• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • فعالان دانشجويي تاکيد کردند: ايجاد ناآرامي در دانشگاه ها خط منافقين است (از دیگر مصارف مجانی رجوی!!)

    فعالان دانشجويي تاکيد کردند: ايجاد ناآرامي در دانشگاه ها خط منافقين است

    (از دیگر مصارف مجانی رجوی!!)

    .

    ... اين فعال دانشجويي با اشاره به صدور بيانيه مريم رجوي براي ناآرام کردن دانشگاه ها گفت: منافقين در ميان مردم ايران بسيار منفور هستند و بايد بدانند که مردم گول اين شيطنت هاي آنان را نمي خورند و نسبت به توطئه هاي آنان آگاه هستند ...

    ایرنا، بیست و نهم سپتامبر 2009
    http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=706232

    .

    جمعي از فعالان دانشجويي با اشاره به اينکه ايجاد ناامني در دانشگاه ها خط منافقين است، تاکيد کردند: دانشجويان نبايد سربازان سياه شطرنج منافقين شوند.

    مريم رجوي از سران گروهک موسوم به مجاهدين خلق(منافقين) با صدور بيانيه اي به مناسبت آغاز سال تحصيلي ، خواستار ايجاد آشوب در سطح دانشگاهها شد و اعلام کرد:دانشجويان بايد آرامش دانشگاهها را به هم بزنند.

    در بيانيه مريم رجوي که به مناسبت آغاز سال تحصيلي صادر شده آمده است:"اولين درسي که بايد در دانشگاهها و مدارس تدريس شود برهم زدن امنيت دانشگاهها و مبارزه با رژيم ولايت فقيه است."

    اين بيانيه در حالي صادر شده که اين روزها شاهد هستيم که با آغاز شدن دانشگاه ها هيچ گونه فضاي ملتهبي در دانشگاه ها ايجاد نشده و جو دانشگاه ها بسيار آرام است.

    رجوي در حالي اقدام به حمايت از حرکت هاي آشوب زا در سطح دانشگاه ها کرده است که اگرچه امروز ديگر براي گروهک وي رمقي نمانده و حتي از حيث محل اسکان نيز آواره هستند، اما همين رفتارهاي آشوبگرانه در محيط هاي علمي در سال هاي اول انقلاب اسلامي، توسط گروهک وي در دانشگاه ها دنبال مي شد، به طوري که حتي برخي دانشگاه ها مانند دانشگاه علم و صنعت ايران به مرکز فعاليت اين گروهک تبديل شده و محل اصلي منازعه آن ها با جريان دانشجويان انقلابي بود.

    در اين زمينه گفت وگوي خبرنگار سياسي ايرنا با جمعي از فعالان دانشجويي در ذيل آمده است:

    ** ايجاد ناآرامي در دانشگاه ها خط منافقين است

    دبير شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي تهران بزرگ گفت: ايجاد ناآرامي در دانشگاه ها خط منافقين است.

    "احسان ياوري" با اشاره به نقش گروهک تروريستي منافقين در ناآرامي ها، گفت: منافقين در اغتشاشگران پس از انتخابات نيز نقش داشتند.

    وي با اشاره به تلاش برخي براي ناآرام کردن دانشگاه ها در آستانه سال تحصيلي جديد، اظهار داشت: دشمنان سعي مي کنند که از طريق دانشگاه ها جو کشور را ناآرام کنند، ولي بدانند که دانشجويان ايراني آنقدر آگاهي و بصيرت دارند که گول دسيسه هاي آنان را نمي خورد.

    اين فعال دانشجويي با اشاره به صدور بيانيه مريم رجوي براي ناآرام کردن دانشگاه ها گفت: منافقين در ميان مردم ايران بسيار منفور هستند و بايد بدانند که مردم گول اين شيطنت هاي آنان را نمي خورند و نسبت به توطئه هاي آنان آگاه هستند.

    ياوري افزود: مردم ايران هيچ گاه جنايت هاي اين گروه تروريستي را فراموش نمي کند.

    ** دانشجويان نبايد سربازان سياه شطرنج منافقين شوند

    دبير کل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر کشورگفت:دانشجويان نبايد سربازان سياه شطرنج منافقين شوند.

    "محمد افکانه" گفت: کساني که در آن طرف مرزها مردم ايران را به جرم عدالت خواهي و استقلال مورد هجمه قرار مي دهند همان هايي هستند که زخم خوردگان گفتمان انقلاب و امام هستند.

    وي اظهار داشت: جماعتي که در خود طيفي از حق ستيزان ، از منافقين و سلطنت طلبان گرفته تا برخي از اعضا و جريانات اصلاح طلب داخلي را در خود جاي داده اند، امروز هوشيارترين جريان کشور را هدف گرفتند که مطمئنا با درايت و ولايت مداري جوانان اين مرز و بوم مانند گذشته شکست مي خورند.

    وي گفت: در جريان انتخابات اخير بسياري از ريش سفيدان و نخبگان سياسي روسياه بيرون آمده اند و نتوانستند ميان مردم سربلند شوند.

    اين فعال دانشجويي تاکيد کرد: جريان شکست خورده در انتخابات، پس از روشن شدن ابعاد فتنه اخير و نقش جريانات اصلاح طلب در اغتشاشات پايگاه اجتماعي خود را از دست داده اند و آنان امروز در تلاشند تا با نماياندن چهره هاي فريب کارانه و مظلوم از خود در نزد دانشگاهيان هويت از دست رفته خود را بازسازي کنند.

    افکانه اظهار داشت: همه بايد بدانند که درس اول اين مردم همان درسي است که از قيام عاشورا گرفته اند که در آن درس مرگ با عزت به جاي حيات با ذلت در ذيل ولايت فقيه آمده است.

    **سبزپوشان با عدم استقبال دانشجويان در دانشگاه‌ها مواجه شده‌اند

    دبير کل جامعه اسلامي دانشجويان گفت: سبزپوشان با عدم استقبال دانشجويان در دانشگاه ها مواجه شده اند.

    "عليرضا آراني‌نژاد" در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا گفت:علي‌رغم اينکه تلاش هاي زيادي براي ايجاد آشوب و تنش در دانشگاه ها صورت گرفته بود ولي ما شاهد بوديم که دانشجويان ما آنقدر آگاهي و بصيرت دارند که فريب دشمنان را نمي خورند.

    وي با اشاره به اينکه دانشگاه ها در يک آرامش خوبي به سر مي برد اظهار داشت: هر چند جريان آشوب و منافقين سعي کردند در برخي از دانشگاه ها تنش ايجاد کنند ولي اين تنش ها با عدم استقبال دانشجويان مواجه شده است.

    وي تاکيد کرد: سردمداران آشوب امروز به اين نتيجه رسيده اند که ديگر جايگاهي نه تنها در ميان مردم بلکه در ميان دانشجويان هم ندارند.

    دبير کل جامعه اسلامي دانشجويان گفت: اين دست و پا زدن هاي آخر سردمداران آشوب و منافقين است و آنان امروز به اين نتيجه رسيدند که نمي توانند به اهداف شوم خود برسند.

    آراني‌نژاد با اشاره به بيانيه مريم رجوي از سردمداران منافقين گفت:آنان با دادن اين بيانيه ها کاري از پيش نمي برند، و بدانند که دشمن نظام هستند.

    **منافقين نمي توانند آگاهي و بصيرت دانشجويان را هدف قرار دهند

    مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) گفت: منافقين نمي توانند آگاهي و بصيرت دانشجويان را هدف قرار دهند.

    "رحمان ياسي" در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا با اشاره به اينکه از خصوصيات بارز جريان دانشجويي با هر گرايش و سليقه اي حريت و استقلال در نظر و آرمان خواهي است، گفت: آن چيزي که جريان دانشجويي را از ديگر جريان ها متمايز کرده آزادگي در عمل و نظر است.

    وي اظهار داشت: متاسفانه با نگاهي به تاريخ معاصر مي بينيم که هميشه افرادي درصدد سوء استفاده از پتانسيل عظيم جريان دانشجويي بودند و به انحاء مختلف و در پوشش الفاظ زيبا و ژست هاي روشنفکرانه سعي در القا نظرات خود به اين جريان پويا داشته اند.

    اين فعال دانشجويي گفت: واضح اين است که جريان دانشجويي مانند هميشه در اين فضاي غبارآلود وظيفه و رسالت اصلي خويش که به گردش درآوردن چرخ پيشرفت علم در کشور است را به هيچ وجه فراموش نخواهد کرد و همچنين در فضاي حضور سياسي و اجتماعي خويش معيار و ملاک هر گونه حرکتي را عقلانيت و باورداشتن در چارچوب عقل و منطق قرار خواهد داد.

    ياسي با اشاره به بيانيه رجوي از سردمداران گروهک منافقين گفت: خانم رجوي بدانند که افرادي به مراتب پرآوازه تر از ايشان نيز نتوانستند بر روي درياي مواج، پويا و پرنشاط جريان دانشجويي موج سواري کنند و چنين اظهار نظرهايي تنها پرونده سياه آنان را سياه تر مي کنند.

    مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) افزود: بهتر است اين منافقين به تاريخ انقلاب نگاهي گذرا بيندازند تا ببيند اين انقلاب چه گردنه هايي به مراتب سخت تر را پشت سر گذاشته است و آنگاه به عبث و اشتباه بودن اظهارنظرهاي ناپخته خود پي ببرند.

    **دانشجويان بازيچه منافقين نمي شوند

    عضو شوراي مرکزي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي گفت: اطلاعيه گروهک منافقين ارتباط تنگاتنگ خط آشوب خارج از کشور با افراد داخلي را مشخص مي کند.

    "مالک شريعتي" در گفت وگو با خبرنگار سياسي ايرنا گفت: امروز جريان نفاق پا به دانشگاه ها گذاشته و تلاش مي کند محيط دانشگاه را متشنج کند.

    وي اظهار داشت: منافقين تلاش مي کنند تا با جلب توجه و ابراز وجود به احياي مجدد خود بپردازند و امروز آنان از طريق دانشگاه ها وارد شده اند.

    وي تاکيد کرد:آنان بايد بدانند که فضاي دانشگاه هاي ما امروز پويا تر از گذشته است و دانشجويان به بيگانگان اجازه نمي دهند که عده اي فضاي دانشگاه را مسموم کنند.

    وي با اشاره به اينکه اطلاعيه مريم رجوي ارتباط تنگاتنگ خط آشوب خارج کشور با افراد داخلي را کاملا مشخص و آشکار کرده است گفت:دانشجويان بارها انزجار خود از بيگانگان را مطرح کرده اند و امروز نيز مانند گذشته از اين خط نفاق اعلام انزجار مي کنند.

    وي تاکيد کرد: متاسفانه اين جريان نفاق با ظرافت فضاي علمي دانشگاه ها را مورد هدف قرار داده و تلاش مي کند فضاي ناامني را براي دانشجويان ايجاد کند.

    ** اغتشاشگران مي‌خواهند سناريوي شکست‌خورده را دوباره‌سازي کنند

    دبير سابق اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با بيان اينکه منافقين و اغتشاشگران با ايجاد التهاب و عنادورزي مي‌خواهند يک سناريوي شکست خورده را دوباره سازي کنند گفت: منافقين نمي توانند فضاي دانشگاه ها را با توطئه ها و دسايس خود ناآرام کنند.

    "علي جوادي" در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا گفت: با اينکه هفته نخستين بازگشايي دانشگاه ها را پشت سر گذاشتيم ولي شاهد هستيم که اتفاقاتي را که منافقين و سردمداران اغتشاشگر پيش بيني مي کردند رخ نداد و آنان شکست خوردند.

    وي اظهار داشت: آنچه که از فضاي فعلي دانشگاه بر مي آيد نشانه نشاط و طراوتي است که بين دانشجويان حاکم است و ما شاهد هستيم که سناريوي دشمن و تمناهاي باطل و خواب هاي پريشان آن ها به سرانجام نرسيده است.

    وي گفت: ما امروز مي بينيم منافقين و اغتشاشگران با ايجاد التهاب، معاندت ها و عنادورزي مي خواهند يک سناريوي شکست خورده را دوباره سازي کنند.

    اين فعال دانشجويي تاکيد کرد: هيچ کس به بيانيه هاي امثال خانم رجوي توجهي ندارد و منافقين بدانند که نمي توانند فضاي دانشگاه هاي ما را ملتهب کنند.

    --------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6968

    وقتی می بینید از گوشت کوب بجای کلنگ استفاده می کنند، لطفا نخندید

    رجوی باز هسته ای پیدا کرد

    .

    .

    ایران اینترلینک، بیست و پنجم سپتامبر 2009
    www.iran-interlink.org


    (مسعود رجوی و ولینعمت اعدام شده اش صدام حسین)

    سه روز بعد از اطلاع آژانس از اخباری که جمهوری اسلامی اعلام کرده بود رجوی مدعی کشف همان خبر شد!!

    مسعود و مریم و مهدی (عضدانلو و ابریشمچی و رجوی) هر سه جمع شده و عقل خود را روی هم گذاشتند که حالا بعد از این که سه ماه اعتصاب غذا اعلام کردیم و کسی اصلا قبول نکرد که ما واقعا اعتصاب بوده ایم و بعد از این که در تظاهرات اعتراضی و جنبش سبزی که در گسترده ترین طیف ممکن (از آیت الله صانعی بگیر تا گوگوش...) برگزار شد هم راهمان ندادند و بیرونمان کردند و بعد از این که بعنوان "رهبر مقاومت" نامه فرایت شوم برای مجلس خبرگان جمهوری اسلامی نوشته و عذر خواستیم و ابراز ارادت کردیم و باز جواب ندادند و بعد از این که بعنوان "رئیس جمهور شانزده سال گذشته ایران" تقاضای عفو برای سران فرقه کردیم که به ایران برگردیم که باز کسی اصلا نگفت خرت به چند من، حالا بیاییم خبری را که جمهوری اسلامی روز بیست و یکم سپتامبر باطلاع آژانس انرژی اتمی رسانده را دستاویز کنیم و روز بیست و پنجم سپتامبر به خورد ملت خدا بدهیم.

    رندی گفت خوب این را که کسی باور نمی کند. آخر قد خودتان را یک بار در آینه ببینید بعد از این حرفها سر هم کنید.

    می گویند ناگهان آسمان فرقه در هم کشید و مریم رجوی یک اخمی کرد و مسعود عضدانلو یک ابرویی تکان داد و کرشمه ای آمد که همان زمان مهدی عضدانلو (رجوی) در جا دوزاریش افتاد و در جایش جابجا شد و گفت خفه!! همه خفه!!مگر آنهایی که قبلا گفته بودیم را کسی تحویل گرفت؟ مگر ما این حرفها را می گوییم که کسی تحویل بگیرد؟ مسئله ما ایدئولوژی است و رهبری و مسعود و مریم و ... و کمی بعد زیر زیرکی نالید که " چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید- گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست".

    مهدی عضدانلو ادامه داد که: باشد. ما قرار بود وسیله ای باشیم ولی دیگر نه اینطوری!! خدا خیرتان بدهد شما استفاده کنندگان از وسیله را! خدا را خوش می آید از گوشت کوب بعنوان کلنگ استفاده می کنید؟ آخر رحم و مروت هم خوب چیزی است!! اصلا رحم و مروت هم هیچ. عقل چی؟ عقل خوب چیزی نیست؟!

    ناگهان صدایی در اطاق پیچید که گوشت کوب را چه به دخالت در کار بزرگترها؟ خوب احمق اگر کلنگ داشتیم که تو و همپالگی هایتان اصلا اینجا نبودید!!

    القصه و به هر حال.

    خارج و بی ربط به مسائل هسته ای و شاخ و شانه کشیدن های بین المللی و ...غیره و داخل و مربوط به مسائل مرتبط با جامعه و مردم و حقوق مردم و ارزش های مردمی، این روز ها واقعا جای سه هزار و اندی از دوستانی که در قرارگاه "عراق جدید" یا "اشرف" عراق اسیرند بشدت در تحرکات، تظاهرات، سخنرانی ها و .... این روز ها خالی بود. دوستانی که برای آزادی و دموکراسی مردم ایران قدم در این راه گذاشتند ولی اکنون در بیابانهای عراق ...!!

    حیف و هزار حیف

    این بهترین فرزندان ایران رفته بودند دموکراسی برای ایران بیاورند. نرفته بودند از اوباما بخواهند که عراقی ها را از عراق بیرون کند!!

    رفته بودند حکومت ایران را مسئله اش را حل کنند. نرفته بودند برای بازگشت بعثی ها به عراق "شهید" بدهند!!

    رفته بودند استقلال کشور خودشان را تضمین کنند. نرفته بودند مامور کشور ثانی در کشور ثالث و رابع بشوند!!

    آمده بودند آبادی و رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی و پیشرفت فرهنگی و ... را برای مردم ایران به ارمغان بیاورند. نیامده بودند تبدیل به بلندگویی (الان هم که واقعا از نوع زنگ زده و با صدای دلخراش) شوند که شاخصه اش تغییر دادن صدای کسانی است که نمی خواهند صدایشان مستقیما پخش شود!!

    بخدا قسم که این دوستان ما. این رفقا. این بهترین های ایران. بدون هیچ چشم داشتی برای کمک به استقلال و آزادی مردم ایران رفته بودند. نرفته بودند گشتکوبی شوند تا که امروز بجای کلنگ مورد استفاده قرار گیرند!!

    به هر حال.

    دو خبر از دو منبع.

    ببینید ولی اگر به حال دوستان اسیرمان گریه تان نگرفت حداقل نخندید.

    .............

    به نقل از خبرگزاری ایسنا

    لینک به متن کامل خبر
    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.
    aspx?ID=News-1407703&Lang=P

    ... آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز اعلام كرد كه ايران به آژانس اطلاع داده است كه در حال ساخت يك مركز غني‌سازي دوم است.
    به گزارش ايسنا، مارك ويدريكر سخنگوي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي روز جمعه در بيانيه‌اي اعلام كرد: ايران در 21 سپتامبر(30 شهريور) در نامه‌اي به آژانس اطلاع داد كه يك مركز غني‌سازي سوخت پيلوت جديد در اين كشور در دست ساخت قرار دارد.
    به گزارش خبرگزاري فرانسه، ويدريكر افزود: ايران در اين نامه به آژانس اطمينان داد كه اطلاعات تكميلي به صورت مناسب و در وقت مناسب در اختيار آژانس قرار داده خواهد شد.
    در ادامه‌ي اين بيانيه آمده است: آژانس نيز در واكنش به اين نامه از ايران خواسته است هرچه زودتر اطلاعات مشخص و دسترسي به اين تاسيسات را در اختيار آژانس قرار دهد.
    سخنگوي آژانس در ادامه گفت: در اين نامه آمده است كه سطح غني‌سازي تا 5 درصد خواهد بود. آژانس علاوه بر آن از جانب ايران اطلاع يافته است كه هيچ‌گونه مواد هسته‌يي وارد اين تاسيسات نشده است.
    به گزارش خبرگزاري رويتر، دو ديپلمات نزديك به آژانس گفتند كه ايران به آژانس اطلاع داده است كه اين تاسيسات پيلوت و در سطح آزمايشي است و هنوز راه‌اندازي نشده است.
    يكي از اين مقامات در گفت‌وگو با رويتر گفت: هيچ‌گونه تجهيزات غني‌سازي و هيچ‌گونه مواد هسته‌يي در اين تاسيسات موجود نيست ...

    ----------

    و به نقل از بی بی سی فارسی

    لینک به متن کامل خبر
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/09/090924
    _si_mojahedin_nuclear.shtml

    ... به گزارش خبرگزاری فرانسه مهدی ابریشم چی عضو "شورای ملی مقاومت"، شاخه سیاسی مجاهدین خلق در پاریس به خبرنگاران گفت: "منابع 'مقاومت' موفق به کشف دو مرکزی شده اند که مستقیما روی تسلیحات اتمی کار می کنند و تا حالا مخفی نگاه داشته شده بودند." ...


    (مهدی ابریشمچی!!)


    (مهدی ابریشمچی!!)


    (مهدی ابریشمچی!!)

    ----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6759

    آخرین هدیه مسعود رجوی از سری هدایای مجاهدین خلق به دولت جمهوری اسلامی ایران

    لکه ننگی بر دامن باصطلاح آپوزیسیون لال شده در خارج از کشور

    .

    .

    ایران اینترلینک، سوم ژوئیه 2009
    http://www.iran-interlink.org

    پس از نامه غلط کردم رجوی به مجلس خبرگان رژیم جمهوری اسلامی و به دنبال آن نامه استدعای مریم عضدانلو برای بازگشت به ایران در بیستمین سالروز کشتار فروغ جاویدان، امروز شاهد دلسوزی پس مانده صدام از میرحسین موسوی (که قبلا رجوی وی را مسئول مستقیم کشتار زندانیان می دانست) بودیم. با عذر خواهی از شخصیت های مقیم خارج از کشوری که تا کنون به وضوح مواضع خود در قبال تمامی باند های قاچاقچی و آدم کش و وطن فروش اعلام نموده و به وضوح در مقابل این فرقه ضد ایرانی موضع گرفته و می گیرند، الباقی نیروهای باصطلاح آپوزیسیون خارج از کشوری کلاه خود را کمی بالا تر بکشند.

    نیروهایی باصطلاح آپوزیسیون خارج از کشوری ای که توان تصفیه جدی دزدان و قاچاقچیان و قاتلان را از درون صفوف خود ندارند نباید انتظار پشتیبانی خلقی را داشته باشند که طی هشت سال جنگ طعم ضربات مزدوران صدام را در خیابانهای شهرهای خود چشیده و بیش از شانزده هزار نفر از فرزندانشان قربانی تروریسم کور مزد بگیران دشمن شده است.

    .  

    امروز خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران متن اطلاعیه و عکس وی با شمشیر صدام را بدین شرح منعکس کرد

    .

    ایرنا، سوم ژوئیه 2009
    http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=615403

    مسعود رجوي نسبت به محاکمه و مجازات ميرحسين موسوي هشدار داد

    سرکرده گروهک تروريستي منافقين نسبت به هرگونه تعرض،محاکمه و مجازات ميرحسين موسوي هشدار داد.

    به گزارش ايرنا، مسعود رجوي با انتشار پيامي تحت عنوان "پيام مسعود رجوى:محکوم کردن هرگونه تعرض و تهديد به محاکمه و مجازات موسوى" اعلام کرد:"(روزنامه)کيهان آخوندى، موسوى را به ارتکاب «جنايت»، انجام «مأموريت ديکته شده بيرونى» و ايفاى نقش «ستون پنجم» دشمن متهم کرد که يا بايد «توبه» کند و «عذر تقصير» بخواهد و يا «مجازات قطعى (را) به جرم قتل انسانهاى بيگناه، برپايى آشوب و بلوا، اجير کردن اراذل و اوباش براى تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همکارى آشکار با بيگانگان و ايفاى نقش ستون پنجم آمريکا» بپذيرد...(هرچند که)موسوى براى يک دهه همين برچسبها را عليه مجاهدين و مقاومت ايران به‌کار مي برد اما من اين سطور را براى نکوهش و بستانکارى از آقاى موسوى نمي نويسم."

    سرکرده گروهک منافقين افزود:"به عکس، وظيفه و اصول ما اقتضا مي کند که در برابر ياوه ها و تهديد ها عليه موسوي نکات زيررا خاطرنشان کنيم:

    1-محکوم کردن هرگونه تعرض و ستمى که بر موسوى و خانواده و اطرافيان او در چارچوب همين رژيم جريان دارد. هم‌چنين اخطار به رژيم در مورد محاکمه و مجازات موسوي.

    2-هشدار نسبت به امنيت و سلامت آقاى موسوى و درخواست از دبيرکل و شوراى امنيت ملل متحد براى اعزام بلادرنگ يک هيأت نظارت بين المللى به تهران در همين خصوص ."

    پيام اخير سرکرده گروهک منافقين که اين روزها با تخليه مقر سازماني اش در اردوگاه اشرف عراق دوران وخيمي را پشت سر مي گذارد، پس از آن صادر شده است که ديروز محمد علي ابطحي و محمد عطريانفر اقدام به افشاگري عليه اصلاح طلبان و به خصوص ميرحسين موسوي کردند.

    گفتني است مسعود رجوي در شرايطي نسبت به سلامت ميرحسين موسوي و محاکمه و مجازات وي ابراز نگراني مي کند که دست وي تا مرفق به خون شهيدان انقلاب اسلامي از بهشتي و 72 تن و رجايي و باهنر تا صياد شيرازي و لاجوردي و صدها زن و مرد و کودک ايراني مظلوم آغشته است.

    انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 615403

    ----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6716

    اعلام شرایط مریم عضدانلو برای بازگشت به ایران پس از نامه تقاضای عفو مسعود رجوی به مجلس خبرگان در سالروز عملیات جنایتکارانه فروغ جاویدان

    .

    ایران اینترلینک: ایران دیدبان امروز در واکنش به نامه اخیر تقاضای بازگشت مسعود رجوی به مجلس خبرگان جمهوری اسلامی و اعلام شرایط بازگشت مریم رجوی که امروز منتشر شد، چنین نوشت: ... اعلام شرایط برای بازگشت به ایران قبل از هر چیز، دود شدن افسانه‌ی سرنگونی، بن بست عمل مسلحانه، برملا كننده‌ی ماهیت مزدوری و وابسته‌ی ارتش آزادیبخش و فلاكت تمام عیار رهبری مجاهدین و به طریق اولی ایدئولوژی و اندیشه‌ی فاسد مجاهدین است ...

     

    ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه 2009
    http://www.irandidban.com/master.asp?ID=15603

    شرایط اعطای امان نامه به مجاهدین

    رسانه‌های خبری از انتشار بیانیه‌ای از جانب مریم رجوی "رئیس شورای ملی مقاومت" در رم خبر دادند كه در آن شرایط بازگشت اعضای مجاهدین به ایران اعلام شده است!

    مفاد این بیانیه كه چندی پیش از انتشار رسمی در اختیار مقامات آمریكایی و عراقی گذاشته شده است، در حقیقت راهكاری است كه مجاهدین برای برون رفت از سردرگمی در تعیین تكلیف اردوگاه اشرف ارائه كرده‌اند، اما نكته‌ی قابل توجه آن، قبول بازگشت اعضای مجاهدین به ایران است.

    این تحول در حالی صورت می‌گیرد كه مجاهدین پیش از این هرگونه جابجایی از اشرف را محال و به ویژه انتقال به ایران را در حكم جنایت جنگی قلمداد می‌كردند!

    اگرچه می‌توان گفت با شروط مطرح شده - به شرط پذیرش از جانب ایران - وضعیت جدیدی رقم خواهد خورد كه می‌تواند انتقال مجاهدین به ایران را ممكن سازد، لیكن نفس اینكه مجاهدین دولت ایران را به رسمیت شناخته و حاضر به قبول شهروندی تحت همین حاكمیت شده‌اند،‌ یك تغییر مهم است كه در قاموس سیاست معنایی جز عقب نشینی ندارد - و البته با آنچه در این 30 سال اتفاق افتاده است، عقب نشینی از نوع مفتضحانه‌ی آن.

    مجموع شروط و شرایطی كه برای بازگشت مجاهدین به ایران مطرح شده، منوط به قبول شرط اصلی از سوی ایران است و جز این، سایر شرایط مثل اینكه عراق اجازه بدهد مجاهدین اموال منقولشان را با خود ببرند از اساس موضوعیتی ندارد.

    شرط تعیین كننده - به نقل از همین بیانیه - این است:

    « رژیم ایران در یك نامه رسمى خطاب به ملل متحد، صلیب سرخ بینالمللى و دولتهاى آمریكا و عراق،كه مفاد آن توسط آنها تائید و تضمین شود، اعلام و تعهد كند در صورتیكه ساكنان اشرف، طبق لیستى كه مقامهاى آمریكایى و عراقى در اختیار دارند، به ایران بازگردند، از دستگیرى و تعقیب و شكنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند. »

    طرح چنین شرطی در واقع سنگ انداختن در مقابل اقدامات دولت قانونی عراق است و به نظر می‌رسد كه رهبری مجاهدین آنرا با علم به عدم پذیرش آن از سوی ایران تنظیم كرده تا راه را برای باج خواهی از دولت عراق هموار گرداند.

    در این بیانیه رهبری مجاهدین نفاق و عدم صداقت خود در طرح این شرط را برملا كرده و می‌نویسد:

    « اگر رژیم ایران این شرایط را نپذیرد و چنین نامهاى به مراجع یادشده ندهد، روشن مىشود كه تمام دعاوى پیشین این رژیم مبنى بر اینكه با ساكنان اشرف و اعضا و هواداران مجاهدین در صورت بازگشت به ایران كارى ندارد، صرفاًیك شانتاژ سیاسى و تبلیغاتى بوده است. در اینصورت دولت عراق باید تبعیت از قطعنامه24آوریل پارلمان اروپا را اعلام كند و آن را به اجرا در بیاورد. »

    بدیهی است كه هیچ اصل قانونی، ‌عقلانی و عرفی وجود ندارد كه دولت یك كشور تبعات تخاصم بین گروهی غیربومی با دولتی دیگر را متحمل شود. اگر دولت ایران این شرط را به هر دلیلی نپذیرد، چرا باید دولت عراق از حق حاكمیت خود كوتاه بیاید و خواست‌های مداخله جویانه‌ی دیگران برای تحمیل مجاهدین به عراق را بپذیرد؟

    این البته تناقض غیرقابل حلی است كه برملا كننده‌ی پیشنهاد تاكتیكی مجاهدین برای فرار از بن بست عراق است كه پیش از این گمان می‌كردند با شانتاژهای تبلیغاتی می‌توانند دولت عراق را وادار به عقب نشینی از مواضعش نمایند. اما علاوه بر این، اصل شرط نیز با مغالطه‌های فراوانی همراه است.

    اولاً كه دولت ایران هیچگاه نگفته است كه دست از تعقیب ساكنان اشرف و اعضای مجاهدین برداشته، بلكه اعلام داشته اعضای نادم مجاهدین را خواهد پذیرفت و صحت این ادعا با بازگشت حدود 500 تن از اعضای جدا شده در این سالها در عمل اثبات شده و توسط صلیب سرخ تأیید گردیده است.

    ثانیاً اگر مجاهدین خواهان دریافت امتیاز منع تعقیب می‌باشند، چرا ذكری از امتیازاتی كه خود در مقابل بنا است واگذار كنند به میان نمی‌آورند؟ نكند گمان می‌كنند همین كه تشریفشان را بیاورند ایران، یك امتیاز به حساب می‌آید؟

    آیا مجاهدین نمی‌دانند كه آنها و در شرایط كنونی - به ویژه پس از حضور قدرتمندانه‌ی پلیس عراق در اردوگاه اشرف - به امنیت احتیاج دارند و این آنهایند كه بایستی امتیاز بدهند!

    حداقل امتیازاتی كه مجاهدین برای بازگشت به ایران بایستی واگذار كنند عبارت است از برائت كامل از اقدامات و گذشته‌ی تروریستی، التزام به قانون اساسی و پذیرش اصل حاكمیت، تحویل آمرین و عاملان كشتار شهروندان ایرانی به قانون و ...

    بدیهی است كه این حداقل چیزی است كه مجاهدین بایستی برای بازگشت به ایران بپردازند.

    خوشبختانه اقدام قاطعانه‌ی ارتش و پلیس عراق برای به دست گرفتن كنترل اردوگاه اشرف، نشانگر آن است كه شرایط مجاهدین برای برون رفت از بن بست تعیین تكلیف كاملاً غیرمنطقی و غیرقابل قبول بوده است، اما رهبری مجاهدین می‌بایست در مقابل طرح این شرایط بازخواست شده و پاسخگوی سئوالات متعددی كه در این باره مطرح است باشند.

    مگر رهبری مجاهدین و دستگاه تبلیغاتی آنان، در شرایط كنونی وضعیت قیام و انقلاب را برای ایران تصویر نمی‌كنند و سرنگونی حاكمیت را در همین روزها پیش بینی نمی‌كنند؟ در این صورت بهتر نیست كه چند صباحی دیگر صبر كنند و یك باره با همان موكب ارتش آزادیبخش‌شان كه تا به حال قربانیان زیادی گرفته است، به ایران بیایند؟

    شرف اشرفی كه با آن تمام اپوزیسیون را متهم به سازشكاری و زد و بند و مزدوری می‌كردند كجا رفته است كه این چنین گوی سبقت از همه را ربوده و پس از نامه نگاری به اركان نظام، رسماً امان نامه درخواست می‌كنند؟

    راستی حمایت عشایر عراق، شیعیان و سنی‌ها، اعضای پارلمان عراق، گروههای سیاسی عراق و خلاصه آن 5 میلیون امضاء مورد ادعا، چه شد؟

    حمایت مردم ایران از مجاهدین كجاست كه اكنون به دریوزگی از دولت ایران افتاده‌اند، آن هم زمانی كه تبلیغ عدم مشروعیت دولت ایران را دارند؟

    آیا این نهایت دجال گری نیست كه تا زمانیكه حمایت خارجی ادامه داشت، به كشتار مردم ایران و قربانی كردن اعضای گروه مبادرت كردند و اكنون به دنبال حاشیه‌ی امن برای زندگی هستند؟

    اعلام شرایط برای بازگشت به ایران قبل از هر چیز، دود شدن افسانه‌ی سرنگونی، بن بست عمل مسلحانه، برملا كننده‌ی ماهیت مزدوری و وابسته‌ی ارتش آزادیبخش و فلاكت تمام عیار رهبری مجاهدین و به طریق اولی ایدئولوژی و اندیشه‌ی فاسد مجاهدین است. 
     

    -------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6710

    رجوی از نقطه اوج تا حضیض و درماندگی

    .

    .

    انجمن نجات مرکز مازندران، بیست و هفتم ژوئیه 2009
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8144

    اگر بخواهیم در مورد وضعیت رجوی و پیامهایی که اخیرا سر می دهد به آن بپردازیم باید ابتدا قدری به گذشته بپردازیم .

    در سال 67 وقتی مسعود به جمع بندی عملیات موسوم به چهلچراغ می پرداخت باد در غبغب انداخته و خودش را رئیس جمهور مردم ایران می دید و در توجیه عملیات موسوم به دروغ جاویدان با همسرش مریم قجر در اشرف با سلاح کمری طوری وانمود کرد که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است و او یک شبه به تهران خواهد رسید. رجوی از بس غرق فتح تهران بود که اصلا توجهی به تاکتیک های مسیر و مشکلاتی که وجود دارد را ندانسته و بطور دائم با احساسات بچه ها بازی می کرد و همه فکر می کردند که باید سوار ماشین شده و با گرفتن گاز ماشین به تهران بروند .

    کسانی که در لشگرهای جلودار فتح تهران بودند کرکری می خوانند که بله ما زودتر از بقیه به تهران می رسیم ولی نمی دانستند که این راه به شکست خواهد انجامید و دوباره باید با سرافکنده گی به عراق بازگردند و سالیان درازی باید در اسارت رجوی و تشکیلات مخوفش باقی بمانند .

    رجوی پیشروی به سمت تهران را یک بازی مسخره به حساب آورده بود و حتی وقتی فرمانده لشکرها مطرح می کردند که نیرو کم دارند رجوی قول دادن نیرو در کرمانشاه را به آنان می داد .

    رجوی از بس حول شده بود نفراتی را که از اروپا به قرارگاه اشرف آورده بود و حتی یک گلوله شلیک نکرده بودند مستقیما به جنگ می فرستاد که بعضا تفنگ را برعکس بر روی دوش خودشان حمل می کردند رجوی خود می دانست که این یک شکست برای او خواهد بود ولی برای ماندن در عراق ، به این خونها نیاز داشت و دیدیم که چگونه با سر افکندگی دست از پا درازتر مجبور به عقب نشینی شده و ابتدا خودش و مریم قجر با هلی کوپتر اهدایی صدام به بغداد فرار کردند .

    اکنون زیاد نمی خواهیم در مورد عملیات دروغ جاویدان صحبت کنیم چرا که رجوی در موقع برگشت نیروها از داخل ایران باز هم شعار پیروزی سر می داد و بجای اینکه عنوان کند خط و استراتژی جنگ مسلحانه او شکست خورده باز مانند دوران قبل تقصیر را به گردن نیروهای وارفته خودش انداخت و خودش را از هر اشتباهی مبرا دانست و در این مسیر تبلیغات زیادی هم کرد که بله پیروزی بدست آورده است و جالب اینکه کسی در مناسبات نمی توانست بگوید رجوی اشتباه کرده است و اگر این حرف زده می شد مارک بریده از مبارزه بر او زده می شد و در مناسبات انگشت نما می شد .

    شکست در عملیات دروغ جاویدان سیلی از ریزش نیرو در مناسبات را آغاز کرد خیلی از نفرات به دروغ های رجوی پی برده و راه بازگشت به اروپا را در پیش گرفتند رجوی که اکنون ارتش او در عراق به گل نشسته بود سعی کرد با راه اندازی مانور و چیزهایی از این قبیل به نیروهای وارفته خودش روحیه بدهد .

    وقتی که حکومت صدام توسط آمریکا سرنگون شد زمزمه هایی شنیده می شد که دوباره به عراق بازگشتیم و دیگر معلوم نیست که چند سال دیگر باید در عراق بمانیم البته باید توجه داشت :

    در سال 67 فرقه هنوز سلاح داشت و می توانست مانور بدهد ولی در سال 82 دیگر خبری از سلاح نبود و نیروها برای نگهبانی به چماق مجهز شدند .

    در سال 67 برای سرگرم کردن نیروها هر روز و هر هفته نیرو را با تمیز کردن تانک و نفربر مشغول می کردند ولی در سال 82 دیگر اینها وجود نداشت و دختران جوان به کار فرهنگی روی آورده و مردان هم به کار نظافت قرارگاه و درست کردن ساختمان و در یک کلام به بیگاری گرفته شدند .

    در سال 67 رجوی هنوز شعار سرنگونی می داد و هر سال به نامی نامگذاری می شد ولی در سال 82 دیگر خبری از ارتش او نبود و یک دفعه راه حل سوم از مریم شنیده شد که آخر هم مشخص نشد که این راه حل سوم از کجا در آمده است .

    بعد از عملیات دروغ جاویدان مسعود برای جمع کردن فضای مناسبات همیشه نشست هایی برگزار می کرد و با احساسات بچه ها بازی می کرد ولی در سال 82 دیگر خبری از رجوی نبوده و خودش به سوراخی خزیده و زنش را به فرانسه فراری داده تا در آنجا جا خوش کرده و به همکاری با دول غرب بپردازد .

    مدتی که صدام در حکومت بود همکاری و جاسوسی با دولت عراق در دستور کار او بود و وقتی که حکومت صدام سرنگون شد به دامن آمریکا آویخته و به جاسوسی برای غرب پرداخت و جالب اینکه در کمال پر رویی خواهان حمله آمریکا بجای عراق به ایران می شود .

    بعد از به سوراخ خزیدن رجوی او سعی کرد که با دادن پیامهایی خودش را مطرح نگه دارد او بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری سعی کرد بر این موجی که به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند سوار شود و خودش را رهبر این جریان جا بزند که در سال 57 نتوانسته بود استفاده کند .

    او در طی این چند هفته با انواع لباسهای نظامی و شخصی پیام می دهد و عامل این اعتراضات را خودش می داند و آنان را اشرف نشان می نامد در صورتی که وضعیت اشرف به گونه ای است که در آینده نزدیک در حال برچیدن است .

    چیزی که اکنون رجوی به آن نیاز دارد پرداختن به این مسئله و اینکه رجوی چرا روی برچیده شدن اشرف نمی رود .

    در مورد انتخاب خاتمی و جام زهر خوردن جمهوری اسلامی و اینکه هر کسی از او حمایت می کرد او را خائن و اگر از اعضای شورا بود او را مزدور و همکار وزارت اطلاعات می نامید و با القابی این چنینی آنرا از دم تیغ انتقاد می گذارند تا مبادا کسی بتواند روی خطوط اشتباه استراتژیک او برود .

    سئوال این است او که همیشه نامه نگاری با جمهوری اسلامی را مرز سرخ می دانسته چگونه خودش این مرز سرخ را رد می کند ؟
    آیا رد کردن مرز سرخ برای نفرات عضو می باشد ؟

    چگونه تا دیروز موسوی را خائن و جنایت کار و عامل اصلی کشته شدن جوانان در جبهه های جنگ عراق علیه ایران می داند ولی در پیام 14 تیر سال 88 عنوان می کند که :

    هرگونه تعرض و تهدیدهای ولی فقیه به محاکمه و مجازات موسوی نسبت به امنیت وی هشدار داده و حتی رجوی پا فراترگذاشته و هرگونه تعرض و ستمی که بر موسوی و خانواده و اطرافیان او وارد شود را هشدار می دهد.

    نقطه اوج این حمایت اخیرا رجوی به تاریخ 20 تیر 88 با عنوان اندرز و پیشنهاد به مجلس خبرگان نظام عنوان می کند که بهتر است به اندرز و پیشنهاد او توجه شود رجوی ابتدا از موضع خیلی پایین می گوید:

    " با تشکیل فوق العاده خبرگان خامنه ای را برکنار و موقت آقای منتظری را که اعلم همه شمایان است جایگزین کنید ".

    سئوال این است که چطور بعد از این همه سال به طرفداری از آقای منتظری می پردازد آیا او فکر می کند با آمدن آقای منتظری به رهبری ولایت فقیه او و دارودسته اش می توانند به ایران آمده و بعد از مدتی به حکومت برسند ؟

    در مورد آقای منتظری و تهمت هایی که به او می زنند به یک نمونه از آن اشاره می کنم که چگونه رجوی تغییر موضع داده و اکنون دست به دامن آقای منتظری می شود .

    نشریه مجاهد 271 به تاریخ جمعه 23 آذر 1364 در مقاله ای عنوان می کند :

    "خمینی و دیگر سردمداران رژیم منتظر نمانده و عنتر دست آموز خود را به شکلک در آوردن و معلق زدن در پیش ایادی رژیم و جا انداختن او در اذهان عمومی وادار کردند ."

    در جای دیگری رجوی چهره واقعی خودش را در مورد آقای منتظری به عینه نشان می دهد و عنوان می کند :

    " منتظری همان کسی است که برای اولین بار فتوای حلیت تجاوز به خواهران قهرمان ما را قبل از اعدام صادر نمود " .

    درهمین جا بهتر است اشاره ای هم به بیانیه شورا ملی مقاومت در نشریه مجاهد شماره 216 به تاریخ 26مرداد 63 کنیم :

    " تمام دسته بندی های درونی ایران را یکسره ضد انقلابی می شناسد و طبعا هرگونه موضعگیری یا فعالیتی را که در خدمت حفظ و تحکیم این رژیم ارتجاعی باشد تلاش مذبوحانه برای تضعیف روحیه ی مقاومت و در نتیجه خیانت به عالی ترین مصالح مردم ایران و آرمان آزادی خواهانه و استقلال طلبانه ی آنها ارزیابی می کند " .

    در یک کلام هرگونه حرف زدن با شاه و شیخ خیانت به مردم ایران محسوب می شود و استحاله در درون رژیم معنایی ندارد و این رژیم باید از بیرون و توسط ارتش آزادی بخش سرنگون شود .

    حالا باید دید که چرا رجوی این پیام را می دهد و بعد از 48 ساعت این پیام از همه سایت های فرقه ناپدید می شود که انگار اصلا رجوی این دگردیسی را مرتکب نشده است .

    رجوی یک روز آقای منتظری و موسوی را خیانت کار می داند و بارها بیان کرده که موسوی مزدور و جنایتاکاری است که وقتی نخست وزیر بود خیلی ها را در جبهه به کشتن داد و با مخالفان چنین و چنان می کرد ولی بعد از انتخابات آنان را انقلابی می نامد و در پیام 14 تیر 88 عملا از موسوی حمایت کرده و عنوان می کند جان او در خطر است و باید حفاظت خانواده او و اطرافیانش نیز تامین شود .

    آیا واقعا آقای منتظری به عنوان ولایت فقیه قبول دارید ؟ پس این سالیان کجا بودید و اکنون سر از قبر در آورده و نامه نگاری می کنید .

    اکنون باید به کدام حرف رجوی گوش کرد قبلا هر گونه نامه نگاری به جمهوری اسلامی مرز سرخ بوده ولی او اکنون خیلی راحت این مرز سرخ را رد می کند من بعنوان یک عضو جدا شده سئوالم این است که چرا پس بعد از این همه سال این گونه به نقطه حضیض و درماندگی رسیده است ؟

    چرا سالیان با این حربه همه مدعیان به مبارزه را از میدان بدر کرده و هزاران تهمت و افترا نثارشان کرده در صورتی که اکنون رجوی هم بعد از به کشتن دادن جوانان این خاک اکنون به کرنش افتاده و زبونانه درخواست کمک می کند و پند و اندرز می دهد که شاید او بتواند با روی کار آمدن شخصی دیگر او نیز بتواند به ایران برگردد ولی آقای رجوی آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخت و در این مقطع شما حتی در میان سلطنت طلبان خارج از کشوری هم جایی ندارید و دیدیم که چگونه شمایان را از صفوف خودشان بیرون کردند.

    تازه جالبتر اینکه رجوی بعد از این همه سال که شعار سرنگونی می داد در پیام 26 تیرماه 88 عنوان می کند که سرنگونی تازه استارت خورده است پس این همه سال چکار می کردی که نفرات خودش را با عنوان کردن مرحله سین و یا دکل سرنگونی دیده شده و یا سال 2000 سال سرنگونی است کجا رفته است به قول معروف دروغگو کم حافظه می باشد و اکنون جواب نیروهای وارفته خودش را چه خواهد داد .

    دیگر دوران عوام فریبی و شیادی گذشته است بهتر است به فکر اشرف نشینان باشد که در آینده نزدیک بساط جور و ستم او برچیده می شود و خواب سرنگونی رجوی به گور خواهد رفت .

    ---------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6675

    پذیرش ولایت فقیه توسط آقای رجوی

    .

    .

    مسعود جابانی، پیام رهایی، هجدهم ژوئیه 2009
    http://payamerahai.com/?p=720

    آقای رجوی در نامه ای به مجلس خبرگان در تاریخ 20 تیر به آنان اندرز داده و پیشنهادات خود را برای ثبت در سینه تاریخ ! ارائه داده است.

    http://www.hambastegimeli.com/messages

    ایشان با نوشتن این نامه بطور مستقیم موجودیت و نهادهای حکومتی و ولایت فقیه را برسمیت شناخته است. در زیر نامه هم دیگر از شعار همیشگی ” آرتش آزادی بخش و رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهرتابان و… “خبری نیست و بجای آن در زیر نامه نوشته شده است که:

    ” با آرزوی توفیق برای پذیرش رای و حاکمیت مردم ایران و جلب رضایت خلق و خالق “

    جالب است که بدانیم در این اطلاعیه از لباس نظامی و نگاه خشمگینانه چیزی دیده نمی شود . ایشان با پوشیدن کت و شلوار و لبخندی که بر لب دارد با تمام قوا می کوشد تا خود را بدور از خشونت و قابل پذیرش برای مردم و اپوزیسیون نشان دهد.

    البته بنده هیچ مشکلی با تغییر و دگرگونی و اصلاح در روش و منش آقای رجوی ندارم و به عنوان کسی که به خشونت و انهدام و حذف معتقد نیستم از این که پذیرش “رأی” و “حاکمیت” مردم را پذیرفته کاملا استقبال می نمایم.

    همه کسانی که در روابط و مناسبات مجاهدین بوده اند می دانند که آقای رجوی هیچگاه با ولایت فقیه مخالفت نداشت و با نام “رهبری ایدئولوژیک” و “خاص الخاص” سالهای سال است که بر نیروهای خویش ولایت می کند.

    هیچکسی هم نیست که از ایشان بپرسد اگر همین نامه را یکی از اعضای اسیر در اشرف برای جمهوری اسلامی می نوشت و یا به شما پیشنهاد می داد شما چگونه با او برخورد می کردید ؟.آیا هزار بار او را معتاد خمینی و پاسدار و بریده مزدور نمی نامیدی؟

    آقای رجوی ! بجای مجلس خبرگان تغییر را از خودتان شروع کنید بروید و در خلوت خودتان برای خودتان نامه بنویسید که در این سالها چه خدمات و خیانت هائی کردی و چه رفتاری با اعضا و بدنه سازمان داشتید؟ با نیروهائی که از همه هستی و نیستی خویش گذشتند و تمام عیار برای آزادی کشورشان در مناسبات شما قرار گرفتند و سرنوشتشان را بدست شما دادند.

    آقای رجوی

    مگر شما به آقای منتظری” سفیه عالیقدر” لقب ندادید. مگر شما نگفتید که او دستور تجاوز به دختران زندانی قبل از اعدام را صادر کرده است و گفته که دختر باکره اگر اعدام بشود به بهشت می رود.

    حالا چگونه است که او را به عنوان ولی فقیه معرفی می نمائید آیا این اتهامات هنوز بقوت خود باقی است یا از ادعاهایتان علیه این فقیه علیقدر دست برداشته اید؟ آیا ایشان هم از پیشنهاد شما آگاه شده است؟

    لطفا دست از حمایت او بردارید و او را با حمایت خودتان جلوی تیغ رژیم نفرستید.

    با کدام جرات آز آقای موسوی که اکنون سمبل مقاومت مردم شده است، حمایت می کنید در حالی که تالی او آقای خاتمی را با انواع لجن پراکنی ها، همزبان با حسین شریعتمداری مورد عنایت قرار دادی ؟.

    در مقاله ای با عنوان ” جام زهری که رجوی در بن بست مطلق سرکشید” می خوانیم که وقتی رجوی خود در این نامه بیان می کند که این کار” یعنی نوشتن نامه” برایش بسیار دردناک و پر صعوبت است، حال و هوای اعضاء و هواداران گیج و گنگ فرقه چگونه است.آنها از خود می پرسند کدام را باور کنیم آنهمه فحش و دشنام وافشاگری و لعن و نفرین علیه اعضای مجلس خبرگان و یا…. را

    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8111  


    یا این نامه را که در پایان برای آنها آرزوی موفقیت هم کرده ای؟

    مگر نمی دانید که شما آنچنان آبروباخته شده اید که از هر کس حمایت کنید به معنی زدن تیرخلاص به او محسوب می شود پس لطفا حداقل برای مدتی هم که شده سکوت کنید و به بازبینی آنچه که تاکنون انجام داده اید، بپردازید.

    لازم است که بدانید تاکنون شما فقط توانسته اید با استراتژی خشونت و ترور، سالها استقرار دمکراسی را در ایران به عقب بیندازید. بنابرین بگذارید مردم ایران بدون اینکه شما قیم آنان باشید راه خویش را پیدا کنند.


    آقای رجوی آیا مایلید که در یک گفتمان و دیالوگ رودررو و با حضور مردم” نه فقط اعضاء سازمان” شرکت کنید و به سئوالات آنان در خصوص استراتژی سازمان و دمکراسی و آزادی و ولایت فقیه و تنظیم رابطه تان با دیگر گروه های سیاسی، پاسخ گوئید؟

    اگر شما مبارزه مسلحانه را کنار گذاشته اید و به دمکراسی روی آورده اید یکی از شروط دمکراسی و احترام به رای مردم بحث و مناظره در انظار عمومی است شما چرا از این رکن دمکراسی می هراسید؟ مگر چیزی برای گفتن ندارید؟ آیا “رهبر مقاومت مردم ایران” این جرات را ندارد که در ملاء عام به پرسش و پاسخ مخالفانش بپردازد؟

    در همین سیمای جمهوری اسلامی آقای موسوی و کروبی و محسن رضائی با آقای احمدی نژاد بر سر میز نشستند و با اعتماد بنفس تمام با هم به بحث و گفتگو پرداختند.

    آقای رجوی آیا شما هم حاضرید در سیمای مقاومتتان از اعضاء جدا شده دعوت کنید که با شما به بحث و گفتگو بنشینند نه اعضای جدا شده با احزاب و گروه ها و شخصیت هائی که مشی و اخلاق و منش شما را نمی پسندند؟

    شما هر گز در اطلاعیه های رسمی از مبارزه مسلحانه عدول نکرده اید و همچنان بر طبل سلاح می کوبید و هر نوع مشی مسالمت آمیز و سیاسی را راست روی و عافیت جوئی و سازش می دانید یعنی تا حالا دانسته اید چطور یکشبه خوابنما شده اید و خارج از چارچوب مشی مسلحانه اقدام به نامه پراکنی های سیاسی می کنید در پشت این نامه چه توطئه و خباثتی خوابیده است؟

    آقای رجوی من طرفدار خط سبز رهائی و بالندگی آقای موسوی هستم و مطمئن هستم که این خیزش مردمی توانسته است بسیاری از معیارها و محظوریتها و تابوهای ذهنی مردم و فعالین سیاسی را بهم بریزد.

    کسانی که اسیر دیدگاه حذف و ترور نبودند براحتی توانستند گفتمان سیاسی را بپذیرند و وارد بحثها و دیالوگها شوند ولی آنانی که سلاح را تنها راه رهائی می دیدند هنوز هم باید به شکستن دیوارهای ذهنی خویش پرداخته و تغییرات را از خودشان شروع کنند تا بیگانگی با محیط پیرامون و مردمشان را به یگانگی و همدلی تبدیل نمایند.

    آقای رجوی!

    مردم ما بخوبی می توانند از پیچ و خم مبارزه با دیکتاتوری گذر کنند و در نهایت دمکراسی را در کشورمان نهادینه کنند. جای شما در این جنبش و خیزش مردمی کجاست؟

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6664

    جام زهری که رجوی در بن بست مطلق سرکشید 

    .

    .

    انجمن نجات مرکز مازندران، پانزدهم ژوئیه 2009
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8111

    در تاریخ 22/04/1388 و با دو روز تاخیر ، نامه ای از مسعود رجوی ( نقش اول فیلم «فراری» که هنوز جرات ندارد خود را نشان بدهد) خطاب به ریاست و اعضای مجلس خبرگان ایران در سایت سازمان درج شده که رجوی در آن به صراحت از سران و عوامل جمهوری اسلامی خواسته تا چاره ای بیاندیشند و اوضاع را عوض کنند !!!

    در این نامه نکاتی به چشم می خورد که در نوع خود بسیار جدید و تعجب برانگیز است. در این نامه علیرغم تمام سس های رنگارنگی که رجوی سعی دارد برای پوشاندن فرصت طلبی اش به آن بزند چند نکته برجسته است :

    1- روش برخورد با حکومت ایران روش مسلحانه نیست و می توان با دادن «پیشنهاد و اندرز» حرف خود را بیان کرد .

    2- مجلس خبرگان نهادی است که می توان آنرا مخاطب قرار داد و خواسته های خود یا لااقل بخشی از خواسته های خود را به آن گفت .

    3- ریاست و اعضای مجلس خبرگان می توانند طرف خطاب باشند .

    4- اصل ولایت فقیه قابل پذیرش است هر چند مشروط بر اینکه فرد خاصی که مورد نظر اوست در این منسب قرار بگیرد .

    به نکات این نامه می توان از منظر های مختلفی نگریست و از زوایای مختلف آنرا مورد بررسی قرار داد . اما نکته ای که برجسته تر بنظر می رسد این است که رجوی به زبان خود اعتراف کرده نه تنها استراتژی جنگی اش به خاک نشسته و ارتش وارفته اش دیگر بدرد هیچ کاری نمی خورد بلکه تمامی خط و خطوط سیاسی و استراتژیک دیگری نیز که تاکنون بیان می کرده بی جواب مانده و راه حل را باید از درون همین رژیم جمهوری اسلامی جستجو کرد و این در زبان سیاسی یعنی سر کشیدن جام زهر توسط رجوی در بن بست مطلق سیاسی و استراتژی .

    هر چند برای کسانی که سال ها درون مناسبات سازمان بوده و آن را با تمام وجود لمس کرده اند این حرکت رجوی تازگی نداشته و آنها به خوبی می دانند که او یک شعار محوری دارد که هر چند در بیان ، این شعار را اعلام نمی کند اما در عمل همیشه از آن شعار پیروی کرده است . این شعار عبارت است از : «شخص من باید به هر قیمتی مطرح باشم» .

    در راستای این شعار بود که بلافاصله بعد از انقلاب ضد سلطنتی تضادش با حکومت نوپای ایران بالا گرفت و نهایتا به اعلام جنگ مسلحانه کشید و بر اساس همین شعار بود که به همکاری با صدام در جنگ علیه کشور خود تن داد و بر اساس همین شعار است که او خود را تسلیم نیروهای آمریکایی کرد و بهر قیمت می خواست که خودش را به آنها بفروشد (هر چند آمریکا بعد از آنکه این جنسِ چند بار مصرف شده را از نزدیک دید بلافاصله فهمید که چقدر بی ارزش است و در معادلات سیاسی حداکثر بعنوان یک اهرم فشار قیمت دارد و نه بیشتر) .

    رجوی که برای حل مشکل خارش استراتژی خود ، از صدام و بعد از آمریکا برای خاراندن پشت خود کمک گرفته بود و دید که دردی از او درمان نشده ، حالا دست به دامان مجلس خبرگان شده است .

    آفتاب حقیقت را نمی توان تا ابد در پس ابرهای ارعاب و فریب پنهان نمود . همانگونه که بعد از سرنگونی صدام ، صدها تن از اعضای ناراضی سازمان بعد از سال ها فرصت یافتند تا از اشرف فرار کرده و یا برای خلاصی از ستم رجوی به نیروهای آمریکایی پناه ببرند و افشاگری هایشان مشخص کرد که رجوی چگونه با زور ، تهدید و روش های ستمگرانه ای این افراد را در اشرف و دیگر قرار گاه های خود اسیر کرده بود ، اینک نیز این نامۀ رجوی حقیقت فریب کاری او و بن بست سیاسی – استراتژیک اش را به بهترین صورت مشخص نمود .

    باید از رجوی پرسید چرا سی سال با جان و مال و ... دیگران بازی کردی ؟ چرا کاری را که بعد از سی سال اعلام جنگ با حکومت ایران انجام می دهی ، سی سال قبل نکردی و اینهمه جان و مال و آبرو و .... را بر باد دادی ؟

    می توان تصور کرد وقتی رجوی خود در این نامه بیان می کند که این کار برایش «بسیار دردناک و پر صعوبت» است ، حال و هوای اعضا و هواداران گیج و گنگ فرقه چگونه است . آنها از خود خواهند پرسید کدام را باور کنیم ، آنهمه فحش و دشنام و افشاگری و لعن و نفرین علیه اعضای مجلس خبرگان و رئیس فعلی آن و آقای منتظری یا نامه دادن به آنها و معرفی کردن منتظری بعنوان «اعلم» فقه ها و تعیین او به عنوان ولی فقیه که خود بخود به این معناست که رجوی هم به او گردن خواهد نهاد .

    آنها از خود می پرسند کدام را باور کنیم ، متهم کردن گروه های سیاسی دیگر به عنوان «مزدور بالفعل» حکومت ایران بدلیل ایجاد ارتباط با دفتر آقای رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری او و یا نامه نوشتن به رئیس مجلس خبرگان (آقای رفسنجانی )و خود را در برابر او «حقیر» نامیدن .

    چرا رجوی تازه یادش آمده که نه تنها «ولایت فقیه» بد نیست بلکه الان راه حل این است که ولی فقیه را باید تعیین نمود و حتی کاندید مورد علاقه خود را نیز برای بعهده گرفتن این امر معرفی کرده است . شاید بعد از بی جواب ماندن راه حل سوم بعنوان یک استراتژی ، این نامه بیانگر استراتژی دیگری از رجوی باشد که احتمالا نام آنرا راه حل چهارم بنامند . البته کسی هم حق ندارد از این آقا و همسرش بپرسد که خط و خطوط و استراتژی های قبلی چه شد و چرا آنرا تغییر دادید ؟ آیا آن خطوط اشتباه بوده ؟ آیا آن تحلیل ها اشتباه بوده اند ؟ چرا حرف ها و تحلیل های سازمان و رهبری آن در مقاطع مختلف با هم در تضاد و تناقض است ؟

    و بسیاری آیا ها و چرا های دیگر که به اذهان اعضا خطور می کند ولی در فضای سرکوب درون فرقه جرات فکر کردن به آن را ندارند تا چه رسد به بیان آن .

    و در پایان باید پرسید آیا این تغییر مشی و تغییر لحن معنایی غیر از خوردن جام زهر دارد ؟

    ------------

    در همین رابطه
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6555

    به اعتبار این جنبش ملی دستبرد نزنید!

    (درست فمهیدید، مقصودم مجاهدین خلق است)

    .

    ... این گروه انگار هنوز نفهمیده که مردم ایران برای همیشه از شیوه های خشونت آمیز و حتی گفتار خشونت آمیز وداع کرده اند و در مقاومت بزرگی که برای جنبش دموکراسی خواهی به راه انداخته اند، همه ترفندهای رژیم برای کشاندن ملت به دام خشونت و یا چسباندن جنبش مردم به قدرت های خارجی را یکی پس از دیگری باطل می کنند و اتفاقا رمز گسترش جنبش دموکراسی خواهی ایران نیز در همین رویگردانی جامعه از خشونت و رسیدن مردم به این درک است ...

    علی کشتگر، سایت میهن، بیست و دوم ژوئن 2009
    http://www.mihan.net/y/1388/04/Mihan-04-101.htm

    آنچه در ایران می گذرد، از یکسو نشانه آگاهی و شعور ملتی است که برای آزادی خود تلاش می کند و از سوی دیگر نشانه سبعیت و درنده خویی مشتی قدرت پرست بی وطن و بی وجدان است که برای حفظ قدرت از هیچ دروغ، تهمت و جنایتی در حق این ملت فروگذار نمی کند. و دنیائی نیز نظاره گر ایران است. ملت را تحسین می کند و به دیده تحقیر به کودتاچیان می نگرد.
    در این کشمکش سرنوشت ساز که مردم ایران به رغم سرکوب وحشیانه، همه روزه برای گشودن دریچه ای به سوی آزادی به خیابانها و کوچه ها می ریزند و درتاریکی های شب از پشت بام ها و کوچه ها فریاد آزادیخواهانه برمی آورند چه شرم آور است که هنوز کسانی در نقش اپوزیسیون نظام حاکم به جای آن که به منافع و مصالح این ملت به جان آمده بیندیشند، همه حواسشان در این است که چگونه به هزینه مردم برای خود طلب فرصت و قدرت کنند.

    درست فهمیدید مقصودم"مجاهدین خلق" است که نخست مردم را به تحریم انتخابات فراخواندند و پس از آن که دانستند بیش از ۴۰ میلیون مردم در جستجوی راهی به سوی آزادی به صندوق های رای هجوم برده اند تا شاید از این فرصت دری به روی آرزوهای خود بگشایند، مدعی شدند که شرکت مردم در انتخابات دروغ است، تبلیغ رژیم است و همسر مسعود رجوی که او هم در قدرت پرستی دست کمی از قدرت پرستان حاکم ندارد و خود را رئیس جمهور مقاومت می نامد مدعی شد که اساسا ملت ایران در انتخابات شرکت نکردند و در یکی از تلویزیون های فرانسوی ضمن تکرار این ادعاها از نیکلا سرکوزی خواستار حمایت از "مقاومت مردم ایران" شد!

    اما حوادث ایران بویژه هجوم میلیونها ایرانی در راهپیمائی های تهران و شهرهای بزرگ که می گفتند رای من کجاست و یا موسوی موسوی رای مرا پس بگیر و همبستگی بی سابقه صدهها هزار ایرانی در پنج قاره جهان که همه روزه همراه مردم ایران فریاد حق طلبانه برمی کشند، باردیگر به این عشاق دل خسته قدرت که دیگر سالیان درازی است ایران بویژه نسل جوان کشور را نمی شناسند نشان داد که تحلیل ها و تفسیرهای آنان از حوادث ایران، هیچ ربطی به واقعیات ایران ندارد.

    این گروه انگار هنوز نفهمیده که مردم ایران برای همیشه از شیوه های خشونت آمیز و حتی گفتار خشونت آمیز وداع کرده اند و در مقاومت بزرگی که برای جنبش دموکراسی خواهی به راه انداخته اند، همه ترفندهای رژیم برای کشاندن ملت به دام خشونت و یا چسباندن جنبش مردم به قدرت های خارجی را یکی پس از دیگری باطل می کنند و اتفاقا رمز گسترش جنبش دموکراسی خواهی ایران نیز در همین رویگردانی جامعه از خشونت و رسیدن مردم به این درک است که مبارزه عدم خشونت ضامن پیروزی آنان به آزادی و عدالت است. و همین پایداری و پافشاری ملی در گسترش جنبش عدم خشونت است که اربابان خشونت را در نظام حاکم ایران به وحشت انداخته است. چرا که حاکمان ایران می دانند اگرمردم برعدم خشونت پای فشارند و شعار "برادر ارتشی چرا برادر کشی" را سردهند آن وقت معلوم نیست بتوانند توجیهی برای ادامه آدم کشی و همراه کردن سربازان با خود پیدا کنند. و درست در همین جا است که این "خواهران" و "برادران" مجاهد همچون معجزه ای الهی به کمک جباران حاکم بر ایران می آیند.

    سخنگویان رژیم از آغاز گسترش جنبش ملی آزادیخواهی مدام و با دروغهای شاخدارکوشیده اند این جنبش را به خشونت و اقدامات مسلحانه متهم کنند. ماموران نظام پمپ بنزین آتش زده اند، شیشه ها و درهای خانه و مغازه های مردم را شکسته اند و این همه را به جنبش مسالمت جویانه ملی نسبت داده اند تا بهانه ای برای سرکوب پیدا کنند. رژیم دروغ گوی ایران و رسانه های رسمی آن در کمال وقاحت می کوشند مجاهدین خلق را به اعتراضاتی که هیچ ربطی و هیچ رابطه ای با آنان ندارد بچسبانند و مجاهدین خلق نیز به شیوه همیشگی خود با اصرار شگفت انگیزی این ادعاها را به خود گرفته اند. و این همه نشان می دهد که چگونه خشونت گرایان حاکم برای توجیه رفتار خود علیه جنبش دموکراسی خواهی و به خون کشاندن آن به این مبلغان خشونت که هیچ پایگاهی در میان مردم بویژه نسل جوان ایران ندارند نیازمندند.وقتی به سرنوشت معصومانه و غمبار ندا و نداها که در طلب آزادی جان می دهند اما از راه مسالمت آمیز پای بیرون نمی گذارند می اندیشم خونم از این همه ناراستی و نامردمی به جوش می آید.

    دیروز در آرزوی قدرت، با صدام حسین عقد اخوت بستند، پس از او کوشیدند با حکومتی که صدام را نابود کرد در پی مقاصد خود همراهی کنند و امروز نیز با چسباندن خود به جنبش دموکراسی خواهی مسالمت جویانه ملت دست به اقدام زشت دیگری می زنند و اینها همه ناشی از عشق کور به قدرت است.اگر خامنه ای و احمدی نژاد رای مردم را دزدیدند، حالا این گروه هم می کوشد در حد توان خود به

    اعتبار جنبش مردم دستبرد بزند. ایرانیان که در خارج از کشور همه روزه در همراهی با اعتراضات داخل ایران به گردهمائی و تظاهرات دست می زنند، باید مواظب این دستبردها باشند.

    اول تیرماه ٨٨
    علی کشتگر

    ---------

    در همین زمینه
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6564

    خانم مریم رجوی! شما لطفا ساکت!

    .

    ... پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید ...

    ابراهیم نبوی، دوم دام دات کام، بیست و چهارم ژوئن 2009
    http://www.doomdam.com/archives/000656.php#more

    مریم رجوی رئیس فرقه تروریستی مجاهدین خلق طی پیامی برای مردم ایران اعلام کرد که طرفدار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل است. این در حالی اعلام شده است که دولت احمدی نژاد با استفاده از بازیهای نمایشی سعی دارد چنان نشان بدهد که گویا دست گروههایی مثل مجاهدین خلق در جنبش سبز مردم ایران دیده می شود و با استفاده از همین اتهام فرزندان بیگناه مردم را زیر فشار و شکنجه گذاشته است.

    خانم رجوی!
    پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید. مردم ایران فراموش نکردند که شما و مسعود رجوی در خرداد 60 با یک اشتباه محاسباتی هزاران جوان را به کشتن دادید و در سخت ترین روزهای زندگی این ملت و در روزهایی که مردم توسط حکومت عراق کشته می شدند، در کنار دشمنان ملت قرار گرفتید و هزاران ایرانی کرد و فارس را در جنگ کشتید.

    مردم ایران شما را قاتل جوانان ایرانی می دانند، شما بسیاری از جوانان بیگناه را اشتباها ترور کردید و افرادی را صرفا به دلیل اینکه شبیه شما فکر نمی کردند یا شبیه افرادی دیگر بودند کشتید. شما اعضای تسویه شده تان را در شرایطی که می دانستید که احتمال مرگ آنان بالای نود درصد است به جنگ در مقابل مردم ایران فرستادید و صدها نفر قربانی تسویه حساب های درون گروهی شما شدند، فقط بخاطر اینکه خداوندی و ولایت و هاله قدسی مسعود رجوی را انکار کرده بودند.

    خانم رجوی!
    مردم ما نیک می دانند که شما و فرقه شما هیچ فرقی با احمدی نژاد ندارید. ولایتی که شما برای رجوی قائلید بسیار دیکتاتورمنشانه تر از ولایت فقیه موجود است و شیوه برخوردتان با مخالفان هزار بار بدتر از همین حکومت جمهوری اسلامی است. شما حتی برای دختران عضو تشکیلات تان همان آزادی موجود در خیابان های ایران را هم نمی دهید. شما از چه چیز دفاع می کنید؟ از آزادی ای که به آن اعتقاد ندارید؟ از دموکراسی که بویی از آن نبردید؟ از آزادی حجاب برای زنان که اگر زنی از اعضای تشکیلات تان کوچکترین شکی به این بکند، به بدترین مجازات ها محکومش می کنید؟ از انتخاباتی دفاع می کنید که به آن هیچ اعتقادی ندارید؟ چه کسی دیده است که شما جز با زبان تانک و گلوله و نارنجک حرف بزنید؟ به همین دلیل به عنوان یک روشنفکر ایرانی از شما می خواهم ساکت باشید و در امور داخلی ایران دخالت نکنید.

    خانم رجوی!
    اگر احمدی نژاد بخاطر بلاهتش فکر می کند هاله نور دیده است، مسعود رجوی بیست سال است که با هاله تقدس زندگی می کند. اگر احمدی نژاد آبروی ایران را برده است، شما که با ملت ایران و در کنار دشمنان ایران جنگیدید. اگر حکومت ایران از زور در مقابل ملت و مخالفان استفاده می کند، شما اعضای تشکیلات خودتان را هم شکنجه کردید و کشتید. شما اگر هزار بار بدتر از دولت ننگین نهم و حکومت زورگوی جمهوری اسلامی نباشید، در بهترین حالت چیزی هستید مثل همان. مردم ایران و روشنفکران و آزادیخواهان ایران سالهاست جز رنج و فلاکت از سوی شما هیچ ندیده اند، لطفا در مسائل این مردم دخالت نکنید.

    جنبش سبز مدنی ایران در جستجوی ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی درست در کشور است. این موضوعات هیچ ربطی به شما و فرقه تان ندارد. شما اصلا نمی دانید مردم ایران کیستند و به چه گونه اند. رهبر شما و شخص شما در چهل سال گذشته یا در زندان بودید یا در خانه تیمی و یا در پادگان های نظامی عراق، شما اصلا نمی دانید مردم عادی ایران که امروز در خیابان هستند از چه جنسی هستند و حرف حساب شان چیست، در موضوعی که نمی دانید چیست دخالت نکنید. شما که قرار بود در زمان بوش ارتش او برای حمله به ایران باشید، حق ندارید خود را مدافع مردم ایران نشان دهید. بس کنید که مردم ایران از شما و گروه تان بیش از دولت موجود متنفر است.

    ابراهیم نبوی
    اول تیرماه 1388

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6632

    گزارش تلویزیون یورو نیوز از نقش سازمان مجاهدین خلق

    (ضربه هایی که ملت از رهبران مجاهدین خورده بیشمار است)

    .

    .

    خواندنی ها، هفتم ژوئیه 2009
    http://www.khandaniha.eu/items.php?id=767

    ضربه هائی که ملت ایران از رهبران سازمان مجاهدین خلق خورده بیشمار است و جای آن در این مطلب نیست ولی مرتبط کردن این سازمان با نداهای آزادیخواهانه ملت ایران تنها از جمهوری اسلامی و خود این سازمان بر می آید . ما برای وضعیت اعضاءاین سازمان که با ریسمان پوسیده رهبران خود به چاه رفته اند متاسفیم و با آنها همدردی می کنیم ولی برای جرایم رهبران این سازمان که برای رسیدن به قدرت از قربانی کردن هیچکس ، حتی هواداران خود ابا ندارد حساب دیگری داریم . رهبران این سازمان این روزها می کوشند خود را لابلای صفوف مردم جا زده و با راه انداختن تظاهراتی که با خونبهای جوانان ایرانی سامان یافته ، و کلاه بر سر افکار ساده دلان اروپائی بگذارند. جمهوری اسلامی نیز در صدد است از بدنامی این سازمان سوءاستفاده کند و به این بهانه آزادیخواهان ایرانی را سرکوب کند ، بنا براین ما نیز چون آن طنز نویس ایرانی به رهبران این سازمان بویژه خانم مریم رجوی می گوئیم : خانم ... ... لطفا خفه شوید !

     

    Home

     

     

     

     


      29-09-2009
    :Hits since 4/06 (C) 2006