز دارد . اما در فرقه رجوی تمام ناممکن ها . ممکن می شود و تمام ان چیز های که زمانی امکان ناپذیر بود . امکان پذیر می شود . همان طور که موسیقی دان تبدیل به لباس شخصی می شود . شاعر و نویسنده هم تبدیل به چماقدار می شود .
بله اقای حمید اسدیان ( کاظم مصطفوی ) شاعر و نویسنده ای که ادعا دارد درد مردم را قلم می زند . الان دیگر شغل شریف دیگری دارد . قلم را بر زمین نگذاشته است بلکه . چوب قلم را تبدیل به چماق کرده است . به همراه دوستش اقای حمید رضا طاهرزاده که وی هم گیتار را بر زمین نگذاشته است بلکه چوب ان را تبدیل به چماق کرده است .
هر دو در صحنه هستند. اما این بار صحنه خون و خونریزی است . که به دستور مریم قجر عضدانلو که تاب تحمل افشاگری های افراد جداشده که دارند چهره مافیایی فرقه را برای شهروندان فرانسوی افشاء می کنند را ندارد اقایان را هم به صحنه گسیل کرده بود . که اقایان به همیاری هم کنترل و فرماندهی صحنه را به عهده دارند . زمستان می رود و روسیاهی برای اقایان خواهد ماند .
در همین جا لازم است که اشاره کنم که نام برده گان هیچ ربطی به جامعه هنری ایران ندارند و نمی توانند خود را به این جامعه درد مند که خود قربانی است بچسبانند . از این مدل درباری ها در سلسله پادشاهی های ایران فران دیده شده است .و خوب است که هم وطنان این افراد را بشناسند


نام برده اقای حمید رضا طاهرزاده هستند
![%D8%B9%D9%83%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%AA[1]](http://mohamadkarami.files.wordpress.com/2009/12/d8b9d983d8b3-d8a8d8b1d8a7d98a-d8b3d8a7d98ad8aa11.jpg?w=154&h=220)
نام برده اقای حمید اسدیان ( کاظم مصطفوی ) هستند

این جانب در صحنه تحت فرماندهی اقایان به این روزافتاده ام
محمد کرمی
------------
از همین نویسنده:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7419
حرف اعضای جدا شده از فرقه رجوی مگر چیست
.
... واقعیت امر این است که ما اعضاء جداشده ان ماسک حقوق بشری که این فرقه بر چهره خود کشیده است . در اروپا و مجامع حقوق بشری و بین المللی از ان سو استفاده می کند . که در پشت ان ماسک تا به حال هزاران جنایت فقط در درون خود فرقه بر علیه افراد مخالف و ناراضی انجام داده است . و ده ها نفر از مخالفین را در زندانهای خود به اشکال مختلف از بین برده است و ...
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، شانزدهم دسامبر 2009
http://mohamadkarami.wordpress.com/
همانطور که در جریان هستید در روز شنبه 28 11 2009 تعدادی از اعضای جداشده از فرقه رجوی در شهر سرژی میز کتاب و اکسیون افشاگری برپا کرده بودیم . که پخش نشریه. و اطلاعیه های به زبان فرانسوی بود . در این جریان ماهیت مافیایی این فرقه را برای شهروندان فرانسوی افشاء می کردیم . که مریم قجر عضدانلو تاب تحمل و چشم دیدن این طورچیزها را ندارد .
چرا ؟. مگرما اعضاء جداشده از این فرقه چی می گویم که این طور اه از فغان سلطانه خانم قجر در می اید و فرمان تهاجم به یک اکسیون قانونی را به هر قیمت می دهد .ان هم در یک کشوراروپائی که به بالاترین مقامات می توانی اعتراض و انتقاد کنی . واقعیت چی است .واقعیت امر این است که ما اعضاء جداشده ان ماسک حقوق بشری که این فرقه بر چهره خود کشیده است . در اروپا و مجامع حقوق بشری و بین المللی از ان سو استفاده می کند . که در پشت ان ماسک تا به حال هزاران جنایت فقط در درون خود فرقه بر علیه افراد مخالف و ناراضی انجام داده است . و ده ها نفر از مخالفین را در زندانهای خود به اشکال مختلف از بین برده است و یک نشانی از مزار انها باقی نگذاشته است . و در طی سالیان صد ها تن را به تخت شکنجه و زندان سپرده است . و یا در دادگاه های ان چنانی ساعت ها فرد را در مقابل چشمان دریگر دوستانش ان چنان محاکمه می کرد که از دیگر مخالفتن زهر چشم بگیرد . که کسی را یارای مخالفت با فرقه نباشد . و یا کار های تروریستی این فرقه برعلیه افراد جداشده را برملا می کردیم و فرمان و حکم اعدام افراد جداشده از فرقه توسط شخص مسعود خان از سال 1374 صادر شد . و از پس در هر مرحله و یا به قول مسعود خان در هر سرفصل بر لزوم ان بیشتر تاکید شده است . و تا به حال چندین بار به این افراد حمله شده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند که تماما از اورسوراواز فرماندهی می شود . ُبعد دیگر کار های تروریستی این فرقه که در داخل کشور بود که تحت عنوان انهدام مراکز دشمن مردم تحت ستم ایران را هدف قرار می دادند . با این توجیح که وقتی مردم هدف قرار می گیرند اعتراض می کنند و این فشار ها باعث می شود که همیشه ناارامی ها و جود داشته باشد . ُبعد دیگر افشاء ماهیت این فرقه الت دست بودن ان در دست پدر مادی و معنوی مسعود خان یعنی صدام حسین بود که این فرقه تبدیل به ارتش خصوصی صدام شده بود . که در کرد کشی و شیعه کشی در شمال و جنوب عراق شهرت کامل دارد و به همین دلیل هم در میان مردم عراق به شدت مورد تنفر قرار دارند .وقتی که ما این واقعیت ها را بیان می کنیم و ان چهره واقعی خشن و خونریز این فرقه که در پشت ماسک حقوق بشری پنهان شده را افشاء می کنیم . شهروندان فرانسوی این شناخت را پیدا می کنند که یک فرقه تروریستی در درون انها با نقاب مخفی است و دارند زندگی می کنند . دیگر از انها فاصله می گیرند ان چه که سالیان بافته اند پنبه می شود که این خوشایند مریم قجر عضدانلو نیست . به همین دلیل ساده که دست فرقه در نزد شهروندان فرانسوی رو می شود و مردم از انها فاصله می گیرند .فرقه مسعود خان تاب تحمل ما راندارد و از اورسورواز فرمان تهاجم به اکسیون به هر قیمت داده می شود و این کار را هم انجام دادند
-----------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7354
این برای اولین بار نیست و احتمالا اخرین بار هم نخواهد بود
.
... و افرادی مانند : علی رضا ارمیده – حسین توتونچی – جمشید اشوخ – ….. مورد تهاجم واقع شدم . و شهروندان فرانسوی و ایرانی های مقیم فرانسه که در محل حضور داشتند به عینه انچه که ما از ماهیت این فرقه می گفتیم خودشان ماهیت واقعی این فرقه را دیدند . و این کار انها به شدت مورد تنفر همه واقع شد و رو سیاهی باز برای ذغال باقی ماند ...
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، هشتم دسامبر 2009
http://mohamadkarami.wordpress.com/


این برای اولین بار نیست که من از دست عناصر فرقه رجوی کتک می خورم و خونی مالی می شوم . دقیقا یادم هست که برای اولین بار که در فرقه رجوی کتک خوردم در اسفند ماه 1363 در زندان منصوری ساختمان اطلاعات بود . در زمانی این مسله اتفاق افتاد که مریم قجر عضدانلو به عنوان همردیف مسعود خان توسط خان انتصاب شده بود . در یک همه پرسی که توسط ابراهیم ذاکری انجام شد وبعد از گرفتن گزارش از نفرات که نظرات افراد را می خواستند , تمامی مخالفین و کسانی که معترض بودند را جمع کردند به زندان منصوری و تعدادی را هم به زندان محمد مقدم در ماوت بردند . به مدت شش ماه در این زندان بودم نمی دانستیم که کی شب می شود و کی روز .
در این جا بود که طعم تلخ ضربات شلاق، مشت و لگد و……. را از رحیم باطبی – صادق سیدی ( کاک اسد ) – اکبر اصفهانی ……. چشیدم . بعد ها در مقاطع مختلف هم از اسد الله حدادی – عباس صدیقی – سعید بالی – منوچهر منوچهری – خسرو صادقی – …… چشیدم . یکی از بازجوهایم به نام هادی افشار( سعید جمالی ) در حال حاضر در اروپا است .
و بعد در نشست های مختلف در مراحل مختلف که مورد ضرب و شتم قرار گرفتم فرماندهان عبارتند : ژیلا دیهیم – زهرا گرابیان ( سارا ) – پری رحیمی – پری بخشائی – رقیه عباسی – بتول رجائی – عذرا علوی طالقانی – و …. از سال 1372تا 1381 در هر سرفصل انقلاب درونی ؟ فرقه در نشست های مختلف که بود من حتما یک بار به خاطر سر به زیر نشدن می بایست مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم .
در واقع شکنجه های مختلف فرقه دیگر جزئی از زندگی من شده بود و هست . بارها توسط فرماندهان بالای فرقه مورد تهدید واقع شدم که اگر دست از قلوس بازی برندارم چنین و چنان خواهند کرد . چهار بار خود مسعود خان به گوشم گفت چی است قلوس بازی می کنی می خواهی بروی باشد برو، اما اول دو سال در زندان خودمان و بعد هشت سال در زندان ابو غریب و سپس محاکمه به جرم ورود غیر قانونی به عراق ما هم کاری نداریم که صدام چه کار خواهد کرد .
اما این بار در یک کشور ازاد و دموکراتیک که می توانی به بالاترین مقامات ان اعتراض کنی و….. حرف خود را به هر شکلی که به خواهی بیان کنی . در یک میز کتاب و اکسیونی که قانونی بود و داشتم چهره واقعی این فرقه مافیایی را افشاء می کردم و جنایاتی راکه در درون فرقه بر سر فرزندان ایران زمین اورده اند را برای شهر وندان فرانسوی بیان می کردم . که از طرف عناصری که فرقه انها را از کشورهای سوئد و المان اورده بود .
و افرادی مانند : علی رضا ارمیده – حسین توتونچی – جمشید اشوخ – ….. مورد تهاجم واقع شدم . و شهروندان فرانسوی و ایرانی های مقیم فرانسه که در محل حضور داشتند به عینه انچه که ما از ماهیت این فرقه می گفتیم خودشان ماهیت واقعی این فرقه را دیدند . و این کار انها به شدت مورد تنفر همه واقع شد و رو سیاهی باز برای ذغال باقی ماند
محمد کرمی

---------
همچنین:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7341