• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • علل خود زنی جدید رجوی در آستانه انحلال نهایی قرارگاه بدنام اشرف و رسیدن تعداد بیشتری از نجات یافتگان از فرقه به کشورهای آزاد

    علل خود زنی جدید رجوی در آستانه انحلال نهایی قرارگاه بدنام اشرف در بیابانهای عراق

    و 

    رسیدن تعداد بیشتری از نجات یافتگان از فرقه به کشورهای آزاد اروپایی و امریکای شمالی

    .

    .

    .

    مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، نوزدهم نوامبر 2008

    شورای جور و جهل و جنایت رجوی امروز در آستانه سقوط قرارگاه بدنام اشرف در عراق و همزمان با کنفرانسی که در فرانسه در روز بیست و یکم (پس فردا) برگزار می گردد، اطلاعیه زیر را در سایت هایش منتشر کرد. طبعا شورای جنایت رجوی انتظار انعکاس یافتن این واکنش عصبی را در هیچ منبع رسمی و یا غیر رسمی معقولی را نداشته و ندارد. بنابر این سوال این است که این واکنش های از یک جهت کمدی و از جهتی دیگر تراژیک که صرفا مصرف درون فرقه ای دارد چه هدفی را دنبال می کند؟

    اول متن این اطلاعیه عصبی رجوی را ملاحظه فرمایید:

    بسيج گسترده وتوطئه چيني هاي وزارت اطلاعات عليه مقاومت ايران
    چهارشنبه، ۲۹ آبان، ۱۳۸۷ - ۰۴:۴۸
    مزدوران بدنام براي دريافت آخرين توجيهات از وزارت اطلاعات از اروپا به تهران ميروند
    به دنبال در هم شكستن توطئه هاي اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس عليه رزم آوران آزادي در شهر اشرف,
    رژيم آخوندي, شماري از مزدوران و مأموران با سابقه و بدنام خود را دراواخر ا كتبر از خارج كشور به تهران احضار كرده است تا آنها را با دستور العملها و توجيهات جديد روانه اروپا كند. يكي ازاين ماموران مسعود خدابنده است كه ماه گذشته به تهران رفته است.
    وي كه داراي دوپاسپورت انگليسي و ايراني است. با پاسپورت ايراني وارد و خارج ايران ميشود و با پاسپورت انگليسي وارد كشورهاي اروپايي ميگردد اين مزدور قبل از اين نيز در ماه ژوئن گذشته به تهران سفر كرده بود.
    اين مزدور در تهران در يكي از خانه هاي امن وزارت اطلاعات در تهران مستقر ميشود و توسط دژخيمان و شكنجه گران وزارت اطلاعات توجيه و آموزش داده ميشود.
    مشخصات پاسپورت ايراني او به قرارزير است :
    نام : مسعود خدابنده
    نام پدر : اسماعيل
    تاريخ تولد : 1335
    تاريخ درخواست :14 آبان 1383 تهران
    پايان اعتبار:14 آبان 1389
    محل صدور : تهران
    شماره پاسپورت 6793303
    خدابنده پس از بازگشت از سفرقبلي اش از ايران درتاريخ 29 خرداد (18ژوئن 2008 ), طبق طرح وزارت اطلاعات قرار بود در ماه ژوييه به همراه زنش ان سينگلتون و به كمك يك لابي شناخته شده آخوندها در آمريكا به نام ”تريتا پارسي” به آمريكا برود تا عليه مقاومت ايران و بخصوص ساكنان اشرف به لجن پراكني بپردازد. اما پليس بخاطر ارتباط ومزدوري اين دو مزدور از سفر آنها به آمريكا جلوگيري كردند و اعلام كردند كه آنها مجاز به پرواز به آمريكا نيستند.
    در سپتامبر گذشته وزارت اطلاعات شماري از مزدوران خود از جمله بابك امين , آرش صامتي پور و روناك دشتي و مرجان ملك را از ايران به اروپا اعزام كرد تا به خيال خود در كارزار جهاني دفاع از اشرف اخلال كنند. آنها به كمك خدابنده به ژنو رفتند تا نزد سازمانهاي بين المللي و سفارتهاي خارجي ادعا كنند بازگرداندن ساكنان اشرف به ايران خطري را متوجه آنها نخواهد كرد. ادعايي كه تنها انزجار مخاطبانشان را بر انگيخت و آنها مجبور شدند دست از پا دراز تر به نزد اربابانشان برگردند.
    از اواخر سال گذشته نيروي تروريستي قدس و اطلاعات آخوندي شمار ديگري از مزدوران خود از جمله خدابنده, مهدي خوشحال, علي اكبر راستگو را تحت عنوان اعضاي سابق سازمان مجاهدين در بغداد و كردستان عراق مستقر كرد تا به توطئه عليه شهر اشرف بپردازند.
    در همين فاصله وزارت اطلاعات تعدادي از مزدوراني راكه در تيف (خروجي تحت كنترل آمريكاييها) به خدمت وزارت اطلاعات در آمده بودند, به كمك همين مأموران و مزدوران به ايران منتقل كرد و از آنجا براي توطئه و لجن پراكني به اروپا وبخصوص فرانسه اعزام نمود. شماري از مزدوران كه به فرانسه اعزام شده اند عبارتند از : نادرنادري ( معروف به نادر پاسدار) , مجيد روحي , محمد كرمي , مجيد نظري , حميد سياه منصوري , حسن پيرانسر , عليرضا نصراللهي و نسرين ابراهيمي و حامد صرافپور
    - آلمان : علي پاك و جمشيد چارلنك وصبا شكربيگي
    - سايركشورها : فتح الله فتحي (معروف به پاسدارفتحي ), كيوان رادبين , علي جهاني و...
    - وزارت اطلاعات هم چنين مزدوراني مانند محمود خالقي ومحمد صاحبي را كه تاكنون در عراق نگه داشته بود اخيرا به تركيه فرستاده است تا از آنجا به اروپا اعزام نمايد.
    مقاومت ايران ضمن محكوم كردن آزادي عمل عوامل گشتاپوي ملايان در خارج كشور, مانند خدابنده و با تأكيد بر اينكه اين مزدوران مانند خدابنده مشغول جاسوسي عليه پناهندگان ايراني و زمينه ساز و سرپل اقدامات تروريستي رژيم آخوندي مي باشند از كشورهاي اروپايي بويژه انگلستان خواستار تعقيب, محاكمه و اخراج آنان مي باشد.
    دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
    29آبان 87 (19نوامبر2008)
    http://www.hambastegimeli.com/node/787

    ----------
    مسعود خدابنده در واکنش به جیغ های بنفش رجوی چنین می گوید:

    طبعا نه بنده و نه خوانندگان سایت نیازی به خواندن واکنشی طولانی به چنین مزخرفاتی را که از فردی مثل رجوی نشات می گیرد ندارند ولی هر از گاهی شاید لازم باشد یاد آوری های انجام شود که علل پشت پرده این خیمه شب بازی های بقایای فرقه در اور سور اواز فرانسه مشخص تر شود.

    اولا: تبریک خدمت تمامی کسانی که در این سالها توانستند از یک طرف تعداد زیادی از دوستان درگیر را نجات بدهند و از طرف دیگر چنین پوزه رجوی و زن شریفش را به خاک بمالند. باشد تا از یک طرف بقیه دوستان را از جهنم اشرف در بیابانهای عراق نجات داده و به کشورهای آزاد اروپایی برسانیم (نخیر آقای رجوی ایران نه. کشورهای اروپایی. لرزه بر اندامت افتاده؟ چرا؟) و باشد تا پوزه خاک آلود رجوی را روی میز محکمه ای عادلانه در کشوری آزاد قرار دهیم.

    ثانیا: آنچه مسلم است تهمت های تکراری رجوی اثراتش را مدتها است از دست داده است به همین جهت است که این جماعت حتی زحمت رجوع به سایت های موجود (از جمله سایت شخصی خودم) را به خود نمی دهند تا حداقل تاریخ تولد و نام کامل پدر و این ها که همه جا هست را درست بنویسند.

    ثالثا: از این بگذریم، نمی دانم چرا این دار و دسته همیشه "افشاگری" هایشان مال چند هفته یا چند ماه قبل است؟ مثلا مشخص نیست این بار چرا وسط ماه نوامبر متوجه شده اند که من ماه اکتبر فرضا کجا بوده ام!! مگر ما اکتبر نمی شد این را گفت؟!! یا این که ممکن است لو برود؟!!

    رابعا: جالب است که با نوشتن این نوشته هیستریک که اگر بخواهیم حرفشان را قبول کنیم به این مفهوم می شود که دارند اعلام می کنند که در مورد من یا دیگران در همین کشورهای اروپایی جاسوسی کرده اند، الان مدعی می شوند که دولت انگلستان باید بنده را تعقیب، محاکمه و اخراج کند؟!! بنده که بنابر اطلاعیه خودتان مورد جاسوسی قرار گرفته ام و شما خودتان مدعی جاسوسی در مورد بنده هستید!! منطق فرقه ای است دیگر. رجوی فکر کرده همه به همین اندازه خودش نابغه هستند و سیستم های کشورهای اروپایی هم مغز شویی شده های شورای رهبری اش هستند!!

    خامثا: شما که می گفتید خانواده من میلیونر است و غیره. الان چطور شده که وقتی به تهران رفته ام در "خانه امن وزارت اطلاعات" مستقر می شوم؟ یعنی نه فامیل دارم و نه دوست و نه حتی پول هتل؟!! یا اینکه در دنیای دون کیشوتی خودتان فکر می کنید وسط تهران از ترس رجوی قایم شده بودم؟ حماقت هم حدی دارد خانم عضدنالو شما دختر بزرگ دارید سنی از شما گذشته هذیان هم می گویی مناسب سن و سال خودتان تولید کنید.

    سادسا: طبعا بر اساس قاعده قیاس به نفس، رجوی از درک این مسئله عاجز است که فعالیت های بنده و دوستانمان در کشورهای مختلف و بخصوص در خاورمیانه الزاما بصورت اطلاعیه های رنگارنگ روی سایت ها منعکس نمی گردد (مگر ما رجوی و زن شریفش هستیم نتایج کار خودمان و دوستانمان را بخاطر اطوار آمدن جلوی دوربین خراب کنیم). ملاقاتی که در واشنگتن قرار بود انجام شود و از عقب افتادنش این حد خوشحال شده بودی دو ماه قبل در لندن برگزار شد و همینقدر بگویم که دیدار با مقامات کشورهای مختلف که در دو سه ماه گذشته انجام شده بیش تر از تمام عمر رجوی و زنش بوده است (البته اگر ملاقات های رجوی و تفاله های صدام را حساب نکنیم چون منظورمان آدم درست و حسابی است نه جانی و قاتل و ...). دیدارهایی که البته برخی از نتایجش همین آزادی تعدادی از اسرای فرقه و رسیدنشان به کشورهای اروپایی و برخی از نتایجش جمع شدن دم و دستگاه فرقه جنایتکاران در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی بوده است.

    به هر حال، بگذریم و بیشتر وارد این چیز ها نشویم که باندازه کافی وقتتان را گرفتم. خیلی از گزارشات قابل انتشار را انشاالله در هفته های آینده ملاحظه خواهید فرمود.

    ولی آنچه که در مورد این نوشته رجوی و همپالگی هایش مهم است و نباید گم شود این مسئله اساسی است که:

    اولا: مسئله مجاهدین و شخص رجوی چیزی است که در کشور عراق و در مرحله بعدی در کشور فرانسه و بی ربط به مسائل ایران در حال دنبال شدن و به نتیجه رسیدن است. فرافکنی های رجوی و این که بخواهد مسائل را به ایران متصل کند نمی تواند این واقعیت را کتمان نماید (رجوی و همپالگی هایش اگر قبول ندارند بگوید در ده سال اخیر چه عملی در قبال مسائل ایران بجز چاپ آگهی شامپو و استخدام هنرپیشه برای غش کرد جلوی مریم عضدانلو انجام داده اند؟!). بنده و دوستان دیگرمان هم اگر همانطور که رجوی مدعی است (و اتفاقا درست هم گرفته و البته یک دهه دیر تر از زمانی که باید می گرفت) که بدنبال کشیدنش به دادگاه و آزاد سازی اسرای فرقه هستیم ، مشخص است که طبعا کارمان با کشورهای اروپایی و کشور عراق است که اتفاقا الان هم از یکی از همین سری سفرهای خاورمیانه ای ام باز می گردم و انشاالله گزارشش را بزودی خواهم نوشت. (آقای رجوی باز ذرع نکرده بریدی؟ صبر می کردی ببینی کجا بودم بعد اطلاعیه میدادی!!)

    ثانیا: آنچه رجوی در فعالیت های احمقانه فرقه دنبال می کند این مسئله است که انگار کسی بدنبال برگرداندن نجات یافتگان از فرقه رجوی به ایران است. تا جایی که بنده از مقامات صلیب سرخ و دیگران دریافته ام چنین مسئله ای نه روی میز است و نه حتی ایران حاضر به گرفتن این افراد است (ممکن است یک بار هم که شده رجوی بگوید رژیم ایران چرا باید سه هزار آدم مریض و علیل با متوسط سن پنجاه سال را که تفاله استفاده شده توسط همه نیروهای ضد ایران و ایرانی بوده اند را بگیرد؟ غیر از این است که ترس رجوی از پخش شدن این بچه ها در کشورهای آزاد اروپایی است؟) . تا جایی که می دانم حتی دو نفر هم که اخیرا خودشان خواستار بازگشت به ایران شده بودند را ماموران مرزی ایران از ترکیه قبول نکرده و باز گردانده اند (که این را هم گزارشش را خواهیم نوشت). همه فعالیت هایی که سازمان های حقوق بشری انجام می دهند در راستای نجات این افراد از عراق (که خود عراقی ها در آن تامین مناسب ندارند، چه رسد نفرات شناخته شده غیر عربی که مزدوری صدام را می کرده اند) و آوردنشان به کشورهای اروپایی و امریکای شمالی است. و تمام فعالیت های دژخیمان و سرکردگان فرقه تروریستی رجوی بدنبال بسته نگه داشتن بازداشتگاه مخوف اشرف و سنگ اندازی در رسیدن نجات یافتگان به اروپا است.

    نکته آخر، یعنی همین فعالیت های حقوق بشری برای نجات قربانیان فرقه و رساندنشان به محلی امن در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی همان لب مطلب است و همان پاشنه آشیل رجوی و دستگاه جور و جهل و جنایتش. والا کدام عقل سالم است که به دولت در حال خروج جورج بوش و تتمه نو محافظه کاران و لابی اسرائیل دخیل ببندد که یک کاری بکند که در این روزگار در بیابانهای عراق بمانند و کدام عقل سالم است که به جای کمک به کسی که حتی اگر همین الان هم در تهران نشسته باشد ولی خواستار کمک برای نجات افراد اسیر در اشرف باشد، به پر و پای کسانی بپیچد که چیزی بجز نجات بقایای قربانیان خواستار حدایی از فرقه را دنبال نمی کنند. البته رجوی از آنجایی که هر گونه کمک در جهت نجات اسرای محصور در فرقه را که ملک و مایملک خود میداند، معادل دشمنی با خدا (چه رسد به همکاری با حکومت ایران) میداند مختار است بنده و دوستانمان را دشمن اصلی خود و زن شریف!! اش بداند. و البته اگر جرم مخالفت با رجوی و پس مانده های صدام است است که همگی مفتخر و خوشوقتیم.

    دوستان. ما امروز صدای شکستن استخوانهای جادوگری را می شنویم که خون اکراد و شیعیان عراقی را بر زمین ریخت، سربازان ایرانی در جبهه جنگ علیه صدام حسین را با گاز شیمیایی هدف قرار داد، زن و مرد رهگذر در شهر های مختلف ایران را با بمب و خمپاره به خاک کشید و حتی زنان و مردان امریکایی و اروپایی را کشت و یا به مسلخ فرستاد. شکستن استخوانهای بقایای فرقه رجوی و صدام و صدامیان بر تمامی معتقدین به حقوق انسان مبارک باد

    واضح است. واکنشی که رجوی در این اطلاعیه عصبی اش نسبت به شخص من نشان می دهد چیزی جز عدم قبول حکم تاریخ در مورد خودش نیست. صدام هم تا پای چوبه اعدام همه را مسئول می دانست الا خودش را. این رسم مغز های علیل است. همانطور که همیشه گفته ام. اگر به شخص من یا دوستانم باشد واقعا اگر همه ما جمع می شدیم نمی توانستیم و نمی توانیم یک مغازه کوچک را ببندیم چه رسد به چنین به خاک کشیدن پوزه کسی که روزی مدعی "رهبری به سوی جامعه بی طبقه توحیدی" و هزار چیز دیگر بود.
    بارها گفته ام و تکرار می کنم که این خاکی است که خود رجوی بر سر خود ریخت و مجازات اتودینامیک فساد و کشتار و قتل و غارتی که بخاطر منافع شخصی اش طی سه دهه انجام داده است. و البته بنده و دوستانمان هم مفتخریم و خدا را شکر می کنیم که نه تنها توانستیم خود را از زیر مهمیز این جزثومه فساد رها کنیم که توانستیم به قدر توانمان به دوستان دیگرمان هم کمک کنیم. یاد و خاطره قربانیان فرقه و دوستانی که از دست داده ایم گرامی باد. بخصوص زندانیان ابوغریب که جان خود را در سیاهچالهای "ودیعه های رجوی" از دست دادند و بخصوص کسانی که در کمپ بدنام اشرف توسط ایادی رجوی زیر شکنجه جان دادند ولی حاضربه قبول سروری صدام حسین و رجوی بر خود نشدند.

    همین جا و در پایان اجازه بدهید به تمامی برگزار کنندگان و همچنین دوستانی که در برنامه پس فردای پاریس شرکت دارند تبریک گفته و با وجود این که شخصا نخواهم توانست حاضر باشم (نخیر آقای رجوی تهران نمیروم، در اروپا ملاقاتی از قبل تعیین شده که نمی توانم عوض کنم – و بله طرف ملاقات هم از امریکا آمده است و ملاقاتمان هم انشاالله منجر به اعزام پزشک برای معاینه زنانی خواهد شد که بدستور تو رحمشان را خارج کرده اند تا آرزوی مادر شدن را به گور ببرند) از همینجا آرزوی موفقیت برای تک تکشان بکنم. هر چه باشد اگر نبود بخاطر این جلسه ای که برگزار می کنند در راستای نجات الباقی اسرای کمپ منفور اشرف، احتمال یقین این اطلاعیه مسخره رجوی هم حداقل به این صورت منتشر نمی شد.

    موفق باشید

    مسعود خدابنده
    لیدز انگلستان
    نوزدهم نوامبر 2008

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=4069

     

    گزارشی از وضعیت باقی مانده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف پس از رایزنی با مقامات دولتی عراق

    ایران اینترلینک، بیست و سوم فوریه 2008
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4086

    لینک به فایل پی دی اف (انگلیسی)

    مسعود خدابنده در طول ماههای ژانویه و فوریه به نمایندگی از ایران اینترلینک و به دعوت دولتی بعنوان کارشناس و مشاور در جلسات تصمیم گیری در مورد کمپ اشرف در عراق شرکت نمود. وی اکنون گزارش جهت استفاده عمومی ارائه نموده است.
    کمپ اشرف که مرکز اف او بی است در عین حال حدود سه هزار و چهارصد جنگجوی تروریست خارجی با نام سازمان مجاهدین خلق ایران را نیز در خود جای داده است. این افراد در سال 2003 توسط نیروهای ويژه ارتش امریکا سرکوب، خلع سلاح و بازداشت گردیدند. اکنون پنج سال از آن زمان می گذرد و این جنگجویان این مدت را تحت کنترل پلیس نظامی ارتش امریکا به سر برده اند. اکنون دولت عراق اقدام به اخراج این گروه از کشور نموده است.
    رهبر سازمان مجاهدین خلق مسعود رجوی، به افراد گروهش دستور داده است تا به هر قیمتی که شده در عراق بمانند تا شاید در آینده بتوانند مجددا به سلاح دستیابی داشته باشند ولی سازمانهای حقوق بشری بر این نکته متفق القول هستند که عراق یکی از خطرناک ترین نقاط ممکن برای نگهداری این گروه ایرانی می باشد و همگی متفق القول هستند که تمام کسانی که بصورت داوطلبانه خواستار بازگشت به میهنشان نیستند بایستی در کشوری ثالث بعنوان پناهنده پذیرفته شوند.
    مسعود خدابنده در طی مدت استقرار در بغداد با مقامات وزارتخانه های مختلف از جمله وزارت حقوق بشر، وزارت دفاع، وزارت امنیت ملی و همچنین نمایندگانی از سازمانهای غیر دولتی عراقی دیدار و مشاوره نمود. نتیجه این ملاقات ها توافق بر راه حلی دو مرحله ای بوده است. وی گزارش می دهد که وزات خارجه "هردو سازمانهای مجاهدین و پ، کا، کا، را سازمانهای تروریستی خارجی ارزیابی نموده و حضورشان در خاک عراق را بر خلاف منافع عالیه کشور و روابط عراق با همسایگانش می دانند. عراق نمی تواند با اجازه اقامت دادن به گروه های تروریست بین المللی چه بصورت گروهی و چه بصورت فرد به فرد باعث بوجود آوردن مشکلات جدی برای کشور گردد".
    راه حلی اولیه با مقامات وزارت حقوق بشر عراق و دیگران تصویب گردید که بر طبق آن "بنیاد خانواده سحر" بنیانگزاری گردیده است. این بنیان که شامل اعضای سابق این گروه و خانواده های اعضای سازمان مجاهدین نیز می گردد مسئولیت فراهم آوری امکانات کوتاه مدت برای اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق را که دیگر تحت پوشش حفاظتی نیروهای ارتش امریکا قرار نمی گیرند را به عهده گرفته است تا زمانی که این افراد به کشور ثالث منتقل گردند.
    بنیاد سحر از طریق تلفن ها و آدرس های زیر قابل دسترس می باشد

    .
    تماس (مرکز عراق)
    www.saharngo.com  
    saharfamily@yahoo.com  
    Tel: +964 - 7808481650 (فارسی، عربی)
    .
    تماس (خارج از عراق)
    Sahar
    BM 2632
    London
    WC1N 3XX
    U.K.
    Tel: +44 - 2076935044 (فقط انگلیسی)


    مسعود خدابنده در بخش نتیجه گیری این گزارش بر راه حل طولانی مدتی نیز تاکید می کند که به کشورهای غربی اجازه این را خواهد داد تا طی پروسه ای مشخص بتواند با رعایت حقوق انسانی افراد مستقر در این کمپ تمامی آنها را به سلامت کامل از عراق خارج سازند.
    مسعود خدابنده در مصاحبه ای با تلویزیون العراقیه در بغدد گفت که وی کاملا و بدون چون و چرا "حق مردم عراق برای برخورداری از امنیت و آسایش و همچنین حق آنها در برخورداری از روند قضایی مناسب بر علیه هر آن کس که در کشور عراق دست به خشونت و ترور زده اند" را به رسمیت می شناسد.
    دادگاه جنایی بغداد در ماه ژانویه حکم بازداشت سه تن از اعضای رهبری کننده سازمان مجاهدین در کمپ اشرف را صادر نمود.
    اعتقاد غالب بر این است که با توجه به احکام بازداشت و ادامه آنها در ماه های آینده، چگونگی برخورد نیروهای ارتش آمریکا که در حال حاضر حفاظت از این گروه تروریستی خارجی را بر عهده گرفته اند چالشی خواهد بود که نتیجه آن تاثیر مستقیم بر ادامه روند روابط بین ایالات متحده امریکا و کشور عراق خوهد داشت.
    گزارش علنی شده را می توانید بصورت الکترونیکی و یا بصورت کتابچه از
    www.iran-interlink.org  
    یا
    editor@iran-interlink.org  
    دریافت نمایید.
    پایان.
    Contact:
    Anne Singleton
    Iran-Interlink
    Tel: +44 (0) 113 278 0503
    Mob: +44 (0) 787 654 1150
    ------------------

    ترجمه بخش آخر (نتیجه گیری) گزارش:

    لینک به فایل پی دی اف (انگلیسی)


    زمانی که رژیم صدام حسین ساقط گردید، حدود سه هزار و هشتصد عضو سازمان مجاهدین خلق توسط نیروهای ویژه ارتش امریکا بمباران و سپس خلع سلاح و بازداشت گردیده و در"کمپ اشرف" به اسارت در آمدند.
    اکنون پس از پنج سال، باید به ارزش کار ارتش آمریکا در انجام وظیفه بسیار عالی در محدود ساختن سازمان تروریستی مجاهدین خلق در عراق و از طرف دیگر تضمین زنده مانده آنها در شرایط موجود اذعان نمود. پرداختن به یک فرقه خطرناک و نابود کننده ای همچون فرقه مجاهدین خلق کار ساده ای نبوده و نیست. برداشت عمومی در میان کسانی که از نزدیک به این مقوله آشنایی دارند قبول کردن این حقیقت است که وقعا نیرویی بجز نیروی ارتش آمریکا نمی توانست چنین ماموریتی را بدین شکل، بدون خشونت و بدون خونریزی، به نقطه کنونی برساند.
    ولی اکنون شرایط به نقطه ای رسیده است که اقدام عاجل برای ادامه برخورد با این گروه الزامی است. همانطور که این گزارش نشان می دهد امکان ادامه حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق تقریبا به صفر رسیده است. اکنون دولت عراق شروع به گرفتن زمام کار به دست خود نموده و جریانی از تحقیق برای محاکمات آینده را آغاز کرده است. محاکماتی که منجر به مجازات بسیاری از اعضای مجاهدین خواهد شد که امکان محاکمه و تایید جرائم ضد بشری و جنایات جنگی شان در همکاری صدام وجود داشته باشد. روند کار دولت عراق بعد از محکمه و مجازات متهمین، اخراج بدون فوت وقت کلیه افراد باقی مانده خواهد بود. بدین ترتیب واضح است که تمامی افراد مرتبط با این سازمان که اکنون در کشور عراق هستند با ریسک جدی جانی مواجه می باشند.
    سازمانهایی همچون عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، کمیته بین المللی صلیب سرخ و دیگران همگی متفق القول هستند که عراق جای نگهداری و باقی گذاشتن اعضای سازمان مجاهدین خلق نیست. در واقع باید گفت بد ترین نقطه ای که می توان برای این افراد در نظر گرفت همانا کشور عراق است که با انواع تهدید های خاص و عام آن مواجه خواهند بود. با نگاهی به وضعیت اخیری که در کمپ "تیپف" (کمپ جداشدگان در اشرف) بوجود آمد باید اذعان نمود که این وضعیت تاییدی بر همین مسئله است که "عراق با هیچ منطقی و به هیچ وجه جای ماندن مجاهدین و یا جداشدگان از مجاهدین نیست".
    در این رابطه هیچ شک و شبهه ای برای هیچ کس (از جمله خود مجاهدین) وجود ندارد که در صورتی که اعضای سازمان مجاهدین در عراق مانده و نیروهای ارتش امریکا اندکی از حفاظت موجود این کمپ کم کنند، جریانی از خشونت و خونریزی به سرعت کمپ اشرف را فرا خواهد گرفت. و البته ادامه حضور فعال نیروهای آمریکایی (و بلغاری) تا کنون نیز همین مسئله را تایید می کند.
    در این نقطه زمانی باز هم همه نگاه ها به دولت امریکا دوخته شده تا رهبری در حل این معضل را بعهد بگیرد. واقعیت این است که اعضای سازمان مجاهدین در عراق "زندانی" هستند و بنابراین باید به همین طریق حقوقشان را رعایت نمود. آنچه از نیروهای ارتش آمریکا انتظار می رود کمک، تسهیل و حتی رهبری حرکتی است که اکنون توسط خانواده های این "زندانیان"، "نیروهای حقوق بشری" و بخش های ذیربط در "دولت عراق" آغاز گردیده. آنچه از نیروهای امریکایی انتظار نمی رود همانا سنگ اندازی و احیانا جلوگیری از این حرکت های بشر دوستانه است.
    دولت امریکا باید توجه داشته باشد که اکنون بصورت همزمان با مسئله ای از بعد "قضایی" و مسئله ای از بعد "اخلاقی" روبرو شده است که نیاز به رسیدگی هر چه سریع تر دارد.
    آیا نیروی نظامی آمریکا با اصرار در نادیده گرفتن "مسئولیت قانونی" خود می خواهد روزانه در قبال احکام جلبی که توسط قوه قضایی کشور عراق صادر شده و می شود ایستاده و از تحویل دادن متهمین به پلیس رسمی عراق خود داری کند؟ و تا کی؟
    و همچنین،
    آیا نیروهای نظامی آمریکا با اصرار در نادیده گرفتن "مسئولیت اخلاقی" خود در قبال در خواست خانواده ها ای که جز ساعتی ملاقات خصوصی با اعضای خانواده خود (که شرعا و عرفا زندانی نیروهای امریکایی و نه یک سازمان تروریستی محسوب می گردند) چیز دیگری نمی خواهند خواهد ایستاد؟ و تا کی؟
    آیا سربازان امریکا میخواهند بگویند که قادر نیستند افراد "زندانی" را از "کمپ اشرف" برای ملاقات خانوادگی به "بغداد" بیاورند در حالی که خانواده ها هزاران کیلومتر را برای دیدن این "افراد تحت حفاظت بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو" طی کرده اند تا به بغداد برسند؟
    "بنیاد خانواده سحر" بعنوان راه حلی مقطعی بینانگزاری گردیده تا بتواند کمک کاری باشد برای خانواده افرادی که در کمپ اشرف گرفتار شده اند و تا حد امکاناتش راه حل هایی بیابد برای کسانی که خواستار جدا شدن از سازمان تروریستی مجاهدین خلق هستند. با توجه به این "تعریف وظائف" شک نباید کرد که نفس وجود و حضور "بنیاد سحر" سرعت و شتاب خروج و رهایی از سازمان مجاهدین خلق را افزایشی چشم گیر خواهد داد. در این مرحله، سربازان امریکایی می توانند کمک دهنده و یاری کننده ای برای حل این مشکل انسانی باشند و یا تصمیم به جلوگیری، سنگ اندازی و وارد کردن خلل در کار سازمانهای حقوق بشری بگیرند. با توجه به شرایط موجود بنظر می رسد که با گذشت پنج سال، در هر صورت نتیجه نهایی اجتناب ناپذیر باشد ولی در این میان قضاوت تاریخی و تشویق افکار عمومی (عراق و خارج از عراق) به نیروهایی تعلق خواهد گرفت که با انتخاب خود لیاقت و استحقاق خود را در این مسیر نشان بدهند.
    طبعا این صرفا بخشی از قضیه است و مسئله اصلی را پاسخ نمی دهد. این که "با اعضای فعال و داخل سازمان مجاهدین خلق که در کمپ اشرف مستقر هستند چه باید کرد؟" نیاز به پاسخ دارد. این افراد نیز نهایتا باید در جایی از جهان پناه داده شوند و تنها نقطه ممکن که به ذهن می رسد "کشورهای غربی" است. در حال حاضر اعضای سازمان مجاهدین محصور در کمپ اشرف در حالتی از "برزخ حقوقی" و "برزخ هویتی" قرار گرفته اند. کشورهای غربی در حالی که بوضوح از "ماهیت تروریستی" سازمان در کشورهای خودشان آگاهی داشته و مواظب اوضاع در درون کشورهای غربی هستند، بنظر می رسد اهمیت چندانی به "قبول مسئولیت" در قبال حضور این گروه در عراق و آنچه بر مردم عراق می رود نمی دهند. تمامی کشورهای اصلی در غرب این سازمان را در لیستی از گروههای تروریستی خود وارد کرده و نتیجه این می شود که هیچ کشوری حاضر به قبول آنها نیست.
    در اروپا، سعی و کوشش زیادی برای خارج کردن این گروه از لیست های تروریست انجام می پذیرد. این کوشش به رهبری گروهی از نومحافظه کاران لندن، تلاویو و واشنگتن بخصوص در بریتانیا رونق بیشتری دارد. آنها معقدند که سازمان مجاهدین خلق اکنون دیگر "خشونت را نفی نموده" است.
    این لابی های قدرتمند غربی تاکنون از قبول مسئولیت و یا حتی قبول و اذعان به وجود مشکل و بحران انسانی ای که بر افراد مستقر در کمپ اشرف سایه افکنده خودداری کرده اند. ولی آنها باید توجه داشته باشند که ارزش این گروه (سازمان مجاهدین) برای حامیان آن بخاطر این است که می گویند "این بزرگترین نیروی آپوزیسیون ایرانی" است و برای اثبات آن به "تعداد اعضا در کمپ اشرف عراق" اشاره می کنند. این حامیان مجاهدین باید در نظر بگیرند که طبعا سالم نگهداشتن این گروه از اعضا و استفاده های بعدی از آنها مسلما بهتر از پخش شدن و از دست دادن آنها در زندانهای عراق است.
    اکنون حامیان شناخته شده و کهنه کاری همچون "کمیته پارلمانی ایران آزاد" در بریتانیا که توسط لرد کوربت رهبری می گردد مسئولیت جدی سیاسی و انسانی ای را بر عهده دارند تا در جهت نجات این افراد که سالهای سال بعنوان "وسیله ای برای دموکرتیزه کردن ایران" مورد استفاده (نومحافظه کاران تلاویو، لندن و واشنگتن) قرار گرفته اند اقدام عاجل بعمل آورند. حقوق و حتی جانهای اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف باید مورد حفاظت جدی قرار گیرد و مسئولیت آن نیز قبل از همه با کسانی است که بیش از دو دهه از آنها در کنار صدام حسین بعنوان ابزار استفاده کرده اند.
    واضح است که این حفاظت و پشتیبانی میسر نیست مگر این که این افراد به اروپا آورده شوند. همانطور که یکی از وزرای عراقی در ملاقات به من گفت: "حامیان غربی سازمان مجاهدین خلق و بخصوص حامیان آنها در بریتانیا باید از این پس ابزار خود را در کمد های خودشان نگهداری کنند!". هم عراقی ها و هم ایرانیان اروپا را بعنوان تنها مقصد طبیعی و نهایی و ممکن برای سازمان مجاهدین خلق می دانند. تغییر شکل گروه از نظامی به شخصی، پخش شدن به گروه های متعدد و اقدامات مشابه این امکان را ایجاد خواهد کرد تا اعضایی که خواستار ادامه مبارزه غیر خشونت آمیزشان با جمهوری اسلامی ایران هستند امکان ادامه را داشته باشند.
    مسلما خروج سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی در بریتانیا امکان انتقال سازمان مجاهدین خلق از عراق را بوجود آورده و اجازه خواهد داد تا لندن بتواند این افراد را بصورت شخص شخص بعنوان پناهنده بپذیرد. طبعا منابع مالی ای که اکنون صرف نگهداری کمپ اشرف می گردد نیز باید به بریتانیا منتقل گردد و البته هر یک از اعضا که خودش خواستار بازگشت به میهنش باشد می تواند از گارانتی ها و کمک های وزارت حقوق بشر عراق و صلیب سرخ جهانی بهره مند گردد.
    این بسته پیشنهادی بسته ای است قابل پیاده کرده و امکانپذیر که می تواند نتیجه مناسبی را حاصل کند. نتیجه ای مناسب با درخواست ها و مناسب با خواسته ها و منطبق با منافع اعلام شده عراق، بریتانیا و حتی نیرویی که خود را "مقاومت ایران" می نامد و مدعی است که "خشونت را در هر شکل و فرم آن نفی کرده" و کنار گذاشته است.
    این بسته پیشنهادی راه حلی انسانی و نسبتا عملی و ساده ای را برای مشکلی که اکنون به کلافی سردم گم تبدیل شده است ارائه می دهد. این راه حلی است برای تصمیم گیری نهایی در مورد این گروه و شاید هم تنها راه حل ممکن در این زمینه.

    ------------

    ترجمه متن کامل گزارش:

    ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق

    .

    .

    مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، فوریه 2008
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4095
    یا
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/Camp%20Ashraf%20february%202008.pdf

    محتویات:

    مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟
    چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟
    قرارگاه اشرف چیست؟
    در TIPF چه میگذرد؟
    مقر TIPF قرار است ظرف شش ماه بسته شود.
    مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه
    مذاکرات در خصوص دادن مشورت
    نتایج مشورت ها در عراق
    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق
    بیانیه بنیاد خانواده سحر
    نتیجه گیری


    مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟

    سازمان مجاهدین خلق در سال 1965 بوجود آمد تا مبارزه مسلحانه بر علیه شاه ایران را به پیش ببرد. در میان کسانی که در اولین نبرد مسلحانه کشته شدند یک گروه شش نفره مقاطعه کاران آمریکایی در ایران بودند. اغلب اعضای آن در طی دهه 1970 زندانی شدند. بعد از اینکه شاه در سال 1979 سرنگون شد، زندانیان سازمان مجاهدین خلق آزاد گشته و بعد از اینکه در ابتدا برای مدت دو سال از انقلاب حمایت کردند، شروع به چالش در برابر آیت الله خمینی برای قدرت بیشتر نمودند. این موضوع منجر به تبعید در ابتدا به فرانسه و متعاقبا به عراق شد. صدام حسین حمایت مالی، نظامی و لجستیکی از گروه به عمل آورد و از آن در طی جنگ با ایران و سپس سرکوب قیام کردها و شیعیان در ماه مارس 1991 استفاده نمود تا ماندن خویش به مسند قدرت را تضمین نماید.

    عملکرد خشونت آمیز و مزدورانه سازمان مجاهدین خلق ابتدا در اوایل دهه 1980 توسط دولتهای غربی برای مخالفتش با دولت انقلابی در ایران مورد استقبال قرار گرفت که منجر به مرگ هزاران شهروند در ایران در طی نبرد تروریستی آن شد تا اینکه عاقبت به عنوان یک گروه تروریستی ممنوع گردید. به دنبال گزارشی که توسط وزارت خارجه آمریکا در سال 1994 بیرون داده شد این گروه به لیست ترور ایالات متحده در سال 1997 اضافه گردید. انگلستان این گروه را در سال 2000 و اتحادیه اروپا در سال 2002 و کانادا در سال 2005 ممنوع اعلام کردند. در ماه مه 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" در خصوص جزئیات نقض حقوق بشر اعمال شده در سازمان علیه اعضای خودش منتشر کرد. زندانی کردن جداشدگان در زندان ابوغریب بعد از حل شدن سازمان مجاهدین خلق در ماشین امنیتی صدام حسین مدتها قبل از اینکه در سال 1991 به ارتش خصوصی صدام تبدیل شود عملی گشت.

    در راستای اشغال عراق در سال 2003، مسعود رجوی به رزمندگان سازمان مجاهدین خلق گفت که آنان تماما به ایران حمله خواهند کرد. این عملیات "شق سیاه" نامگذاری شد. اما در عوض، او به مخفی گاه خود در آوریل 2003 فرار کرد و با آتش بس با نیروی ویژه آمریکایی ها موافقت نمود. در ماه ژوئن، رجوی به خواسته آمریکا گردن نهاد که مبارزانش تماما خلع سلاح شوند. تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق در قرارگاه اشرف محصور شدند و از آن زمان در آنجا با عنوان تحت الحفظ زیر حفاظت پلیس نظامی آمریکا با همکاری واحدهای بلغاری باقی مانده اند.

    سازمان مجاهدین خلق در معرض تهدید حملات انتقامی عراقی ها است. علیرغم چنین تهدیدی، مسعود رجوی مصر است که اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در یونیفرم های نظامی خود باقی بمانند و در برابر تمامی کوشش های انسان دوستانه برای کمک به آنها برای جابجایی یا حتی فرستادن اعضایی که اقامت در کشورهای اروپایی دارند به محل امن مقاومت کرده است. اصرار نامربوط رجوی به اینکه سازمان مجاهدین خلق به صورت یک پارچه تلقی گردد و نه به صورت افراد مجزا و این حقیقت که ظاهرا این گروه مشکلی بوجود نیاورده است آمریکایی ها را از اینکه موقعیت پناهندگی آنان را مخدوش کنند باز داشته است. سربازان آمریکایی به حفاظت خود از گروه که توسط وزارت خارجه خودشان به عنوان یک سازمان تروریست خارجی ممنوع اعلام شده است ادامه میدهند، که البته برخی در غرب به آن به عنوان ابزار احتمالی برای معامله با ایران مینگرند.

    در حال حاضر، بر اساس ارقام ارائه شده توسط آمریکا، حدود 3360 عضو فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق و در استان دیالی باقی مانده اند. هم اکنون 109 نفر نیز در امکانات اقامتی بین المللی موقت (TIPF) در مجاورت قرارگاه اشرف که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند و خواهان پناهندگی و انتقال به کشور ثالث هستند بسر می برند. بیش از 100 نفر از TIPF در دسامبر 2007 بیرون رانده شدند و با شرایط نامشخصی که بعدا در این گزارش توضیح داده خواهد شد روبرو گردیدند. نیروهای چند ملیتی (MNF) تحت رهبری آمریکا همچنین میگویند که 380 نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا به وطن خود بازگردند که توسط کمیته جهانی صلیب سرخ (ICRC) و وزارت حقوق بشر عراق جهت بازگشت به نزد خانواده شان در ایران یاری شده اند.

    اکنون بهرحال بعد از پنج سال، دولت عراق مصر است که سازمان مجاهدین خلق تماما از خاک عراق منتقل شود. علیرغم ادعاهایی که توسط سازمان مجاهدین خلق در محافل غربی میشود که خشونت را کنار گذاشته است، وزارت دفاع عراق میگوید که شکی نیست که این گروه در اعمال خشونت آمیز در این کشور دست داشته است. ارائه یک راه حل برای برخورد با این گروه بیش از هر زمان دیگری فوریت دارد.

    موقعیت پناهندگی رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف به شکلی نامشخص است. در سال 2004 ارتش آمریکا به سازمان مجاهدین خلق تحت کنوانسیون چهارم ژنو موقعیت افراد تحت الحفظ منعقد کرد.

    طبق گزارشی از رابرت کارنویل، نویسنده دفاعی استریت تایمز در 4 فوریه، ماده 133 کنوانسیون چهارم ژنو مشخص میکند که " اسارت افراد تحت الحفظ باید بلافاصله بعد از پایان خصومت ها خاتمه پذیرد."

    "کمیته جهانی صلیب سرخ مشخص میکند که جنگ عراق با انتقال حق حاکمیت به دولت موقت در ژوئن 2004 پایان پذیرفته است و تمامی جنگ ها از آن زمان به عنوان درگیریهای داخلی که بخاطر حضور نیروهای چند جانبه صورت گرفته اند ارزیابی میشوند."

    سرگرد دانیلسون (سخنگوی نیروهای چند ملیتی) میگوید: "نه اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق و نه اعضای سابق که پناهنده شده اند اسیر محسوب نمیشوند. پناهندگان در قرارگاه پناهندگی اشرف کاملا حق دارند از آنجا خارج شده و در عراق با استفاده از لسه پاسه صادر شده از طرف عراق سفر نمایند. آنها همچنین میتوانند در صورت تمایل به ایران باز گردند و یا در قرارگاه بمانند."

    بهرحال، تنها اصرار مسعود رجوی مبنی بر این که رزمندگانش در قرارگاه اشرف به انتظار بنشینند تا مجددا تسلیح شوند مانع اقدام جهت معامله بر سر آنها نبوده است. از آنجا که هر کشور مهم اروپایی سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه تروریست ممنوع اعلام کرده است، عملا یافتن بهشت امن براین این گروه در خارج از عراق غیر ممکن است.

    گزارش استریت تایمز ادامه میدهد که: " به گفته آقای سعید بومدوها، یک محقق در عفو بین الملل در لندن، آنها قطعا در یک بن بست قانونی قرار دارند، هیچکس آنها را نمیخواهد."

    "گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال 2007 مشخص میکند که سازمان مجاهدین خلق ظرفیت و توان اقدام به عملیات تروریستی در اروپا، خاور میانه، ایالات متحده، کانادا و فراتر از آنرا دارد."

    "این گزارش سازمان مجاهدین خلق را با خصوصیات فرقه ای معرفی میکند بطوری که اعضای جدید تحت القائات ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و تاریخ بازنگری شده ایران قرار داده شده و الزاما در جلسات هفتگی غسل ایدئولوژیک شرکت میکنند. بچه ها از والدینشان جدا میشوند و خانم رجوی یک فرقه کیش شخصیتی بوجود آورده است."

    بهرحال روال جریانات در عراق نامعلوم است و لذا برای کشورهای غربی بسیار مهم است که به این موضوع بپردازند.

    چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟

    در دسامبر 2007 گزارشات تأیید نشده ای ابهاماتی را در خصوص آینده قرارگاه اشرف مطرح مینمود. معلوم شده است که صاحب اصلی زمینی که این قرارگاه بر آن بنا شده و وی تحت حاکمیت صدام حسین از عراق گریخته بوده است به عراق بازگشته و دست به اقدامات قانونی زده و در حال حاضر حکمی از دادگاه دارد تا زمینش را بازپس بگیرد که بخشی از آن بطور غیر قانونی توسط دیکتاتور سابق عراق به سازمان مجاهدین خلق هدیه شده تا پایگاه نظامی خود را در آن بسازد. این زمین قانونا باید تخلیه شده و بطور کامل به صاحب آن پس داده شود.

    اگرچه این موضوع مورد تأیید قرار نگرفته است اما وقایع بعدی ظاهرا این خبر را تأیید میکنند. در ماه دسامبر پلیس نظامی آمریکا افراد را از TIPF خارج کرد. به بازدید کنندگان از این کمپ از جانب پلیس نظامی گفته شده که TIPF ظرف مدت شش ماه بسته خواهد شد.

    در ژانویه 2008 مقامات دولت عراق مسعود خدابنده از ایران اینترلینک را برای یک سری ملاقات ها به بغداد، جایی که موضوع نحوه پرداختن به گروه های تروریستی خارجی در عراق توسط ارگان های مختلف مورد بررسی قرار میگرفت، دعوت کردند.

    در نتیجه این ملاقات ها مسعود خدابنده گزارش نمود که دولت عراق بصورت یکپارچه مصمم است که از سازمان مجاهدین خلق بخواهد بطور کامل خاک عراق را ترک نماید. در این رابطه، هیچگونه تفاوتی بین اعضای فعال و اعضای سابق این گروه قائل نشده است. دولت عراق سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریست میداند که هنوز به بقایای حزب بعث رژیم صدام حسین وابستگی دارد. درخواست از آمریکایی ها از سال 2004 برای جابجا کردن این گروه هیچ نتیجه ای نداشته است. دولت حالا موضوع را خود در دست گرفته است و رأسا در خصوص گروه مربوطه اقدام خواهد کرد.

    سرگرد دانیلسون گفته است که آنها (سازمان مجاهدین خلق) متهم به ارتکاب به اعمال جنایی نیستند، در هر صورت این وضعیت الان تغییر کرده است. دولت عراق موضوع سازمان مجاهدین خلق را به قوه قضائیه سپرده است که اقدامات قانونی علیه تمامی گروه را به پیش میبرد. سه قاضی بطور جداگانه در حال حاضر حکم بازداشت علیه سه نفر از اعضای رهبری کننده در قرارگاه اشرف را صادر نموده اند. به عنوان یک دولت مستقل یک کشور انتظار میرود که نیروهای آمریکایی اعمال قانون را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق به رسمیت بشناسند.

    آقای خدابنده گفت: "در هر یک از ملاقات هایی که من شرکت کردم، من پیشنهادی را در برابر عراقی ها گذاشتم که اعتقاد داشتم تنها راه واقعی و انسانی رو به جلو برای کسانی است که در قرارگاه اشرف گرفتار هستند، و این پیشنهاد در همه جا مورد استقبال قرار گرفت. حال زمان آن فرا رسیده است تا تمامی ارگان های امنیتی و حقوق بشری در عراق از حرف های دوپهلو بپرهیزند و با هم همکاری داشته و یک طرح واقعی را به منظور عمل در این موضوع و حل مسئله در جهت منافع تمامی طرف های درگیر قبول کنند."

    این گزارش قصد دارد وضعیت موجود را تشریح نموده و آنچه که تنها راه حل عملی ممکن است را ارائه کند که آینده ای ایمن و امن را برای ساکنان قرارگاه اشرف تضمین نماید.

    قرارگاه اشرف چیست؟

    قرارگاه اشرف در شمال شرقی شهر عراقی خالص در استان دیالی در 60 کیلومتری شمال بغداد و 20 کیلومتری مرز غربی ایران واقع شده است.

    همراه با حداقل 6 پایگاه دیگر در عراق، قرارگاه اشرف از جانب صدام حسین به سازمان مجاهدین خلق به عنوان مقر مرکزی و پایگاه تعلیماتی داده شد. از این پایگاه، نظامیان عراقی سازمان مجاهدین خلق را به تانک و توپ و زره پوش مجهز کردند. از سال 1983، این گروه عملیاتی را علیه ایران در خلال جنگ ایران و عراق و سپس عملیاتی علیه قیام کردهای عراقی در برابر صدام حسین در سال 1991به انجام رساند. قبل از سال 2003 این محل پایگاهی بود که عملیات تروریستی علیه ایران و در داخل عراق طراحی و هدایت میگردید.

    این مقر به نام اشرف ربیعی یک زندانی سیاسی برجسته تحت نظام شاه نامگذاری شده است، کار حیاتی این قرارگاه از سال 1986 پایگاه اصلی تعالیم ایدئولوژیکی برای هم اعضا و هم هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده است. این پایگاه هنوز برای تعالیم نظامی و ایدئولوژیکی سازمان مجاهدین خلق استفاده میشود.

    به دنبال اشغال عراق در ماه مارس 2003 این پایگاه زیر بمباران نیروهای آمریکایی قرار گرفت. بعد از مقداری مقاومت اولیه، با کشته شده حدود 50 نفر در طرف سازمان مجاهدین خلق، تمامی پرسنل سازمان در قرارگاه اشرف جمع آوری و محاصره شدند. به محض حمله نیروهای آمریکایی رهبر سازمان مسعود رجوی فرار کرد و مخفی شد. او در حال حاضر دستورات خود را به اعضای سازمان در عراق و کشورهای غربی از مخفیگاه خود صادر میکند. در ماههایی که به اشغال عراق ختم شد، چند صد نفر از اعضای سازمان با عجله به اروپا منتقل شدند که در حال حاضر نیز در آنجا اقامت دارند. در میان آنها جانشین مسعود رجوی یعنی مریم رجوی نیز وجود دارد که در فرانسه در ژوئن 2003 دستگیر شد و در انتظار برگزاری محاکمه به اتهام ارتباط با تروریسم می باشد. مریم رجوی نقش رهبر سازمان مجاهدین خلق قابل قبول در غرب را ایفا میکند. او فعالیتهای فریبکارانه رجوی را در حلقه های سیاسی و رسانه ای غربی به پیش میبرد.

    در حال حاضر، در میان حصارهای قرارگاه اشرف یک مرکز تحت کنترل نیروهای آمریکایی و بلغاری به نام TIPF تشکیل شده است که به کسانی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند پناه داده است.

    در درون خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل اوضاع را از طریق اعمال متدهای سخت فرقه ای در اختیار دارد که اعضای خود را از پایه ای ترین حقوق انسانی محروم نگاه میدارد. این گروه ساختار و یونیفرم نظامی خود را حفظ کرده و اعضا برنامه آموزشی هم نظامی و هم ایدئولوژیکی را به اجرا در می آورند.

    از نقطه نظر سازمانی خصوصیات اصلی سازمان مجاهدین خلق به صورت زیر است:

    • از القای روانی و مانیپولاسیون برای جذب، پرورش و حفظ اعضای خود استفاده میکند.
    • یک جامعه بسته توتالیتر بوجود آورده است.
    • رهبر آن خود انتصابی، اتوکرات، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی و کاریسماتیک است.
    • اعتقاد دارد که "هدف وسیله را توجیه میکند" و به هر وسیله ممکن برای جمع آوری پول، عضو گیری نفرات، فریب هواداران بالقوه و کسب قدرت سیاسی دست میزند.
    • دارایی اش به اعضایش و به جامعه سودی نمیرساند.

    اگر چه مسعود رجوی مخفی شده است ولی وی همچنان تنها تصمیم گیرنده گروه می باشد. او همچنان مدافع استفاده از خشونت برای رسیدن به مقاصد سیاسی است. هدف اعلام شده سازمان مجاهدین خلق ساقط کردن رژیم ایران بطور کامل (یعنی حذف سیستم ولایت فقیه) و جانشین کردن آن با سیستم حکومتی رجوی که خود به عنوان رهبر کشور قرار میگیرد است.

    پرسنل سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف تحت ایدئولوژی گروه تعلیم میگیرند که به آنها می آموزد تا خود را کاملا در اختیار رهبری مادام العمر مسعود رجوی قرار دهند. سازمان مجاهدین خلق هیچگونه قانون حقوقی یا اخلاقی به غیر از تصمیمات مسعود رجوی را به رسمیت نمیشناسد و آنها خود را بدون چون و چرا تسلیم دستورات وی میکنند. طبق ایدئولوژی رجوی او خواهان اطاعت محض بوده و اعضا باید همسر و فرزندان خود را طرد نمایند و آنها باید طبق دستورات داده شده حاضر به کشته شدن یا کشتن باشند. تحت این شرایط تنها فرض منطقی اینست که هر کس که در قرارگاه اشرف تحت تعلیم قرار گرفته است متعلق به مسعود رجوی است. او واژه "شهید زنده" را ابداع کرده است تا رابطه اعضا را با خودش تعریف کند. این بدان معنی است که اعضا عملا زندگی خود را در خدمت رجوی قرار داده اند تا به هرگونه که مایل است استفاده کند.

    ارزش مطلق قرارگاه اشرف برای مسعود رجوی ایزوله بودن آن است. اعضا در این قرارگاه هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند. قرارگاه یک عنصر ضروری برای کنترل رفتار و اعتقاد اعضاست. به این دلیل رجوی در برابر تمامی کوشش هایی که برای جابجا کردن مجاهدین، چه از نقطه نظر امنیتی و چه از نقطه نظر انسانی، صورت گرفته است مقاومت نموده است. افرادی که در کشورهای غربی حق اقامت داشته اند از جانب رجوی مجبور شده اند تا هرگونه کمکی را رد نمایند و خواهان آن شوند که گروه بصورت یک پارچه مورد رسیدگی قرار گیرد و نه به صورت افراد مجزا. ادامه دادن به پوشش نظامی هویت اصلی این گروه را مشخص میکند.

    اگر چه رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف از بالاترین سطح زندگی در استاندارد عراق برخوردارند اما سلامت، اخلاق و روحیه ساکنان قرارگاه طی پنج سال گذشته بطور محسوسی افت کرده است. افرادی که از طریق TIPF قرارگاه را ترک کرده اند گزارش نموده اند که تجاوز، دعوا، قتل و خودکشی های مشکوک در حالیکه ساکنان با محدودیت های شدیدی که از جانب رهبران بر آنان اعمال میشود مقابله میکنند به وقوع پیوسته است. خبرگزاری فارس از قول فرمانده اطلاعات نظامی نیروهای بلغاری گزارش نموده است که وی گفته است که طی سال 2007 واحدهای نیروهای بلغارستان مجبور شده اند با 14 درگیری جدی در قرارگاه اشرف مقابله نمایند که وی آنرا در نتیجه آشوب بازداشت شدگان طی سالهای اخیر دانسته است که البته اشاره کرده است که هیچگونه تهدیدی نسبت به سربازان بلغاری صورت نگرفته است.

    ساکنان قرارگاه اشرف از آغاز زمانی که تسلیم شدند و رهبرشان مسعود رجوی آنها را ترک کرده و مخفی شد، در حالیکه قرار بود تهاجم گسترده ای علیه ایران همانطور که قول داده بود انجام شود، روحیه خود را به شدت از دست داده اند. میزان بزدلی که در این عمل بارز گردیده است تأثیرات جبران ناپذیری بر گروه به جا گذاشته است.

    اگر اینطور در نظر بگیریم که تروریسم بطور کلی هم به شکل و هم به محتوا نیاز دارد تا تحقق پذیرد، بنابراین در حالت فعلی، قرارگاه اشرف شکل یا ظرف مربوطه را برای گروه رجوی بوجود آورده است. محتوا البته ایدئولوژی نفرت و خشونت وی است. اگر شکل برداشته شود، بنابراین فارغ از اینکه چه محتوایی در ذهن افراد باقی مانده باشد، آنها قادر به عمل به تروریسم نخواهند بود. این کار مانند گرفتن سلاح از دست آنان است.

    در TIPF چه می گذرد؟

    زمانی که رزمندگان سازمان مجاهدین خلق بالاجبار خلع سلاح شدند و در قرارگاه اشرف توسط نیروهای ویژه ایالات متحده در سال 2003 محصور گردیدند آنان متعاقبا توسط FBI و عناصر نظامی تحت بازجویی قرار گرفتند. اثر انگشت و نمونه DNA این افراد برداشته شد و کارت هویت برایشان صادر گردید. در طی این مصاحبه ها افراد بسیاری ابراز کردند که مایلند سازمان مجاهدین خلق را ترک نمایند. ارتش آمریکا مجبور بود امکانات اقامتی موقت بین المللی (TIPF) را در مجاورت قرارگاه اشرف برای استقرار کسانی که میخواستند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود آورد.

    نیروهای آمریکایی هم ساکنان قرارگاه اشرف و هم ساکنان TIPF را در برابر حملات انتقام جویانه کردها و سایر عراقی هایی که سازمان مجاهدین خلق را بخشی از ابزار سرکوب صدام حسین تلقی میکنند حفاظت می نمایند. در داخل خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل را بدست دارد. متدولوژی این کنترل شامل جداسازی شدید زن و مرد، شرکت اجباری در نشست های روزانه غسل و گزارش دهی و همچنین تسلیم در برابر سبک زندگی خاص است که شامل کنترل جزئی ترین موارد از قبیل مسدود شدن هر گونه اطلاعات از خارج است. این اوضاع همان چیزی است که سربازان آمریکایی و بلغاری برای تقریبا 5 سال حفظ کرده اند.

    طی این پنج سال صدها نفر قرارگاه اشرف را ترک کرده اند تا به آمریکایی ها پناهنده شوند. در حالیکه کنترل شدید بر اعضا در نتیجه هر جدا شدنی مورد تهدید قرار میگیرد، واکنش سازمان مجاهدین خلق برای ترساندن اعضا بیان داستان های تجاوز و آزار افراد توسط سربازان آمریکایی در صورتی که آنان به TIPF بروند بود.

    این گروه نفوذی هایی به TIPF فرستاده است تا تلاش کنند تا فضای آنجا را تحت کنترل خود در آورند (هدف از این کار جلوگیری از بازگشت افراد به ایران است) و همچنین برخورد پلیس نظامی آمریکا را با گروه هدایت نمایند. علاوه بر این، شرایط TIPF تا همین اواخر بسیار ابتدایی و بصورت زندگی در چادر و جیره جنگی سربازی برای کسانی بود که از سازمان جدا شده بودند. قرارگاه اشرف شرایط معیشتی را فراهم میکند که در مقایسه عالی است که شامل ساختمان های کولر دار، غذای کافی، حمام و آب لوله کشی و همچنین امکانات تفریحی مناسبی است.

    اجتناب ارتش آمریکا برای بهبود شرایط در خارج از قرارگاه اشرف نسبت به شرایط داخل قرارگاه منجر به بیان این اتهام شده است که هدف از این کار دادن قدرت به رهبران سازمان مجاهدین خلق برای نگاه داشتن افراد در درون این سازمان تروریست است. در حقیقت، سازمان مجاهدین خلق واحد خروجی خود را در داخل قرارگاه اشرف بوجود آورده است تا در حدود 200 نفر را در آن اسکان بدهد. اینها افرادی هستند که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند ولی بخاطر فشارهای سازمان میترسند به TIPF بروند و لذا تحت هژمونی سازمان مجاهدین خلق باقی مانده اند.

    تحت عنوان موقعیت فرد تحت الحفظ در خصوص اسیران کنوانسیون چهارم ژنو این افراد نباید به اجبار اخراج شوند. بهرحال، ارتش آمریکا گزارش نموده است که از TIPF 380 نفر بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا جدا شده و از جانب وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ برای بازگشت به نزد خانواده های خود یاری شده اند.

    تعداد 208 نفر از اعضای سابق، که در TIPF به علت اینکه نمیخواستند به ایران بازگردند باقی مانده اند از سازمان ملل متحد درخواست موقعیت پناهندگی و انتقال به کشور ثالث کرده اند. در هر صورت، با توجه به تقاضاهای بسیار از سازمان ملل متحد و سازمان های کمک رسانی برای پرداختن به حجم بسیار زیاد جابجایی های داخلی و پناهندگان عراقی، هیچ نتیجه ای برای یافتن مکانی برای آنان بدست نیامده است.

    TIPF ظرف شش ماه بسته میشود

    در ژانویه 2008، یک مقام بلند پایه عراقی در تلویزیون العراقیه ظاهر شد و توضیح داد که صاحب اصلی زمینی که قرارگاه اشرف بر روی آن بنا شده از جانب یک دادگاه عراقی مجاز دانسته شده تا زمین خود را باز پس بگیرد. زمینی که از ابتدا بصورت غیر قانونی توسط صدام حسین مصادره شده و به سازمان مجاهدین خلق اهدا گردیده بود. به صاحب زمین گفته شده بود که زمین وی ظرف شش ماه به وی تحویل داده خواهد شد. این بدان معنی است که هم TIPF و هم تمامی قرارگاه اشرف باید از پرسنل خود، آمریکایی، بلغاری یا ایرانی، ظرف شش ماه خالی شوند.

    این خبر علت وقایعی که از دسامبر 2007 زمانی که پلیس نظامی آمریکایی شروع به انجام پروسه تخلیه TIPF نمود را روشن میکند. بازدید کنندگان از قرارگاه میگویند که به آنها گفته شده است که سربازان آمریکایی در TIPF طی شش ماه محل را خواهند بست. به آنها گفته شده است که TIPF ممکن است به موصل در کردستان منتقل شود، ولی این واقعه اتفاق نیفتاد.

    طبق گفته کسانی که در ماه دسامبر TIPF را ترک کردند، پلیس نظامی آمریکایی به آنها گفته است که آنها آزادند محل را ترک کنند و در حقیقت به آنان گفته است که نمانند چرا که قرارگاه مربوطه در حال منحل شدن است. یک گروه از ترک آنجا اجتناب کردند و هنوز در TIPF باقی مانده اند. دیگران بصورت فردی در گروه های کوچک تا حداکثر 5 نفر در کنار جاده ای در فاصله ای نسبتا دور برده شدند. از آنها فیلم تهیه شد تا ثابت شود آنان زنده و سالم هستند و سپس رها شدند تا خود راهشان را پیدا کنند. به آنها یک لسه پاسه که توسط آمریکایی ها صادر شده بود داده شد و به آنها گفته شد که با این مدرک میتوانند از عراق خارج شوند. در هر صورت این مدارک به کسی اجازه نمیدهد که به سمت جنوب یعنی بغداد سفر کند و آنها مجبورند به طرف شمال بروند. کسانی که به اربیل رسیدند توانستند مدارکی از دولت محلی کردستان که به آنها اجازه میدهد در شهر بمانند بگیرند. ولی این مدارک بعد از مدت کوتاهی توسط پلیس محلی از آنان پس گرفته شد. آنان در حال حاضر هیچ مدرکی به غیر از کارت هویتی که آمریکایی ها داده اند ندارند.

    وزارت امنیت ملی عراق میگوید مدارکی که به ساکنان سابق TIPF داده شده است را به رسمیت نمیشناسد، و چنانچه این افراد در خارج از کمپ مربوطه پیدا شوند بازداشت شده و به دلیل تعلق به یک گروه تروریست خارجی زندانی خواهند شد.

    اسکات پیترسون از مجله کریستین ساینس مانیتور که وضعیت سازمان مجاهدین خلق را تعقیب میکند در 11 فوریه گزارش نموده است که: "حدود 100 نفر سعی کردند تا از عراق خارج شوند، برخی از آنان نامه های ارتش آمریکا را برای سفر به ترکیه به همراه داشتند. مدارک کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR نشان میدهد که در یک نقطه در قضیه آنان در نزدیک به دو هفته قبل، 19 نفر توسط ترکیه به عراق بازگردانده شدند، ده ها نفر در کردستان در شمال عراق دستگیر شده و برخی مجبور به بازگشت به مناطق ناامن مرکزی عراق شدند و 26 نفر هم مفقود می باشند."

    سایر گزارشات نشان میدهد که یک نفر توسط پلیس مرزی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده است و در حال حاضر در بیمارستان در اربیل پایتخت کردستان عراق است. سازمان عفو بین الملل میگوید که نسبت به وضعیت شش نفر در زندان در ترکیه احساس خطر میکند. آنها به عراق بازگردانده نشدند.

    در حال حاضر 109 نفر در TIPF باقی مانده اند.

    مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه

    طی این سفر در عراق، مسعود خدابنده مذاکراتی با مقامات دولت عراق برای اجرای یک طرح نجات برای این افراد داشت. بعد از گفتگو با وزارت حقوق بشر عراق، مقامات موافقت کردند که یک سازمان غیر دولتی که جا و غذا در اختیار این ایرانیان که سازمان را ترک کرده اند ولی بخاطر اینکه آمریکایی ها TIPF را بسته اند جایی برای رفتن ندارند قرار دهد. این سازمان بعدا بنیاد خانواده سحر نامگذاری شد که به سرعت یک شبکه در محل هایی که افراد سابق TIPF بتوانند به آنجا بروند که شامل بغداد و اربیل میشد ترتیب داد.

    آقای خدابنده سپس از TIPF در نزدیکی خالص در استان دیالی دیداری داشت تا افراد باقیمانده را نسبت به اینکه او تردد امن از کمپ به محلی که آنها بتوانند در آنجا تا وقتی که امکان اعزام آنها به کشور دیگر باشند بمانند مطمئن نماید. سه نفر بلافاصله پیشنهاد کمک را قبول کردند. تعداد بیشتری از آن زمان به دنبال آنها آمده اند. ولی این یک اقدام موقت است که برای تأمین کسانی که از TIPF منتقل شده و عضویت در سازمان را رد کرده اند طراحی شده است. این اقدام البته موضوع اصلی را که پیدا کردن یک محل امن برای تمامی ساکنان اشرف است را حل نمیکند.

    ناظران نگرانی خود را نسبت به خطا بودن بسته شدن لجستیکی TIPF قبل از این که مشکل جابجایی قرارگاه اشرف حل شود ابراز داشته اند. مقر TIPF تنها راهی بود که افراد میتوانستند از زیر سلطه تشکیلات سازمان مجاهدین خلق فرار کنند. عادلانه اینست که به افراد این امکان داده شود تا جایی برای فرار داشته باشند تا اینکه به عنوان احشام مسعود رجوی با آنها برخورد شود.

    منظور این است که سازمان جدیدالتأسیس بنیاد خانواده سحر جای عملکرد TIPF را بگیرد و یک شبکه امن برای کسانی که میخواهند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود بیاورد. زمانی که این افراد ایمن باشند میتوانند کمک جهت بازگشت به وطن و نزد خانواده شان و یا پیدا کردن یک کشور ثالث که در آن پناهنده شوند بیابند.

    مذاکرات در خصوص دادن مشورت

    در 31 ژانویه 2008 مسعود خدابنده در یک سمپوزیوم در مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی در دانشگاه بغداد شرکت نمود.
    این سمپوزیوم که بصورت یک میز گرد بود بر روی موضوع تروریسم در عراق و راه حل های احتمالی این مسئله متمرکز شده بود که مشتمل بر سه بخش بود:
    - تهدید عمومی اعمال شده از جانب گروه های تروریستی و راههایی که آنان در عراق عملیات انجام میدهند
    - سازمان های تروریستی خارجی در عراق
    - بوجود آمدن سازمان ها ی تروریستی در عراق و حمایت جهانی از این گروه های تروریستی

    شرکت کنندگان در این سمپوزیوم شامل دکتر عزیز جبار شیال، دکتر سمیر الشویلی و دکتر رشید صالح، اساتید مطالعات سیاسی از دانشگاه بغداد بودند. تعدادی نمایندگان دولتی و غیر دولتی از طیف گسترده ای از وزارت خانه ها و سازمان های غیر دولتی، شامل نمایندگانی از وزارت خانه های دفاع، حقوق بشر و امنیت عراق شرکت کرده بودند.

    مسعود خدابنده، که همچنین یک محقق در مرکز تحقیقات تروریسم مربوط به 11 سپتامبر در پاریس است و برای چند دیدار در خصوص سرنوشت افراد باقیمانده بعد از خلع سلاح قرارگاه اشرف که مسکن تروریست های ایرانی سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده است در بغداد بود به این مذاکرات دعوت شده و در آن شرکت نمود.

    افراد برجسته در میان شرکت کنندگان آقای بصام الحسنی مشاور نخست وزیر نوری المالکی بود.

    سمپوزیوم با یک گزارش کامل در خصوص موضوعات بحث شده پایان یافت و دکتر عزیز جبار شیال قطعنامه پایانی را قرائت نمود که در آن یک پاراگراف در خصوص ضرورت خلع سلاح و اخراج سازمان مجاهدین خلق تروریست خارجی و ایجاد امکانات از جانب دولت و سایرین برای کمک به افراد باقیمانده برای یافتن محلی امن در خارج از عراق برای بازگشت به زندگی نرمال بود.

    سمپوزیوم توسط نمایندگان رسانه هایی که در اتاق جلسه حضور داشتند انعکاس یافت.

    تلویزیون العراقیه، شبکه اصلی تلویزیون عراق، گزارشی از سمپوزیوم و همچنین مصاحبه مختصری با مسعود خدابنده را منعکس نمود.

    مسعود خدابنده در مصاحبه خود مشخص ساخت که که به اعتقاد وی فراتر از حق مردم عراق برای برخورداری از امنیت و فراتر از اجرای عدالت علیه کسانی که دست به اعمال خشونت آمیز در این کشور زده اند، خصوصا سران جنایتکار سازمان مجاهدین خلق تروریست که در کشتار قیام کردها و شیعیان در برابر صدام حسین در مارس 1991 دست داشتند، و بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات تروریستی، پدیده تروریسم نمیتواند یک راه حل مجزا داشته باشد و نیاز به همکاری بین الدولی علاوه بر درگیر شدن سازمان های غیر دولتی برای حفاظت از حقوق انسانی کسانی دارد که توسط رهبران تروریست به این راه کشانده شده اند و خواهان فرصت مجدد برای بازگشت به جامعه خود هستند.

    آقای خدابنده ضمن تشکر از سازماندهان سمپوزیوم بر فرهنگ فرقه ای سازمان های تروریستی و روش هایی که آنها برای مغزشویی پیروانشان استفاده میکنند تأکید نمود. او همچنین مثال هایی از حمایت خارجی توسط برخی گروه های صاحب نفوذ و احزابی که رساندن پول به تروریست ها را امکان پذیر نمودند آورد. کمترین آن رابطه بین بقایای صدام حسین در عراق، لندن، واشنگتن و سایر کشورها با سازمان مجاهدین خلق و راهی که این روابط بروشنی تشدید کننده خشونت در استان دیالی عراق است می باشد.

    سمپوزیوم به مدت 2 ساعت طول کشید. بعد از آن شرکت کنندگان گروه های کوچک تر تشکیل دادند تا در خصوص انواع موضوعاتی که در سمینار مطرح گردیده بود صحبت کنند.

    نتایج مشاورت ها در عراق

    مسعود خدابنده از ایران اینترلینک توسط دفتر نخست وزیر عراق نوری المالکی برای یک سری مشاورت ها برای مشکل تروریسم خارجی در این کشور دعوت شده بود.

    دولت عراق به دنبال یک راه حل فوری و قطعی برای جابجایی اعضای باقی مانده سازمان مجاهدین خلق از عراق و بستن قرارگاه اشرف است.

    آقای خدابنده طی مدت اقامت خود در عراق با نمایندگان وزارتخانه های حقوق بشر، امنیت، خارجه، و دفاع عراق دیدار کرد. او همچنین جلساتی با مشاوران نخست وزیر المالکی، قوه قضائیه، سازمان های غیر دولتی و حقوق بشری در عراق داشت. ملاقات های دیگری هم با نمایندگان اتحادیه میهنی کردستان و دولت منطقه ای کردی اجرا نمود.

    آنچه در زیر می آید جمعبندی یافته های آقای خدابنده از این ملاقات هاست. باید متذکر شد که هیچ تفاوتی در اظهار نظرات متعددی که در زیر می آید بین اعضای سابق با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق قائل نشده اند.

    نقطه نظر ویدان میخائیل سالم در وزارت حقوق بشر: تحت هیچ شرایطی ما نمیتوانیم بپذیریم که سازمان مجاهدین خلق (خواه به عنوان یک گروه یا یک فرد، مربوط به قبل یا بعد از تروریست دانسته شدن) در عراق باقی بماند. ما چنین چیزی را نخواهیم خواست زیرا ما گذشته آنان و خطراتی که از جانب کردها و شیعیان (گرفتن انتقام) متوجه آنان است را میدانیم. وزارتخانه در خصوص انتقال افراد به ایران یا سایر کشورها در تعامل با کمیته جهانی صلیب سرخ کمک خواهد کرد. وزارتخانه همچنین تضمین خواهد نمود که رفتار خوبی در ایران تحت پوشش عفو عمومی برای بازگشتی های سازمان مجاهدین خلق داشته باشند و از طریق دفتر خود در ایران بطور مرتب جویای وضعیت کسانی که بازگشت داوطلبانه را بپذیرند خواهد بود.

    نقطه نظر وزارت امنیت ملی: ما مدارکی در خصوص همکاری بین بقایای صدام حسین و القاعده با سازمان مجاهدین خلق داریم که از قرارگاه اشرف به عنوان محلی برای دیدارهای خود جهت توطئه علیه مردم عراق استفاده میکنند. آنها بخشی از نیروهای ایجاد ناآرامی در استان دیالی هستند. این افراد توسط گارد ریاست جمهوری صدام تعلیم دیده اند و اگر در داخل کشور آزاد گذاشته شوند، محور آموزش های شورشی خواهند بود. این قابل قبول نیست و بنابراین ارتش آمریکا باید جایگزین های دیگری برای استقرار آنها در خارج از عراق بیابد.

    (شیروان الوائلی وزیر امنیت ملی عراق مکررا تأکید کرده است که هیچ جایی برای هیچ سازمان تروریستی در عراق جدید وجود ندارد و اینکه عراق در همکاری امنیتی کامل با کشور های همسایه خود از جمله ایران، کویت و غیره بوده و خواهد بود تا تهدیدات تروریستی را از منطقه ریشه کن نماید. وزیر امنیت ملی آقای شیروان الوائلی همچنین مکررا خاطر نشان کرده است که او با نخست وزیر و وزیر دفاع برای گسترش همکاری عراق با سایر کشورها برای مقابله با شبکه های تروریستی صحبت کرده و در همین رابطه اجرای برخی طرح ها شروع شده اند)

    نقطه نظر وزارت امور خارجه: سازمان مجاهدین خلق و PKK سازمان های تروریستی خارجی هستند. آنها به طور خاص در این برهه زمانی برای رابطه عراق با کشورهای همسایه اش مضر می باشند. عراق مشکلات افزاینده توسط سازمان های تروریستی بین المللی را نمی پذیرد و تحمل نخواهد کرد خواه به صورت یک گروه باشند و یا اینکه به صورت افراد قرار گیرند.

    نقطه نظر مشاور نخست وزیر: سازمان مجاهدین خلق در رأس نیروهای ضد عراقی هستند که هنوز در عراق باقی مانده اند. آنها مسئول کشتار کردها و شیعیان می باشند و باید به دست قوه قضائیه و عدالت در عراق سپرده شوند. سرنوشت سازمان مجاهدین خلق (و سایر بقایای صدام حسین که مسئول جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت هستند) موضوعی است که مربوط به عراقی ها میشود و آمریکا باید آنها را به عراق تحویل دهد.

    نقطه نظر قوه قضائیه: در حال حاضر شکایاتی علیه سران این سازمان (مربوط به حدود 150 نفر) وجود دارد. احکام بازداشت چند هفته قبل برای جنایات مرتکب شده در ماههای گذشته توسط سران سازمان مجاهدین خلق (عباس داوری، رابط سیاسی سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف، مژگان پارسایی فرمانده نیروهای رجوی در عراق و صدیقه حسینی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق) صادر شده است. تحقیقات مجزا و متعددی در خصوص اعمال رهبران سازمان مجاهدین بر علیه مردم عراق در دست اجراست. قوه قضائیه باید تمامی این موارد را مورد بررسی قرار داده و تصمیم بگیرد که چه کسانی باید اخراج شوند و چه کسانی در برابر میز محاکمه قرار گیرند.

    کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان: (خانم هانیه مفتی از پذیرش ملاقات با من یا با هر یک از خانواده های کسانی که در قرارگاه اشرف گرفتار شده اند اجتناب کرد، این علیرغم این واقعیت است که او بطور مرتب به قرارگاه اشرف برای دیدارهای خصوصی و مهمانی های شام با سران این سازمان تروریستی میرود) تا جایی که من میتوانم مشخص کنم، خانم مفتی نسبت به این درخواست سازمان مجاهدین خلق که تمامی اعضایش باید موقعیت پناهندگی در عراق داده شوند سمپاتی دارد ولی نه تحت نظر دولت عراق. از نظر ایشان آنها باید همچنان به عنوان یک گروه (با یونیفرم های نظامی) در عراق بدون اجازه از دولت عراق تحت حفاظت قرار گیرند.

    (ما باید فرض بگیریم که موقعیت پناهندگی تنها میتواند به فرد داده شود و نمیتواند به یک ارتش داده شود. در این صورت، شاید خانم مفتی باید منتظر بماند تا ارتش آمریکا یونیفرم نظامی را از تن این نفرات بیرون بیاورد و سپس طبق قوانین کمیساریای عالی با آنها به عنوان افراد مجزا برخورد نماید.)

    نقطه نظر عفو بین الملل و سایر سازمان های حقوق بشر: اعضای سازمان مجاهدین خلق نباید به ایران تحویل داده شوند و تحویل دولت عراق هم نباید داده شوند زیرا نقض حقوق بشر و مجازات اعدام در هر دو کشور وجود دارد. اعضای سازمان مجاهدین خلق باید تحت حمایت انسان دوستانه قرار بگیرند (نه اینکه نسبت به پیگرد قانونی در برابر جنایاتی که انجام داده اند مصونیت داشته باشند) یعنی اینکه آنها قطعا باید به کشور ثالثی منتقل شوند.

    نقطه نظر ارتش آمریکا: هیچ نظر رسمی در این خصوص داده نشده است. بهرحال، بعد از 5 سال ارتش ظاهرا هنوز سیاست دوپهلوی آمریکا در خصوص تروریسم را حفظ کرده است. (قطعا رویکرد مبهم ارتش آمریکا بطور گسترده به عنوان حمایت از تروریسم در منطقه تلقی میشود.) رفتار حقیقی ارتش آمریکا در خصوص افراد تحت الحفظ در قرارگاه اشرف تنها میتواند به عنوان تأیید خاموش بر ادامه حضور و فعالیت گروه تلقی شود. (از قرارگاه اشرف برای برقراری جلسات رهبران طوائف دیالی که به بعثی ها وفادار هستند مورد استفاده قرار میگیرد)

    نقطه نظر مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی دانشگاه بغداد: (از گزارش سمپوزیوم و طبق اعلامیه ها و توصیه هایی که به دولت عراق کرده اند) به افراد سازمان مجاهدین خلق باید توسط کشورهای غربی کمک شود. آنها بخاطر منافع مردم عراق و منافع خودشان نباید در عراق نگاه داشته شوند. تشکیلات گروه باید توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی قبل از انتقال به خارج از عراق منحل شود. حمایت اصلی برای گروه از لندن، واشنگتن و تل آویو می آید و مجاهدین باید به این کشورها با کمک حامیانشان منتقل گردند.

    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق

    زمانی که دولت موقت عراق کنترل را در عراق در ژوئن 2004 به دست گرفت، به افراد مستقر در قرارگاه اشرف موقعیت تحت الحفظ تحت کنوانسیون چهارم ژنو اعطا شد. بعد از سالها جدا ماندن اجباری (توسط رجوی)، خانواده های افرادی که در قرارگاه اشرف گرفتار مانده اند امیدوار شدند تا بتوانند حداقل خبری از اقوام خود در آنجا بدست بیاورند.

    کنوانسیون چهارم ژنو البته از افراد تحت الحفظ در قبال جدا شدن اجباری حفاظت میکند. خانواده ها ریسک جانی سفر به عراق از اقصا نقاط جهان را با امید به اینکه پسر یا دختر، مادر، پدر، زن، شوهر، برادر یا خواهر خود را ملاقات کنند را پذیرفتند. برخی خانواده ها اقوام خود را بیش از 20 سال بود که ندیده بودند. برخی حتی مطمئن نبودند که آنها زنده باشند.

    دیدار چنین خانواده هایی طبق حقوق مندرج در فصل 8 که مربوط به روابط بیرونی اسرا میشود، خصوصا ماده 116 که بیان میدارد: "هر بازداشت شده باید اجازه داشته باشد با اقوام خود، خصوصا اقوام نزدیک، به طور مرتب و به دفعات ممکن، دیدار کند" تضمین شده است.

    ماده 8 همچنین بروشنی مشخص میکند که: "فرد تحت الحفظ در هیچ شرایطی نمیتواند به طور جزئی یا کلی از حقوق تضمین شده برای خود در این کنوانسیون صرف نظر کند".

    ولی از ابتدا دیدار خانواده ها با مقاومت روبرو شد. برای چهار سال تقریبا برای هر کسی غیر ممکن بود که خانواده اش را بدون حضور مراقب های سازمان مجاهدین خلق که مانع ارتباط آزاد خانواده ها یا صحبتشان میشدند ملاقات کند. حتی زمانی که خانواده ها به عراق سفر کرده و مدارک لازم جهت احقاق حقشان برای دیدار آزاد و رابطه بدون واسطه با بستگانشان را کسب میکردند از چنین دیدارهایی منع میشدند. متأسفانه، در برخی موارد خانواده ها توسط پلیس نظامی آمریکا، که ظاهرا خواست فرماندهان سازمان مجاهدین خلق را اجرا میکردند بدون دسترسی به بستگانشان بازگردانده شدند.

    موضوع آخری که اشاره شد توسط بسیاری از خانواده ها تجربه شده است که شکی در ذهن کسی باقی نمیگذارد که سربازان آمریکایی دستورات خود را از مجاهدین میگیرند تا اینکه برعکس باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد – قانونی، اخلاقی یا امنیتی – که این خانواده ها باید از این دیدارها محروم شوند. در یک مورد به یک خانواده مقیم انگلستان از جانب سربازان آمریکایی گفته شد تا با سازمان مجاهدین خلق در انگلستان تماس بگیرند (جایی که البته این سازمان ممنوع شده بطوری که این عمل غیر قانونی خواهد بود) و از گروه بخواهند تا ترتیب ملاقات را بدهند که شامل رفتن به قرارگاه اشرف تحت کنترل سازمان مجاهدین خلق است. این خانواده متعجب مانده بودند که پیامدهای قانونی اجرای چنین توصیه ای چه خواهد بود، آیا به آنها اجازه داده خواهد شد که مجددا به انگلستان بازگردند بدون اینکه بخاطر ارتباط با یک سازمان تروریستی و رفتن به قرارگاه تعلیماتی ترورییستها موقع ورود به انگلستان دستگیر شوند؟

    زمانی که چنین موانعی رفع شوند و دیدارها صرفا بخاطر شجاعت و اصرار خانواده هایی که به دروازه قرارگاه اشرف مراجعه میکنند و قبول نمیکنند که آنجا را ترک کنند انجام پذیرند، تازه دیدار مربوطه حداقل استاندارد های قابل قبول تحت کنوانسیون چهارم ژنو و در واقع تحت قواعد حقوق بشری را دارا نمی باشد.

    خانواده ها مورد تهاجم فرار میگیرند، به آنها توهین میشود، برخورد فیزیکی میشود و مستمرا متهم به بودن "مأمور ملاها" که برای مقابله با مبارزه سازمان مجاهدین خلق برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران آمده اند میشوند. در میان جدید ترین مواردی که خانواده ای برای دیدار با بستگانش مراجعه کرد خانواده محمدی از کانادا بود. این نهمین دیدار آنها از عراق به منظور دیدار با دخترشان سمیه بود که سالها قبل زمانی که 17 ساله بود به قرارگاه اشرف برده شده بود. آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه محمدی سه ماه در عراق گذراندند و تنها به مدت 45 دقیقه دختر خود را دیدند.

    این بار به والدین اجازه داده شد تا در یک بانگالو (کانکس) در قسمت آمریکایی قرارگاه اشرف برای سه روز بمانند. در 9 دسامبر، بعد از درخواست های مکرر از جانب آمریکایی ها، آنها موفق شدند دختر خود را به مدت 45 دقیق ملاقات کنند. سمیه میترسید با پدر خود صحبت کند و گفت که "او مأمور وزارت اطلاعات ایران است" اما حاضر شد با مادرش صحبت کند.

    صبح روز 9 دسامبر سربازان آمریکایی مسئول TIPF از خانواده محمدی خواستند تا کمپ آنان را ترک کنند چرا که دختر خود را دیده اند. آمریکایی ها آنان را تا دروازه خروجی اسکورت کردند و آنان را به بیرون راهنمایی نمودند در حالیکه با نگاه هایشان همچنان رفتن آنان را تعقیب میکردند. در حالیکه قرارگاه اشرف در یک منطقه صحرایی قرار دارد که جاده های مواصلاتی و رفت و آمد عمومی کیلومتر ها دور است، خانواده محمدی شروع به قدم زدن در بیابان کردند. ناگهان با گروهی از افراد سازمان مجاهدین خلق که وانمود میکردند از آنجا رد میشدند و پیشنهاد رساندن آنها به سر جاده را دادند مواجه شدند.

    بر اساس دانسته های قبلی و تجاربی که با سازمان مجاهدین خلق داشتند، آقای محمدی و همسرش پیشنهاد آنان را رد کرده و شروع به قدم زدن به سمت جاده اصلی کردند. در این حالت، افراد سازمان مجاهدین خلق خانم محمدی را گرفته و بزور به داخل خودرویی که برای آدم ربایی آورده بودند کشاندند. در همان حال آقای محمدی شروع به دفاع از خود در قبال حمله فیزیکی آنان کرد و همچنین سعی نمود ساکهایشان را حفظ نماید چرا که مهاجمین آنان را با چاقو میزدند و موفق شدند دوربین آنان را باز کرده و کارت حافظه آنرا با چاقو خارج کنند. زمانی که آقای محمدی شروع به فریاد زدن برای کمک کرد یکی از مردان سازمان مجاهدین یک تفنگ از زیر صندلی راننده خودرو بیرون آورد و سر آقای محمدی را نشانه رفت.

    سربازان آمریکایی که هنوز از فاصله کوتاهی به تماشای صحنه مشغول بودند وقتی جدی شدن قضایا را مشاهده کردند وارد شده و جان آنان را نجات دادند و بعدا ترتیب بازگشت امن آنان به بغداد را فراهم نمودند. زمانی که آقا و خانم محمدی به بغداد رسیدند تحت مراقبت های پزشکی برای جراحات وارده بر آنها قرار گرفتند و بر علیه رهبران سازمان مجاهدین خلق برای صدماتی که به خانواده شان وارد شده است، که شامل هجوم اخیر آنان نیز میشد، اقامه دعوا کردند.

    نتیجه این شد که دادگاه جنایی بغداد حکم دستگیری برای سه تن از رهبران سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف صادر کرد. این احکام علاوه بر دو حکم دستگیری برای این سه نفر بود که قبلا توسط دو دادگاه دیگر صادر شده بود.

    در فوریه دو خانواده دیگر دیدارهای ناراحت کننده دیگری را با خانواده هایشان تجربه کردند. علی بشیری و دخترش از نروژ با مدارک قانونی خواستار دیدار با مادر خانواده شدند. زمانی که آقای بشیری به سفارت آمریکا در بغداد با مدارک تنظیم شده توسط یک وکیل نروژی مراجعه کرد او را از سفارت اخراج کردند. نهایتا او و دخترش موفق به دیدار با مادر در حضور مراقبین سازمان مجاهدین خلق شدند. مادر نزدیک تر از 3 متری دخترش نیامد و قبل از ترک دخترش با غیظ به او دشنام داد.

    در یک مورد دیگر، آقای رضا اکبری نسب به قرارگاه اشرف رفت تا جسد برادرزاده اش که سال گذشته در آنجا درگذشته بود را طلب کند تا خانواده بتواند او را در داخل ایران به خاک بسپارد. آقای اکبر نسب به تلویزیون العراقیه گفت:

    "من به کمپ آمریکایی ها رفتم و خواستم تا با برادرم و برادر زاده ام دیدار داشته باشم، من همچنین از آنها خواستم اجازه دهند به مزار برادرزاده دیگرم رفته و مدارک مرگ او را مشاهده کنم.
    افسران آمریکایی به من گفتند که درخواست خودم را به مقامات سازمان مجاهدین خلق ارائه نمایم. طی ساعت هایی که من منتظر عزیزانم بودم سربازان و افسران آمریکایی با رفتاری بسیار عالی از من پذیرایی کردند. من از فضای دوستانه کمپ آمریکایی ها راضی بودم که ناگهان مردی که پوشه ای زیر بغل داشت به طرف من آمد و فریاد میزد که برای چه به اینجا آمده ای؟
    او به فارسی صحبت میکرد و فوق العاده عصبانی بود بطوری که من او را نشناختم. ولی او کسی به غیر از برادر مهربان و دوست داشتنی من مرتضی نبود!
    او یک پوشه به همراه داشت که میگفت حاوی نوشته های من در خصوص مرگ یاسر است. او در واقع مرا تهدید کرد که آن مدارک را به آمریکایی ها خواهد داد چرا که من مؤدبانه از افسران آمریکایی انتقاد کرده بودم.
    من دوستانه به او گفتم که ممکن است حق با تو باشد، ولی اجازه بده من هم صحبت مختصری بکنم امری که در هر سازمان سیاسی طبیعی است. اما او قبول نکرد و حتی به من اجازه نداد از سه متری او نزدیک تر شوم.
    برادر مهربان سابق من در مقابل سربازان آمریکایی به من دشنام میداد. برادر زاده ام موسی اجازه نیافت برای دیدار با من بیاید چرا که او شهروند آلمانی است و مجاهدین از این بابت میترسیدند. آمریکایی ها به سؤالات ما پاسخ ندادند و جوابی در قبال اینکه اعضای سازمان مجاهدین خلق مانیپوله شده اند نداشتند و فقط گفتند که این موضوع در حیطه مسئولیت آنان نیست!
    آنها به من اجازه اینرا هم ندادند تا مزار یاسر را زیارت کنم.
    من از دموکراسی آمریکایی بیش از این انتظار داشتم.
    در حالیکه محل را ترک میکردم به ستوان آمریکایی گفتم که شما در حال تولید یک القاعده دیگر هستید."

    خانواده های بسیار دیگری هم مانند محمدی ها، بشیری ها، و اکبری نسب ها بودند که حاضر نشدند بستگان گرفتار خود در قرارگاه اشرف را رها کنند. ولی آنها دستشان کوتاه بود. به دنبال دیدار مسعود خدابنده که شرایط را با جزئیات تشریح نمود، وزارت حقوق بشر عراق پشنهاد کمک به صورت تشکیل یک سازمان غیر دولتی جدید داد که بنیاد خانواده سحر نامیده شد که کمک در اختیار خانواده هایی که برای دیدار می آیند و اعضای جدا شده سازمان در عراق ارائه نماید.

    بنیاد خانواده سحر در حال حاضر یک شبکه امن در شهرهای مختلف بوجود آورده است که شامل بغداد نیز میشود تا به افرادی که از TIPF در دسامبر 2007 خارج شده اند اسکان بدهد. در ژانویه سه نفر دیگر از TIPF خارج شده و به گروه مربوطه پناهنده شدند.

    بیانیه بنیاد خانواده سحر

    بنیاد خانواده سحر یک سازمان غیر دولتی، غیر سیاسی و غیر انتفاعی است که برای اقدامات بشر دوستانه و یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق که در قرارگاه اشرف در عراق بسر میبرند تأسیس گردیده است. این انجمن فارغ از هرگونه ملاحظات سیاسی و مرزبندی های جغرافیایی و یا منافع گروهی و سازمانی، تماما بر روی مسائل انسانی متمرکز بوده و به مثابه یک بنیاد حقوق بشری، یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق را مد نظر دارد. این بنیاد تعداد کثیری از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق و اعضای سابق این سازمان را پوشش داده و همچنین از حمایت معنوی و مادی تشکل ها و شخصیت های محلی و بین المللی در عراق که محل فعالیت این بنیاد است برخوردار می باشد.
    سازمان مجاهدین خلق به مدت بیش از دو دهه در خاک عراق و مشخصا در قرارگاه اشرف مستقر است. این سازمان به مثابه یک فرقه کلاسیک عمل نموده و اجازه ارتباط آزاد و بی واسطه به اعضای خود را با دنیای خارج و خانواده هایشان نمیدهد. لذا خانواده این افراد در رنج و حرمان دوری از عزیزان خود روزگار سختی را میگذرانند و خواستار یاری و کمک سازمان های حقوق بشری هستند.
    زمانی که حکومت سابق عراق سرنگون شد، بارقه امیدی در دل خانواده ها روشن گردید و تصور کردند که شرایط جدید در عراق به آنها این امکان را خواهد داد تا بدون واسطه و به میزان کافی با عزیزان خود دیدار داشته باشند. برخی از این افراد بیش از بیست سال است که عزیزان خود را ندیده و حتی از زنده و سالم بودن آنان نیز بی اطلاع هستند. از منظر این خانواده ها این افراد در قرارگاه اشرف و در سازمان مجاهدین خلق، همچون تمامی فرقه ها، به لحاظ ذهنی و حتی عینی اسیر و گروگان محسوب میشوند که خانواده ها خواهان آزادی آنان هستند. بنیاد خانواده سحر تلاش میکند تا با هر وسیله ممکن ارتباط این خانواده ها با بستگانشان در قرارگاه اشرف را برقرار نموده و اتحاد نهاد خانواده را محقق سازد.
    قرارگاه اشرف که محل استقرار اعضای سازمان است تحت حفاظت نیروهای آمریکایی در عراق قرار دارد. از طرفی دولت عراق مصرا خواهان منحل شدن قرارگاه اشرف می باشد. قانون اساسی عراق اجازه حضور یک نیروی تروریستی خارجی در خاک این کشور را نمیدهد. وزارت خارجه کشورهای ایالات متحده و کانادا، علاوه بر اتحادیه اروپا و پارلمان انگلستان و بسیاری از ارگان های بین المللی و دولتی، سازمان مجاهدین خلق را یک فرقه مخرب تروریستی معرفی کرده اند. روشن است که اعضای یک فرقه و خانواده های آنان قربانیان مقدم آن فرقه به حساب می آیند که نیازمند کمک می باشند. در ماه مه سال 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" منتشر نمود که در آن به شرح جزئیات نقض حقوق بشر توسط سازمان مجاهدین خلق علیه اعضای خودش پرداخت.
    در حال حاضر بغداد گرانیگاه و نقطه وصل خانواده های دردمند و جداشدگان سازمان و عناصر خیرخواه است که انتظار سحر را میکشند و دست نیاز به سوی تمامی ارگان های بین المللی بشردوست دراز کرده اند تا هر کس میتواند یاری برساند. از طرف دیگر البته قرارگاه اشرف با استناد بر گزارش بسیاری از کارشناسان بین المللی امنیتی محل تربیت تروریست هاست. خانواده ها نسبت به سرنوشت فرزندان خود که تحت مغزشویی و تعلیمات تروریستی قرار دارند به شدت نگران می باشند.
    با ما ارتباط برقرار کنید. خوشحال میشویم نظرات شما را بدانیم. به هر طریقی که میتوانید به ما یاری برسانید. اعضای بنیاد خانواده سحر تماما داوطلبانه کار میکنند و در حال حاضر صرفا برای اتحاد نهاد خانواده در شرایط دشوار عراق در آن کشور حاضر بوده و به فعالیت مشغولند.

    نتیجه گیری

    زمانی که رژیم صدام حسین سقوط کرد، 3800 عضو سازمان مجاهدین خلق بمباران، دستگیر و توسط نیروهای ویژه در عراق خلع سلاح شده و در قرارگاه اشرف محصور گردیدند.

    طی پنج سال گذشته باید به نظامیان آمریکایی برای کار عالیشان در نگاه داشتن سازمان مجاهدین خلق در عراق و تأمین آنها دست مریزاد گفت. سروکار داشتن با یک فرقه خطرناک و مخرب مأموریت ساده ای نیست. بطور گسترده عقیده بر این است که نیروهای آمریکایی تنها کسانی بودند که میتوانستند این کار را خصوصا در شرایط خشونت و بحران عراق انجام دهند.

    ولی شرایط به نقطه ای رسیده است که اقدام فوری باید برای برخورد با گروه اتخاذ شود. همانطور که گزارش حاضر نشان داده است، سازمان مجاهدین خلق دیگر نمیتواند در عراق باقی بماند. دولت عراق اوضاع را خود بدست گرفته و اصرار دارد که اقداماتی جهت تعقیب قانونی و مجازات اعضای سازمان نسبت به کسانی که دستگاه قضایی ثابت نماید که مستقیما در جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی در عراق دست داشته اند به انجام برساند و به سرعت سایرین را از عراق خارج کند.

    برای سازمان هایی نظیر عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، کمیته جهانی صلیب سرخ و سایرین کاملا روشن است که عراق جای ماندن سازمان مجاهدین خلق نیست. در واقع شاید خطرناک ترین محل در جهان برای اعضای گروه باشد. همانطور که وقایع در خصوص افراد TIPF نشان داد، برای کسانی که از سازمان جدا شده اند نیز همین مسئله صدق میکند. شکی باقی نمانده است که چنانچه گروه مربوطه در عراق مستقر باقی بماند و آمریکایی ها حتی مختصری از پشتیبانی از آنها دست بکشند خونریزی و خشونت نتیجه کار خواهد بود.

    در این نقطه، نگاه ها به دولت آمریکا برای هدایت حل مشکل دوخته شده است. افراد سازمان مجاهدین خلق اسیر محسوب میشوند و باید به همین صورت با آنها برخورد شود. انتظار میرود که نظامیان آمریکایی همچنان مسئولیت برخورد با سازمان مجاهدین خلق و کمک به کوشش های سازمان های حقوق بشری و خانواده ها و دولت عراق را به جای رها کردن موضوع به عهده بگیرند. دولت آمریکا با یک بحران حقوقی و اخلاقی که نیاز به توجه سریع به جای به تأخیر انداختن دارد مواجه هستند.

    بطور خاص آیا نظامیان آمریکایی مایلند سیستم قضایی عراق را در حالیکه حکم دستگیری صادر شده است و از اجرای آن ممانعت میکنند نادیده بگیرند؟ آیا سربازان آمریکایی به نادیده گرفتن تعهدات اخلاقی و انسانی خود در بازگرداندن خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق که تنها میخواهند بطور خصوصی با بستگانشان دیدار داشته باشند ادامه دهند؟ آیا سربازان آمریکایی اینطور بحث میکنند که نمیتوانند اعضای سازمان مجاهدین خلق را در فاصله کوتاه قرارگاه اشرف تا بغداد همراهی کنند تا با بستگانشان که از هزاران کیلومتر دورتر برای دیدن آنها آمده اند به بهانه وضعیت افراد تحت الحفظ دیدار داشته باشند؟

    بنیاد خانواده سحر به عنوان یک امکان موقت برای کمک به خانواده های سازمان مجاهدین خلق محصور در قرارگاه اشرف و کمک به هر کسی که میخواهد جدا شود تشکیل شده است. شکی باقی نمیماند که وجود این بنیاد جداشدن از سازمان مجاهدین خلق را افزایش داده و سرعت می بخشد. در حقیقت این امر هم اکنون مشاهده شده است. سربازان آمریکایی یا میتوانند به این وضعیت کمک کرده و یا از آن ممانعت بعمل آورند. نتیجه یکی خواهد بود ولی اعتبار یک عمل نیک به جایی داده خواهد شد که انجام گرفته باشد.

    بهرحال این موضوع مسئله اصلی را که نحوه برخورد با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف است را حل نمیکند. به آنها باید در جایی پناهندگی داده شود و تنها امکان محتمل کشورهای غربی است. در حال حاضر اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه به نوعی در شرایط بین قانونی و اخلاقی قرار دارند. در حالیکه دولت های غربی در کشور های خود در خصوص ماهیت تروریستی سازمان مطمئن هستند هیچکدام حاضر نیستند مسئولیت آنچه که بر سر مردم عراق می آید را قبول کنند. هر دولت اصلی غربی این گروه را به عنوان یک سازمان تروریست ممنوع اعلام کرده است. هیچ کس آنها را نمیخواهد.

    در اروپا، کوشش هایی برای لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق، خصوصا در انگلستان و همچنین توسط نو محافظه کاران در لندن و واشنگتن و تل آویو، انجام شده است. آنها اینطور بحث میکنند که مجاهدین خشونت را کنار گذاشته اند. تا امروز، این لابی های قدرتمند از قبول هر گونه مسئولیت یا حتی درک بحران انسانی که ساکنان قرارگاه اشرف را تهدید میکند اجتناب کرده اند. بهرحال ارزش این گروه برای هوادارانشان این است که نماینده بزرگ ترین گروه اپوزیسیون ایرانی به دلیل تعداد بالای اعضای فعالشان می باشند. عاقلانه تر اینست که این اعضا نجات داده شوند تا اینکه در زندان های عراق رها شوند. حامیان این سازمان مانند کمیته پارلمانی بریتانیایی برای آزادی ایران، که ریاست آن به عهده لرد کوربت از کسل ویل است، یک تعهد اخلاقی و سیاسی برای نجات دقیقا همان کسانی را دارند که قویا جهت برقراری دموکراسی در ایران مورد حمایتشان می باشند. جان و حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف باید در اولویت اول تأمین گردد.

    این امر زمانی ممکن است که آنان به محل امنی در غرب منتقل شوند. همانطور که یک وزیر بی پرده گفت: "حامیان غربی سازمان مجاهدین خلق خصوصا در انگلستان باید ابزار خود را در جعبه های خودشان نگهداری کنند". هم عراق و هم ایران به اروپا به عنوان مقصد نهایی و شاید تنها مقصد سازمان مجاهدین خلق نگاه میکنند. اگر این گروه از هیبت یک ارتش به شکل افراد غیر نظامی در آیند به اعضای فعال اجازه داده خواهد شد که اگر مایل باشند به عنوان یک اپوزیسیون غیر مسلح جمهوری اسلامی ایران فعالیت نمایند.

    قطعا لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق در انگلستان به عراق این امکان را خواهد داد تا این گروه را به عنوان یک گروه منتقل کرده و بگذارند لندن آنها را به عنوان افراد پناهنده بپذیرد. منابعی که در حال حاضر برای حفظ قرارگاه در عراق استفاده میشوند نیز باید به لندن منتقل شوند تا از آنها در انگلستان پشتیبانی نمایند. البته هر عضوی که مایل باشد داوطلبانه به ایران بازگردد باید همچنان از طرف وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ تضمین دریافت کند.

    این یک طرح نجات است که قابل اجرا می باشد و بهترین نتیجه را برای عراق، انگلستان و "مقاومت ایران" که میگوید خشونت را کنار گذاشته است در بر خواهد داشت. این راه حل یک نتیجه قطعی و انسانی برای یک مشکل تابحال لاینحل ارائه می نماید که با این گروه چکار باید کرد. در واقع با در نظر گرفتن حقایق ذکر شده شاید این تنها راه حل باشد.

    .

    بنیاد خانواده سحر

    Contact - Iraq
    saharfamily@yahoo.com
    Tel: +964 - 7808481650 - Arabic and Farsi

    Contact - outside Iraq
    Sahar
    BM 2632
    London
    WC1N 3XX
    U.K
    Tel: +44 - 2076935044 - English only

    مسعود خدابنده
    تنظیم و انتشار گزارش توسط ایران اینترلینک

    Iran-Interlink
    PO Box 148
    Leeds LS16 5YJ
    United Kingdom
    Tel: +44 (0)113 278 0503

    Also Read:
    Al Araghiah TV reports on the Symposium in Baghdad
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4101

    Massoud Khodabandeh replies and "Alseyassah" explains (Alseyassah, February07, 2008)
    http://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=3989

    Symposium on Terrorism in Iraq
    http://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=3940

    Iraqi Ministry of Human Rights: NGO should facilitate safe MKO exit from Iraq
    http://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=3921

    Home 


      19-11-2008
    :Hits since 4/06 (C) 2006