• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در دانشگاه تبریز

    نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در دانشگاه تبریز

    .

    ... دراین نمایشگاه همچنین اسناد جنایات منافقین در تبریز و شهدای دانشجوی تبریزی که توسط منافقین به شهادت رسیده اند به نمایش عموم درآمد که این اسناد کامل ترین اسناد ارائه شده در مورد جنایت های منافقین در تبریز می باشد ...


    کانون هابیلیان، دهم نوامبر 2009
    http://www.habilian.com/view.asp?ID=04721

    به همت کانون هابیلیان(خانواده شهدای ترور) نمایشگاه ایران قربانی تروریسم، پیرامون جنایات فرقه منافقین در دانشگاه تبریز برگزار شد.

    به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور) در این نمایشگاه که به همت فرزندان خانواده های شهدای ترور و مدیریت فرهنگی و فعالیت های فوق برنامه دانشگاه تبریز برگزار شد، برای اولین بار اسناد جدیدی از جنایات منافقین در معرض دید دانشجویان و دانشگاهیان تبریز قرار گرفت.

    دراین نمایشگاه همچنین اسناد جنایات منافقین در تبریز و شهدای دانشجوی تبریزی که توسط منافقین به شهادت رسیده اند به نمایش عموم درآمد که این اسناد کامل ترین اسناد ارائه شده در مورد جنایت های منافقین در تبریز می باشد.

    از دیگر بخش های این نمایشگاه می توان به ارائه 40 عنوان پوستر و 200 عنوان کتاب اشاره کرد که در مورد شیوه های مغز شویی، جنایات منافقین، جاسوسی هسته ای، جدا شدگان از فرقه منافقین، حضور منافقین در جنگ تحمیلی بر علیه مردم کشورمان، طلاق های ایدئولوژیک در فرقه منافقین، همکاری گذشته و حال منافقین با حزب بعث، مشارکت منافقین در عملیات های تروریستی در عراق، لیست کامل بیش از 16 هزار قربانی تروریسم در ایران که بیش از 12 هزار نفر از آنها توسط منافقین ترور شده اند، جنایت های منافقین در شمال و جنوب عراق اشاره نمود.

    یکی از اهداف این نمایشگاه آشنایی بیشتر نسل جوان با جنایت های منافقین در ایران و عراق و نشان دادن مظلومیت ایران در زمینه تروریسم و لطمات حضور تروریست ها در ایران به مردم کشورمان می باشد.

    از بخش های دیگر این نمایشگاه ارائه نرم افزار و بروشور فرهنگی به دانشجویان بود که شامل خلاصه ای از تاریخچه و جنایات منافقین بود.

    در این نمایشگاه همچنین فیلم جنایت های منافقین در ایران و عراق و همکاری منافقین با استخبارات عراق به نمایش درآمد.

    این نمایشگاه مورد استقبال دانشجویان و اساتید دانشگاه تبریز قرار گرفت.

    دفتر یادبود نمایشگاه «ایران قربانی تروریسم» آینه نظرات و پیشنهادهای دانشجویان بود که چند مورد از نوشته های آنان را در پی می خوانید:
    - مطالبی را که در نمایشگاه دیدم و خواندم مطالبی بود که بعضی از آنها را تا به حال نه دیده و نه شنیده بودم.
    - این نمایشگاه توانسته ماهیت استالینستی منافقین را ظاهر نماید.
    - منافقین از کفار بدترند.
    - این منافقین می خواهند با ترور دلشان را خوش کنند در حالی که ما در اسلام بالاتر از شهادت نداریم.منافقین با حمایت بعضی از دولت های غربی برای خود در کشور عراق پایگاه درست کردند و با کارهای منافقانه و تروریستی خود برای مردم عراق مشکل درست کردند و بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کردند.
    - از زمینه ای که برای آگاهی خلق ایجاد کردید کمال تشکر را داریم.
    - آنقدر برای نابودی اسلام تلاش ننمایید ای منافقان! و خود را مصلح خطاب نکنید که در اصل مفسدان واقعی شمایید.
    - واقعا تاسف انگیز بود که عده ای گول این ملعونین را خورده بودند.
    - کاش این نمایشگاه ها و کارهای فرهنگی و روشنگری ها ادامه داشته باشد تا قشر فرهیخته از ماهیت اصلی این گروه خونخوار با خبر شوند و بدانند چه گل ها و نعمت هایی را ما به خاطر خونخواری و جنایت کاری این آدم های خبیث از دست دادیم.
    - ممنون از این نمایشگاه کوچک ولی با پیام خیلی بزرگ.
    - من نمی دانستم که ممکن است این قدر یک شخصی به کشورش خیانت کند!
    - خیلی جالب بود تا حالا اسم مسعود رجوی و مریم رجوی به گوشم نخورده بود چه آدم های پستی.
    - این تنها گوشه ای از جنایات به ملت ایران است سلام بر تمام شهدای راه آزادی.


    گزارش تصویری نمایشگاه

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7093

    نمایشگاه «ایران قربانی تروریسم» در پاکدشت برگزار شد

    .

    .

    کانون هابیلیان، نوزدهم اکتبر 2009
    http://www.habilian.com/view.asp?ID=04617

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7092

    نمایشگاه «ایران قربانی ترریسم» درباره جنایات منافقین علیه ملت ایران در شهرستان پاکدشت بر پا شد و مورد استقبال گسترده بازدید کنندگان قرار گرفت.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور)، این نمایشگاه که به درخواست جمعی از خانواده های شهدای ترور پاکدشت در دو محل دفتر امام جمعه و مصلای پاکدشت برگزار شد، در بخش های متنوعی به بررسی جنایات گروهک منافقین پرداخت. نمایش و تبیین تاریخچه ترور و خشونت در ایران، بررسی تفصیلی شیوه های خشونت و شکنجه در سازمان تروریستی منافقین، فریب کاری های 28 ساله مسعود رجوی (سرکرده منافقین)، روش های فرقه منافقین در شستشوی مغزی، فساد گسترده اخلاقی در میان اعضای منافقین در اردوگاه اشرف، خیانت های منافقین در دوران جنگ تحمیلی و همکاری با صدام در جنگ علیه مردم کشورمان، کشتار وسیع مردم عراق در شمال و جنوب عراق و سرکوب قیام های مردم عراق علیه صدام، تنها بخش هایی از این نمایشگاه گسترده بود.

    نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در دفتر امام جمعه پاکدشت با استقبال طلاب علوم دینی، دانشجویان و خانواده های شهدای ترور همراه بود.

    همچنین کانون هابیلیان این نمایشگاه را هم زمان با برگزاری نماز جمعه این شهر بر پا کرد که با حضور برخی از مقامات شهرستان از قبیل فرماندار و فرمانده نیروی انتظامی و استقبال بیش از 3200 بازدید کننده از اقشار و گروه های مختلف مردم همراه بود.

    چندین تن از نمازگزاران و بازدید کنندگان نمایشگاه در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان ضمن تقدیر از برپایی این نمایشگاه، به بیان دیدگاه های خود درباره گروهک تروریستی منافقین پرداختند. خلاصه ای از نظرات بازدید کنندگان را در زیر می خوانید:

    •اولین بار است که با چنین نمایشگاه دقیقی آشنا می شوم. خیلی از رفتارها و اعمال غیر انسانی این گروهک را نمی دانستم و امروز خوشحالم که در مقابل اندیشه های التقاطی آن ها خودم را بیمه کردم.

    •اگر لازم باشد امیدوارم شما در بسیاری دیگر از شهرها و روستاها و داشگاه های ایران حضور یابید و بیش از پیش مردم را از ابعاد جنایت های منافقین آگاه سازید.

    •من یک پژوهشگر سیاسی تاریخ معاصر هستم که بخشی از تحقیقاتم در مورد فرقه ها و سازمان مجاهدین خلق است. روند حرکتی این فرقه از زمان تأسیس تا به امروز هر روز بیشتر شامل انحطاط و تیره روزی بوده است. من حتی در کلاس درس خود و به دانشجویان خودم نیز در مورد این که منافقین مشخصات بسیار پر رنگی از مشخصه های یک فرقه را دارند اطلاعات دقیقی داده ام و معتقدم جریانی که منافقین معتقدند در دانشگاه و توسط اندیشه های آن ها زمینه شورش را ایجاد کرده است تنها یک جریان چند نفره و اجاره ای است که با بزرگ نمایی تلاش می کنند خود را در میان مردم ایران مطرح نشان دهند. اما مسئله این جاست که حقیقتاً این فرقه در ایران به فراموشی سپرده شده است.

    •من قبلاً هم تا حدودی با تبلیغات فریبنده منافقین آشنا بودم و خوب می دانم که آن ها تنها با تبلیغات خود را سر پا نشان می دهند، اما در عمل چیزی از اسلام و دلسوزی برای مردم در چنته ندارند.

    •خیلی برایم جالب است که با این همه خیانتی که در حق ملت ایران انجام داده اند، باز هم ادعا می کنند که دوست دار و امین ملت ایران هستند و می خواهند ملت ایران را نجات دهند. ما هنوز حضور منافقین در جبهه دشمن را در زمان جنگ تحمیلی فراموش نکرده ایم.

    آلبومی از تصاویر نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در پاکدشت

    ----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7058

    نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در دانشگاه قزوین

    .

    ... این نمایشگاه باعث می شود که من ِ جوان ایرانی یا بهتر بگویم نسل جدید جوان ما بهتر بداند که چه کسانی دشمنان این مرز و بوم اند و باید در مقابل این خائنین و جنایتکاران چه کار کنند تا دشمن اسلام و این کشور را خوار کنند ...


    کانون هابیلیان، یازدهم اکتبر 2009
    http://www.habilian.com/view.asp?ID=04574

    نمایشگاه «ایران قربانی تروریسم» به همت کانون هابیلیان در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین برگزار شد. کانون هابیلیان با هدف آشنایی بیشتر دانشجویان با عملکرد، سابقه و جنایت های این فرقه تروریستی اقدام به برگزاری این نمایشگاه کرد.

    نمایشگاه «ایران قربانی تروریسم» در مدت زمان برگزاری خود با استقبال بی نظیر دانشجویان مواجه شد و علی رغم مدت زمان محدود آن، در طول 4 روز برگزاری بیش از 3 هزار دانشجو از آن بازدید کردند.

    سئوالات متعدد دانشجویان درباره جنایات منافقین بیانگر حساسیت آن ها نسبت به ماهیت تروریستی این فرقه بود. دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قزوین در این نمایشگاه با ابعاد جدید و تکان دهنده ای از ماهیت منافقین از جمله خانه های تیمی قبل از انقلاب، روش های جذب دانشجویان با استفاده از جاذبه های جنسی در قبل از انقلاب، فریب کاری و همکاری رجوی با ساواک برای زنده ماندن خود، درگیری های شدید درون سازمان برای انتخاب سرکرده شان، ساختار شناسی شخصیت رجوی، 30 خرداد و شورش ننگین منافقین، 7 تیر و 8 شهریور، عملیات مرصاد، خیانت های منافقین در دوران جنگ، کشتار وسیع مردم عراق در عملیات های سرکوب شیعیان و کردها، خیانت های منافقین در برنامه هسته ای کشورمان و زندگی انگلی فعلی منافقین در اردوگاه اشرف آشنا شدند.

    دفتر یادبود این نمایشگاه حکایت خوبی است از بیان احساس دانشجویان از برگزاری این نمایشگاه:

    - با تشکر از ایجاد چنین نمایشگاهی که به صورت باز و آشکار دشمنان اسلام و ایران را به ما جوانان که در آن دوران حضور نداشتیم نمایش دادید. امیدوارم در طی سال تحصیلی و آینده باز هم چنین نمایشگاهی ایجاد شود ...

    - این نمایشگاه باعث می شود که من ِ جوان ایرانی یا بهتر بگویم نسل جدید جوان ما بهتر بداند که چه کسانی دشمنان این مرز و بوم اند و باید در مقابل این خائنین و جنایتکاران چه کار کنند تا دشمن اسلام و این کشور را خوار کنند ...

    - نمایشگاه بسیار خوبی بود. من اصلاً اطلاعاتی در مورد این سازمان نداشتم و خوشحالم که بی پرده آن ها را به ما معرفی می کنید ...

    - نمایشگاه بسیار جالبی بود و امیدوارم ادامه دار باشد ...

    - کار بسیار عالی و خوبی بود. به نحو بسیار زیبا و جالب چهره منافقین ضد خلق را نشان دادید

    - با تشکر از زحمات شما. قطعاً با نشان دادن افکار و عقاید نامشروع منافقین و تنویر افکار عمومی بسیار موفق تر خواهید بود ...

    - ضمن تشکر از شما برای برگزاری این نمایشگاه، تقاضا می کنم این گونه مراسمات با شکوه بیشتر برگزار شود ...
    - رسالت سنگینی دارید. امیدوارم به عنوان متولیان خانواده شهدای ترور تمام تلاش خود را مصروف این نمایید که بیش از پیش منافقین را رسوا کنید ...

    گزارش تصویری نمایشگاه

    ---------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6992

    (برادر شریف !!) مزدوری برای همه فصول

    .

    ... در تمامی نشست های سری رجوی که با رییس وقت سازمان امنیت عراق (ژنرال حبوش ) مبنی بر گرفتن امکانات ترور شخصیت ها در حکومت ایران صورت میگرفت این فرد (برادر شریف) حضور داشته است وبا حفظ سمت نفر اصلی تحویل جوانان ناراضی ایرانی و منتقد سازمان مجاهدین به زندانهای عراق بوده است ...

    میلاد آریایی، پارس ایران، سی ام سپتامبر 2009
    http://pars-iran.com/indexf.php?mod=view&id=4794

    m_ariyaei2006@yahoo.com  

    در شرایطی که میهن ما روزهای سخت و سرنوشت سازی را پشت سر گذاشته و درگیر انواع فشارهای اقتصادی و شرایط نابسامان است و رهبران واقعی اپوزیسیون هرگونه تحریم ناعادلانه علیه مردم ایران را محکوم و آنرا گامی در جهت به تعویق انداختن دمکراسی درایران ارزیابی میکنند، سازمان مجاهدین از طریق مهره های شناخته شده اش برای ایجاد یک جنگ خارجی دست به دامان هر کس و ناکس شده وبرای انجام هرگونه خیانت و وطن فروشی که در تاریخ سازمان های شناخته شده سیاسی بی سابقه است پیشاپیش از آن استقبال کرده و خود را کاندید میکند .

    رهبری فرقه عقب مانده ازخلق و انقلاب از سالیان مزدوری برای سرویس های امنیتی و زندگی در شکاف قدرت ها و دولت های استعمارگر درس نگرفته و هنوز هم چون گذشته معتقد است تنها با حمایت دول خارجی میتواند به قدرت سیاسی در ایران دست پیدا کند و از این رو است که نقش بلندگوی تبلیغات ضد ایرانی را برعهده گرفته و اطلاعات ماهواره های اسراییلی را در کنفرانس های خبری خود به اسم منابع مقاومت !! در ایران ارایه میدهند.

    این همان مقاومت!! دست سازی است که در سه ماه گذشته حتی یک حرکت سمبلیک به عنوان حمایت صوری مردم ایران از رهبری عقب مانده اش رجوی در داخل ایران نداشته و با درایت و هوشیاری از جانب تمام ایرانیان وطن پرست در خارج کشورنیز بخوبی طرد گردیده است.

    این همان مقاومت!! به اصطلاح سازمان یافته ای است که ماموریت اش ایفای نقش ستون پنجم و ارایه اطلاعات طبقه بندی شده سرویس های امنیتی است. این نقش را امروزه برادر شریف!! در سازمان مجاهدین ایفا میکند که در سالیان گذشته پرونده ای مملو از خیانت و جنایت در روابط درونی این سازمان و همچنین در روابط بیرونی و مخفی این فرقه با دولت های عربی و غربی داشته است.

    نقش اول:

    ( برادر شریف ) که سالهاست به این شغل شریف!! مشغول است بنا به اسناد غیرقابل انکار از سال 1364 به عنوان رابط اصلی تحویل اطلاعات جمع آوری شده این سازمان به مسئولان حکومت وقت عراق شناخته میشود . این اطلاعات ابتدا توسط تیم های شنود در مرز ایران عراق ضبط و جمع آوری میشد و سپس توسط بخش دیگری به نام - سیستم تخلیه اطلاعات تلفنی !! - که در آلمان و فرانسه فعالیت داشت تکمیل می گردید و نهایتا توسط وی بطور حضوری در اختیار بالاترین افسران ومقامات امنیتی دولت وقت عراق قرار می گرفت.

    (برادر شریف !) مسئول سیستم ویژه ای در سازمان مجاهدین بوده است که بخش کوچکی از فعالیت های آن آنالیز اطلاعات دست چین شده از صدها ساعت شنود و شکستن کد و طبقه بندی موضوعی و درجه بندی آنها میباشد، این اطلاعات که عمدتا شامل این اهداف میشد :

    - تعیین مراکز نظامی ومراکز تجمع نیروهای ارتش ایران که مورد هدف جنگنده های عراقی قرار میگرفت

    - تعیین زمان و مکان حملات جبهه ای ایران که در اختیار ارتش و توپخانه عراق قرار داده میشد و به واسطه ارائه این اطلاعات هزاران جوان وسربازایرانی به کام مرگ رفته اند.

    وهمچنین تعیین مختصات مراکز مهم دولتی در شهرهای بزرگ و متعاقب آن تعیین خسارات بمباران شهرها که توسط صدام حسین انجام میگرفت بوده است.

    نقش دوم:

    در تمامی نشست های سری رجوی که با رییس وقت سازمان امنیت عراق (ژنرال حبوش ) مبنی بر گرفتن امکانات ترور شخصیت ها در حکومت ایران صورت میگرفت این فرد (برادر شریف) حضور داشته است وبا حفظ سمت نفر اصلی تحویل جوانان ناراضی ایرانی و منتقد سازمان مجاهدین به زندانهای عراق بوده است.

    نقش سوم:

    نقشی که امروزه این فرد به شغل شریف!! آن مشغول است برگزاری کنفرانس های خبری و ارایه اطلاعات طبقه بندی شده دولت های غربی است که با پوش اپوزیسیون سرنگونی طلب در اختیار مجاهدین قرار میگیرد . مهدی ابریشمچی که پس از اشغال خاک عراق توسط آمریکا مخفیانه به فرانسه اعزام میشود همسر اول مریم رجوی رییس جمهور مادام العمر شورای ملی مقاومت! است وهمانطور که مشاهده میشود برادر شریف!! استعداد خدادی زیادی در وطن فروشی و خیانت به مردم ایران داشته که شایسته قضاوت و داوری در دادگاههای مردمی است . اما وی این بار در قالب اپوزیسیون انقلابی با سس مذهبی همراه با کت وشلوارو کراوات! ایفای نقش کرده و خود را علنی میسازد .

    فرصت طلبان وطن فروشی که فکر میکنند با این اقدامات میتوانند جایی در دل مردم وجوانان ایرانی پیدا کرده و یا اینکه به عنوان مخالفان این حکومت شمرده شوند سخت در اشتباه بوده وهستند و مردم ایران بخوبی امروز مسیر خود را از نیروها و جریانات وابسته و ضد ملی جدا کرده اند وسازمان مجاهدین و مهره های شناخته شده اش مطمئن باشند با ایفای صد باره نقش های استعماری هرگز در داخل خاک ایران به قدرت سیاسی دست نخواهند یافت.


    (مهدی ابریشمچی!! - برادر شریف؟؟)


    (مهدی ابریشمچی!! - برادر شریف؟؟)


    (مهدی ابریشمچی!! - برادرشریف؟؟)

    --------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6968

    وقتی می بینید از گوشت کوب بجای کلنگ استفاده می کنند، لطفا نخندید

    رجوی باز هسته ای پیدا کرد

    .

    .

    ایران اینترلینک، بیست و پنجم سپتامبر 2009
    www.iran-interlink.org


    (مسعود رجوی و ولینعمت اعدام شده اش صدام حسین)

    سه روز بعد از اطلاع آژانس از اخباری که جمهوری اسلامی اعلام کرده بود رجوی مدعی کشف همان خبر شد!!

    مسعود و مریم و مهدی (عضدانلو و ابریشمچی و رجوی) هر سه جمع شده و عقل خود را روی هم گذاشتند که حالا بعد از این که سه ماه اعتصاب غذا اعلام کردیم و کسی اصلا قبول نکرد که ما واقعا اعتصاب بوده ایم و بعد از این که در تظاهرات اعتراضی و جنبش سبزی که در گسترده ترین طیف ممکن (از آیت الله صانعی بگیر تا گوگوش...) برگزار شد هم راهمان ندادند و بیرونمان کردند و بعد از این که بعنوان "رهبر مقاومت" نامه فرایت شوم برای مجلس خبرگان جمهوری اسلامی نوشته و عذر خواستیم و ابراز ارادت کردیم و باز جواب ندادند و بعد از این که بعنوان "رئیس جمهور شانزده سال گذشته ایران" تقاضای عفو برای سران فرقه کردیم که به ایران برگردیم که باز کسی اصلا نگفت خرت به چند من، حالا بیاییم خبری را که جمهوری اسلامی روز بیست و یکم سپتامبر باطلاع آژانس انرژی اتمی رسانده را دستاویز کنیم و روز بیست و پنجم سپتامبر به خورد ملت خدا بدهیم.

    رندی گفت خوب این را که کسی باور نمی کند. آخر قد خودتان را یک بار در آینه ببینید بعد از این حرفها سر هم کنید.

    می گویند ناگهان آسمان فرقه در هم کشید و مریم رجوی یک اخمی کرد و مسعود عضدانلو یک ابرویی تکان داد و کرشمه ای آمد که همان زمان مهدی عضدانلو (رجوی) در جا دوزاریش افتاد و در جایش جابجا شد و گفت خفه!! همه خفه!!مگر آنهایی که قبلا گفته بودیم را کسی تحویل گرفت؟ مگر ما این حرفها را می گوییم که کسی تحویل بگیرد؟ مسئله ما ایدئولوژی است و رهبری و مسعود و مریم و ... و کمی بعد زیر زیرکی نالید که " چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید- گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست".

    مهدی عضدانلو ادامه داد که: باشد. ما قرار بود وسیله ای باشیم ولی دیگر نه اینطوری!! خدا خیرتان بدهد شما استفاده کنندگان از وسیله را! خدا را خوش می آید از گوشت کوب بعنوان کلنگ استفاده می کنید؟ آخر رحم و مروت هم خوب چیزی است!! اصلا رحم و مروت هم هیچ. عقل چی؟ عقل خوب چیزی نیست؟!

    ناگهان صدایی در اطاق پیچید که گوشت کوب را چه به دخالت در کار بزرگترها؟ خوب احمق اگر کلنگ داشتیم که تو و همپالگی هایتان اصلا اینجا نبودید!!

    القصه و به هر حال.

    خارج و بی ربط به مسائل هسته ای و شاخ و شانه کشیدن های بین المللی و ...غیره و داخل و مربوط به مسائل مرتبط با جامعه و مردم و حقوق مردم و ارزش های مردمی، این روز ها واقعا جای سه هزار و اندی از دوستانی که در قرارگاه "عراق جدید" یا "اشرف" عراق اسیرند بشدت در تحرکات، تظاهرات، سخنرانی ها و .... این روز ها خالی بود. دوستانی که برای آزادی و دموکراسی مردم ایران قدم در این راه گذاشتند ولی اکنون در بیابانهای عراق ...!!

    حیف و هزار حیف

    این بهترین فرزندان ایران رفته بودند دموکراسی برای ایران بیاورند. نرفته بودند از اوباما بخواهند که عراقی ها را از عراق بیرون کند!!

    رفته بودند حکومت ایران را مسئله اش را حل کنند. نرفته بودند برای بازگشت بعثی ها به عراق "شهید" بدهند!!

    رفته بودند استقلال کشور خودشان را تضمین کنند. نرفته بودند مامور کشور ثانی در کشور ثالث و رابع بشوند!!

    آمده بودند آبادی و رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی و پیشرفت فرهنگی و ... را برای مردم ایران به ارمغان بیاورند. نیامده بودند تبدیل به بلندگویی (الان هم که واقعا از نوع زنگ زده و با صدای دلخراش) شوند که شاخصه اش تغییر دادن صدای کسانی است که نمی خواهند صدایشان مستقیما پخش شود!!

    بخدا قسم که این دوستان ما. این رفقا. این بهترین های ایران. بدون هیچ چشم داشتی برای کمک به استقلال و آزادی مردم ایران رفته بودند. نرفته بودند گشتکوبی شوند تا که امروز بجای کلنگ مورد استفاده قرار گیرند!!

    به هر حال.

    دو خبر از دو منبع.

    ببینید ولی اگر به حال دوستان اسیرمان گریه تان نگرفت حداقل نخندید.

    .............

    به نقل از خبرگزاری ایسنا

    لینک به متن کامل خبر
    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.
    aspx?ID=News-1407703&Lang=P

    ... آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز اعلام كرد كه ايران به آژانس اطلاع داده است كه در حال ساخت يك مركز غني‌سازي دوم است.
    به گزارش ايسنا، مارك ويدريكر سخنگوي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي روز جمعه در بيانيه‌اي اعلام كرد: ايران در 21 سپتامبر(30 شهريور) در نامه‌اي به آژانس اطلاع داد كه يك مركز غني‌سازي سوخت پيلوت جديد در اين كشور در دست ساخت قرار دارد.
    به گزارش خبرگزاري فرانسه، ويدريكر افزود: ايران در اين نامه به آژانس اطمينان داد كه اطلاعات تكميلي به صورت مناسب و در وقت مناسب در اختيار آژانس قرار داده خواهد شد.
    در ادامه‌ي اين بيانيه آمده است: آژانس نيز در واكنش به اين نامه از ايران خواسته است هرچه زودتر اطلاعات مشخص و دسترسي به اين تاسيسات را در اختيار آژانس قرار دهد.
    سخنگوي آژانس در ادامه گفت: در اين نامه آمده است كه سطح غني‌سازي تا 5 درصد خواهد بود. آژانس علاوه بر آن از جانب ايران اطلاع يافته است كه هيچ‌گونه مواد هسته‌يي وارد اين تاسيسات نشده است.
    به گزارش خبرگزاري رويتر، دو ديپلمات نزديك به آژانس گفتند كه ايران به آژانس اطلاع داده است كه اين تاسيسات پيلوت و در سطح آزمايشي است و هنوز راه‌اندازي نشده است.
    يكي از اين مقامات در گفت‌وگو با رويتر گفت: هيچ‌گونه تجهيزات غني‌سازي و هيچ‌گونه مواد هسته‌يي در اين تاسيسات موجود نيست ...

    ----------

    و به نقل از بی بی سی فارسی

    لینک به متن کامل خبر
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/09/090924
    _si_mojahedin_nuclear.shtml

    ... به گزارش خبرگزاری فرانسه مهدی ابریشم چی عضو "شورای ملی مقاومت"، شاخه سیاسی مجاهدین خلق در پاریس به خبرنگاران گفت: "منابع 'مقاومت' موفق به کشف دو مرکزی شده اند که مستقیما روی تسلیحات اتمی کار می کنند و تا حالا مخفی نگاه داشته شده بودند." ...

     

    ----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6759

    آخرین هدیه مسعود رجوی از سری هدایای مجاهدین خلق به دولت جمهوری اسلامی ایران

    لکه ننگی بر دامن باصطلاح آپوزیسیون لال شده در خارج از کشور

    .

    .

    ایران اینترلینک، سوم ژوئیه 2009
    http://www.iran-interlink.org

    پس از نامه غلط کردم رجوی به مجلس خبرگان رژیم جمهوری اسلامی و به دنبال آن نامه استدعای مریم عضدانلو برای بازگشت به ایران در بیستمین سالروز کشتار فروغ جاویدان، امروز شاهد دلسوزی پس مانده صدام از میرحسین موسوی (که قبلا رجوی وی را مسئول مستقیم کشتار زندانیان می دانست) بودیم. با عذر خواهی از شخصیت های مقیم خارج از کشوری که تا کنون به وضوح مواضع خود در قبال تمامی باند های قاچاقچی و آدم کش و وطن فروش اعلام نموده و به وضوح در مقابل این فرقه ضد ایرانی موضع گرفته و می گیرند، الباقی نیروهای باصطلاح آپوزیسیون خارج از کشوری کلاه خود را کمی بالا تر بکشند.

    نیروهایی باصطلاح آپوزیسیون خارج از کشوری ای که توان تصفیه جدی دزدان و قاچاقچیان و قاتلان را از درون صفوف خود ندارند نباید انتظار پشتیبانی خلقی را داشته باشند که طی هشت سال جنگ طعم ضربات مزدوران صدام را در خیابانهای شهرهای خود چشیده و بیش از شانزده هزار نفر از فرزندانشان قربانی تروریسم کور مزد بگیران دشمن شده است.

    .  

    امروز خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران متن اطلاعیه و عکس وی با شمشیر صدام را بدین شرح منعکس کرد

    .

    ایرنا، سوم ژوئیه 2009
    http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=615403

    مسعود رجوي نسبت به محاکمه و مجازات ميرحسين موسوي هشدار داد

    سرکرده گروهک تروريستي منافقين نسبت به هرگونه تعرض،محاکمه و مجازات ميرحسين موسوي هشدار داد.

    به گزارش ايرنا، مسعود رجوي با انتشار پيامي تحت عنوان "پيام مسعود رجوى:محکوم کردن هرگونه تعرض و تهديد به محاکمه و مجازات موسوى" اعلام کرد:"(روزنامه)کيهان آخوندى، موسوى را به ارتکاب «جنايت»، انجام «مأموريت ديکته شده بيرونى» و ايفاى نقش «ستون پنجم» دشمن متهم کرد که يا بايد «توبه» کند و «عذر تقصير» بخواهد و يا «مجازات قطعى (را) به جرم قتل انسانهاى بيگناه، برپايى آشوب و بلوا، اجير کردن اراذل و اوباش براى تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همکارى آشکار با بيگانگان و ايفاى نقش ستون پنجم آمريکا» بپذيرد...(هرچند که)موسوى براى يک دهه همين برچسبها را عليه مجاهدين و مقاومت ايران به‌کار مي برد اما من اين سطور را براى نکوهش و بستانکارى از آقاى موسوى نمي نويسم."

    سرکرده گروهک منافقين افزود:"به عکس، وظيفه و اصول ما اقتضا مي کند که در برابر ياوه ها و تهديد ها عليه موسوي نکات زيررا خاطرنشان کنيم:

    1-محکوم کردن هرگونه تعرض و ستمى که بر موسوى و خانواده و اطرافيان او در چارچوب همين رژيم جريان دارد. هم‌چنين اخطار به رژيم در مورد محاکمه و مجازات موسوي.

    2-هشدار نسبت به امنيت و سلامت آقاى موسوى و درخواست از دبيرکل و شوراى امنيت ملل متحد براى اعزام بلادرنگ يک هيأت نظارت بين المللى به تهران در همين خصوص ."

    پيام اخير سرکرده گروهک منافقين که اين روزها با تخليه مقر سازماني اش در اردوگاه اشرف عراق دوران وخيمي را پشت سر مي گذارد، پس از آن صادر شده است که ديروز محمد علي ابطحي و محمد عطريانفر اقدام به افشاگري عليه اصلاح طلبان و به خصوص ميرحسين موسوي کردند.

    گفتني است مسعود رجوي در شرايطي نسبت به سلامت ميرحسين موسوي و محاکمه و مجازات وي ابراز نگراني مي کند که دست وي تا مرفق به خون شهيدان انقلاب اسلامي از بهشتي و 72 تن و رجايي و باهنر تا صياد شيرازي و لاجوردي و صدها زن و مرد و کودک ايراني مظلوم آغشته است.

    انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 615403

    ----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6716

    اعلام شرایط مریم عضدانلو برای بازگشت به ایران پس از نامه تقاضای عفو مسعود رجوی به مجلس خبرگان در سالروز عملیات جنایتکارانه فروغ جاویدان

    .

    ایران اینترلینک: ایران دیدبان امروز در واکنش به نامه اخیر تقاضای بازگشت مسعود رجوی به مجلس خبرگان جمهوری اسلامی و اعلام شرایط بازگشت مریم رجوی که امروز منتشر شد، چنین نوشت: ... اعلام شرایط برای بازگشت به ایران قبل از هر چیز، دود شدن افسانه‌ی سرنگونی، بن بست عمل مسلحانه، برملا كننده‌ی ماهیت مزدوری و وابسته‌ی ارتش آزادیبخش و فلاكت تمام عیار رهبری مجاهدین و به طریق اولی ایدئولوژی و اندیشه‌ی فاسد مجاهدین است ...

     

     

     

     

     

     

    ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه 2009
    http://www.irandidban.com/master.asp?ID=15603

    شرایط اعطای امان نامه به مجاهدین

    رسانه‌های خبری از انتشار بیانیه‌ای از جانب مریم رجوی "رئیس شورای ملی مقاومت" در رم خبر دادند كه در آن شرایط بازگشت اعضای مجاهدین به ایران اعلام شده است!

    مفاد این بیانیه كه چندی پیش از انتشار رسمی در اختیار مقامات آمریكایی و عراقی گذاشته شده است، در حقیقت راهكاری است كه مجاهدین برای برون رفت از سردرگمی در تعیین تكلیف اردوگاه اشرف ارائه كرده‌اند، اما نكته‌ی قابل توجه آن، قبول بازگشت اعضای مجاهدین به ایران است.

    این تحول در حالی صورت می‌گیرد كه مجاهدین پیش از این هرگونه جابجایی از اشرف را محال و به ویژه انتقال به ایران را در حكم جنایت جنگی قلمداد می‌كردند!

    اگرچه می‌توان گفت با شروط مطرح شده - به شرط پذیرش از جانب ایران - وضعیت جدیدی رقم خواهد خورد كه می‌تواند انتقال مجاهدین به ایران را ممكن سازد، لیكن نفس اینكه مجاهدین دولت ایران را به رسمیت شناخته و حاضر به قبول شهروندی تحت همین حاكمیت شده‌اند،‌ یك تغییر مهم است كه در قاموس سیاست معنایی جز عقب نشینی ندارد - و البته با آنچه در این 30 سال اتفاق افتاده است، عقب نشینی از نوع مفتضحانه‌ی آن.

    مجموع شروط و شرایطی كه برای بازگشت مجاهدین به ایران مطرح شده، منوط به قبول شرط اصلی از سوی ایران است و جز این، سایر شرایط مثل اینكه عراق اجازه بدهد مجاهدین اموال منقولشان را با خود ببرند از اساس موضوعیتی ندارد.

    شرط تعیین كننده - به نقل از همین بیانیه - این است:

    « رژیم ایران در یك نامه رسمى خطاب به ملل متحد، صلیب سرخ بینالمللى و دولتهاى آمریكا و عراق،كه مفاد آن توسط آنها تائید و تضمین شود، اعلام و تعهد كند در صورتیكه ساكنان اشرف، طبق لیستى كه مقامهاى آمریكایى و عراقى در اختیار دارند، به ایران بازگردند، از دستگیرى و تعقیب و شكنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند. »

    طرح چنین شرطی در واقع سنگ انداختن در مقابل اقدامات دولت قانونی عراق است و به نظر می‌رسد كه رهبری مجاهدین آنرا با علم به عدم پذیرش آن از سوی ایران تنظیم كرده تا راه را برای باج خواهی از دولت عراق هموار گرداند.

    در این بیانیه رهبری مجاهدین نفاق و عدم صداقت خود در طرح این شرط را برملا كرده و می‌نویسد:

    « اگر رژیم ایران این شرایط را نپذیرد و چنین نامهاى به مراجع یادشده ندهد، روشن مىشود كه تمام دعاوى پیشین این رژیم مبنى بر اینكه با ساكنان اشرف و اعضا و هواداران مجاهدین در صورت بازگشت به ایران كارى ندارد، صرفاًیك شانتاژ سیاسى و تبلیغاتى بوده است. در اینصورت دولت عراق باید تبعیت از قطعنامه24آوریل پارلمان اروپا را اعلام كند و آن را به اجرا در بیاورد. »

    بدیهی است كه هیچ اصل قانونی، ‌عقلانی و عرفی وجود ندارد كه دولت یك كشور تبعات تخاصم بین گروهی غیربومی با دولتی دیگر را متحمل شود. اگر دولت ایران این شرط را به هر دلیلی نپذیرد، چرا باید دولت عراق از حق حاكمیت خود كوتاه بیاید و خواست‌های مداخله جویانه‌ی دیگران برای تحمیل مجاهدین به عراق را بپذیرد؟

    این البته تناقض غیرقابل حلی است كه برملا كننده‌ی پیشنهاد تاكتیكی مجاهدین برای فرار از بن بست عراق است كه پیش از این گمان می‌كردند با شانتاژهای تبلیغاتی می‌توانند دولت عراق را وادار به عقب نشینی از مواضعش نمایند. اما علاوه بر این، اصل شرط نیز با مغالطه‌های فراوانی همراه است.

    اولاً كه دولت ایران هیچگاه نگفته است كه دست از تعقیب ساكنان اشرف و اعضای مجاهدین برداشته، بلكه اعلام داشته اعضای نادم مجاهدین را خواهد پذیرفت و صحت این ادعا با بازگشت حدود 500 تن از اعضای جدا شده در این سالها در عمل اثبات شده و توسط صلیب سرخ تأیید گردیده است.

    ثانیاً اگر مجاهدین خواهان دریافت امتیاز منع تعقیب می‌باشند، چرا ذكری از امتیازاتی كه خود در مقابل بنا است واگذار كنند به میان نمی‌آورند؟ نكند گمان می‌كنند همین كه تشریفشان را بیاورند ایران، یك امتیاز به حساب می‌آید؟

    آیا مجاهدین نمی‌دانند كه آنها و در شرایط كنونی - به ویژه پس از حضور قدرتمندانه‌ی پلیس عراق در اردوگاه اشرف - به امنیت احتیاج دارند و این آنهایند كه بایستی امتیاز بدهند!

    حداقل امتیازاتی كه مجاهدین برای بازگشت به ایران بایستی واگذار كنند عبارت است از برائت كامل از اقدامات و گذشته‌ی تروریستی، التزام به قانون اساسی و پذیرش اصل حاكمیت، تحویل آمرین و عاملان كشتار شهروندان ایرانی به قانون و ...

    بدیهی است كه این حداقل چیزی است كه مجاهدین بایستی برای بازگشت به ایران بپردازند.

    خوشبختانه اقدام قاطعانه‌ی ارتش و پلیس عراق برای به دست گرفتن كنترل اردوگاه اشرف، نشانگر آن است كه شرایط مجاهدین برای برون رفت از بن بست تعیین تكلیف كاملاً غیرمنطقی و غیرقابل قبول بوده است، اما رهبری مجاهدین می‌بایست در مقابل طرح این شرایط بازخواست شده و پاسخگوی سئوالات متعددی كه در این باره مطرح است باشند.

    مگر رهبری مجاهدین و دستگاه تبلیغاتی آنان، در شرایط كنونی وضعیت قیام و انقلاب را برای ایران تصویر نمی‌كنند و سرنگونی حاكمیت را در همین روزها پیش بینی نمی‌كنند؟ در این صورت بهتر نیست كه چند صباحی دیگر صبر كنند و یك باره با همان موكب ارتش آزادیبخش‌شان كه تا به حال قربانیان زیادی گرفته است، به ایران بیایند؟

    شرف اشرفی كه با آن تمام اپوزیسیون را متهم به سازشكاری و زد و بند و مزدوری می‌كردند كجا رفته است كه این چنین گوی سبقت از همه را ربوده و پس از نامه نگاری به اركان نظام، رسماً امان نامه درخواست می‌كنند؟

    راستی حمایت عشایر عراق، شیعیان و سنی‌ها، اعضای پارلمان عراق، گروههای سیاسی عراق و خلاصه آن 5 میلیون امضاء مورد ادعا، چه شد؟

    حمایت مردم ایران از مجاهدین كجاست كه اكنون به دریوزگی از دولت ایران افتاده‌اند، آن هم زمانی كه تبلیغ عدم مشروعیت دولت ایران را دارند؟

    آیا این نهایت دجال گری نیست كه تا زمانیكه حمایت خارجی ادامه داشت، به كشتار مردم ایران و قربانی كردن اعضای گروه مبادرت كردند و اكنون به دنبال حاشیه‌ی امن برای زندگی هستند؟

    اعلام شرایط برای بازگشت به ایران قبل از هر چیز، دود شدن افسانه‌ی سرنگونی، بن بست عمل مسلحانه، برملا كننده‌ی ماهیت مزدوری و وابسته‌ی ارتش آزادیبخش و فلاكت تمام عیار رهبری مجاهدین و به طریق اولی ایدئولوژی و اندیشه‌ی فاسد مجاهدین است. 
     

    -------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6710

    رجوی از نقطه اوج تا حضیض و درماندگی

    .

    .

    انجمن نجات مرکز مازندران، بیست و هفتم ژوئیه 2009
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8144

    اگر بخواهیم در مورد وضعیت رجوی و پیامهایی که اخیرا سر می دهد به آن بپردازیم باید ابتدا قدری به گذشته بپردازیم .

    در سال 67 وقتی مسعود به جمع بندی عملیات موسوم به چهلچراغ می پرداخت باد در غبغب انداخته و خودش را رئیس جمهور مردم ایران می دید و در توجیه عملیات موسوم به دروغ جاویدان با همسرش مریم قجر در اشرف با سلاح کمری طوری وانمود کرد که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است و او یک شبه به تهران خواهد رسید. رجوی از بس غرق فتح تهران بود که اصلا توجهی به تاکتیک های مسیر و مشکلاتی که وجود دارد را ندانسته و بطور دائم با احساسات بچه ها بازی می کرد و همه فکر می کردند که باید سوار ماشین شده و با گرفتن گاز ماشین به تهران بروند .

    کسانی که در لشگرهای جلودار فتح تهران بودند کرکری می خوانند که بله ما زودتر از بقیه به تهران می رسیم ولی نمی دانستند که این راه به شکست خواهد انجامید و دوباره باید با سرافکنده گی به عراق بازگردند و سالیان درازی باید در اسارت رجوی و تشکیلات مخوفش باقی بمانند .

    رجوی پیشروی به سمت تهران را یک بازی مسخره به حساب آورده بود و حتی وقتی فرمانده لشکرها مطرح می کردند که نیرو کم دارند رجوی قول دادن نیرو در کرمانشاه را به آنان می داد .

    رجوی از بس حول شده بود نفراتی را که از اروپا به قرارگاه اشرف آورده بود و حتی یک گلوله شلیک نکرده بودند مستقیما به جنگ می فرستاد که بعضا تفنگ را برعکس بر روی دوش خودشان حمل می کردند رجوی خود می دانست که این یک شکست برای او خواهد بود ولی برای ماندن در عراق ، به این خونها نیاز داشت و دیدیم که چگونه با سر افکندگی دست از پا درازتر مجبور به عقب نشینی شده و ابتدا خودش و مریم قجر با هلی کوپتر اهدایی صدام به بغداد فرار کردند .

    اکنون زیاد نمی خواهیم در مورد عملیات دروغ جاویدان صحبت کنیم چرا که رجوی در موقع برگشت نیروها از داخل ایران باز هم شعار پیروزی سر می داد و بجای اینکه عنوان کند خط و استراتژی جنگ مسلحانه او شکست خورده باز مانند دوران قبل تقصیر را به گردن نیروهای وارفته خودش انداخت و خودش را از هر اشتباهی مبرا دانست و در این مسیر تبلیغات زیادی هم کرد که بله پیروزی بدست آورده است و جالب اینکه کسی در مناسبات نمی توانست بگوید رجوی اشتباه کرده است و اگر این حرف زده می شد مارک بریده از مبارزه بر او زده می شد و در مناسبات انگشت نما می شد .

    شکست در عملیات دروغ جاویدان سیلی از ریزش نیرو در مناسبات را آغاز کرد خیلی از نفرات به دروغ های رجوی پی برده و راه بازگشت به اروپا را در پیش گرفتند رجوی که اکنون ارتش او در عراق به گل نشسته بود سعی کرد با راه اندازی مانور و چیزهایی از این قبیل به نیروهای وارفته خودش روحیه بدهد .

    وقتی که حکومت صدام توسط آمریکا سرنگون شد زمزمه هایی شنیده می شد که دوباره به عراق بازگشتیم و دیگر معلوم نیست که چند سال دیگر باید در عراق بمانیم البته باید توجه داشت :

    در سال 67 فرقه هنوز سلاح داشت و می توانست مانور بدهد ولی در سال 82 دیگر خبری از سلاح نبود و نیروها برای نگهبانی به چماق مجهز شدند .

    در سال 67 برای سرگرم کردن نیروها هر روز و هر هفته نیرو را با تمیز کردن تانک و نفربر مشغول می کردند ولی در سال 82 دیگر اینها وجود نداشت و دختران جوان به کار فرهنگی روی آورده و مردان هم به کار نظافت قرارگاه و درست کردن ساختمان و در یک کلام به بیگاری گرفته شدند .

    در سال 67 رجوی هنوز شعار سرنگونی می داد و هر سال به نامی نامگذاری می شد ولی در سال 82 دیگر خبری از ارتش او نبود و یک دفعه راه حل سوم از مریم شنیده شد که آخر هم مشخص نشد که این راه حل سوم از کجا در آمده است .

    بعد از عملیات دروغ جاویدان مسعود برای جمع کردن فضای مناسبات همیشه نشست هایی برگزار می کرد و با احساسات بچه ها بازی می کرد ولی در سال 82 دیگر خبری از رجوی نبوده و خودش به سوراخی خزیده و زنش را به فرانسه فراری داده تا در آنجا جا خوش کرده و به همکاری با دول غرب بپردازد .

    مدتی که صدام در حکومت بود همکاری و جاسوسی با دولت عراق در دستور کار او بود و وقتی که حکومت صدام سرنگون شد به دامن آمریکا آویخته و به جاسوسی برای غرب پرداخت و جالب اینکه در کمال پر رویی خواهان حمله آمریکا بجای عراق به ایران می شود .

    بعد از به سوراخ خزیدن رجوی او سعی کرد که با دادن پیامهایی خودش را مطرح نگه دارد او بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری سعی کرد بر این موجی که به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند سوار شود و خودش را رهبر این جریان جا بزند که در سال 57 نتوانسته بود استفاده کند .

    او در طی این چند هفته با انواع لباسهای نظامی و شخصی پیام می دهد و عامل این اعتراضات را خودش می داند و آنان را اشرف نشان می نامد در صورتی که وضعیت اشرف به گونه ای است که در آینده نزدیک در حال برچیدن است .

    چیزی که اکنون رجوی به آن نیاز دارد پرداختن به این مسئله و اینکه رجوی چرا روی برچیده شدن اشرف نمی رود .

    در مورد انتخاب خاتمی و جام زهر خوردن جمهوری اسلامی و اینکه هر کسی از او حمایت می کرد او را خائن و اگر از اعضای شورا بود او را مزدور و همکار وزارت اطلاعات می نامید و با القابی این چنینی آنرا از دم تیغ انتقاد می گذارند تا مبادا کسی بتواند روی خطوط اشتباه استراتژیک او برود .

    سئوال این است او که همیشه نامه نگاری با جمهوری اسلامی را مرز سرخ می دانسته چگونه خودش این مرز سرخ را رد می کند ؟
    آیا رد کردن مرز سرخ برای نفرات عضو می باشد ؟

    چگونه تا دیروز موسوی را خائن و جنایت کار و عامل اصلی کشته شدن جوانان در جبهه های جنگ عراق علیه ایران می داند ولی در پیام 14 تیر سال 88 عنوان می کند که :

    هرگونه تعرض و تهدیدهای ولی فقیه به محاکمه و مجازات موسوی نسبت به امنیت وی هشدار داده و حتی رجوی پا فراترگذاشته و هرگونه تعرض و ستمی که بر موسوی و خانواده و اطرافیان او وارد شود را هشدار می دهد.

    نقطه اوج این حمایت اخیرا رجوی به تاریخ 20 تیر 88 با عنوان اندرز و پیشنهاد به مجلس خبرگان نظام عنوان می کند که بهتر است به اندرز و پیشنهاد او توجه شود رجوی ابتدا از موضع خیلی پایین می گوید:

    " با تشکیل فوق العاده خبرگان خامنه ای را برکنار و موقت آقای منتظری را که اعلم همه شمایان است جایگزین کنید ".

    سئوال این است که چطور بعد از این همه سال به طرفداری از آقای منتظری می پردازد آیا او فکر می کند با آمدن آقای منتظری به رهبری ولایت فقیه او و دارودسته اش می توانند به ایران آمده و بعد از مدتی به حکومت برسند ؟

    در مورد آقای منتظری و تهمت هایی که به او می زنند به یک نمونه از آن اشاره می کنم که چگونه رجوی تغییر موضع داده و اکنون دست به دامن آقای منتظری می شود .

    نشریه مجاهد 271 به تاریخ جمعه 23 آذر 1364 در مقاله ای عنوان می کند :

    "خمینی و دیگر سردمداران رژیم منتظر نمانده و عنتر دست آموز خود را به شکلک در آوردن و معلق زدن در پیش ایادی رژیم و جا انداختن او در اذهان عمومی وادار کردند ."

    در جای دیگری رجوی چهره واقعی خودش را در مورد آقای منتظری به عینه نشان می دهد و عنوان می کند :

    " منتظری همان کسی است که برای اولین بار فتوای حلیت تجاوز به خواهران قهرمان ما را قبل از اعدام صادر نمود " .

    درهمین جا بهتر است اشاره ای هم به بیانیه شورا ملی مقاومت در نشریه مجاهد شماره 216 به تاریخ 26مرداد 63 کنیم :

    " تمام دسته بندی های درونی ایران را یکسره ضد انقلابی می شناسد و طبعا هرگونه موضعگیری یا فعالیتی را که در خدمت حفظ و تحکیم این رژیم ارتجاعی باشد تلاش مذبوحانه برای تضعیف روحیه ی مقاومت و در نتیجه خیانت به عالی ترین مصالح مردم ایران و آرمان آزادی خواهانه و استقلال طلبانه ی آنها ارزیابی می کند " .

    در یک کلام هرگونه حرف زدن با شاه و شیخ خیانت به مردم ایران محسوب می شود و استحاله در درون رژیم معنایی ندارد و این رژیم باید از بیرون و توسط ارتش آزادی بخش سرنگون شود .

    حالا باید دید که چرا رجوی این پیام را می دهد و بعد از 48 ساعت این پیام از همه سایت های فرقه ناپدید می شود که انگار اصلا رجوی این دگردیسی را مرتکب نشده است .

    رجوی یک روز آقای منتظری و موسوی را خیانت کار می داند و بارها بیان کرده که موسوی مزدور و جنایتاکاری است که وقتی نخست وزیر بود خیلی ها را در جبهه به کشتن داد و با مخالفان چنین و چنان می کرد ولی بعد از انتخابات آنان را انقلابی می نامد و در پیام 14 تیر 88 عملا از موسوی حمایت کرده و عنوان می کند جان او در خطر است و باید حفاظت خانواده او و اطرافیانش نیز تامین شود .

    آیا واقعا آقای منتظری به عنوان ولایت فقیه قبول دارید ؟ پس این سالیان کجا بودید و اکنون سر از قبر در آورده و نامه نگاری می کنید .

    اکنون باید به کدام حرف رجوی گوش کرد قبلا هر گونه نامه نگاری به جمهوری اسلامی مرز سرخ بوده ولی او اکنون خیلی راحت این مرز سرخ را رد می کند من بعنوان یک عضو جدا شده سئوالم این است که چرا پس بعد از این همه سال این گونه به نقطه حضیض و درماندگی رسیده است ؟

    چرا سالیان با این حربه همه مدعیان به مبارزه را از میدان بدر کرده و هزاران تهمت و افترا نثارشان کرده در صورتی که اکنون رجوی هم بعد از به کشتن دادن جوانان این خاک اکنون به کرنش افتاده و زبونانه درخواست کمک می کند و پند و اندرز می دهد که شاید او بتواند با روی کار آمدن شخصی دیگر او نیز بتواند به ایران برگردد ولی آقای رجوی آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخت و در این مقطع شما حتی در میان سلطنت طلبان خارج از کشوری هم جایی ندارید و دیدیم که چگونه شمایان را از صفوف خودشان بیرون کردند.

    تازه جالبتر اینکه رجوی بعد از این همه سال که شعار سرنگونی می داد در پیام 26 تیرماه 88 عنوان می کند که سرنگونی تازه استارت خورده است پس این همه سال چکار می کردی که نفرات خودش را با عنوان کردن مرحله سین و یا دکل سرنگونی دیده شده و یا سال 2000 سال سرنگونی است کجا رفته است به قول معروف دروغگو کم حافظه می باشد و اکنون جواب نیروهای وارفته خودش را چه خواهد داد .

    دیگر دوران عوام فریبی و شیادی گذشته است بهتر است به فکر اشرف نشینان باشد که در آینده نزدیک بساط جور و ستم او برچیده می شود و خواب سرنگونی رجوی به گور خواهد رفت .

    ---------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6675

    پذیرش ولایت فقیه توسط آقای رجوی

    .

    .

    مسعود جابانی، پیام رهایی، هجدهم ژوئیه 2009
    http://payamerahai.com/?p=720

    آقای رجوی در نامه ای به مجلس خبرگان در تاریخ 20 تیر به آنان اندرز داده و پیشنهادات خود را برای ثبت در سینه تاریخ ! ارائه داده است.

    http://www.hambastegimeli.com/messages

    ایشان با نوشتن این نامه بطور مستقیم موجودیت و نهادهای حکومتی و ولایت فقیه را برسمیت شناخته است. در زیر نامه هم دیگر از شعار همیشگی ” آرتش آزادی بخش و رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهرتابان و… “خبری نیست و بجای آن در زیر نامه نوشته شده است که:

    ” با آرزوی توفیق برای پذیرش رای و حاکمیت مردم ایران و جلب رضایت خلق و خالق “

    جالب است که بدانیم در این اطلاعیه از لباس نظامی و نگاه خشمگینانه چیزی دیده نمی شود . ایشان با پوشیدن کت و شلوار و لبخندی که بر لب دارد با تمام قوا می کوشد تا خود را بدور از خشونت و قابل پذیرش برای مردم و اپوزیسیون نشان دهد.

    البته بنده هیچ مشکلی با تغییر و دگرگونی و اصلاح در روش و منش آقای رجوی ندارم و به عنوان کسی که به خشونت و انهدام و حذف معتقد نیستم از این که پذیرش “رأی” و “حاکمیت” مردم را پذیرفته کاملا استقبال می نمایم.

    همه کسانی که در روابط و مناسبات مجاهدین بوده اند می دانند که آقای رجوی هیچگاه با ولایت فقیه مخالفت نداشت و با نام “رهبری ایدئولوژیک” و “خاص الخاص” سالهای سال است که بر نیروهای خویش ولایت می کند.

    هیچکسی هم نیست که از ایشان بپرسد اگر همین نامه را یکی از اعضای اسیر در اشرف برای جمهوری اسلامی می نوشت و یا به شما پیشنهاد می داد شما چگونه با او برخورد می کردید ؟.آیا هزار بار او را معتاد خمینی و پاسدار و بریده مزدور نمی نامیدی؟

    آقای رجوی ! بجای مجلس خبرگان تغییر را از خودتان شروع کنید بروید و در خلوت خودتان برای خودتان نامه بنویسید که در این سالها چه خدمات و خیانت هائی کردی و چه رفتاری با اعضا و بدنه سازمان داشتید؟ با نیروهائی که از همه هستی و نیستی خویش گذشتند و تمام عیار برای آزادی کشورشان در مناسبات شما قرار گرفتند و سرنوشتشان را بدست شما دادند.

    آقای رجوی

    مگر شما به آقای منتظری” سفیه عالیقدر” لقب ندادید. مگر شما نگفتید که او دستور تجاوز به دختران زندانی قبل از اعدام را صادر کرده است و گفته که دختر باکره اگر اعدام بشود به بهشت می رود.

    حالا چگونه است که او را به عنوان ولی فقیه معرفی می نمائید آیا این اتهامات هنوز بقوت خود باقی است یا از ادعاهایتان علیه این فقیه علیقدر دست برداشته اید؟ آیا ایشان هم از پیشنهاد شما آگاه شده است؟

    لطفا دست از حمایت او بردارید و او را با حمایت خودتان جلوی تیغ رژیم نفرستید.

    با کدام جرات آز آقای موسوی که اکنون سمبل مقاومت مردم شده است، حمایت می کنید در حالی که تالی او آقای خاتمی را با انواع لجن پراکنی ها، همزبان با حسین شریعتمداری مورد عنایت قرار دادی ؟.

    در مقاله ای با عنوان ” جام زهری که رجوی در بن بست مطلق سرکشید” می خوانیم که وقتی رجوی خود در این نامه بیان می کند که این کار” یعنی نوشتن نامه” برایش بسیار دردناک و پر صعوبت است، حال و هوای اعضاء و هواداران گیج و گنگ فرقه چگونه است.آنها از خود می پرسند کدام را باور کنیم آنهمه فحش و دشنام وافشاگری و لعن و نفرین علیه اعضای مجلس خبرگان و یا…. را

    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8111  


    یا این نامه را که در پایان برای آنها آرزوی موفقیت هم کرده ای؟

    مگر نمی دانید که شما آنچنان آبروباخته شده اید که از هر کس حمایت کنید به معنی زدن تیرخلاص به او محسوب می شود پس لطفا حداقل برای مدتی هم که شده سکوت کنید و به بازبینی آنچه که تاکنون انجام داده اید، بپردازید.

    لازم است که بدانید تاکنون شما فقط توانسته اید با استراتژی خشونت و ترور، سالها استقرار دمکراسی را در ایران به عقب بیندازید. بنابرین بگذارید مردم ایران بدون اینکه شما قیم آنان باشید راه خویش را پیدا کنند.


    آقای رجوی آیا مایلید که در یک گفتمان و دیالوگ رودررو و با حضور مردم” نه فقط اعضاء سازمان” شرکت کنید و به سئوالات آنان در خصوص استراتژی سازمان و دمکراسی و آزادی و ولایت فقیه و تنظیم رابطه تان با دیگر گروه های سیاسی، پاسخ گوئید؟

    اگر شما مبارزه مسلحانه را کنار گذاشته اید و به دمکراسی روی آورده اید یکی از شروط دمکراسی و احترام به رای مردم بحث و مناظره در انظار عمومی است شما چرا از این رکن دمکراسی می هراسید؟ مگر چیزی برای گفتن ندارید؟ آیا “رهبر مقاومت مردم ایران” این جرات را ندارد که در ملاء عام به پرسش و پاسخ مخالفانش بپردازد؟

    در همین سیمای جمهوری اسلامی آقای موسوی و کروبی و محسن رضائی با آقای احمدی نژاد بر سر میز نشستند و با اعتماد بنفس تمام با هم به بحث و گفتگو پرداختند.

    آقای رجوی آیا شما هم حاضرید در سیمای مقاومتتان از اعضاء جدا شده دعوت کنید که با شما به بحث و گفتگو بنشینند نه اعضای جدا شده با احزاب و گروه ها و شخصیت هائی که مشی و اخلاق و منش شما را نمی پسندند؟

    شما هر گز در اطلاعیه های رسمی از مبارزه مسلحانه عدول نکرده اید و همچنان بر طبل سلاح می کوبید و هر نوع مشی مسالمت آمیز و سیاسی را راست روی و عافیت جوئی و سازش می دانید یعنی تا حالا دانسته اید چطور یکشبه خوابنما شده اید و خارج از چارچوب مشی مسلحانه اقدام به نامه پراکنی های سیاسی می کنید در پشت این نامه چه توطئه و خباثتی خوابیده است؟

    آقای رجوی من طرفدار خط سبز رهائی و بالندگی آقای موسوی هستم و مطمئن هستم که این خیزش مردمی توانسته است بسیاری از معیارها و محظوریتها و تابوهای ذهنی مردم و فعالین سیاسی را بهم بریزد.

    کسانی که اسیر دیدگاه حذف و ترور نبودند براحتی توانستند گفتمان سیاسی را بپذیرند و وارد بحثها و دیالوگها شوند ولی آنانی که سلاح را تنها راه رهائی می دیدند هنوز هم باید به شکستن دیوارهای ذهنی خویش پرداخته و تغییرات را از خودشان شروع کنند تا بیگانگی با محیط پیرامون و مردمشان را به یگانگی و همدلی تبدیل نمایند.

    آقای رجوی!

    مردم ما بخوبی می توانند از پیچ و خم مبارزه با دیکتاتوری گذر کنند و در نهایت دمکراسی را در کشورمان نهادینه کنند. جای شما در این جنبش و خیزش مردمی کجاست؟

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6664

    جام زهری که رجوی در بن بست مطلق سرکشید 

    .

    .

    انجمن نجات مرکز مازندران، پانزدهم ژوئیه 2009
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8111

    در تاریخ 22/04/1388 و با دو روز تاخیر ، نامه ای از مسعود رجوی ( نقش اول فیلم «فراری» که هنوز جرات ندارد خود را نشان بدهد) خطاب به ریاست و اعضای مجلس خبرگان ایران در سایت سازمان درج شده که رجوی در آن به صراحت از سران و عوامل جمهوری اسلامی خواسته تا چاره ای بیاندیشند و اوضاع را عوض کنند !!!

    در این نامه نکاتی به چشم می خورد که در نوع خود بسیار جدید و تعجب برانگیز است. در این نامه علیرغم تمام سس های رنگارنگی که رجوی سعی دارد برای پوشاندن فرصت طلبی اش به آن بزند چند نکته برجسته است :

    1- روش برخورد با حکومت ایران روش مسلحانه نیست و می توان با دادن «پیشنهاد و اندرز» حرف خود را بیان کرد .

    2- مجلس خبرگان نهادی است که می توان آنرا مخاطب قرار داد و خواسته های خود یا لااقل بخشی از خواسته های خود را به آن گفت .

    3- ریاست و اعضای مجلس خبرگان می توانند طرف خطاب باشند .

    4- اصل ولایت فقیه قابل پذیرش است هر چند مشروط بر اینکه فرد خاصی که مورد نظر اوست در این منسب قرار بگیرد .

    به نکات این نامه می توان از منظر های مختلفی نگریست و از زوایای مختلف آنرا مورد بررسی قرار داد . اما نکته ای که برجسته تر بنظر می رسد این است که رجوی به زبان خود اعتراف کرده نه تنها استراتژی جنگی اش به خاک نشسته و ارتش وارفته اش دیگر بدرد هیچ کاری نمی خورد بلکه تمامی خط و خطوط سیاسی و استراتژیک دیگری نیز که تاکنون بیان می کرده بی جواب مانده و راه حل را باید از درون همین رژیم جمهوری اسلامی جستجو کرد و این در زبان سیاسی یعنی سر کشیدن جام زهر توسط رجوی در بن بست مطلق سیاسی و استراتژی .

    هر چند برای کسانی که سال ها درون مناسبات سازمان بوده و آن را با تمام وجود لمس کرده اند این حرکت رجوی تازگی نداشته و آنها به خوبی می دانند که او یک شعار محوری دارد که هر چند در بیان ، این شعار را اعلام نمی کند اما در عمل همیشه از آن شعار پیروی کرده است . این شعار عبارت است از : «شخص من باید به هر قیمتی مطرح باشم» .

    در راستای این شعار بود که بلافاصله بعد از انقلاب ضد سلطنتی تضادش با حکومت نوپای ایران بالا گرفت و نهایتا به اعلام جنگ مسلحانه کشید و بر اساس همین شعار بود که به همکاری با صدام در جنگ علیه کشور خود تن داد و بر اساس همین شعار است که او خود را تسلیم نیروهای آمریکایی کرد و بهر قیمت می خواست که خودش را به آنها بفروشد (هر چند آمریکا بعد از آنکه این جنسِ چند بار مصرف شده را از نزدیک دید بلافاصله فهمید که چقدر بی ارزش است و در معادلات سیاسی حداکثر بعنوان یک اهرم فشار قیمت دارد و نه بیشتر) .

    رجوی که برای حل مشکل خارش استراتژی خود ، از صدام و بعد از آمریکا برای خاراندن پشت خود کمک گرفته بود و دید که دردی از او درمان نشده ، حالا دست به دامان مجلس خبرگان شده است .

    آفتاب حقیقت را نمی توان تا ابد در پس ابرهای ارعاب و فریب پنهان نمود . همانگونه که بعد از سرنگونی صدام ، صدها تن از اعضای ناراضی سازمان بعد از سال ها فرصت یافتند تا از اشرف فرار کرده و یا برای خلاصی از ستم رجوی به نیروهای آمریکایی پناه ببرند و افشاگری هایشان مشخص کرد که رجوی چگونه با زور ، تهدید و روش های ستمگرانه ای این افراد را در اشرف و دیگر قرار گاه های خود اسیر کرده بود ، اینک نیز این نامۀ رجوی حقیقت فریب کاری او و بن بست سیاسی – استراتژیک اش را به بهترین صورت مشخص نمود .

    باید از رجوی پرسید چرا سی سال با جان و مال و ... دیگران بازی کردی ؟ چرا کاری را که بعد از سی سال اعلام جنگ با حکومت ایران انجام می دهی ، سی سال قبل نکردی و اینهمه جان و مال و آبرو و .... را بر باد دادی ؟

    می توان تصور کرد وقتی رجوی خود در این نامه بیان می کند که این کار برایش «بسیار دردناک و پر صعوبت» است ، حال و هوای اعضا و هواداران گیج و گنگ فرقه چگونه است . آنها از خود خواهند پرسید کدام را باور کنیم ، آنهمه فحش و دشنام و افشاگری و لعن و نفرین علیه اعضای مجلس خبرگان و رئیس فعلی آن و آقای منتظری یا نامه دادن به آنها و معرفی کردن منتظری بعنوان «اعلم» فقه ها و تعیین او به عنوان ولی فقیه که خود بخود به این معناست که رجوی هم به او گردن خواهد نهاد .

    آنها از خود می پرسند کدام را باور کنیم ، متهم کردن گروه های سیاسی دیگر به عنوان «مزدور بالفعل» حکومت ایران بدلیل ایجاد ارتباط با دفتر آقای رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری او و یا نامه نوشتن به رئیس مجلس خبرگان (آقای رفسنجانی )و خود را در برابر او «حقیر» نامیدن .

    چرا رجوی تازه یادش آمده که نه تنها «ولایت فقیه» بد نیست بلکه الان راه حل این است که ولی فقیه را باید تعیین نمود و حتی کاندید مورد علاقه خود را نیز برای بعهده گرفتن این امر معرفی کرده است . شاید بعد از بی جواب ماندن راه حل سوم بعنوان یک استراتژی ، این نامه بیانگر استراتژی دیگری از رجوی باشد که احتمالا نام آنرا راه حل چهارم بنامند . البته کسی هم حق ندارد از این آقا و همسرش بپرسد که خط و خطوط و استراتژی های قبلی چه شد و چرا آنرا تغییر دادید ؟ آیا آن خطوط اشتباه بوده ؟ آیا آن تحلیل ها اشتباه بوده اند ؟ چرا حرف ها و تحلیل های سازمان و رهبری آن در مقاطع مختلف با هم در تضاد و تناقض است ؟

    و بسیاری آیا ها و چرا های دیگر که به اذهان اعضا خطور می کند ولی در فضای سرکوب درون فرقه جرات فکر کردن به آن را ندارند تا چه رسد به بیان آن .

    و در پایان باید پرسید آیا این تغییر مشی و تغییر لحن معنایی غیر از خوردن جام زهر دارد ؟

    ------------

    در همین رابطه
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6555

    به اعتبار این جنبش ملی دستبرد نزنید!

    (درست فمهیدید، مقصودم مجاهدین خلق است)

    .

    ... این گروه انگار هنوز نفهمیده که مردم ایران برای همیشه از شیوه های خشونت آمیز و حتی گفتار خشونت آمیز وداع کرده اند و در مقاومت بزرگی که برای جنبش دموکراسی خواهی به راه انداخته اند، همه ترفندهای رژیم برای کشاندن ملت به دام خشونت و یا چسباندن جنبش مردم به قدرت های خارجی را یکی پس از دیگری باطل می کنند و اتفاقا رمز گسترش جنبش دموکراسی خواهی ایران نیز در همین رویگردانی جامعه از خشونت و رسیدن مردم به این درک است ...

    علی کشتگر، سایت میهن، بیست و دوم ژوئن 2009
    http://www.mihan.net/y/1388/04/Mihan-04-101.htm

    آنچه در ایران می گذرد، از یکسو نشانه آگاهی و شعور ملتی است که برای آزادی خود تلاش می کند و از سوی دیگر نشانه سبعیت و درنده خویی مشتی قدرت پرست بی وطن و بی وجدان است که برای حفظ قدرت از هیچ دروغ، تهمت و جنایتی در حق این ملت فروگذار نمی کند. و دنیائی نیز نظاره گر ایران است. ملت را تحسین می کند و به دیده تحقیر به کودتاچیان می نگرد.
    در این کشمکش سرنوشت ساز که مردم ایران به رغم سرکوب وحشیانه، همه روزه برای گشودن دریچه ای به سوی آزادی به خیابانها و کوچه ها می ریزند و درتاریکی های شب از پشت بام ها و کوچه ها فریاد آزادیخواهانه برمی آورند چه شرم آور است که هنوز کسانی در نقش اپوزیسیون نظام حاکم به جای آن که به منافع و مصالح این ملت به جان آمده بیندیشند، همه حواسشان در این است که چگونه به هزینه مردم برای خود طلب فرصت و قدرت کنند.

    درست فهمیدید مقصودم"مجاهدین خلق" است که نخست مردم را به تحریم انتخابات فراخواندند و پس از آن که دانستند بیش از ۴۰ میلیون مردم در جستجوی راهی به سوی آزادی به صندوق های رای هجوم برده اند تا شاید از این فرصت دری به روی آرزوهای خود بگشایند، مدعی شدند که شرکت مردم در انتخابات دروغ است، تبلیغ رژیم است و همسر مسعود رجوی که او هم در قدرت پرستی دست کمی از قدرت پرستان حاکم ندارد و خود را رئیس جمهور مقاومت می نامد مدعی شد که اساسا ملت ایران در انتخابات شرکت نکردند و در یکی از تلویزیون های فرانسوی ضمن تکرار این ادعاها از نیکلا سرکوزی خواستار حمایت از "مقاومت مردم ایران" شد!

    اما حوادث ایران بویژه هجوم میلیونها ایرانی در راهپیمائی های تهران و شهرهای بزرگ که می گفتند رای من کجاست و یا موسوی موسوی رای مرا پس بگیر و همبستگی بی سابقه صدهها هزار ایرانی در پنج قاره جهان که همه روزه همراه مردم ایران فریاد حق طلبانه برمی کشند، باردیگر به این عشاق دل خسته قدرت که دیگر سالیان درازی است ایران بویژه نسل جوان کشور را نمی شناسند نشان داد که تحلیل ها و تفسیرهای آنان از حوادث ایران، هیچ ربطی به واقعیات ایران ندارد.

    این گروه انگار هنوز نفهمیده که مردم ایران برای همیشه از شیوه های خشونت آمیز و حتی گفتار خشونت آمیز وداع کرده اند و در مقاومت بزرگی که برای جنبش دموکراسی خواهی به راه انداخته اند، همه ترفندهای رژیم برای کشاندن ملت به دام خشونت و یا چسباندن جنبش مردم به قدرت های خارجی را یکی پس از دیگری باطل می کنند و اتفاقا رمز گسترش جنبش دموکراسی خواهی ایران نیز در همین رویگردانی جامعه از خشونت و رسیدن مردم به این درک است که مبارزه عدم خشونت ضامن پیروزی آنان به آزادی و عدالت است. و همین پایداری و پافشاری ملی در گسترش جنبش عدم خشونت است که اربابان خشونت را در نظام حاکم ایران به وحشت انداخته است. چرا که حاکمان ایران می دانند اگرمردم برعدم خشونت پای فشارند و شعار "برادر ارتشی چرا برادر کشی" را سردهند آن وقت معلوم نیست بتوانند توجیهی برای ادامه آدم کشی و همراه کردن سربازان با خود پیدا کنند. و درست در همین جا است که این "خواهران" و "برادران" مجاهد همچون معجزه ای الهی به کمک جباران حاکم بر ایران می آیند.

    سخنگویان رژیم از آغاز گسترش جنبش ملی آزادیخواهی مدام و با دروغهای شاخدارکوشیده اند این جنبش را به خشونت و اقدامات مسلحانه متهم کنند. ماموران نظام پمپ بنزین آتش زده اند، شیشه ها و درهای خانه و مغازه های مردم را شکسته اند و این همه را به جنبش مسالمت جویانه ملی نسبت داده اند تا بهانه ای برای سرکوب پیدا کنند. رژیم دروغ گوی ایران و رسانه های رسمی آن در کمال وقاحت می کوشند مجاهدین خلق را به اعتراضاتی که هیچ ربطی و هیچ رابطه ای با آنان ندارد بچسبانند و مجاهدین خلق نیز به شیوه همیشگی خود با اصرار شگفت انگیزی این ادعاها را به خود گرفته اند. و این همه نشان می دهد که چگونه خشونت گرایان حاکم برای توجیه رفتار خود علیه جنبش دموکراسی خواهی و به خون کشاندن آن به این مبلغان خشونت که هیچ پایگاهی در میان مردم بویژه نسل جوان ایران ندارند نیازمندند.وقتی به سرنوشت معصومانه و غمبار ندا و نداها که در طلب آزادی جان می دهند اما از راه مسالمت آمیز پای بیرون نمی گذارند می اندیشم خونم از این همه ناراستی و نامردمی به جوش می آید.

    دیروز در آرزوی قدرت، با صدام حسین عقد اخوت بستند، پس از او کوشیدند با حکومتی که صدام را نابود کرد در پی مقاصد خود همراهی کنند و امروز نیز با چسباندن خود به جنبش دموکراسی خواهی مسالمت جویانه ملت دست به اقدام زشت دیگری می زنند و اینها همه ناشی از عشق کور به قدرت است.اگر خامنه ای و احمدی نژاد رای مردم را دزدیدند، حالا این گروه هم می کوشد در حد توان خود به

    اعتبار جنبش مردم دستبرد بزند. ایرانیان که در خارج از کشور همه روزه در همراهی با اعتراضات داخل ایران به گردهمائی و تظاهرات دست می زنند، باید مواظب این دستبردها باشند.

    اول تیرماه ٨٨
    علی کشتگر

    ---------

    در همین زمینه
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6564

    خانم مریم رجوی! شما لطفا ساکت!

    .

    ... پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید ...

    ابراهیم نبوی، دوم دام دات کام، بیست و چهارم ژوئن 2009
    http://www.doomdam.com/archives/000656.php#more

    مریم رجوی رئیس فرقه تروریستی مجاهدین خلق طی پیامی برای مردم ایران اعلام کرد که طرفدار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل است. این در حالی اعلام شده است که دولت احمدی نژاد با استفاده از بازیهای نمایشی سعی دارد چنان نشان بدهد که گویا دست گروههایی مثل مجاهدین خلق در جنبش سبز مردم ایران دیده می شود و با استفاده از همین اتهام فرزندان بیگناه مردم را زیر فشار و شکنجه گذاشته است.

    خانم رجوی!
    پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید. مردم ایران فراموش نکردند که شما و مسعود رجوی در خرداد 60 با یک اشتباه محاسباتی هزاران جوان را به کشتن دادید و در سخت ترین روزهای زندگی این ملت و در روزهایی که مردم توسط حکومت عراق کشته می شدند، در کنار دشمنان ملت قرار گرفتید و هزاران ایرانی کرد و فارس را در جنگ کشتید.

    مردم ایران شما را قاتل جوانان ایرانی می دانند، شما بسیاری از جوانان بیگناه را اشتباها ترور کردید و افرادی را صرفا به دلیل اینکه شبیه شما فکر نمی کردند یا شبیه افرادی دیگر بودند کشتید. شما اعضای تسویه شده تان را در شرایطی که می دانستید که احتمال مرگ آنان بالای نود درصد است به جنگ در مقابل مردم ایران فرستادید و صدها نفر قربانی تسویه حساب های درون گروهی شما شدند، فقط بخاطر اینکه خداوندی و ولایت و هاله قدسی مسعود رجوی را انکار کرده بودند.

    خانم رجوی!
    مردم ما نیک می دانند که شما و فرقه شما هیچ فرقی با احمدی نژاد ندارید. ولایتی که شما برای رجوی قائلید بسیار دیکتاتورمنشانه تر از ولایت فقیه موجود است و شیوه برخوردتان با مخالفان هزار بار بدتر از همین حکومت جمهوری اسلامی است. شما حتی برای دختران عضو تشکیلات تان همان آزادی موجود در خیابان های ایران را هم نمی دهید. شما از چه چیز دفاع می کنید؟ از آزادی ای که به آن اعتقاد ندارید؟ از دموکراسی که بویی از آن نبردید؟ از آزادی حجاب برای زنان که اگر زنی از اعضای تشکیلات تان کوچکترین شکی به این بکند، به بدترین مجازات ها محکومش می کنید؟ از انتخاباتی دفاع می کنید که به آن هیچ اعتقادی ندارید؟ چه کسی دیده است که شما جز با زبان تانک و گلوله و نارنجک حرف بزنید؟ به همین دلیل به عنوان یک روشنفکر ایرانی از شما می خواهم ساکت باشید و در امور داخلی ایران دخالت نکنید.

    خانم رجوی!
    اگر احمدی نژاد بخاطر بلاهتش فکر می کند هاله نور دیده است، مسعود رجوی بیست سال است که با هاله تقدس زندگی می کند. اگر احمدی نژاد آبروی ایران را برده است، شما که با ملت ایران و در کنار دشمنان ایران جنگیدید. اگر حکومت ایران از زور در مقابل ملت و مخالفان استفاده می کند، شما اعضای تشکیلات خودتان را هم شکنجه کردید و کشتید. شما اگر هزار بار بدتر از دولت ننگین نهم و حکومت زورگوی جمهوری اسلامی نباشید، در بهترین حالت چیزی هستید مثل همان. مردم ایران و روشنفکران و آزادیخواهان ایران سالهاست جز رنج و فلاکت از سوی شما هیچ ندیده اند، لطفا در مسائل این مردم دخالت نکنید.

    جنبش سبز مدنی ایران در جستجوی ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی درست در کشور است. این موضوعات هیچ ربطی به شما و فرقه تان ندارد. شما اصلا نمی دانید مردم ایران کیستند و به چه گونه اند. رهبر شما و شخص شما در چهل سال گذشته یا در زندان بودید یا در خانه تیمی و یا در پادگان های نظامی عراق، شما اصلا نمی دانید مردم عادی ایران که امروز در خیابان هستند از چه جنسی هستند و حرف حساب شان چیست، در موضوعی که نمی دانید چیست دخالت نکنید. شما که قرار بود در زمان بوش ارتش او برای حمله به ایران باشید، حق ندارید خود را مدافع مردم ایران نشان دهید. بس کنید که مردم ایران از شما و گروه تان بیش از دولت موجود متنفر است.

    ابراهیم نبوی
    اول تیرماه 1388

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6632

    گزارش تلویزیون یورو نیوز از نقش سازمان مجاهدین خلق

    (ضربه هایی که ملت از رهبران مجاهدین خورده بیشمار است)

    .

    .

    خواندنی ها، هفتم ژوئیه 2009
    http://www.khandaniha.eu/items.php?id=767

    ضربه هائی که ملت ایران از رهبران سازمان مجاهدین خلق خورده بیشمار است و جای آن در این مطلب نیست ولی مرتبط کردن این سازمان با نداهای آزادیخواهانه ملت ایران تنها از جمهوری اسلامی و خود این سازمان بر می آید . ما برای وضعیت اعضاءاین سازمان که با ریسمان پوسیده رهبران خود به چاه رفته اند متاسفیم و با آنها همدردی می کنیم ولی برای جرایم رهبران این سازمان که برای رسیدن به قدرت از قربانی کردن هیچکس ، حتی هواداران خود ابا ندارد حساب دیگری داریم . رهبران این سازمان این روزها می کوشند خود را لابلای صفوف مردم جا زده و با راه انداختن تظاهراتی که با خونبهای جوانان ایرانی سامان یافته ، و کلاه بر سر افکار ساده دلان اروپائی بگذارند. جمهوری اسلامی نیز در صدد است از بدنامی این سازمان سوءاستفاده کند و به این بهانه آزادیخواهان ایرانی را سرکوب کند ، بنا براین ما نیز چون آن طنز نویس ایرانی به رهبران این سازمان بویژه خانم مریم رجوی می گوئیم : خانم ... ... لطفا خفه شوید !

     

     

    Home


      10-11-2009
    :Hits since 4/06 (C) 2006