شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • نمایندگان عراق: حضور مجاهدین خلق (فرقه رجوی) غیرقانونی، بازگشتشان به کمپ اشرف محال و چنانچه لازم ببینیم به ایران تحویلشان خواهیم داد

    نمایندگان عراق: حضور مجاهدین خلق (فرقه رجوی) غیرقانونی، بازگشتشان به کمپ اشرف محال و چنانچه لازم ببینیم به ایران تحویلشان خواهیم داد

    .

    ... عبد الاله النائلی افزود: هدف قرارگرفتن گروهک منافقین در حقیقت برای جلب توجه افکار عمومی جامعه جهانی است تا نشان داده شود که آنها مورد حمله مسلحانه قرار گرفته‌اند تا به مکان قبلی خود در استان دیالی برگردند. وی یادآور شد که بازگشت اعضای گروهک منافقین به اردوگاه اشرف محال است به خصوص که اهالی دیاله برای اخراج آنها تلاش فراوانی کردند. النائلی تاکید کرد: ... محمد الهنداوی رئیس کمیسیون شهدا و زندانیان سیاسی پارلمان عراق، ضمن ابراز نارضایتی از ادامه حضور منافقین پس از اتمام مهلت مقرر برای خروج از عراق گفت: سازمان ملل باید در روند خروج آنها از کشور سرعت بیشتری داشته باشد. وی گفت: ممکن است روزی مجبور شویم عناصر گروه مجاهدین خلق (منافقین) را به دولت ایران تحویل دهیم ...


    (Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    اخباری از عراق، ترجمه انجمن عدالت و هابیلیان، سیزدهم فوریه 2013

    عبدالاله النائلی، نماینده ائتلاف دولت قانون گفت که بازگرداندن اعضای گروهک منافقین به اردوگاه اشرف غیرممکن و محال است

    انجمن عدالت به نقل از اشرف نیوز، سیزدهم فوریه 2013
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=5158

    عبدالاله النائلی، نماینده ائتلاف دولت قانون گفت که بازگرداندن اعضای گروهک منافقین به اردوگاه اشرف غیرممکن و محال است.

    به گزارش انجمن دفاع از قربانیان تروریسم به نقل از اشرف نیوز، عبد الاله النائلی تاکید کرد که حمله روز شنبه به کمپ لیبرتی یک اقدام ساختگی برای جلب توجه جامعه بین‌المللی بوده است.

    نائلی افزود: هدف قرارگرفتن گروهک منافقین در حقیقت برای جلب توجه افکار عمومی جامعه جهانی است تا نشان داده شود که آنها مورد حمله مسلحانه قرار گرفته‌اند تا به مکان قبلی خود در استان دیالی برگردند.

    وی یادآور شد که بازگشت اعضای گروهک منافقین به اردوگاه اشرف محال است به خصوص که اهالی دیاله برای اخراج آنها تلاش فراوانی کردند.


    النائلی تاکید کرد: دولت عراق با جدیت پیگیر مسئله حمله به کمپ لیبرتی و عاملان آن است.


    گفتنی است، کمپ لیبرتی شنبه گذشته هدف حمله خمپاره ای قرار گرفت که طی آن تعدادی از اعضای گروهک منافقین کشته و زخمی شدند.

    .

    حضور اعضای گروهک منافقین در خاک عراق غیرقانونی است

    حسین الاسدی، نماینده عضو ائتلاف میهنی بر حضور غیر قانونی و غیر شرعی گروهک تروریستی منافقین در خاک عراق تاکید کرد

    انجمن عدالت به نقل از فرات نیوز، سیزدهم فوریه 2013
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=5151

    به گزارش انجمن دفاع از قربانیان تروریسم به نقل از شبکه العالم، الاسدی به خبرگزاری فرات نیوز گفت: گروهک منافقین یک گروهک تروریستی است و حضورشان در خاک عراق با توجه به اتمام مهلت آنها، غیر شرعی و غیر قانونی است.

    الاسدی اظهار داشت: با توجه به مخالفت مردم عراق به حضور این گروهک تروریستی در خاک کشورشان، شمار زیادی از سرکردگان و اعضای گروهک منافقین به خاطر ارتکاب جنایت و اقدامات تروریستی علیه ملت عراق تحت پیگرد قضایی هستند.

    واضح است که مردم عراق نمی خواهند این گروهک تروریستی در خاک کشورشان بمانند و از مجامع بین المللی خواستار انتقال آنها به کشوری ثالث هستند.

    .

    رئیس کمیسیون شهدای مجلس عراق: مجبور شویم منافقین را به ایران تحویل خواهیم داد

    کانون هابیلیان، سیزدهم فوریه 2013
    http://www.habilian.ir/fa/201302114397/politic-news
    /مجبور-شویم-منافقین-را-به-ایران-تحویل-خواهیم-داد.html

    یک نماینده پارلمان عراق ضمن ابراز نارضایتی از حضور گروهک تروریستی منافقین در عراق گفت: در صورتی که مجبور شویم، منافقین را به ایران تحویل خواهیم داد.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) محمد الهنداوی رئیس کمیسیون شهدا و زندانیان سیاسی پارلمان عراق، ضمن ابراز نارضایتی از ادامه حضور منافقین پس از اتمام مهلت مقرر برای خروج از عراق گفت: سازمان ملل باید در روند خروج آنها از کشور سرعت بیشتری داشته باشد.

    این نماینده عضو حزب فضیلت گفت: ممکن است روزی مجبور شویم عناصر گروه مجاهدین خلق (منافقین) را به دولت ایران تحویل دهیم.

    وی افزود: کسی به فکر تجاوز علیه این اشخاص نیست اما آنها باید خاک عراق را ترک کنند.

    عضو پیمان ملی عراق که با فارس گفتگو می کرد با اشاره به اینکه هیچ کس در داخل عراق خواهان حضور منافقین نیست و وجود آنها به اجبار بر مردم تحمیل شده است، گفت: دولت عراق هیچ مسئولیتی در قبال این افراد و جان آنها ندارد زیرا پناهندگی سیاسی به آنان نداده است.

    ---------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=14547

    نگاهی دقیق تر به انفجار درکمپ موقت حریه ( liberty) و سوابق خودزنی تشکیلاتی فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

    .

    ... 1- خودزنی سال 2003 دراروپا _ پس از دستگیری مریم قاجار به جرم مخفی کردن 7 ملیون دلار پول کثیف و اسلحه و نقشه حمله به سفارت خانه ها که درنتیجه دونفر از زنان عضو این فرقه جان باختند وتعدادی مجروح ومعلول گردیدند. 2- خودزنی مرداد 1388 درکمپ اشرف _ هنگامیکه دولت عراق تصمیم گرفت دراین پایگاه تروریستی مقرپلیس ایجادنموده ومالکیت خودرا اعمال نماید گروهی از فدائیان فرقه با دراز کشیدن جلوی خودراوهای عراقی مانع این کار شدند _ فرقه رجوی ادعا می کرد اشرف خانه انهاست ونیروهای عراقی نباید وارد آن گردند _ دراین خودزنی نیر تعدادی به طرز مشکوکی کشته وزخمی گردیدند. 3- خودزنی فروردین 1390 درکمپ اشرف _ دراین سال هنگامیکه ارتش عراق جهت اجرای حکم دادگاه های عراقی برای بازپسگیری زمین های اشغال شده ...



    Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)continued terror campain

    الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، دوازدهم فوریه 2013
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/post-334.aspx

    درتاریخ 8 فوریه 2013درکمپ موقت پناهندگان حریه رخداد تلخی بوقوق پیوست که منجر به کشته شدن شش نفراز متقاضیان پناهندگی و تعدادی دیگراز جمله سه تن از سربازان عراقی گردید _ مارتین کوبلر مسئول سازمان ملل درعراق از این رخداد بعنوان انفجار درکمپ لیبرتی نام برد _ این اقدام تروریستی از جانب هرفرد ویا گروهی تحت هرعنوان وبهانه انجام گرفته باشد محکوم ومردود است ضمن اینکه باید یادآوری نمود مسئولیت جان وسلامت این اسیران فرقه درعراق دردرجه نخست متوجه مسعود رجوی می باشد _ اکنون پس از فروکش کردن تبلیغات دروغین فرقه رجوی می توان به دور احساسات گذرا وبررسی هشیارانه مستندات به کندوکاو درمورد این رخداد پرداخت .

    نگاهی به تاریخچه خودزنی های فرقه رجوی

    فرقه تبهکار رجوی چندین خودزنی جهت مظلوم نمایی جهت فشار و جلب توجه عمومی درپرونده خود دارد که عبارتند از :

    1- خودزنی سال 2003 دراروپا _ پس از دستگیری مریم قاجار به جرم مخفی کردن 7 ملیون دلار پول کثیف و اسلحه و نقشه حمله به سفارت خانه ها که درنتیجه دونفر از زنان عضو این فرقه جان باختند وتعدادی مجروح ومعلول گردیدند

    2- خودزنی مرداد 1388 درکمپ اشرف _ هنگامیکه دولت عراق تصمیم گرفت دراین پایگاه تروریستی مقرپلیس ایجادنموده ومالکیت خودرا اعمال نماید گروهی از فدائیان فرقه با دراز کشیدن جلوی خودراوهای عراقی مانع این کار شدند _ فرقه رجوی ادعا می کرد اشرف خانه انهاست ونیروهای عراقی نباید وارد آن گردند _ دراین خودزنی نیر تعدادی به طرز مشکوکی کشته وزخمی گردیدند .

    3- خودزنی فروردین 1390 درکمپ اشرف _ دراین سال هنگامیکه ارتش عراق جهت اجرای حکم دادگاه های عراقی برای بازپسگیری زمین های اشغال شده کشاورزان عراقی وارد کمپ اشرف شد گروهی از قربانیان فرقه مانع این اقدام گردیند که درنتیجه ارتش عراق موفق شد این زمین ها را باز پس گیرد دراین خودزنی هم گروهی از اعضای فرقه کشته وزخمی شدند

    درکنار این خودزنی ها باید به ادعاهای دروغ این فرقه جهت خرابکاری وانفجار درپمپ آب اشرف _ شلیک موشک به این پادگان _ تخریب امکانات زیستی اردوگاه حریه پس از وردو اولین گروه _ خرابکاری درسیستم آب وفاضلاب کمپ به بهانه بارش باران و ادعای شلیک موشک به کمپ لیبرتی دریک ماه گذشته راهم قرارداد.

    نگاهی به انفجار درکمپ موقت حریه درتاریخ 8 فوریه 2013

    دراین تاریخ دستگاه تبلیغی فرقه رجوی اعلام کرد : حمله به کمپ لیبرتی با خپاره وموشک شش کشته وتعدادی زخمی برجای گذاشت _ گرچه دراین خبر بگونه ای مستقیم به اتهام حمله متوجه نیروهای عراقی نیست ولیکن بگونه ای غیر مستقیم وناشیانه ارتش ونیروهای محافظ کمپ در جایگاه اتهام قرار گرفته اند _ چراکه همگان می دانند که شلیک خمپاره با برد اندک و هدف کور باید از مسافتی نزدیک صورت گیرد _ بنابراین ادعای فرقه رجوی درمورد پرتاب خمپاره به لیبرتی درواقع متهم کردن نیروهای محافظ این کمپ دراین واقعه می باشد _ ادعایی که با هیچ معیاری خوانایی ندارد وبه دور از واقعیت است .

    ادعای دیگر فرقه رجوی شلیک موشک 107 میلی متری به کمپ است _ گرچه این گروه برای ادعای خود هیچ سندی ارائه نمی کند ولی فیلم های ارسالی این فرقه ونوع اثرات بجامانده بر کانکس ها نشان از تخریب موشک نمی دهد _ دستگاه تبلیغی فرقه چند سوراخ ایجاد مدور درزمین را نشان می دهند که می توانند مجاری آب وفاضلاب باشند تا محل اصابت موشک .

    یک نکته بسیار گویا و افشاگر اینست که این اتفاق درساعت پنج وچهل وپنج دقیقه بامداد ( تاریک روشنا ) بوقوق می پیوندد و همان موقع مسعود رجوی برای اعضای کمپ پیام می فرستد ومی گوید : تا روشن شدن هوا احساسات خودرا کنترل کنند! واین درصورتی است که دراتفاقات مشابه مسعود رجوی پس از گذشت روزها و.حتی ماه ها واکنش نشان می دهد چنین پیام زود هنگام نشان میدهد این نقشه از قبل طراحی واجرا شده و سرکرده فرقه ازوقوع این رخداد اطلاع قبلی داشته است .

    نکته دیگر افشاگر اینست که اعضای کشته شده بنا براظهارات اعضای سابق درزمره اعضای ناراضی وخواهان جدایی از این گروه بوده اند افرادی چون مهدی عابد _ هادی شفعی و پوران نجفی که عکس ارسالی این زن بدلیل عدم وجود جراحت می تواند یک اعدام ویا مرگ طبیعی باشد _ حال بدنبال پاسخ برای این سئوال باشیم که اگر به این کمپ موقت موشک وخمپاره بگونه ای غیرمنتظره شلیک شده است چرا یکی از اعضای رده باالا ی فرقه درمیان کشته وزخمی ها نیست؟

    درکنار این مسائل باید به این نکته نیز اشاره کرد که فرقه رجوی یک هفته قبل از این اتفاق دراعلامیه ای ادعا کرد": رژیم آخوندی با همکاری دولت دست نشانده عراق درپی آن هستند یک کشتار وسیع درکمپ لیبرتی راه اندازی کنند" !

    همچنین مریم قاجارحدود یک هفته فبل ازاین رخداد درجمع حقوق بگیران خارجی فرقه گفت : " مجاهدین درلیبرتی امنیت ندارند وبایستی به اشرف که بیش از 25 سال درآن زندگی کرده وآنرا خشت به خشت ساخته اند بازگردند "

    بهرصورت باید درمورد مسئول اصلی این انفجار پس از تحقیق دولت عراق ماند ولی آنچه مسلم ست هرگز نباید ونمی توان به گزارش های دروغین این باند تبهکار مافیایی استناد کرد _ سرکرده فراری فرقه دراین اوضاع بهم ریخته و دوران تلاشی کامل ممکن است برای تحت فشارقراردادن سازمان ملل ودولت عراق دست به هر ترفندی بزند .

    خط نا خوانای بازگشت به اشرف با سو استفاده از اسیران

    همگان می دانیم که سرکرده فرقه رجوی نه داوطلبانه بلکه با اجبار موافقت کرد تا اعضای مستقر دراشرف این اردوگاه را تخلیه وبه کمپ موقت حریه منتقل نماید _ فشار امریکا وقول آب نبات چوبی خروج از لیست تروریستی خط ونشان کشیدن ومشوق های امریکا بود _ سرکرده فرقه درتوهمات مالیخولیایی خود تصور می کردخیلی زرنگ است هم از لیست خارج می شود وهم بعدا با جرزنی خوهان بازگشت به اشرف می گردد ! _ بهمین دلیل از همان روزهای اول انتقال ادعا کرد که لیبرتی کوچک است _ مار دارد _ زیرساخت هایش کامل نیست _ زندان است وغیرو _ البته یک گروکشی هم انجام داد و صد نفر را به بهانه فروش اموال پادگان در انجا نگاه داشت تا درتصور مالیخولیایی خود دوباره به این کمپ ( ناموس برباد رفته ) بازگردد ....

    خط بازگشت به اشرف درست همانند درخواست بازگشت حکومت صدام به قدرت درعراق می تواند مابه شوخی وخنده گردد

    درچند ماه گذشته فرقه رجوی بعد از خرابکاری درکمپ لیبرتی به بهانه بارش باران علنا خواست بازگشت به اشرف را دردستور کار خود قرارداد ودراین راه دربتدا سعی کرد مارتین کوبلر مسئول سازمان ملل را زیر بار اتهامات دروغ گرفته اورا مامور حکومت های ایران وعراق بخواند ودرنهایت خواهان تغییر او گردد!

    البته قبل از این درخواست خنده دار ماهها درخواست عجیب دیگری را از امریکا می کردند و آن اینکه کاری کند که کمپ موقت لیبرتی به کمپ دائم تحت نظرسازمان ملل قرارگیرد ! ولی هیچ کس به این درخواست غیرحقوقی وغیرقانونی وقعی ننهاد .

    پس از این بی محلی ها موضوع تخریب کمپ لیبرتی بادرخواست بازگشت به اشرف را با جدیدت دنبال کردند وصدالبته به جز مواجب بگیران امریکایی واروپایی فرقه کسی به این درخواست ها توجهی نکرد _ درحالیکه مسئول مستقیم تصمیم گیری درباره سرانجام اینفرقه درعراق فقط بعهده دولت منتحب مردم عراق است این فرقه دست بدامن باز نشستگان از رده خارج امریکا می شود والتماس ودرخواست هایش را با عجز ولابه پیش آنها می برد .

    مدارا گری دولت عراق وسو استفاده فرقه رجوی

    دولت عراق بیش از 4 سال است باحضور این بازماندگان صدام وتروریست ها درخاک خود مداراکرده است تا شاید بتواند این غده چرکین سرطانی را بگونه ای مسالمت آمیز ازبدنه خاک خود خارج کند ولی این مداراگری عراق مورد سواستفاده فرقه رجوی قرارگرفته است بگونه ایکه هنوز علیرغم همه هشدارها و پیام ها به سران این فرقه هنوز هم نتوانسته کمپ سابقا اشرف را دراختیار بگیرد _ فرقه رجوی با بجاگزاری حدود صد تن را به بهانه فروش انواع منقول در آنجا نگاه داشته است تا درروندطرح سازمان ملل _ دولت عراق خلل بوجود آورد _ یک ماه پیش استاندار دیالی گفت تا جهت تخلیه و تحویل کامل این کمپ به فرقه رجوی تا دهم فوریه وقت داده است و لذا انفجارمشکوک دراین کمپ دوروز مانده به پایان مهلت چندان هم بی ارتباط نمی تواند باشد _ هدف فرقه رجوی از این گروکشی وعدم تمکین درحقیقت همان آرزوهای محالی است که این تبهکار درتخیلات مالیخولیایی خود می پرواند یعنی بازگشت به اشرف !

    فرقه رجوی وقاحت وبی شرمی را بدان درجه رسانده که خواهان انتقال افراد بیشتری جهت حفاظت از اموال به اشرف شده است وحتی پارا از این هم فراتر گذاشته ودرخواست کرده است که کلیه کسانی که مورد مصاحبه کمیساریا قرارگرفته اند ( 2000 نفر ) به اشرف بازگردند تا از آنجا به خارج از عراق منتقل شوند !

    دولت عراق باید بیشتراز این بااین تروریست ها مدارا نکند و با استفاده از گزینه های مسالمت آمیز بقایای رجوی را از این کمپ بیرون براند _ تازمانی که این افراد درآنجا باشندهرروز باید شاهد دسیسه تازه ای از طرف این فرقه علیه مردم عراق بود

    گره کور فرقه رجوی وسازمان ملل ودولت عراق و کمیساریا درکجاست ؟

    بنابر آمارهای ارائه شده تا کنون دست کم 2000 نفر از متقاضیان پناهندگی درکمپ حریه مورد مصاحبه کمیساریا قرارگرفته اند که از این تعداد فقط 5 نفر به خارج از عراق منتقل گردیده اند _ پس مشگل ومانع درکجاست ؟

    بنا به قوانین کمیساریا متهمان به اقدامات تروریستی وافراد تحت پیگرد قانونی مشمول قوانین پناهندگی نمی گردند

    بنابراین افراد مورد مصاحبه قرارگرفته طبعا باید از فرقه رجوی رسما جدا گردند تا حائز شرایط پناهجویی گردند _ درهمین حال دستور تشکیلاتی فرقه رجوی هم مخالف جداشدن افراداست وهم آنها را تشویق می کند تقاضای ماندن درکشور عراق بنمایند و طبیعی است که درچنین صورتی بن بست ایجاد می شود چراکه هم گزینه ماندن درعراق وهم اصرار برتداوم عضویت روند کار را با مشکل مواجه می کند _ به کلامی دیگرمصاحبه شدگان بنا به دستور تشکیلاتی حاضر به همکاری با کمیساریا نیستند و طبعا حتی اگر بر ماندن درعراق هم تاکید نکنند تداوم عضویت دریک گروه تروریستی مانع جدی دربرابر دولت های پناهنده پذیر خواهد گذاشت _واین طبیعی است که هیچ کشوری حاضرنیست به اعضای یک گروه تروریستی حتی بصورت انفرادی پاسخ مثبت ندهد وچنین است که رهبرفرقه که تمایلی به خروج این افراد از عراق نداذد مانع اساسی دراین راه ایجاد کرده است _ درچنین صورتی تا نگرش فرقه تغیرپیدا نکند هیچ راهی جهت گشو.دن این گره وجود ندارذد و این افراد همچنان بلا تکلیف خواهند ماند ........

    شرکت دادن خانواده های پناهجویان دراین پروسه بسیار مفید خواهد بود.

    اگر صلیب سرخ _ کمیساریا و یونامی ودولت عراق تنها به ادامه همین روند ادامه دهند هیچ گاه این مشکل حل نخواهد شد ولذا درچنین صورتی این سازمان ها بهتراست که خانواده ها را بعنوان یک عامل وارد پرئسه نمایند_ ایجاد پیونده با خانواده ها با از جمله ملاقات حضوری خارج از کمپ ودرحضور صلیب سرخ وکمیساریا و همچنین ایجاد راه های ارتباطی همچون تلفن ونامه و اینترنت وتلویزیون های ماهواره ای می توانند کمک بسیار شایانی دراین راه بنمایند.

    فرقه رجوی درایبن کمپ نیز به جداسازیس وانزوای افراد مبادرت نموده وهمچنین بگونه ای شبانه روزی این اسیران را تحت کنترل قرار می دهد ودرکنار این باید از تداوم یافتن جلسات شستشوی مغزی چون عملیات جاری وغسل هفتگی نیزنام برد_ به کلامی دیگر اردوگاه حریه متاسفانه به یک اشرف کوچکتر تبدیل گردیده وفرقه رجوی درآن اسیران را زندانی نموده است.

    درچنین صورتی ارتباط این افراد با خانواده ها می تواند باعث رهایی وجدایی این اسیران از فرقه گردد.

    نتیجه = تازمانی که اشرف کاملا تخلیه نگردد و سازمان های امدادی فارغ از تشکیلات وبیرون از کمپ پیوند این افراد رابا دنیای خارج از مناسبات ازجمله خانواه ها برقرار ننمایند نه تنها هیچ گشایشی دراین بن بست بوجود نمی آید بلکه سلامت این افراد را با مخاطرات مختلف روبرو خواهد کرد .

    الف .مینو سپهر _ نویسنده مستقل وتلاشگرحقوق بشروزنان 2013/02/10
    کدشناسه متن
    PSCODE.IBN.NR: 445895/02/2013/484AF

    ----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=14210

    معاون صدام به مخالفين نوري مالكي پيوست

    (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

    .

    ... از جمله كساني كه در صدد هستند با ايجاد بلوا و آشوب در عراق، دولت نوري مالكي را بي كفايت جلوه دهند، اياد علاوي، صالح مطلك هستند كه مجاهدين نيز روي آنها بشدت سرمايه گذاري كرده اند. در رسانه هاي مجاهدين اين دو نفر با عنواني همچون دكتر و مهندس و غيره نام برده مي شوند و رجوي در يكي از سخنراني هايش صالح مطلك را «قهرمان ملي عراق» معرفي كرد. يكي از روزنامه هاي عراقي با اشاره به اين سخنان رجوي با تمسخر نوشته است «عراقي ها منتظر بودند، رجوي رهبر مجاهدين خلق بيايد و قهرمان ملي عراق را مشخص كند، بايستي به رجوي گفت شما كه نوكران صدام بوديد و تا آخرين لحظه از آن ديكتاتور حمايت كرديد حق نداريد در امور داخلي عراق دخالت كنيد» ...


    (Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


    (Washington backed Maryam Rajavi in terrorist cult's HQ in Paris)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    محمد ب، وبلاگ باند رجوی، هفتم ژانویه 2013
    http://bandrajavi.blogfa.com/post/225

    در رسانه هاي عربي خبري منتشر شد مبني بر اينكه عزت ابراهيم معاون صدام حسين اعلام كرده است براي سرنگوني دولت نوري مالكي تلاش خواهد كرد. در برخي از تلويزيونهاي عربي پيام تصويري عزت ابراهيم پخش شد در حالي كه مدعي بود اين پيام ازداخل عراق ضبط شده است از كليه هواداران خود خواست به صف كساني بپيوندند كه در حال تلاش براي سرنگوني دولت نوري مالكي هستند.

    از جمله كساني كه در صدد هستند با ايجاد بلوا و آشوب در عراق، دولت نوري مالكي را بي كفايت جلوه دهند، اياد علاوي، صالح مطلك هستند كه مجاهدين نيز روي آنها بشدت سرمايه گذاري كرده اند. در رسانه هاي مجاهدين اين دو نفر با عنواني همچون دكتر و مهندس و غيره نام برده مي شوند و رجوي در يكي از سخنراني هايش صالح مطلك را «قهرمان ملي عراق» معرفي كرد.

    يكي از روزنامه هاي عراقي با اشاره به اين سخنان رجوي با تمسخر نوشته است «عراقي ها منتظر بودند، رجوي رهبر مجاهدين خلق بيايد و قهرمان ملي عراق را مشخص كند، بايستي به رجوي گفت شما كه نوكران صدام بوديد و تا آخرين لحظه از آن ديكتاتور حمايت كرديد حق نداريد در امور داخلي عراق دخالت كنيد»

    واژه بهار عربي كه به قيامهاي مردم عرب عليه دولتهاي مستبد خود نظير مصر و تونس و يمن و ليبي اتلاق مي شود، باعث شد كه دولتهايي كه هر كدام بيش از سي سال بر ملت خود حكمروايي مي كردند، را سرنگون كند. در هيچكدام از اين كشورها رهبران آنها با انتخابات بر سر كار نيامده بودند و هرگز هم قصد تن دادن به انتخابات آزاد نبودند. اما اين قانون در عراق متفاوت است، چنانچه مي دانيم، نخست وزير در عراق با انتخاب اكثريت مجلس نمايندگان عراق، صورت مي گيرد. به اين صورت كه بستگي به تعداد كرسي هايي كه هر حزب در مجلس كسب مي كند، مي تواند نخست وزير را انتخاب كند.

    از آنجايي كه نمايندگان شيعه در مجلس نمايندگان بيشتر هستند در هر صورت يك دولت شيعه روي كار خواهد بود. طبق توافقي كه صورت گرفته، رئيس جمهور عراق در اختيار كردها مي باشد، نخست وزير در اختيار شيعيان، و معاون رئيس جمهور در اختيار سني ها قرار خواهد داشت.

    رجوي بسيار سرمايه گذاري كرده است كه دولت مالكي سرنگون شود تا بتواند مدت زمان بيشتري در عراق بماند و فشار براي خروج آنها كاهش يابد. اما نكته مهم اين است كه تمامي گروههاي شيعه كه در عراق هستند با مالكي هم نظر هستند و از گروههايي نظير مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، حزب الدعوه، سپاه نهم بدر و غيره هستند كه در يك ائتلاف قرار دارند. هر كدام از اين گروهها نخست وزير معرفي كنند، همين سياست را در قبال باند رجوي اتخاذ خواهند كرد.

    با پيوستن عزت ابراهيم به جمع اياد علاوي و صالح مطلك و طارق الهاشمي، بخوبي ماهيت اين جريان آشكار مي شود، كساني كه همچنان خواهان برگرداندن ديكتاتوري دوران صدام هستند.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=14186

    اعلام خطر و هشدار به نیروهای دمکرات ایران

    .

    ... روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد. حمایت تعدادی از سیاستمداران سرشناس آمریکا از مجاهدین خلق مسلماً به کارزار آلترناتیو سازی این سازمان کمک می کند. از میان این سیاستمداران می توان از «جیمز ولسی» و «پورتو گاس» از روسای سابق سیا، «لوئیس جی.فری» مدیرکل سابق اف بی آی، «تام ریچ» وزیر امنیت ملی در دولت جورج بوش، «مایکل بی. موکاسی» دادستان کل سابق آمریکا و ژنرال «جیمز جونز» اولین مشاور امنیت ملی در دوره باراک اوباما و «ادوارد جی. لندل» فرماندار سابق پنسیلوانیا، «رادولف جولیانی» شهردار سابق نیویورک، «جان بولتون» سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و«پاتریک کندی» نماینده سابق "رود آیلند" (در مجلس نمایندگان)، نام برد ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

    فرید راستگو، اخبار روز، چهارم ژانویه 2013
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=50131

    • در زمانی که تمامی تلاش رژیم ضربه زدن به حقوق ملت ایران و هر ایرانی است، ادامه حاکمیت این نظام چیزی جز تاراج سرمایه ها و ثروت کشور و نتیجتاً به خطر انداختن تمامیت ارضی و تجزیه کشور نمی تواند باشد. رژیم، کشور را با تهاجم خارجی و آلترناتیو سازی متکی به قدرتهای خارجی مواجه کرده است ...

    در موقعیت پیچیده و دوران ساز کنونی خاورمیانه میهن مان ایران در شرایط فاجعه بار داخلی و خارجی بسر می برد. دوران ساز است چون نقشه خاورمیانه جدید و روند تجزیه کشورهای منطقه در حال اجرا است. آلترناتیو سازی یکی از ارکان این روند است بطوریکه بدور از چشم مردم و بدور از تصمیم گیری مردم این منطقه برای مردم این منطقه آلترناتیو و دولت تعیین می کنند. تجربه خونین و خانمانسوز لیبی و سوریه بدون حضور متحد نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل، در ایران نیز، قابل تکرار است.

    شرایط داخلی:
    احوال اقتصادی کشور نابسامان و آشفته است. تحریم های اقتصادی ایران ناشی از پرونده هسته ای بطور مدام در حال افزایش است و اقتصاد ورشکسته کشور را رو به نابودی سوق می دهد. صنایع ایران یا تعطیل شده اند و یا نیمه تعطیل می باشند. زحمتکشان و فقرا فقیرتر شده اند و زندگی شان به زیر خط فقر رسیده است و زندگی اقشار متوسط به حد خط فقر سقوط کرده است. ارتش بیکاران انبوه تر شده و ناکامی و ناامیدی از آینده بر همگان غلبه کرده است.
    وضعیت سیاسی کشور همانند وضعیت ورشکسته اقتصادی است. علیرغم پرت کردن اصلاح طلبان بعنوان یکی از بال های ادامه حیات نظام ولایت مطلقه فقیه به خارج از قدرت حاکمه و انجام کودتای انتخاباتی توسط خامنه ای در خرداد سال ۱٣٨٨ و فروکش کردن جنبش سبز، آقای خامنه ای نه تنها قادر نشده است حاکمیت تمامیت خواه خود را یک دست سازد بلکه مشروعیت ضعیف و نداشته اش ضعیف تر و نداشته تر شده است. بطوریکه امروز هیچ کس در درون قدرت حاکمه حرف او را نمی خواند چون بی کفایتی او بر همگان آشکار شده است. تعارض و شکاف های درون رژیم آنقدر عمیق شده اند که هرکسی ساز خود را می نوازد. این تک نوازی ها و عمق شکاف چنان حدت و شدت یافته است که آقای مهدوی کنی گفته است: اصولگرایان خود به ۱٣ قسمت تقسیم شده اند. طغیان باند احمدی نژاد در برابر خامنه ای و دعوای روزمره سه قوه با یکدیگر بیانگر اوضاع متزلزل و لرزان نظام ولایت فقیه است.
    برای اطلاع یابی از وضعیت ویران شده اجتماعی کافی است نگاهی به نشریات کشور بیاندازیم. احوال خراب اجتماعی منتج به افزایش بیکاری، فقر، فساد، رشوه خواری، روسپیگری، اعتیاد، دزدی، رواج دروغ، ناامنی اجتماعی، رواج طلاق و گسست خانوادگی، آدم کشی، فامیل کشی، و دیگر آسیب های اجتماعی شده است. نتیجه مستقیم این آسیب ها منجر به بی اخلاقی و فساد اخلاقی غیر قابل کنترلی شده است که همه موجب فروپاشی اجتماعی و بیماریهای غیر قابل درمان روحی و روانی شده اند.
    قربانیان شرایط فوق مردم ایران به ویژه کارگران، زحمتکشان، جوانان، زنان واقوام های مختلف اند که از ادامه حیات مافیای نظامی – مالی حاکم به جز نابسامانی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، کشتار و خشونت، غارت ثروت، نابودی محیط زیست و منابع ملی، طبیعی و آثار تاریخی، گسترش بیکاری و فقر و مرگ زود رس سودی عایدشان نشده است.

    شرایط خارجی:
    در سطح بین الملی رژیم جمهوری اسلامی در انزوای کامل بسر می برد. برای خروج از این انزوا رژیم کشور ایران را وابسته به روسیه و چین کرده است. وابستگی ایران به روسیه و چین خسارت های جبران ناپذیری برای ایران و ایرانیان داشته است بطوریکه آن دو قدرت از این وابستگی در مذاکراتشان با کشورهای اروپائی و آمریکا سودهای کلانی جسته اند. چین و روسیه و هند که به ظاهر از دوستان نزدیک ایران محسوب میشوند به تمامی قطعنامه های مکرر شورای امنیت سازمان ملل بر علیه ایران رای مثبت داده اند.
    اکنون کشورمان از هر طرف در محاصره پایگاه های نظامی ناتو و بویژه آمریکا می باشد. امروز آمریکا در تمامی کشورهای اطراف ایران پایگاه نظامی دارد و خلیج فارس مبدل به میدانی برای محل عبور و مرور کشتی های جنگی و اقامت ناوهای هواپیمابر جنگی شده است. کشورهای غربی نه تنها دارای٣۷ پادگان نظامی ثابت در کشورهای همجوار ایران می باشند بلکه با پادگانهای سیار خود که ناوهای هواپیمابر و اتمی آنها در خلیج فارس، اقیانوس هند و در اطراف کانال سوئز جولان میدهند تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران به حساب می آیند.
    سیاست وحشت از جمهوری اسلامی بدنبال ادامه تنش بین ایران و اروپا و آمریکا اتخاذ شده است. کشورهای غربی با ایجاد جو وحشت از ایران سعی کرده اند کشورهای همجوار ایران را زیر چتر خود قرار دهند تا در رقابت با چین و روسیه هر چه بیشتر بر منطقه و نفت آن مسلط شوند. ایران هراسی یکی از ترفندهای دولت نژاد پرست اسرائیل برای ادامه بقاء و وسیله ای برای کشورهای غربی جهت فروش اسلحه های خود به کشورهای مرتجع و نفت خیز حوزه خلیج فارس همانند کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات شده است.
    منطقه خاورمیانه در خون و آتش خشونت بسر می برد، بنا است این منطقه بعلت رقابت توسعه طلبانه کشورهای قدرتمند به کشورهای کوچکتر مبدل گردد. "نقشه خاورمیانه جدید" که در سال ۲۰۰۶ در آمریکا و در دوران جرج بوش انتشار پیدا کرده بود دوباره مطرح شده است.
    در حال حاضر آمریکا، اسرائیل و انگلستان متحداً، بانی تجزیه طلبی در کشورهای منطقه خاورمیانه هستند، از راه اتفاق نیست که تجزیه طلبان کشورمان آستان بوس اسرائیل و آمریکا شده اند. یکی خواهان چتر حفاظتی و ایجاد " منطقه پرواز ممنوع" برای کردستان می شود و دیگری به نام "۹ تشکیلات آذربایجانی" به دبیر کل سازمان ملل نامه می نویسد و خواستار برگذاری رفراندوم در به اصطلاح آذربایجان جنوبی میشود. و عده ای در خوزستان منکر ایرانی بودن خوزستان و خوزستانی ها می گردند و در بلوچستان و کردستان گروه های سلفی نظیر جندالهی با پول های عربستان و اسرائیل رشد می کنند.
    اسرائیل ادامه بقا و حفظ خود را در تجزیه کشورهای منطقه می بیند. کشورهای غربی بویژه انگلیس و آمریکا خاورمیانه جدیدی می خواهند بسازند تا علاوه بر مهار نفت این منطقه بتوانند در رقابت های منطقه ای چین و روسیه را مهار سازند، بنابراین کشورهای منطقه نظیر ایران به منطقه رقابت کشورهای قدرتمند تبدیل شده است و هرجایی که این قدرت ها باهم توافق می کنند، هر بلایی که لازم بدانند بر سر این کشورها می آورند. مثلا در مورد عراق توافق شد و عملاً به سه کشور غیر رسمی تقسیم گشت. در مورد لیبی توافق شد و آن بلا بر سرش آمد که عده ای در شمال خواهان جدائی شده اند و عده ای با در گیری های قبیله ای زندگی را بر مردم لیبی تیره و تارکرده اند. در مورد سوریه هنوز توافق کاملاً صورت نگرفته است، در حال حاضر کشت و کشتار ادامه دارد، ولی احتمال تقسیم آن به سه منطقه کرد، سنی و شیعی غیر قابل تصور نیست.
    ایران در چنین شرایط خطرناکی بسر می برد. شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی با ماجراجوئی و بحران سازی پی در پی داخلی و خارجی، تمامیت ارضی کشور ایران را در معرض مخاطرات بسیار خطرناکی قرار داده است.
    در مقابل این شرایط سه نیروی زورمدار و قدرت پرستی داریم که همچون گروه های القاعده ای و اخوان المسلمین هدفی جز جایگزینی قدرت خود بجای قدرت حاکم ندارند و در بهترین حالت می خواهند همچون مرسی مصری فرعون دیگری شوند. این سه راس عبارتند از
    ۱- جمهوری اسلامی خواهان رنگارنگی که سالهاست در پی اصلاح رﮊیمی هستند که خود هم عامل و هم موجد این موقعیت خطرناک است. آنان با هراس افکنی در میان مردم ممکن (تعییر استبداد) را غیرممکن و غیرممکن (اصلاح استبداد) را ممکن جلوه می دهند. قریب ۲۵ سال است که به مردم وعده دمکراتیزه کردن استبداد مذهبی را می دهند و به اصطلاح آزادی مردم را از اسیر کنندگان مردم، طلب می کنند. اینان با استبداد و دیکتاتوری در هر شکلش مرزبندی مشخصی ندارند و از نقد گذشته هراسناکند و همیشه حقیقت را فدای مصلحت می کنند.
    ۲- بقایای نظام سلطنتی و آن بخش از مشروطه خواهانی که می خواهند با تکیه به قدرتهای خارجی تخت و تاج از دست رفته را به دست آورند. این افراد اکنون بهمراه عده ای از "اپوزیسیون" سرخورده که تا دیروز دنباله رو اصلاح طلبان حکومتی بودند و برخی از گروه های قومی گاهاً تجزیه طلب، عجالتاً هراز گاهی کنفرانسی در سوئد یا پراگ بر پا می سازند تا شاید بعنوان آلترناتیو معرفی شوند. حامیان مالی واقعی و دست اندرکاران پشت پرده این نشست ها معلوم نیست کیانند؟
    ٣- سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومتش که برای رسیدن به قدرت زمانی دست بدامن صدام حسین شدند و در زمان جنگ ایران و عراق همدست صدام گشتند و بر ضد مردم ایران اقدام نمودند، امروز دست بدامن نئو لیبرالهای آمریکائی و دیگر بیگانگان شده اند. روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد. حمایت تعدادی از سیاستمداران سرشناس آمریکا از مجاهدین خلق مسلماً به کارزار آلترناتیو سازی این سازمان کمک می کند. از میان این سیاستمداران می توان از «جیمز ولسی» و «پورتو گاس» از روسای سابق سیا، «لوئیس جی.فری» مدیرکل سابق اف بی آی، «تام ریچ» وزیر امنیت ملی در دولت جورج بوش، «مایکل بی. موکاسی» دادستان کل سابق آمریکا و ژنرال «جیمز جونز» اولین مشاور امنیت ملی در دوره باراک اوباما و «ادوارد جی. لندل» فرماندار سابق پنسیلوانیا، «رادولف جولیانی» شهردار سابق نیویورک، «جان بولتون» سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و«پاتریک کندی» نماینده سابق "رود آیلند" (در مجلس نمایندگان)، نام برد.
    رهبر آنان مریم رجوی بتازگی از پارلمان فرانسه خواسته است تا این گروه را همچون اپوزیسیون سوریه به رسمیت بشناسند. این درخواست به معنای آن است که همچون اپوزیسیون سوریه که هم اکنون با پول قطر و عربستان سعودی و اسلحه غرب در حال ویرانی سوریه هستند به ما مجاهدین کمک های مالی و تسلیحاتی نمائید تا ایرانیان را قتل عام و ایران را ویران سازیم.
    این سه نیرو اشتراک فوق العاده ای در چند نکته دارند. چون بدنبال کسب قدرت هستند و خواهان کسب قدرت جهت اعمال قدرت خود می باشند همواره در حال زد و بند با قدرتمداران خارجی و داخلی هستند:
    تز معروف اصلاح طلبان و جمهوری اسلامی خواهان رنگارنگ چانه زنی (بخوانید زدو بند) در بالا و فشار از پائین بود. فشار از پائین معنائی بجز استفاده ابزاری از مردم ندارد.
    تز سلطنت طلبان و مجاهدین همواره آستان بوسی بیگانگان بوده است تا بتوانند در رکاب بیگانگان به قدرت دست یابند. اینان هیچ باوری به مردم ندارند. مردم در معادلاتشان هیچ جایگاهی ندارند. اگر مردم جائی در فکر آنان داشت دلیل نداشت بدنبال بیگانگان و اجانب باشند، از راه مردم و برای مردم عمل می کردند.

    نیروهائی که اندیشه راهنمایشان قدرت پرستی می باشد اعتقادی به استقلال و آزادی مردم و استقرار حاکمیت جمهور مردم و نتیجتاً دمکراسی و حقوق بشر ندارند. کسب قدرت سیاسی برای اعمال قدرت به استقرار استبداد ختم میشود. ایرانیان ایجاد و بازسازی استبداد را، از قبل از مشروطیت تا بحال، بطور مدام تجربه کرده اند و این تجربه به ما می گوید استبداد، بدون اعمال قهر و سرکوبگری و پایمال کردن حقوق مردم، برقرار کردنی نیست. هرآن کس که در پی اعمال قدرت و حفظ آن است، نیازمند دست بردن به حفظ ابزارقدرت یعنی قهر و زور می باشد. مستبد تجاوز کردن به حقوق دیگران را و مجازات و شکنجه نمودن مخالفین خود را جزئی از «حقوق ذاتی» خود می داند. در واقع می داند که این کارها جرم و جنایتهای ذاتی استبداد است اما چون، قدرت طلب است، جز اعمال سرکوب و شکنجه و زندانی و مرگ با مخالف خود، کار دیگری انجام نمی دهد.
    در این جا خطاب و هشدارم به نیروهائی است که امروز به استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی پایبندند و در جهت استقرار حاکمیت ملت یعنی برقراری آزادی و دمکراسی در ایران تلاش می کنند. هشدار من به آنانی است که خود را ملتزم به دمکراسی و حقوق بشر می دانند و قبول دارند دمکراسی فرایندی است که شهروندان و برای شهروندان طی می کنند. دموکراسی ره آورد تحول درونی آنان است. هشدار من به نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی (فارغ از باور دینی و مرامی شان) است که معتقد به آزادی، استقلال، رشد بر میزان عدالت اجتماعی، حفظ تمامیت ارضی و ایجاد دولتی حقوقمدار و قانونمند که قانون اساسی اش متکی به حاکمیت ملت و حقوق مردم و حقوق ملی باشد.
    همانطوریکه در فوق گفته شد کشورهای خاورمیانه و از جمله وطن عزیزما ایران، در مرحله ای دوران ساز بسر می برد. اعلام خطر می کنم، و هشدار می دهم در زمانی که تمامی تلاش رژیم ضربه زدن به حقوق ملت ایران و هر ایرانی است، ادامه حاکمیت این نظام چیزی جز تاراج سرمایه ها و ثروت کشور و نتیجتاً به خطر انداختن تمامیت ارضی و تجزیه کشور نمی تواند باشد. رژیم، کشور را با تهاجم خارجی و آلترناتیو سازی متکی به قدرتهای خارجی مواجه کرده است. ما شاهد اشغال افغانستان، عراق با نیروی نظامی و لیبی با حمله نظامی ناتو بوده ایم و اینک از طریق معین کردن آلترناتیو دست ساخته غرب شاهد تلاش برای سرنگونی حکومت جنایتکار سوریه می باشیم. در این ایام همان بساط خونین لیبی و بدتر از آن را در سوریه دارند می گسترند بدون اینکه مردم این کشور در این تغییرات نقشی داشته باشند. هر بلایی بر سر سوریه و مردم سوریه می آید همان بلا می تواند بر سر ایران و مردم ایران بیآید. ایران می تواند در همان موقعیتی قرار گیرد که دیروز لیبی در آن قرار داشت و امروز سوریه در آن قرار گرفته است. اگر در سوریه با سطح کوچک کشور و مرزهایی که دارد و همسایگی اسرائیل، این کار شدنی است، با کشوری به بزرگی ایران با مرزهای وسیعی که دارد چرا ناشدنی باشد؟ وقتی که یک رژیم کاملاً ضعیف شد و بیزاری عمومی از آن هم به حداکثر رسید، راهها بر روی مداخله خارجی بسیار باز ترخواهند شد. در نتیجه راه برای اینکه همان تجربه لیبی و سوریه در ایران انجام بشود، باز می شود. پس این هشدار به نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی ایران بجا است چون نسبت به آینده ایران احساس نگرانی می کنم. نگرانم، این را هشدار می‌دهم، که اگر نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل از هم اکنون در فکر ساختن یک آلترناتیو دمکراتیک بصورت جبهه ای نباشند باید مطمئن شوند این خلاء را قدرتهای خارجی برای آنان پر خواهند کرد و در معرض آن خواهیم بود و هم اکنون هستیم که آلترناتیوی همچون افعانستان در برلین و عراق در لندن و لیبی در فرانسه و سوریه در قطر و بزودی ایران در .... اجانب برایمان بسازند. از خود بپرسیم تشکیل کنفرانس های مختلف که معلوم نیست بودجه اش از کجا تامین میشود یعنی چه؟ تشکیل کنفرانس در پاریس توسط مجاهدین آنهم با حضور سیاستمداران راست گرای افراطی آمریکائی یعنی چه؟ یعنی اینکه قدرتهای خارجی می‌خواهند ببینند که در صورت عدم دست یابی به سازش و مصالحه ای همه جانبه با خامنه ای چه بر سر ایران بیاورند، و چگونه می توانند کرزای یا چلبی یا عبدالحکیم بلحاج و یا شیخ معاذ الخطیب، ایرانی را به مردم ایران حقنه کنند.
    آیا ما منتظریم تا خاندان آل سعود درعربستان و خاندان آل نهیان در ابوظبی و شیخ قطر یعنی خاندان آل ثانی که دارای میلیاردها دلار پول نفت و گاز می باشند و در حال حاضر بعنوان بازوی غرب برای ایجاد حکومت های «معتدل اسلامی!!» از نوع النهضت و اخوان المسلمین در کشورهای خاورمیانه و آفریقائی عمل می کنند برایمان آلترناتیو بسازند؟ همانطوریکه آلترناتیو سوریه در قطر تحت رهبری آمریکا و حمایت انگلستان، فرانسه، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی و ترکیه با انتخاب شیخ معاذ الخطیب ساخته شد.
    ما نمی توانیم مثلاً از خانم نسرین ستوده و یا آقای فریبرزرئیس دانا و آقای محمد ملکی که در زندان های مخوف جمهوری اسلامی بسر می برند بخواهیم برای تشکیل آلترناتیو دمکراتیک گام بردارند. ولی از نیروهای دمکرات خارج از کشور که در محیطی امن تر زندگی می کنند می توانیم انتظار داشته باشیم که با همکاری های مشترک بر علیه نظام ولایت مطلقه فقیه و همگرائی در راه ایجاد جبهه ای دمکراتیک قدم بردارند. نیروهای دمکرات بعد از سه دهه زیستن در خارج می توانند بر اساس مبانی مشترک همکاری نمایند و با نزدیک شدن به یکدیگر در جهت طرح و ارائه آلترناتیو دمکراتیک گام های موثری بردارند و باید تلاش کنند تا کارائی بهترو مثبت تری داشته باشند.
    سه دهه از استقرار نظام ضد بشری ولایت مطلقه فقیه می گذارد و هنوز، به استثنای آنهائی که در این کار هستند، نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل نتوانسته اند لااقل بحث های آزادی برای تبادل نظر و نزدیک کردن مواضعشان برگزار نمایند. مبارزه را از دنیای مجازی و پشت کامپیوتر به دنیای حقیقی باید کشاند باید عینک های قدیمی را برداشت و باید متحول شد تا تحول ایجاد کرد.
    نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل همواره سرکوبگری های نظام مطلقه ولائی را افشاء کرده اند ولی بجز یکچند از نیروها، دیگران هیچگاه بیان نکرده اند چه چیزی را می خواهند جایگزین نظام ولایت مطلقه فقیه کنند. نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی باید با صدای بلند نظر خود را راجع به رژیم جایگزینی و ویژگی هایش برای مردم ایران و افکار عمومی جهانی بیان کنند. مردم باید بدانند که آلترناتیو دمکرات های ملی چه می باشد. برای فراهم آوردن استقرار دمکراسی در ایران این نیرو وظیفه دارد از طرفی برای ایجاد یک آلترناتیو دمکراتیک گام های موثری بردارد و از طرف دیگر ویژگی بدیل دمکراتیک خود را مشخص سازد و آن را برای مردم بیان نماید تا مردم بدانند چه چیزی را می خواهند جایگزین استبداد حاکم نمایند.
    نیروهای دمکرات ملی مشترکاً می توانند با ارائه برنامه های عملی جدائی از مردم را مبدل به نزدیکی با مردم سازند. ما خوشبختانه دارای چهره های ملی و آبدیده ای چون آقای ابوالحسن بنی صدرهستیم که در حوزه سیاست و حتی در سطح وسیع تر آن می توانند نقطه وحدت شوند و نقش تعیین کننده ای در راه ایجاد آلترناتیو دمکراتیک ایفا نمایند.
    بنابراین احساس مسئولیت خود را نسبت به سرنوشت کشورمان، بیشتر کنیم و اهمیت بیشتری به استقلال و آزادی ایران بدهیم. در این مرحله دوران ساز وظیفه اساسی و مبرم همه نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی است که در جهت تشکیل آلترناتیو دمکراتیک بصورت جبهه ای اقدام نمایند. تجربه تلخ افغانستان، عراق، لیبی و سوریه در مقابل چشمان ما است. آیا نمی دانیم اگر آماده تشکیل آلترناتیو دمکراتیک نشویم، بیگانگان نوع غیر دمکراتیک آن را برایمان ایجاد خواهند کرد؟

    Fa_rastgou@yahoo.com

    -------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13515

    مجاهدين خلق و سوريه‌ای کردن تحولات ايران!

    .

    ... اگر مجاهدين امروز با تفکرات و شيوه های گذشته وداع کرده باشند، نبايد در نقد پراتيک گذشته و انتقاد از مسوولانی که ترور و خشونت را تئوريزه می کردند ترديد نمايند. اما هيچ مدرک جدی و معتبری که بتوان براساس آن تغيير نگرش و خط مشی مجاهدين را نتيجه گرفت در دست نيست. سخنان خانم مريم رجوی در واکنش به خارج شدن نام سازمان مجاهدين از فهرست تروريستها توسط وزارت خارجه آمريکا نه فقط هيچ نشانه ای از نقد گذشته و تحول مجاهدين به دست نمی دهد، بلکه بيانگر عزم رهبری مجاهدين به ادامه راه گذشته است. خانم مريم رجوی می پندارد که تغيير موضع آمريکا در قبال مجاهدين برای رهبری اين سازمان چنان مشروعيت و نفوذی به بار می آورد که ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC)

    علی کشتگر، گویا نیوز، اول اکتبر 2012
    http://news.gooya.com/politics/archives/2012/09/147922.php#more

    با توجه به بلوغ مردم و جنبش دموکراسی‌خواهی ايران، سوريه‌ای شدن تحولات ايران بعيد است. اما بعيد نيست که برخی قدرت‌های منطقه‌ای آرزوی سوريه‌ای کردن تحولات ايران را در سر بپرورانند. يکی از ابزارهای اين پروژه گروه‌های مسلحی هستند که حاضر باشند در بازی قدرت‌ها شرکت کنند

    رويکرد خشونت راه سياست ورزی مبتنی بر مدارا و گفتگو را مسدود می کند و بازتوليد خشونت و انتقام جويی را به جای ارزش های دموکراتيک می نشاند. خشونت و قهر سد راه اشاعه مدارا و گسترش جنبش دموکراسی خواهانه است. اين که نيت و آرزوی رهروان قهر و خشونت نيکخواهانه باشد يا نباشد هيچ تغييری در نتيجه آن نمی دهد.

    شرط ضروری گذار به دموکراسی و غلبه بر استبداد و ديکتاتوری نهادينه شدن فرهنگ مدارا و ارزشهای جهانشمول حقوق بشری در جامعه و در مناسبات فعالان و جريانهای سياسی است.

    اگر مجاهدين خلق به چنان تحولی رسيده باشند که با رد نگرش و پراتيک گذشته به جنبش عدم خشونت بگروند، بايد آن را به فال نيک گرفت و از آن استقبال کرد.

    اما طبعا برای آن که هم ديگران چنين تحولی را باور کنند و هم اين دگرگونی در خود مجاهدين به باور تبديل شود، آنها بايد در نخستين گام نگرش خشونت محور و پيشينه خود را چه در مورد خشونت ها و ترورهايی که در ايران مرتکب شده اند و چه در همکاری با ارتش عراق در جنگ هشت ساله شجاعانه به نقد بکشند. اگر مجاهدين به چنين تحولی رسيده باشند لابد دريافته اند که مشی مسلحانه آنها در گذشته نه در جهت پيشرفت دموکراسی بلکه برعکس در جهت گسترش خشونت و سرکوب و بهره برداری استبداد مذهبی عمل کرده است.

    وقتی مجاهدين خلق اسدالله لاجوردی (معروف به جلاد اوين) را ترور کردند و با افتخار آن را اعلام نمودند، در مصاحبه ای با راديو بی بی سی اين اقدام آنان را به نفع فرهنگ سرکوب و خشونت ارزيابی کردم. در آن گفتگو تاکيد داشتم که: " لاجوردی و ساير مرتکبان و متهمان به جنايت و آدم کشی بايد در دادگاههای صالحه با رعايت همه تشريفات و قوانين دموکراتيک از جمله برخورداری از وکيل مدافع محاکمه شوند و هيچ گروه سياسی در هيچ شرايطی حق ندارد متهمان را غيابا به اعدام محکوم کند و خود نيز حکم اعدام را به اجرا درآورد".

    مجاهدين نه فقط آن نقد و نگرش را بر نتابيدند و آن را طرفداری از جمهوری اسلامی وانمودند، بلکه چماقداران خود را برای برهم زدن سخنرانی من در شهر آخن آلمان بسيج کردند و در برابر ايرانيان حاضر در سالن سخنرانی مرا به مرگ تهديد کردند. اگر مجاهدين امروز با تفکرات و شيوه های گذشته وداع کرده باشند، نبايد در نقد پراتيک گذشته و انتقاد از مسوولانی که ترور و خشونت را تئوريزه می کردند ترديد نمايند. اما هيچ مدرک جدی و معتبری که بتوان براساس آن تغيير نگرش و خط مشی مجاهدين را نتيجه گرفت در دست نيست.

    سخنان خانم مريم رجوی در واکنش به خارج شدن نام سازمان مجاهدين از فهرست تروريستها توسط وزارت خارجه آمريکا نه فقط هيچ نشانه ای از نقد گذشته و تحول مجاهدين به دست نمی دهد، بلکه بيانگر عزم رهبری مجاهدين به ادامه راه گذشته است.

    خانم مريم رجوی می پندارد که تغيير موضع آمريکا در قبال مجاهدين برای رهبری اين سازمان چنان مشروعيت و نفوذی به بار می آورد که از اين پس موازنه قوا در ايران به سود آنان تغيير می کند! سرمايه ای که او برای اين تغيير موازنه قوا روی آن حساب باز کرده پيشينه خونين مجاهدين به اضافه حمايت خارجی است.

    مريم رجوی در مصاحبه با خبرگزاری آسوشيتدپرس می گويد: خروج مجاهدين از ليست ترور وزارت خارجه آمريکا "موازنه قوا را (درايران) به هم می زند"، و اضافه می کند که از اين پس "موازنه قدرت تغيير خواهد کرد، برای مثال اولين پيام آن برای مردم ايران آن خواهد بود که ديگر از افزايش فعاليت ها و افزايش تظاهرات ترسی نخواهند داشت!"

    اين تصور که حمايت احتمالی وزارت خارجه آمريکا از مجاهدين موازنه قوا را به سود آنان عوض می کند به چه معنا است؟ آمريکا چگونه و با کدام مکانيسمی می تواند برای تغيير موازنه قوا در ايران به سود مجاهدين دخيل باشد؟

    جريانی که سرنوشت خود را تا به اين حد دستخوش تصميم امريکا بداند، چقدر مستقل و ملی بودن خود را باور دارد ؟ اين تفکر که يک جريان سياسی ايرانی برای موفقيت خود بايد جايی در معادلات و بازی های سياسی قدرت های خارجی پيدا کند، چه معنايی دارد؟ اين حرف ادامه همان نگرشی است که مجاهدين خلق را در بحبحوحه جنگ ايران و عراق به همکاری با عراق و کشورهای عربی خليج فارس عليه ايران کشاند. می دانيم که اختلاف آمريکا و اروپا با جمهوری اسلامی نه بر سر نقض حقوق بشر در ايران بلکه صرفا بر سر مساله هسته ای و مواضع تندروانه جمهوری اسلامی در قبال اسرائيل بوده و هست. حتی آمريکای پرزيدنت اوباما که بهترين چهره آمريکا است صرفا از موضع منافع ملی آمريکا در قبال تحولات هر کشور حرکت می کند، حمايت مستقيم آمريکا از يک جريان سياسی معين در ايران اگر واقعيت پيدا کند، قطعا از موضع مصالح منافع ملی آمريکا است که البته می تواند بسته به شرايط با منافع ملی ايران سازگار و يا در تضاد باشد. آمريکا در عربستان و شيخ نشين های خليج فارس حامی حکومت های استبدادی است. چرا که اين حکومت ها منافع آمريکا را تامين می کنند. تفکری که برای موفقيت سياسی در داخل روی حمايت قدرت های خارجی حساب بازمی کند، تفکر کهنه ای است متعلق به دوران استعمار. دورانی که سفارتخانه های قدرت های بزرگ در تهران، در مسايل سياسی و تحولات داخلی ايران دخالت مستقيم داشتند. و هر حزبی يک حامی خارجی داشت. در نگرش ملی و دمکراتيک، ملاک مشروعيت هر جريان سياسی ايرانی مقبوليت داخلی و مردمی آن است. البته نفرت و نارضايتی عميق عمومی مردم ايران از حکومتگران سرکوبگر جمهوری اسلامی و ضعف جنبش دموکراسی خواهی زمينه اين کژانديشی که قدرت های خارجی ممکن است ناجی ايرانيان باشند را دامن زده است. اين توهمات به زيان جنبش دموکراسی خواهی ايران عمل می کند. نقد اين کژانديشی و انتشار مقاله های آموزشی و پداگوژيک در اين عرصه از وظايف فعالان جنبش ملی دموکراسی ايران است.

    سازمان مجاهدين خلق تا به امروز در نظر و عمل خلاف اين ضرورت ها گام برداشته است.

    واکنش خانم مريم رجوی به تصميم وزارت خارجه آمريکا و اين تصور که تصميم آمريکا تعادل قوا را در ايران به سود مجاهدين دگرگون می کند، يکبار ديگر نشان می دهد که سازمان مجاهدين در شکل و مضمون کنونی آن نه می تواند با گذشته خونين و خشونت آميز خود تعيين تکليف کند و نه می تواند از تلاش برای اتکاء به قدرت هايی که در ايران منافع و مقاصد خود را دنبال می کنند دست بردارد. و اين البته جای هيچ تعجبی ندارد. چرا که مايه و ملات انسجام بدنه ای که هنوز با اين سازمان مانده است پيوند عاطفی با همين گذشته خونين و تبعات آن از جمله همکاری با عراق و قدرت های مخالف جمهوری اسلامی است.

    حقيقت آن است که رفتار سياسی و تشکيلاتی رهبری مجاهدين در دوره اقامت در عراق اين جريان را به يک سکت عاطفی و بيگانه با ارزش های دموکراتيک تنزل داده است. تحول مجاهدين در گرو شکستن پوسته سخت و نرمش ناپذير سکت است. و اين پوسته را بدون نقد صريح و شجاعانه مبارزه مسلحانه و مشی خشونت آميز گذشته يعنی بدون جانشين کردن شعور سياسی به جای شور عاطفی ممکن نيست.

    تنزل مجاهدين به سکت عاطفی به رهبری اين جريان امکان می دهد که بازی با پيوندهای عاطفی را جانشين سياست خردورزانه کند و سکت را در همه حال در جهت مقاصد خود به کاربگيرد. عضو سکت پرسش نمی کند، او مجری تکاليفی است که از بالا ديکته می شود. عضو سکت با دنيای خارج از خود بيگانه است. اهل مدارا نيست. سکت اگر با گذشته خود تعيين تکليف کند، با ريزش و لرزش درونی مواجه می شود و بقای آن به خطر می افتد. رهبری مجاهدين حاضر نيست با نقد گذشته و پذيرش لغزش های رهبری هم موجوديت سکت و هم سلطه خود را بر اعضاء به خطر اندازد. اشتياق رهبری مجاهدين به شرکت در بازی قدرت های منطقه ای و جهانی عليه جمهوری اسلامی سبب می شود که اين قدرت ها برای مقاصد خود در ايران روی آن حساب باز کنند.

    سوريه ای شدن تحولات ايران بعيد است. اما بعيد نيست که در منطقه خاورميانه برخی حکومت ها و قدرت های منطقه ای آرزوی سوريه ای کردن تحولات ايران را در سر بپرورانند. و بعيد نيست که همين قدرت ها برای خروج نام سازمان مجاهدين از ليست وزارت خارجه آمريکا لابی کرده باشند. يکی از ابزارهای لازم برای سوريه ای کردن ايران گروههای مسلحی هستند که حاضر باشند در بازی قدرت ها شرکت کنند.
    سوريه ای شدن مسايل ايران تقريبا محال است. گرايش به عدم خشونت و درک اهميت آن در جنبش دانشجويی معاصر و در جنبش های زنان، کارگران و جريانهای سياسی فعال در جنبش دموکراسی خواهی سبز نشان داد که جامعه ايران و جنبش ملی آن از نوعی بلوغ سياسی برخوردار است که مانع از درغلتيدن آن به دام قهر و خشونت می شود. اما اين حقيقت مانع از آن نيست که قدرت های منطقه ای درگير با جمهوری اسلامی مثل اسرائيل و يا عربستان برای سوريه ای کردن تحولات ايران روی جريانهای طرفدار مبارزه مسلحانه حساب باز نکنند.

    --------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13122

    اشرف، خواهر حمص

    (پایان غم انگیز رجوی و مجاهدین خلق)

    .

    ... یكی از شیوخی كه در مراسم افطار و سورچرانی مریم رجوی در اورسورواز شركت كرده بود در حالی كه بعد از خوردن افطار مفصل و دیدن تریبون و چند صد نفر جلوی خود، جوگیر شده بود بود، گفت: ما اشرف را خواهر حمص معرفی می كنیم. آنگاه مجاهدین در تلویزیون بعنوان اولین خبر مهم و در حالی كه مارش نظامی پخش می شد و پرچم مجاهدین برافراشته می شد و اشرفیان رژه می رفتند، اعلام كرد «شورای انتقالی سوریه، اشرف را خواهر حمص اعلام كرد». اینكه در این خواهر و برادر شدن چه چیزی به جیب مجاهدین ریخته می شود بماند، اصطلاحات تحقیرآمیز و مشمئز كننده كه برای هر شنونده ای آزار دهنده هم هست بماند، حكایت مجاهدین حكایت انسان در حال غرق شدنی است كه ...


    The Life of Camp Ashraf,
    Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

    محمد ب، فریاد آزادی، هفتم اوت 2012
    http://www.faryade-azadi.com/2Haupt/Ashraf.Khahar%20Hamas.HTM

    یكی از شیوخی كه در مراسم افطار و سورچرانی مریم رجوی در اورسورواز شركت كرده بود در حالی كه بعد از خوردن افطار مفصل و دیدن تریبون و چند صد نفر جلوی خود، جوگیر شده بود بود، گفت: ما اشرف را خواهر حمص معرفی می كنیم. آنگاه مجاهدین در تلویزیون بعنوان اولین خبر مهم و در حالی كه مارش نظامی پخش می شد و پرچم مجاهدین برافراشته می شد و اشرفیان رژه می رفتند، اعلام كرد «شورای انتقالی سوریه، اشرف را خواهر حمص اعلام كرد».

    اینكه در این خواهر و برادر شدن چه چیزی به جیب مجاهدین ریخته می شود بماند، اصطلاحات تحقیرآمیز و مشمئز كننده كه برای هر شنونده ای آزار دهنده هم هست بماند، حكایت مجاهدین حكایت انسان در حال غرق شدنی است كه به پر كاهی متوسل می شود. حالا این شورای انتقالی سوریه خود چه موجودی است كه خواهرش اشرف باشد.

    مریم رجوی كه طبق تاكتیك همیشگی، با برگزاری سور و جشن و مراسم و ریخت و پاش سعی در جمع كردن حمایت می كند امسال نیز با برگزاری یك سور آنچنانی در پاریس و جمع كردن اعرابی كه نه سیاست برای آنها مهم است و نه دیانت، سعی كرد اینطور بنمایاند كه در میان اعراب بخصوص مخالفان سوریه برای خود حامیانی دارد. البته بهتر از همه سازمان مجاهدین خوب می داند كه همانطور كه حامیان آنها در عراق توانستند مانع اخراج آنها شوند، حامیانشان در سوریه نیز برای آنها كاری انجام خواهند داد.

    اگر تلویزیون مجاهدین را دیده باشید، متوجه می شوید كه بیش از نیمی از برنامه هایش به اخبار سوریه اختصاص دارد، اینبار نیز «خلق قهرمان ایران» فراموش شد و به سراغ خلق قهرمان سوریه رفتند. رجوی در شبی كه دولت لیبی با حملات نیروهای آمریكایی و انگلیسی سرنگون شد، اعلام كرد، «قدر ملت لیبی رقم خورد» البته رجوی نخواست به یاد بیاورد كه این قدر توسط بیگانگان و امپریالیستهایی كه روزی در اطلاعیه های سازمان مجاهدین «دشمن اصلی خلقهای تحت ستم» تلقی می شد صورت گرفته است. در مورد سوریه نیز رجوی بسیار ناراحت و افسرده است كه چرا آمریكا و انگلیس و اسرائیل نمی توانند با دست باز بمباران كنند و قدر ملت سوریه را هم رقم بزنند. البته برای مجاهدین كه این طور دنبال رقم زدن قدر ملتهای منطقه هستند به این ترتیب میخواهند برای خودشان سفره پهن كنند و با استعانت از آمریكا و و انگلیس واسرائیل، قدر خودشان را رقم بزنند. شاید رجوی از بس در افكار موهوم و تحلیلهای غلط غرق شده به خوبی نمی داند و واقعیت را تشخیص نمی دهد ولی جهت یادآوری بایستی به ایشان گفت كه قدر رجوی سالهاست كه رقم خورده البته این رقم رو به پایین است و شمارش معكوس برای فروپاشی تشكیلات نیز ناشی از همین رقم خوردن است.

    محمد ب
    7 اوت 2012


    (Rajavi from Saddam to AIPAC)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )


    (Maryam Rajavi in terrorist cult's HQ in Paris)


    (massacre of Kurdish people)

    -------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12135

    مردان ما در ایران؟ (ترجمه برهان عظیمی)

    .

    ... مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC

    سیمور هرش (نیویورکر) - مترجم: برهان عظیمی، اخبار روز، شانزدهم آوریل 2012
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44857

    • سیمور هرش در این مقاله که روز ششم آوریل در نیویورکر منتشر شده، می گوید علیرغم آن که مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی دولت آمریکا قرار دارند، اما در صحرای نوادا آموزش دیده و با همکاری موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا در عملیات تروریستی در ایران سهیم بوده اند ...

    منطقه ای که سایت امنیت ملی نوادا متعلق به دپارتمان انرژی در آن قرار گرفته، با دشت های خشک بلندش و قله کوه ها در دوردست، از هوا به شمال غربی ایران شبیه است. در این سایت که در ۶۵ مایلی شمال غربی لاس و گاس قرار گرفته است، قبلا آزمایش های هسته ای صورت میگرفت و حالا دارای مرکزی برای آموزش عملیات ضد جاسوسی و یک فرودگاه خصوصی برای جت بوئینگ ۷٣۷ است. این منطقه ای ممنوعه است که در برخی نقاط آن تابلو ها به اشخاص کنجکاو هشدار میدهند پرسنل امنیتی در صورت لزوم اجازه دارند به کسانیکه از خط ممنوع عبور کرده اند، شلیک کنند.

    در اینجا بود که فرماندهی عملیات ویژه مشترک (Joint Special Operations Command (JSOC از سال ۲۰۰۵ آموزش اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را آغاز کرد... وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست گروه های تروریست خود قرار داد.

    سازمان مجاهدین در سال ۲۰۰۲ با افشای این واقعیت که ایران غنی سازی اورانیوم را بطور محرمانه در یک منطقه زیرزمینی آغاز کرده است، تا حدودی در سطح بین المللی اعتبار کسب کرد. محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود بعدها به من گفت که به او اطلاع داده بودند موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است.

    روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد و «فرماندهی عملیات ویژه» تحت تاثیر هراس بوش از اینکه ایران در یک یا چند نقطه مخفیانه مشغول بمب سازی است، عملیات در داخل ایران را آغاز کرد. منابعی بطور مخفیانه در اختیار چند سازمان مخالف قرار گرفت تا به جمع آوری اطلاعات و نهایتا عملیات تروریستی علیه رژیم اختصاص یابد. سازمان مجاهدین خلق مستقیما یا غیرمستقیما منابعی از قبیل سلاح یا اطلاعات دریافت کرد. بنا بر گفته مقامات امنیتی و مشاوران نظامی عملیات مخفیانه تحت حمایت آمریکا تا امروز ادامه دارد.

    علیرغم ارتباطات فزاینده و تلاش های مجدانه و لابیگری فشرده وکلای سازمان مجاهدین خلق، این سازمان همچنین در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه آمریکا باقی مانده است. این بدان معناست که آموزش در نوادا باید کاملا محرمانه میماند.

    یک مقام امنیتی سابق به من گفت ما اینجا آنها را تعلیم میدادیم و از طریق دپارتمان انرژی برای آنها پوشش فراهم میکردیم زیرا همه زمین های جنوب نوادا متعلق به این دپارتمان است. «ما آنهارا در فواصل دور در صحرا و کوه تخلیه میکردیم و ظرفیت تماس گیری آنها را ایجاد میکردیم. هماهنگی ارتباطات مساله بزرگی است.»

    به گفته مقام امنیتی سابق این تعلیمات اندکی قبل از اینکه اوباما اداره کشور را به دست بگیرد پایان یافت. یک ژنرال چهارستاره ی بازنشسته که مشاور امنیتی ملی در دولت های بوش و اوباما بوده است در گفتگویی جداگانه به من گفت یک آمریکایی که در برنامه ی تعلیم مجاهدین در نوادا شرکت داشت در سال ۲۰۰۵ او را در جریان این برنامه قرار داده بود. او گفت «به آنها آموزش استاندارد در حوزه های تماس گیری «commo»، استفاده از رمز «cryptography»، تاکتیک واحدهای کوچک و تسلیحات آموزش های استاندارد داده شد. این تعلیمات ۶ ماهه بود.»

    همچنین به او گفته شد که مربیان از «فرماندهی عملیات ویژه» هستند که درسال ۲۰۰۵ به ابزار عمده دولت بوش در جنگ علیه ترور تبدیل شده بود. ژنرال بازنشسته گفت مربیان اعضای درجه اول «فرماندهی عملیات ویژه» نبودند، بلکه تمرین دهنده های دست دوم و سوم و از این قبیل و آنها شروع کردند به بیرون رفتن از پایگاه های خود: «اگر قرار است به شما تاکتیک ها را یاد بدهیم، بگذاریم اندکی چیزهای واقعا سکسی نشان تان بدهم...»

    به گفته ژنرال بازنشسته همین تعلیمات ویژه بود که باعث افزایش نگرانی ها و تلفن های متعدد به او شد. او ضمن تایید خبرها به آنها گفته بود «این باعث دردسر همه خواهد شد مگر اینکه پایه قانونی برای آن فراهم شود. ایرانی ها در عملیات ضدجاسوسی متبحرند و این را نمیتوان محرمانه نگاه داشت». سایت نوادا در همان زمان برای تعلیمات پیشریفته واحدهای جنگی عراقی هم به کار برده میشد. [ژنرال بازنشسته فقط از آموزش مجاهدین خلق اطلاع داشت. مقام امنیتی ازتعلیماتی که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت با خبر بود.]

    آلن گرسون وکیل مدافع سازمان مجاهدین مقیم واشنیگتن به من گفت مجاهدین خلق علنا و مکررا ترور را محکوم کرده اند. گرسون گفت او در مورد آموزش ادعایی در صحرای نوادا اظهارنظر نخواهد کرد. ولی اگر چنین تعلیماتی حقیقت داشته باشد «با تصمیم وزارت خارجه به ادامه حفظ نام مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریست هیچ تجانسی ندارد. چطور ایالات متحده میتواند کسانی را تعلیم بدهد که در لیست گروه های تروریست دولت هستند، در حالیکه یکی دیگر تنها به خاطر تهیه یک کلید با خطر کیفر جنایی روبرو میشود.»

    رابرت بائر یک مامور بازنشسته سیا که زبان عربی را به روانی صحبت میکند و بطور محرمانه در کردستان [عراق] و در خاورمیانه کارکرده است به من گفت در اوایل ۲۰۰۴ یک شرکت خصوصی آمریکایی که به باور او برای دولت آمریکا کار میکرد با او تماس گرفت تا به عراق برگردد. او گفت «آنها میخواستند من به مجاهدین خلق کمک کنم تا در مورد برنامه اتمی ایران اطلاعات جمع کنند. آنها تصور میکردند که من فارسی بلدم که نبودم. من گفتم با آنها تماس خواهم گرفت ولی هرگز این کار را نکردم.»
    باوئر که اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند به خاطر می آورد آنموقع برای او روشن بود که عملیات دراز مدت بود نه یک کار مقطعی.

    مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود که طی حمله چگونه باید تماس را حفظ کرد بلک شامل نفوذ در مخابرات هم بود. به گفته ی او ایالات متحده زمانی موفق شد راهی برای نفوذ در سیستم های عمده ی مخابراتی ایران پیدا کرد. در همان زمان عاملان مجاهد را به ظرفیت نفوذ در مخابرات تلفنی و پیام ها در داخل ایران مجهز کرد. آنها پیام ها را ترجمه کرده و در اختیار متخصصان اطلاعاتی آمریکا قرار میدادند. او از اینکه این کار هنوز هم ادامه دارد یا نه اطلاعی ندارد.

    پنج دانشمند ایرانی از سال ۲۰۰۷ تاکنون به قتل رسیده اند. سخنگوی مجاهدین خلق شرکت در قتل ها را تکذیب کرده است ولی اوایل ماه گذشته خبرگزاری ان بی سی از قول دو مقام دولت اوباما تایید کرد که حملات توسط واحدهای سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته که توسط سرویس مخفی اسرائیل، موساد، تعلیم دیده و تامین مالی شده بودند. ان بی سی از قول یک مقام دولتی مشارکت آمریکا در فعالیت های سازمان مجاهدین خلق را تکذیب کرد.
    مقام امنیتی سابق که من با او گفتگو کردم گزارش ان بی سی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با اسرائیل را تایید و اضافه کرد در عملیات از اطلاعات آمریکا استفاده شده است. او گفت که هدف ها «اینشتین» نبودند: «مقصود تاثیر روانی و اخلاقی بر ایرانی هاست» و «خراب کردن روحیه کل سیستم- وسایل نقل و انتقال هسته ای، تسهیلات غنی سازی، نیروگاه ها».حملاتی هم به لوله های نفتی صورت گرفته است.
    او اضافه کرد عملیات «ابتدا توسط مجاهدین خلق و در همکاری با اسرائیلی ها صورت گرفت، ولی ایالات متحده اکنون اطلاعات را در اختیار قرار میدهد.» یکی از مشاوران عملیات ویژه به من گفت رابطه بین ایالات متحده و اقدامات مجاهدین در داخل ایران دیرپاست. «همه کارهایی که اکنون در داخل ایران انجام میگیرد توسط بدل های به خدمت گرفته شده است.»

    منابعی که من با آنها صحبت کردم نمیدانستند آیا کسانی که در نوادا تعلیم دیده اند اکنون در عملیات داخل ایران یا جای دیگر فعالند یا نه.و لی آنها بر تاثیر حمایت آمریکا انگشت گذاردند. مشاور ارشد پنتاگون گفت «مجاهدین یک جوک کامل بودند، حالا یک شبکه واقعی در داخل ایران هستند. چطور توانسته اند به این کارایی دست پیدا کنند؟ علت را بخشا باید در تعلیمات در نوادا جستجو کرد. حمایت لجستیکی بخشا در داخل کردستان [عراق. م] قرار دارد، بخشی هم داخل ایران. مجاهدین خلق اکنون دارای ظرفیت و کارایی هستند که تا به حال سابقه نداشته است.»

    در اواسط ژانویه، چند روز بعد از قتل یک دانشمند هسته ای ایران بوسیله بمب خودرو در تهران، وزیر دفاع لئون پانته آ در جلسه ای با سربازان مستقر در فورت بلیس تکزاس تاکید کرد دولت آمریکا «در مورد اینکه کی ممکن است این کار را کرده باشد نظر دارد، ولی ما دقیقا نمیدانیم کی اینکار را کرده است.» او اضافه کرد «ولی من میتوانم یک چیز را به شما بگویم: ایالات متحده در اینکارها دست ندارد. این کاری نیست که آمریکا میکند.»

    نیویورکر. ۶ آوریل ۲۰۱۲

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12190

    بهروز خلیق: افشاگری سیمور هیرش، ادعای کنار گذاشتن عملیات نظامی توسط مجاهدین را زیر سئوال برده

    .

    ... نوشته سیمور هیرش حاکی از آن است که: ـ بین سازمان مجاهدین و موساد رابطه نزدیکی وجود دارد و موساد اطلاعات و اسناد مربوط به پروژه هسته ای ایران را در اختیار مجاهدین می گذارد تا از کانال آن ها انتشار پیدا کند. مجاهدین هم پذیرای چنین اقدامی هستند. ـ همکاری نزدیکی بین سازمان مجاهدین و پنتاگون وجود دارد و پنتاگون هم برای پیشبرد برنامه هایش در ایران از مجاهدین بهره می گیرد و مجاهدین هم تن به برنامه های پنتاگون می دهند. ـ مجاهدین عملیات نظامی در داخل کشور را رها نکرده اند. ـ مجاهدین با همکاری موساد در عملیات تروریستی در داخل کشور مشارکت دارند. افشاگری سیمور هیرش، ادعای سازمان مجاهدین مبنی بر کنار گذاشتن عملیات نظامی در داخل کشور را زیر سئوال برده و مسائل جدیدی که در بالا به آن اشاره شد، به میان آورده است ...

    اخبار روز، بیست و یکم آوریل 2012
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=45042

    از کنفرانس واشنگتن تا درخواست کمک رضا پهلوی از اسرائیل

    اخبار روز: در این گفتگو که توسط سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) برای انتشار ارسال شده است، آقای بهروز خلیق مسئول هیات سیاسی - اجرایی این سازمان، پیرامون طرح حضور پررنگ سازمان فدائیان (اکثریت) در کنفرانس واشنگتن (مهرداد مشایخی)، درخواست رضا پهلوی از دولت اسرائیل برای کمک به اپوزیسیون به جای حمله نظامی به ایران، افشاگری سیمور هیرش در مورد آموزش مجاهدین در صحرای نوادا توسط پنتاگون و همکاری با موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا برای عملیات تروریستی در ایران و مذاکرات ایران و کشورهای ١+٥ در ترکیه، به پرسش ها، پاسخ گفته است:


    گفته آقای شهریار آهی در برنامه افق صدای امریکا، این شبهه را در بین فعالین سیاسی به وجود آورد که گویا سازمان در کنفرانس واشنگتن (مهرداد مشایخی) شرکت دارد. آیا سازمان در این کنفرانش شرکت داشت؟

    در کنفرانش واشنگتن (مهرداد مشایخی) دعوت از فعالین سیاسی صورت گرفته بود و نه از احزاب و سازمان های سیاسی. تعدادی از دعوت شدگان تعلق حزبی و سازمانی داشتند و نه نمایندگی. به گفته برگزارکنندگان کنفرانس، برخی از آنان حامل پروژه معین از جانب حزب و سازمانشان بودند. مراجعه ای به سازمان ما صورت نگرفته بود، لذا نماینده ای از جانب سازمان در آن کنفرانس شرکت نداشت و سازمان هم کسی را برای شرکت در آن نفرستاده بود. مشارکت در کنفرانس به صفت فردی بوده است. متاسفانه آقای شهریار آهی در برنامه افق صدای امریکا از حضور پررنگ سازمان در کنفرانس صحبت کرد که نادرست بود. از جانب دبیرخانه شورای مرکزی در همین رابطه، نامه زیر به برنامه افق ارسال شد و از اقای سیامک دهقان پور خواسته شد که این نامه به اطلاع بینندگان رسانده شود.

    خدمت آقای سیامک دهقان پور!
    اختصاص برنامه افق به نیروهای اپوزیسیون کار مثبت و ارزنده ای است که امید است تداوم پیدا کند.
    در برنامه ای که شما پیرامون کنفرانس واشنگتن در روز پنجشنبه ٥ آوریل برگزار کردید، مطالبی توسط آقای شهریار آهی در مورد سازمان ما بیان گردید که شبهه آفرین بود:
    ١. آقای آهی از حضور پررنگ سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در کنفرانس واشنگتن سخن به میان آورد. در حالی که نماینده ای از سازمان ما در کنفرانس مشارکت ندارد و سازمان هم کسی را برای شرکت در آن نفرستاده است.
    ٢. طرح اینکه گویا سازمان های سیاسی از جمله سازمان ما در انتخاب نماینده برای شرکت در کنفرانس ها با مشکلات درونی روبرو هستند، غیر واقعی است.
    ٣. به گفته برگزارکنندگان کنفرانس، اعتماد آفرینی در بین نیروهای اپوزیسیون، یکی از اهداف برگزاری کنفرانس است. اما ایجاد شبهه و طرح غیرواقعی مسائل، به اعتمادآفرینی و نزدیکی نیروهای اپوزیسیون کمک نمی کند.
    از شما درخواست می شود که این اطلاع را در برنامه روز دوشنبه افق اعلام کنید.
    دبیرخانه شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
    ٨ آوریل ٢٠١٢

    این متن در برنامه بعدی افق قرائت نشد و مسئله بگونه ای بیان گردید که گویا ما نسبت به عدم دعوت از سازمان معترض هستیم. در حالی که اعتراض ما نه به عدم دعوت، بلکه نسبت به طرح حضور پررنگ سازمان در کنفرانس بود.


    پیرامون دخالت دولت ها در تحولات سیاسی کشور بحث هائی در بین نیروهای اپوزیسیون جریان دارد. اخیرا آقای رضا پهلوی در مصاحبه‌ با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی مخالفت خود را با حمله نظامی به ایران اعلام کرده ولی از دولت اسرائیل خواسته است که به جای بمباران ایران به اپوزیسیون کمک کند. نظر سازمان در این مورد چیست؟

    مخالفت آقای رضا پهلوی با حمله نظامی به ایران، موضعی است مثبت و همسو با بخش اعظم نیروهای اپوزیسیون. اما درخواست کمک او از دولت اسرائیل به اپوزیسیون، اقدامی است ناپسند و مغایر با نگاه و سیاست اکثریت نیروهای اپوزیسیون. آقای رضا پهلوی نه نماینده اپوزیسیون است و نه بخش اعظم نیروهای اپوزیسیون چنین درخواستی از دولت های خارجی از جمله دولت اسرائیل دارند. او طبعا از جانب خودش می تواند چنین سخنانی بر زبان راند ولی نباید آن را به حساب اپوزیسیون ایران جا بزند.
    سازمان ما به عنوان یکی از نیروهای اپوزیسیون، مخالف سرسخت گرایشی است که می خواهد تحولات سیاسی در کشور با تکیه به دولت های خارجی رقم خورد. وارد کردن دولت های خارجی در معادلات سیاسی کشور، اعتماد در بین نیروهای سیاسی را می شکند، به روند دمکراتیک زیان می زند و می تواند پیآمدهای فاجعه بار برای کشور ما داشته باشد. ما با این گرایش که حامیانی در بین نیروهای سلطنت طلب و جمهوریخواه دارد، مرز داریم.
    تحولات سیاسی در طرد استبداد و استقرار دمکراسی در کشور ما اساسا باید با تکیه به جنبش های اجتماعی، نیروهای سیاسی و طبقات و گروه های اجتماعی داخل کشور صورت گیرد.


    اخیرا سیمور هرش در مقاله ای که روز ششم آوریل در نیویورکر منتشر شده، نوشته است که علیرغم آن که مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی دولت آمریکا قرار دارند، اما در صحرای نوادا آموزش دیده و با همکاری موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا در عملیات تروریستی در ایران مشارکت داشته اند. شما اطلاعی از آن دارید و نظر سازمان نسبت به مسائل مطروحه چیست؟

    ما اطلاع مشخصی در این مورد نداریم و نمی توانیم آن را تائید و یا تکذیب کنیم. در این مطلب سیمور هیرش به موضوع مهم دیگری هم اشاره کرده است. آنهم در مورد افشاگری سازمان مجاهدین در سال ۲۰۰۲ در رابطه با پروژه هسته ای رژیم ایران. سیمور هرش نوشته است محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود، "بعدها به او اطلاع داده بودند که موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است".
    سازمان مجاهدین از سال ٢٠٠١ و بعداز خلع سلاح شدن پایگاه اشرف، مدعی است که عملیات نظامی را کنار گذاشته  و در سال های گذشته نیروی خود را برای خارج کردن نام خود از لیست گروه های تروریستی متمرکز کرده است.
    اما نوشته سیمور هیرش حاکی از آن است که:
    ـ بین سازمان مجاهدین و موساد رابطه نزدیکی وجود دارد و موساد اطلاعات و اسناد مربوط به پروژه هسته ای ایران را در اختیار مجاهدین می گذارد تا از کانال آن ها انتشار پیدا کند. مجاهدین هم پذیرای چنین اقدامی هستند.
    ـ همکاری نزدیکی بین سازمان مجاهدین و پنتاگون وجود دارد و پنتاگون هم برای پیشبرد برنامه هایش در ایران از مجاهدین بهره می گیرد و مجاهدین هم تن به برنامه های پنتاگون می دهند.
    ـ مجاهدین عملیات نظامی در داخل کشور را رها نکرده اند.
    ـ مجاهدین با همکاری موساد در عملیات تروریستی در داخل کشور مشارکت دارند.
    افشاگری سیمور هیرش، ادعای سازمان مجاهدین مبنی بر کنار گذاشتن عملیات نظامی در داخل کشور را زیر سئوال برده و مسائل جدیدی که در بالا به آن اشاره شد، به میان آورده است. سازمان مجاهدین لازم است رسما در مورد میزان اعتبار ادعاهای سیمور هیرش نظر دهد و صحت و سقم آن ها را مشخص کند.


    مذاکرات ایران و کشورهای ٥+١ در ترکیه در فضای مناسبی برگزار شد. سازمان چه ارزیابی و موضعی نسبت به این مذاکره دارد؟

    این بار برخلاف نوبت قبل، به گفته طرفین مذاکرات "سازنده" و "مثبت" بوده است. دبیر شورای‌عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی گفته است که با "پیشنهادهای سازنده" در این اجلاس شرکت کرده بود. علی‌اکبر صالحی، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی نیز پیش‌تر اعلام کرده بود که ایران خواهان گفت‌وگو و حل مسالمت‌آمیز مناقشه هسته‌ای است. اینکه "پیشنهادهای سازنده" ایران چه بوده‌اند، هنوز روشن نیست. اما به هر روی این پیشنهادها چنان بوده‌اند که زمینه‌های ادامه گفت‌وگوها را فراهم آورده‌اند.
    در فاصله حدود پانزده ماه از مذاکره قبلی در ترکیه، خطر حمله نظامی به ایران افزایش یافته و تحریم های بین المللی ابعاد بی سابقه ای پیدا کرده است. تحریم ها نفت و گاز و نظام بانکی را در برگرفته و بر اقتصاد کشور تاثیرات مخربی گذاشته است. این امر نگرانی جدی در میان مردم کشور ما و نیروهای صلح طلب در سطح جهان به وجود آورده است.
    این بار هیئت جمهوری اسلامی در مذاکرات از موضع طلبکارانه و تهاجمی فاصله گرفته و پذیرفته است که مذاکران حول مسائل معین تمرکز پیدا کند. تغییر رفتار جمهوری اسلامی در درجه اول به افزایش خطر حمله نطامی و تاثیرات فاجعه بار تحریم های بین المللی بر اقتصاد کشور بر می گردد.
    نشستن هیئت گروه شش کشور قدرتمند جهان و ایران پشت میز مذاکره، سخن گفتن از "گفتگوی سازنده" و تداوم مذاکرات، نشان از گشایش فضای جدید دارد. لازم است از آن استقبال کرد و امیدوار بود که بحران هسته ای از کانال گفتگو حل شود، خطر حمله نظامی منتفی گردد و به تحریم اقتصادی کشور ما پایان داده شود.
    حکومت ایران، اتحادیه اروپا و دولت اوباما نسبت به آغاز مذاکره و پیشرفت آن ابراز خرسندی کرده اند و تنها بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از این که دور بعدی مذاکرات گروه ١+٥ با ایران به بیش از یک ماه دیگر موکول شده، ابراز ناخرسندی کرده و گفته است: "نخستین احساس من اینست که به ایرانی‌ها هدیه داده‌اند، چرا که بدین ترتیب ایران پنج هفته ی دیگر وقت به دست آورده تا غنی‌سازی اورانیوم را بدون هیچ محدودیتی ادامه دهد". دانی آیالون، معاون نخست وزیر اسرائیل هم گفته است که "نباید در دام فضای مثبت مذاکرات افتاد."

    برای تماس و طرح سئوالات
    آدرس ایمیل:
    goftgou@fadai.org

    -------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12146

    گزارش رادیو بی بی سی درباره فرقه مجاهدین خلق: وقتی تروریست ها به چشم قهرمانان حقوق بشر و دموکراسی دیده می شوند!

    .

    ... "اون بنت جونز" ، خبرنگار کهنه کار رادیو بی بی سی در گزارشی ابعاد مهمی از به وضعیت فرقه مجاهدین خلق، تغییرات پی در پی ایدئولوژیک آن و وضعیت فرقه ای این گروهک فاش ساخت. گزارش با طرح این سوال شروع می شود که "چگونه می توان کاری کرد تا گروهی را که دولت امریکا به عنوان یک فرقه معرفی کرده و رسما به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی می شناسد، نمایندگان کنگره و پارلمان همین کشور به چشم قهرمانان حقوق بشر و دموکراسی سکولار ببینند؟" به گفته جونز این مسئله حتی تواناترین مسئولان روابط عمومی را هم به چالش می کشد. وی با اشاره به تلاش هایی که در خصوئص ارائه دیدگاه های مثبت در خصوص مجاهدین خلق صورت می گیرد عنوان می کند ...

    انجمن عدالت، تهران، هفدهم آوریل 2012
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=3052

    لینک به متن گزارش بی بی سی (و گزارش رادیویی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12126

    "اون بنت جونز" ، خبرنگار کهنه کار رادیو بی بی سی در گزارشی ابعاد مهمی از به وضعیت فرقه مجاهدین خلق، تغییرات پی در پی ایدئولوژیک آن و وضعیت فرقه ای این گروهک فاش ساخت.

    گزارش با طرح این سوال شروع می شود که "چگونه می توان کاری کرد تا گروهی را که دولت امریکا به عنوان یک فرقه معرفی کرده و رسما به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی می شناسد، نمایندگان کنگره و پارلمان همین کشور به چشم قهرمانان حقوق بشر و دموکراسی سکولار ببینند؟"

    به گفته جونز این مسئله حتی تواناترین مسئولان روابط عمومی را هم به چالش می کشد.

    وی با اشاره به تلاش هایی که در خصوئص ارائه دیدگاه های مثبت در خصوص مجاهدین خلق صورت می گیرد عنوان می کند" برداشت های کاملا متفاوت از مجاهدین خلق می تواند موضوع بسیار خوبی برای یک تحقیق در زمینه قدرت مدیریت تصویر باشد ، آنچه که انجامش نه به واسطه سلاح که توسط شیوه انتشار اطلاعات میسر است."

    جونز در ادامه به بی ثباتی ایدئولوژیک فرقه مجاهدین خلق می پردازد. بر اساس گزارش جونز مجاهدین خلق تاریخچه ای جالب از تغییر پذیری ایدئولوژیک و تاکتیکی دارد.

    در گزارش وی آمده است" از سال های 1970 تا کنون، نوع سخنرانی از اسلامگرایانه به سکولار ؛ از سوسیالیست به کاپیتالیست؛ از طرفدار انقلاب ایران به مخالف انقلاب ایران؛ از طرفداری صدام به طرفداری امریکا و از خشونتگرا به آرامشگرا تبدیل شده است."

    جونز در گزارش خود به مسلح بودن مجاهدین خلق در زمان اشغال عراق و سر و کله زدن سربازان آمریکایی با اعضای این گروهک پرداخته و عنوان می کند (مماشات با مجاهدین خلق) در حالی بود که این گروهک در فهرست گروه های تروریستی آمریکا قرار داشت.

    مناسبات اجتماعی داخل گروهک مجاهدین خلق که بر اساس آموزه های فرقه ای تنظیم شده است از دیگر موضوعات مورد توجه جونز است. وی با اشاره به بحث طلاق اجباری به عنوان نمونه ای از مناسبات اجتماعی مجاهدین خلق می گوید" برای مثال این سازمان از اعضا می خواست که از هم طلاق بگیرند. چرا؟ زیرا عشق تمرکز آنان را از مبارزه علیه ایران منحرف می کرد و مشکل این بود که اعضا فرزندانشان را نیز دوست داشتند.به همین دلیل رهبران سازمان از اعضا خواستند که فرزندانشان را به کشورهای خارجی نزد خانواده هایی در اروپا بفرستند که آنان را پرورش می دادند. گروه اینگونه توضیح می داد که اروپا امن تر خواهد بود.برخی والدین 20 سال یا حتی بیشتر است که فرزندانشان را ندیده اند."

    جونز با اشاره به پیچدگی ساختار فرقه ای مجاهدین خلق عنوان می کند که اعضای سابق به طور مدام به توصیف شرکت در جلسات عمومی و مداوم اعترافات درباره تخیلات جنسی خود می پردازند.

    جونز در گزارش خود به ابعاد دیگر ساختار فرقه ای مجاهدین خلق اشاره می کند که اعضاء به طور مدام مجبور به شرکت در جلسات عمومی و اعترافات درباره تخیلات جنسی خود بودند.

    وی در ادامه از هم صحبت شدن با سرهنگ آمریکایی سخن می گوید که به مدت 6 ماه در سال 2004 تماسی همه روزه با رهبران مجاهدین خلق داشته و اکنون یک ژنرال بازنشسته است و تبدیل به یک لابی فعال از جانب این سازمان شده است.

    جونز در ادامه به ادوارد ترمادو، عضو سابق مجاهدین خلق که اکنون در آلمان زندگی می کند، می پردازد.

    درباره وی می گوید:"چهره وی تا آنجا دارای زخم است که به ناقص الخلقه می ماند. رنگ چهره اش سبزه ، پوستش ترک خورده و برق افتاده و پیشانی اش مدام خیس از قطرات عرق است – اما وی در آن زمان 9 سال را بعنوان زندانی جنگ در عراق گذرانده است.او می گوید پس از گذشت سه سال درخواست ترک سازمان کرده ولی به او پاسخ داده اند که نمی تواند چنین کاری بکند. او 12 سال آنجا ماند.او

    اکنون ازدواج کرده و سه فرزند دارد. او می گوید : خانواده من اعتراض من است به سازمان مجاهدین خلق."

    جونز در گزارش خود تصریح می کند که داستان های زیاد دیگری نیز وجود دارد.فرزندانی که هرگزش والدینشان را بابت رهاکردنشان نبخشیده اند. فرزندانی که بخشیده اند و اکنون با شادی به والدینشان ملحق شده اند. مطلقینی که از سازمان بیرون آمده اند و می گویند هنوز عاشق همسرانشان هستند که همچنان در سازمان هستند.

    وی می افزاید:"در 25 سال سابقه گزارشگری ام، کم پیش نیامده که به من دروغ بگویند ولی آن هنگام که اعضای سابق به صورت متوالی از آنچه گفتند که بر سرشان آمده، اشک هایشان برای من واقعی بودند."

    به گفته جونز در ایالات متحده، عده ای از چهره های سیاسی در دفاع از مجاهدین خلق سخن گفته اند.بیش از 30 نام برجسته وجود دارد – افرادی همچون رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک، هاوارد دین که زمانی امیدوار بود رئیس جمهور دموکرات امریکا شود، یک استاندار بازنشسته و یک رئیس سابق اف بی آی.

    به گزارش وی"خیلی از اینها پول دریافت می کنند. آنگونه که عده ای به دریافت پول از مجاهدین خلق اعتراف کرده اند ؛ برای یک سخنرانی 10 دقیقه ای بیست هزار دلار.

    اعتراض به ساخت برنامه بی بی سی در خصوص فرقه مجاهدین خلق و پادگان اشرف / جریان از چه قرار است؟

    انجمن عدالت، تهران، هفدهم آوریل 2012
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=2957

    لینک به متن گزارش بی بی سی (و گزارش رادیویی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12126

    ژنرال دیوید فیلیپس، فرمانده تیپ 89 پلیس نظامی امریکا (2005-2004) و کلنل وز مارتین، مسئول ضد تروریستی تمام نیروهای متحد نظامی در عراق (2004-2003) از اقدام بی بی سی فارسی برای تهیه یک گزارش در خصوص وضعیت مجاهدین خلق و کمپ اشرف ابراز نگرانی کرده اند.

    این دو با ارسال نامه به ریس شبکه خبری بی بی سی مدعی شده اند در هفته های اخیر، تهیه کنندگان این گزارش در رادیو بی بی سی خواستار انجام مصاحبه درباره ساکنین کمپ اشرف و مسائل مربوطه شده اند. که با توجه به سوالات مطرح شده، اینگونه متوجه شدیم که در این گزارش روندی ناعادلانه با سمت و سوی سیاسی و اهداف از پیش تعیین شده در حال شکل گیری است.

    اما جریان چیست؟ چرا فرقه مجاهدین خلق از رسانه ای شدت تحولات داخل پادگان اشرف تا این اندازه هراس دارد؟ چرا کسانی چون ژنرال دیوید فیلیپس و کلنل وز مارتین از زبان رهبران فرقه مجاهدین خلق به حمایت از منافع این گروه می پردازند؟

    نخست اینکه رهبران فرقه بیش از هر کسی از تحولات داخل پادگان اشرف و نقض گسترده حقوق ساکنان این پادگان در نتیجه اعمال تشکیلات فرقه ای بر اعضاء آگاهند. آنها می دانند که هر چه اقدامات غیر انسانی و متناقض آنها در حق ساکنان پادگان اشرف رسانه ای شود بیشتر از همیشه اعتبارشان را از دست خواهند داد. اما آنچه بر نگرانی های انها می افزاید مستند و واقعی بودن این جنایات است.

    نهادهای و موسسات متعددی تا کنون در خصوص نقض گسترده حقوق بشر در پادگان اشرف هشدار داده اند. دیده بان حقوق بشر از جمله این نهادهاست. در گزارش دیده بان حقوق بشر که با عنوان "خروج ممنوع" در سال 2005 میلادی یعنی همان زمانی که دیوید فیلیپس آخرین روزهای فرماندهی تیپ 89 پلیس نظامی آمریکا را می گذراند، منتشر شد، به صراحت بر زندانی بودن ساکنان کمپ، عدم اجازه دیدار آنها با خانوده ها، شکنجه، حبس و حتی قتل نارضیان تاکید شده است.

    بدیهی است هر گونه انتشار گزارش جدید در خصوص وضعیت ساکنان پادگان اشرف می تواند با واقعیات جدیدی در خصوص جنایات هولناک رهبران این فرقه همراه باشد و این چیزی نیست که به مذاق آنها خوش بیاید. به همین دلیل به قول معروف از همین اکنون دست پیش گرفته که فردای انتشار گزارش پس نیفتند.

    در خصوص چرایی اعتراض دو مقام نظامی سابق آمریکایی به تهیه گزارش در دست ساخت بی بی سی فارسی نیز باید خاطر نشان ساخت که در سال های اخیر فرقه مجاهدین خلق با پرداخت پول های هنگفت به سخصیت های سیاسی و نظامی آمریکایی سعی در جلب حمایت آنها دارد. در این جریان برخی شخصیت های سیاسی چون ادرندال فرمندار ایالت پنسیلوانیا به صراحت اعتراف کرد در مقابل دریافت پول در جمه مجاهدین خلق حاضر شده و در حمایت از آنها سخنرانی کرده است.

    ادامه این روند به حدی در آمریکا بغرنج شد که وزارت خزانه داری آمریکا پرونده ای برای رسیدگی به موضوع دریافت رشوه شخصیت های سیاسی و نظامی آمریکا از فرقه مجاهدین خلق باز کرده و رسیدگی به آن را در دستور کار قرار داد. سخنان دیوید فیلیپس و وز مارتیم را باید در این راستا ارزیابی کرد. در حقیقت فرقه مجاهدین خلق که می داند در پس نام این فرقه هیچ اعتباری باقی نمانده است تلاش می کند تا با پرداخت پول های هنگفت از زبان دیگران منافعش را به پیش ببرد و از این طریق هوادار برای خود بخرد. اما به نظر نمی رسد که این سیاست نیز بتواند کمک چندانی به این فرقه در حال فروپاشی بکند.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12096

    دنیای عجیب مجاهدین خلق

    .

    ... برنامه ای از سرویس جهانی رادیو بی بی سی – مجاهدین خلق یک گروه تروریستی هستند یا قربانیان تروریست ؟ آنها یک گروه خطرناک هستند یا یک گروه درمعرض خطر؟ این برنامه که به کوشش Owen Bennett تهیه شده است . او سعی میکند پاسخی بر این پرسشها به دست دهد , برای تهیه این گزارش ۵۳ دقیقه ای با تعدادی از جداشدگان از فرقه مجاهدین نیز گفتگوهایی انجام شده است این گزارش را میتوانید از لینک زیر بشنویید یا دانلود کنید ...

    رادیو بی بی سی، سرویس جهانی، یازدهم آوریل 2012
    کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی
    http://www.cibloggers.com/?p=10747

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=12095

    لینک جهت دانلود فایل صوتی

    http://www.4shared.com/mp3/vamWLrxf/MPSH0011212.html

    لینک به صفحه بی بی سی

    http://www.bbc.co.uk/iplayer/episode/p00q88z2/Your_
    World_The_Strange_World_of_the_Peoples_Mujahedin/


    -------------

    همچنین
    http://www.khodabandeh.org/

    ورود سازمان مجاهدین خلق به 'فاز نظامی' و پیامدهای آن

    (مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن 2011)

    * * *

    VOA interviews Massoud Khodabandeh, Mojtaba Vahedin


    Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

    Home


    Date: 2013-02-13
    :Hits since 4/06 (C) 2006