شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • اشرف، خواهر حمص (پایان غم انگیز رجوی و مجاهدین خلق)

    اشرف، خواهر حمص

    (پایان غم انگیز رجوی و مجاهدین خلق)

    .

    ... یكی از شیوخی كه در مراسم افطار و سورچرانی مریم رجوی در اورسورواز شركت كرده بود در حالی كه بعد از خوردن افطار مفصل و دیدن تریبون و چند صد نفر جلوی خود، جوگیر شده بود بود، گفت: ما اشرف را خواهر حمص معرفی می كنیم. آنگاه مجاهدین در تلویزیون بعنوان اولین خبر مهم و در حالی كه مارش نظامی پخش می شد و پرچم مجاهدین برافراشته می شد و اشرفیان رژه می رفتند، اعلام كرد «شورای انتقالی سوریه، اشرف را خواهر حمص اعلام كرد». اینكه در این خواهر و برادر شدن چه چیزی به جیب مجاهدین ریخته می شود بماند، اصطلاحات تحقیرآمیز و مشمئز كننده كه برای هر شنونده ای آزار دهنده هم هست بماند، حكایت مجاهدین حكایت انسان در حال غرق شدنی است كه ...


    The Life of Camp Ashraf,
    Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

    محمد ب، فریاد آزادی، هفتم اوت 2012
    http://www.faryade-azadi.com/2Haupt/Ashraf.Khahar%20Hamas.HTM

    یكی از شیوخی كه در مراسم افطار و سورچرانی مریم رجوی در اورسورواز شركت كرده بود در حالی كه بعد از خوردن افطار مفصل و دیدن تریبون و چند صد نفر جلوی خود، جوگیر شده بود بود، گفت: ما اشرف را خواهر حمص معرفی می كنیم. آنگاه مجاهدین در تلویزیون بعنوان اولین خبر مهم و در حالی كه مارش نظامی پخش می شد و پرچم مجاهدین برافراشته می شد و اشرفیان رژه می رفتند، اعلام كرد «شورای انتقالی سوریه، اشرف را خواهر حمص اعلام كرد».

    اینكه در این خواهر و برادر شدن چه چیزی به جیب مجاهدین ریخته می شود بماند، اصطلاحات تحقیرآمیز و مشمئز كننده كه برای هر شنونده ای آزار دهنده هم هست بماند، حكایت مجاهدین حكایت انسان در حال غرق شدنی است كه به پر كاهی متوسل می شود. حالا این شورای انتقالی سوریه خود چه موجودی است كه خواهرش اشرف باشد.

    مریم رجوی كه طبق تاكتیك همیشگی، با برگزاری سور و جشن و مراسم و ریخت و پاش سعی در جمع كردن حمایت می كند امسال نیز با برگزاری یك سور آنچنانی در پاریس و جمع كردن اعرابی كه نه سیاست برای آنها مهم است و نه دیانت، سعی كرد اینطور بنمایاند كه در میان اعراب بخصوص مخالفان سوریه برای خود حامیانی دارد. البته بهتر از همه سازمان مجاهدین خوب می داند كه همانطور كه حامیان آنها در عراق توانستند مانع اخراج آنها شوند، حامیانشان در سوریه نیز برای آنها كاری انجام خواهند داد.

    اگر تلویزیون مجاهدین را دیده باشید، متوجه می شوید كه بیش از نیمی از برنامه هایش به اخبار سوریه اختصاص دارد، اینبار نیز «خلق قهرمان ایران» فراموش شد و به سراغ خلق قهرمان سوریه رفتند. رجوی در شبی كه دولت لیبی با حملات نیروهای آمریكایی و انگلیسی سرنگون شد، اعلام كرد، «قدر ملت لیبی رقم خورد» البته رجوی نخواست به یاد بیاورد كه این قدر توسط بیگانگان و امپریالیستهایی كه روزی در اطلاعیه های سازمان مجاهدین «دشمن اصلی خلقهای تحت ستم» تلقی می شد صورت گرفته است. در مورد سوریه نیز رجوی بسیار ناراحت و افسرده است كه چرا آمریكا و انگلیس و اسرائیل نمی توانند با دست باز بمباران كنند و قدر ملت سوریه را هم رقم بزنند. البته برای مجاهدین كه این طور دنبال رقم زدن قدر ملتهای منطقه هستند به این ترتیب میخواهند برای خودشان سفره پهن كنند و با استعانت از آمریكا و و انگلیس واسرائیل، قدر خودشان را رقم بزنند. شاید رجوی از بس در افكار موهوم و تحلیلهای غلط غرق شده به خوبی نمی داند و واقعیت را تشخیص نمی دهد ولی جهت یادآوری بایستی به ایشان گفت كه قدر رجوی سالهاست كه رقم خورده البته این رقم رو به پایین است و شمارش معكوس برای فروپاشی تشكیلات نیز ناشی از همین رقم خوردن است.

    محمد ب
    7 اوت 2012


    (Rajavi from Saddam to AIPAC)


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )


    (Maryam Rajavi in terrorist cult's HQ in Paris)


    (massacre of Kurdish people)

    ----------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13092

    اولتیماتوم بان کی مون به مجاهدین خلق برای تخلیه اشرف

    (آیا بالاترین مقام سازمان ملل نیز هدف انتقادات تند مجاهدین قرار خواهد گرفت؟)

    .

    ... بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد از سازمان مجاهدین خلق خواسته اردوگاه اشرف در عراق را تخلیه کنند. هشت ماه پیش و پس از امضای تفاهم نامه ای میان دولت عراق و سازمان ملل متحد، سازمان مجاهدین خلق با تخلیه اشرف موافقت کرد اما در حال حاضر نزدیک به سه ماه است که حاضر به منتقل کردن ۱۲۰۰ نفر اعضای باقیمانده خود در این اردوگاه نیست. پایگاه اشرف در ۶۵ کیلومتری شمال بغداد، نزدیک به سه دهه مرکز سیاسی- نظامی این سازمان بوده است. این دومین بار ده روز گذشته است که یک مقام سازمان ملل متحد از مجاهدین خلق می خواهد هر چه سریعتر اردوگاه اشرف را تخلیه کنند. تا کنون دو هزار نفر از ساکنان اشرف به اردوگاه حریه رفته اند اما ...


    Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

     

     

    مهرنوش پورضیایی، بی بی سی، واشنگتن، دوم اوت 2012
    http://www.bbc.co.uk/persian/world/
    2012/08/120801_u14_mek_ashraf_un.shtml

    لینک به گزارش سی بی اس از مقر سازمان ملل (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=13089

    بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد از سازمان مجاهدین خلق خواسته اردوگاه اشرف در عراق را تخلیه کنند.

    هشت ماه پیش و پس از امضای تفاهم نامه ای میان دولت عراق و سازمان ملل متحد، سازمان مجاهدین خلق با تخلیه اشرف موافقت کرد اما در حال حاضر نزدیک به سه ماه است که حاضر به منتقل کردن ۱۲۰۰ نفر اعضای باقیمانده خود در این اردوگاه نیست.

    پایگاه اشرف در ۶۵ کیلومتری شمال بغداد، نزدیک به سه دهه مرکز سیاسی- نظامی این سازمان بوده است.

    این دومین بار ده روز گذشته است که یک مقام سازمان ملل متحد از مجاهدین خلق می خواهد هر چه سریعتر اردوگاه اشرف را تخلیه کنند.

    تا کنون دو هزار نفر از ساکنان اشرف به اردوگاه حریه رفته اند اما توقف سه ماهه روند انتقال به حریه و گذشتن بیش از ده روز از ضرب الاجل تخلیه اشرف برای دولت عراق کافی بوده تا رسما اعلام کند از این پس مختار است هر گونه صلاح بداند اشرف را تخلیه کند.

    موضع گیری دولت عراق ابتدا واکنش وزارت خارجه آمریکا و پس از آن دبیر کل سازمان ملل متحد را به دنبال داشته است. دو طرفی که برای حل بحران اشرف با مقامات این کشور به مذاکره نشستند.

    حفاظ امنیتی اشرف در مخاطره حالا به نظر می رسد با تمام شدن صبر عراق، آمریکا و سازمان ملل که بارها از بغداد خواسته اند بردباری نشان بدهد راه دیگری برای قانع کردن دولت عراق ندارند و در عین حال نگران تکرار خشونت های سال گذشته بین ساکنان اشرف و نیروهای عراقند.

    فالح الفیاض، مشاور امنیت ملی عراق روز دوشنبه گفته بود اخراج ساکنان اشرف لزوما به معنی استفاده از زور یا اسلحه نیست ولی در مقابل بن بستی که به گفته او از سوی سازمان مجاهدین ایجاد شده هر طور که صلاح ببیند اشرف را تخلیه می کند.

    وزارت خارجه آمریکا در واکنش به این موضع گیری با انتشار بیانیه ای از دولت عراق خواسته از راه گفتگو کار خود را با مجاهدین پیش ببرد و تاکید کرده تنها راه حل قابل قبول در بحران اردوگاه اشرف استفاده از شیوه مسالمت آمیز است.

    لحن بیانیه روز سه شنبه وزارت خارجه آمریکا آنجا که سازمان مجاهدین خلق را خطاب قرار می دهد تندتر است.

    در این بیانیه ادعاهای سازمان مجاهدین درباره شرایط بد اردوگاه حریه بی اساس و غیرقابل قبول خوانده شده و آمده تمرد این سازمان از تخلیه اشرف وعده تحت الحفظ بودن ساکنان این اردوگاه از جانب سازمان ملل را به مخاطره می اندازد.

    سازمان مجاهدین داوری چه کسی را می پذیرد؟شاهین قبادی از سخنگویان سازمان مجاهدین خلق در پاریس در پاسخ به پرسش خبرگزاری آسوشیتدپرس دولت عراق را متهم کرده که در خصوص عملکردش درباره اشرف از ایران دستور می گیرد و و ادعا کرده دولت عراق به دنبال درگیری دیگری در این اردوگاه است.

    حتی مارتین کوبلر رییس هیات سازمان ملل که حدود ده روز پیش از عملکرد دولت عراق تقدیر و از تعلل سازمان مجاهدین در موضوع اشرف انتقاد کرده بود از سوی این سازمان متهم شده با دولت ایران و عراق دست به یکی کرده و می خواهد ساکنان اشرف را به کشتن بدهد.

    این دومین بار در دو هفته گذشته است که دبیرکل سازمان ملل متحد از مجاهدین خلق می خواهد بدون هیچ تاخیری "قوانین کشور عراق را کاملا رعایت کنند" و اشرف را تخلیه کنند. بان کی مون در عین حال به عراق توصیه کرده که به تعهدات حقوق بشری اش پایبند بماند.

    حالا باید دید آیا بالاترین مقام سازمان ملل متحد نیز هدف انتقادات تند این سازمان مجاهدین خلق قرار خواهد گرفت و یا اینکه پا به میان گذاشتن بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد باعث تسریع در تخلیه اشرف خواهد شد.

    --------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=13088

    آمریکا خواستار 'همکاری' مجاهدین خلق (فرقه تروریستی رجوی) و خروج از پایگاه اشرف شد

    .

    ... دولت آمریکا ادعای رهبران مجاهدین خلق مبنی بر غیر انسانی بودن شرایط اردوگاه الحریه را مردود دانسته و گفته است این اردوگاه تحت بازرسی سازمان ملل و آمریکا قرار داشته و استاندارد شرایط زندگی در آن حتی بالاتر از استانداردهای قابل قبول بین المللی است. وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای از رهبران سازمان مجاهدین خلق خواسته که "ناسازگاری" را کنار گذاشته و از اصرار بر شرط گذاری یکجانبه خودداری کند. دولت عراق دیروز (سه شنبه) گفته بود که امتیاز بیشتری به اعضای سازمان مجاهدین خلق نخواهد داد و اگر آنها خود از پایگاه اشرف خارج نشوند، عراق آن ها را مجبور به ترک آن پایگاه خواهد کرد. فالح فیاض، مشاور امنیت ملی عراق گفته است دولت عراق با گروه مجاهدین خلق "به بن بست رسیده" است و اینک ...

    بی بی سی، اول اوت 2012
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/08/120801_008-iraq-us-mko.shtml

    لینک به گزارش رویترز و اطلاعیه وزارت خارجه امریکا در این رابطه (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=13083

    دولت آمریکا از رهبران سازمان مجاهدین خلق خواسته است که با مقامات عراقی همکاری کرده و بی درنگ از پایگاه اشرف خارج شوند.

    با این حال، دولت آمریکا از دولت عراق نیز خواسته است که نسبت به خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از پایگاه اشرف قدری سعه صدر نشان دهد.

    عراق می خواهد با انتقال ساکنان پایگاه اشرف به اردوگاه "الحریه" (یا کمپ لیبرتی) مقدمات خروج آنها از خاک عراق را فراهم کند.

    دولت آمریکا ادعای رهبران مجاهدین خلق مبنی بر غیر انسانی بودن شرایط اردوگاه الحریه را مردود دانسته و گفته است این اردوگاه تحت بازرسی سازمان ملل و آمریکا قرار داشته و استاندارد شرایط زندگی در آن حتی بالاتر از استانداردهای قابل قبول بین المللی است.

    وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای از رهبران سازمان مجاهدین خلق خواسته که "ناسازگاری" را کنار گذاشته و از اصرار بر شرط گذاری یکجانبه خودداری کند.

    دولت عراق دیروز (سه شنبه) گفته بود که امتیاز بیشتری به اعضای سازمان مجاهدین خلق نخواهد داد و اگر آنها خود از پایگاه اشرف خارج نشوند، عراق آن ها را مجبور به ترک آن پایگاه خواهد کرد.

    فالح فیاض، مشاور امنیت ملی عراق گفته است دولت عراق با گروه مجاهدین خلق "به بن بست رسیده" است و اینک با تمامی امکاناتی که دارد و ضروری می داند، ساکنان پایگاه اشرف را از آن خارج خواهد کرد.

    سازمان ملل پیش از این طرحی برای حل مسئله پایگاه اشرف مطرح کرده بود که مورد حمایت دولتهای آمریکا و عراق بوده، اما رهبران مجاهدین خلق نسبت به پذیرش این طرح همچنان مقاومت می کنند.

    سازمان مجاهدین خلق در دوران جنگ عراق علیه ایران به حکومت صدام حسین پیوست و در کنار ارتش عراق در جنگ علیه ایران مشارکت کرد.

    پایگاه اشرف در ۶۵ کیلومتری شمال بغداد، مرکز سیاسی- نظامی این سازمان بوده است.

    رهبران مجاهدین خلق می گویند مقامات دولتی عراق "دست نشانده" دولت ایران هستند و تنها هدف آنها نابود کردن "اپوزيسيون سازمان يافته" دولت ايران است.

    با این حال، برخی ناظران می گویند که نگرانی رهبران سازمان مجاهدین خلق این است که خروج از پایگاه اشرف و متفرق شدن ساکنان آن پایگاه در کشورهای مختلف آنها را از کنترل رهبران مجاهدین خارج خواهد کرد.

    -------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12857

    تحقیق دولت آمریکا درباره حامیان مجاهدین خلق

    .

    ... روزنامه واشنگتن پست در گزارشی از تحقیقات وزارت دارایی ایالات متحده درباره رایزنی های اخیر شخصیت های سیاسی در این کشور برای حمایت از سازمان مجاهدین خلق خبر داده است. . بعضی از این افراد، از جمله آقای گینگریچ که از رقبای اصلی میت رامنی برای کسب نامزدی حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری بود، به تازگی برای سخنرانی در جمع اعضای مجاهدین خلق به پاریس سفر کرده بودند. به گزارش واشنگتن پست، در گذشته بعضی از این افراد دریافت حق سخنرانی های کلان را از حامیان مجاهدین خلق برای حضور در برنامه هایشان تایید کرده اند. ارقام منتشر شده بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار دلار متغیر است. آقای رندل دریافت ۱۵۰ هزار دلار را به عنوان حق سخنرانی تایید کرده است ...

    بی بی سی، ششم ژوئیه 2012
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran
    /2012/07/120706_u02_washpost_mek.shtml

    لینک به گزارش واشنگتن پست (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12854

    روزنامه واشنگتن پست در گزارشی از تحقیقات وزارت دارایی ایالات متحده درباره رایزنی های اخیر شخصیت های سیاسی در این کشور برای حمایت از سازمان مجاهدین خلق خبر داده است.

    به نوشته این روزنامه، حامیان مجاهدین خلق در یک ساله گذشته در دیدار با مقام های ارشد دولت باراک اوباما و وزارت امور خارجه از آنها خواسته اند نسبت به حذف نام این گروه از فهرست سازمان های تروریستی دولت آمریکا اقدام کنند.

    علاوه بر این، ده ها شخصیت سیاسی از دو حزب جمهوری خواه و دموکرات در گردهمایی های مختلف در حمایت از سازمان مجاهدین خلق سخنرانی کرده اند.

    بر اساس گزارش واشنگتن پست، ده ها هزار دلار به عنوان حق سخنرانی به این افراد پرداخت شده و وزارت دارایی ایالات متحده در حال بررسی احتمال نقض قوانین ضدتروریستی آمریکاست.

    از سوی دیگر، رایزنی شخصیت های سیاسی در آمریکا به نیابت از سازمان های خارجی به دریافت مجوز لابی گری نیاز دارد که به نوشته واشنگتن پست مدافعان سازمان مجاهدین خلق به عنوان لابی گر شناخته نمی شوند و ممکن است از این بابت دچار تخلف شده باشند.

    حامیان آمریکایی سازمان مجاهدین خلق خود را لابی گر نمی دانند و می گویند به سیاستگزاری دولت ایالات متحده کمک می کنند.

    نام بعضی از شاخص ترین چهره های سیاسی آمریکا در بین حامیان این سازمان دیده می شود. افرادی مانند جیمز جونز، مشاور پیشین امنیت ملی باراک اوباما، رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک، ادوارد رندل، فرماندار پیشین پنسیلوانیا، نیوت گینگریچ از روسای سابق مجلس نمایندگان آمریکا، هاوارد دین رئیس سابق حزب دموکرات و جان بولتون از سفرای پیشین ایالات متحده در سازمان ملل متحد از حامیان مجاهدین خلق هستند و در برنامه های آنها سخنرانی کرده اند.

    بعضی از این افراد، از جمله آقای گینگریچ که از رقبای اصلی میت رامنی برای کسب نامزدی حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری بود، به تازگی برای سخنرانی در جمع اعضای مجاهدین خلق به پاریس سفر کرده بودند.

    به گزارش واشنگتن پست، در گذشته بعضی از این افراد دریافت حق سخنرانی های کلان را از حامیان مجاهدین خلق برای حضور در برنامه هایشان تایید کرده اند.

    ارقام منتشر شده بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار دلار متغیر است. آقای رندل دریافت ۱۵۰ هزار دلار را به عنوان حق سخنرانی تایید کرده است.

    شاهین قبادی، از سخنگویان این سازمان پرداخت پول و به کارگیری لابی گران در آمریکا را رد کرده است. به گفته او، وزارت امور خارجه آمریکا از بعضی از شخصیت های سیاسی خواسته است تا به دلایل انسان دوستانه در جریان وقایع مربوط به اردوگاه اشرف در عراق مداخله کنند.

    وزارت امور خارجه آمریکا به دستور یک دادگاه فدرال در حال بررسی ماهیت سازمان مجاهدین خلق و امکان خروج نام این سازمان از فهرست گروه های تروریستی است.

    هیلاری کلینتون، همکاری این سازمان در تخلیه اردوگاه اشرف و انتقال اعضای آن به اردوگاه حریه را در این تصمیم گیری مهم دانسته است.

    به گزارش واشنگتن پست، حدود نیمی از ساکنان اردوگاه اشرف به محل جدید منتقل شده اند ولی عملیات انتقال حدود ۱۲۰۰ نفر از آنها به خاطر شکایت مسوولان این سازمان از برخورد دولت عراق با مشکل مواجه شده است.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12845

    گینگریچ و در یوزگی بارگاه رجوی

    .

    ... سایت انقلاب اسلامی در هجرت :سازمان مجاهدین خلق از راه «مبارزه با امپریالیسم امریکا» بود که اعلان وجود کرد. زور باوری کارش را به جائی رسانده است که اینک یک عضو آن چتر بر سر گین گریج، یکی از ارتجاعی ترین عناصر دستگاه حاکمه امریکا، نگاه می دارد و دیگری دسته گل به او تقدیم می کند. مضحک تر این که گین گریج آن اجتماع خالی از ایرانیان آزاده و پر از بیگانگان در ازای مزد به آن جلسه آمده را موفقیت می خواند. از این نظر که این گروه از ایران بیگانه و کارگزار بیگانه گشته است نابجا نیز نمی گوید ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC)

    انقلاب اسلامی در هجرت، چهارم ژوئیه 2012
    http://www.enghelabe-eslami.com/%D8%AA%D8%B5%D9%
    88%DB%8C%D8%B1%DB%8C/14996-2012-07-04-16-14-14.html

    سایت انقلاب اسلامی در هجرت :سازمان مجاهدین خلق از راه «مبارزه با امپریالیسم امریکا» بود که اعلان وجود کرد. زور باوری کارش را به جائی رسانده است که اینک یک عضو آن چتر بر سر گین گریج، یکی از ارتجاعی ترین عناصر دستگاه حاکمه امریکا، نگاه می دارد و دیگری دسته گل به او تقدیم می کند. مضحک تر این که گین گریج آن اجتماع خالی از ایرانیان آزاده و پر از بیگانگان در ازای مزد به آن جلسه آمده را موفقیت می خواند. از این نظر که این گروه از ایران بیگانه و کارگزار بیگانه گشته است نابجا نیز نمی گوید.

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12686

    وزارت خارجه آمریکا به عدم همکاری سازمان مجاهدین خلق اعتراض کرد

    .

    ... یکی از این دو مقام وزارت خارجه آمریکا گفت: "احتمال می دهیم دو عامل باعث این تغییر رفتار رهبری سازمان مجاهدین خلق باشد. نخست اینکه آنها امیدوارند دولت نوری المالکی با رای عدم اعتماد مجلس عراق سقوط کند و فشار مقامات جدید عراقی برای خروج آنها از آن کشور کاهش یابد. احتمال چنین تحولانی بسیار کم است و آنها نباید روی آن حساب باز کنند" دیگر مقام ارشد هم اضافه کرد: "دوم اینکه کلیک حکم اخیر یک دادگاه در واشنگتن که وزارت خارجه آمریکا را موظف کرده تا نیمه اول مهر ماه در مورد حذف یا نگه داشتن نام سازمان مجاهدین خلق در فهرست گروه های تروریستی تصمیم گیری کند ممکن است که رهبری سازمان مجاهدین خلق را امیدوار کرده باشد که حتما از فهرست تروریستی حذف خواهند شد." او گفت این برداشت "کاملا نادرست است" ...


    (Rajavi, Saddam and the Mojahedin Khalq logo)


    (Terrorist MEK, disarmed after the fall of Saddam)

    بی بی سی، نوزدهم ژوئن 2012
    http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/06/120618_u10_u13_nuland_mek.shtml

    وزارت خارجه آمریکا امروز به عدم همکاری رهبران سازمان مجاهدین خلق در خروج کامل اعضای این سازمان از قرارگاه اشرف اعتراض کرد.

    ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزات خارجه در بیانیه ای گفته است تعیین شروط جدید از سوی رهبری این سازمان برای انتقال اعضای باقی مانده در قرارگاه اشرف سازنده نیست.

    در طول سه ماه گذشته بیش از دو هزار عضو این سازمان به اردوگاه حریه، در نزدیکی بغداد منتقل شده اند و منتظر رسیدگی به پروند پناهندگیشان از سوی سازمان ملل هستند.

    خانم نولاند گفته است انتقال کامل و مسالمت آمیز همه اعضای سازمان مجاهدین خلق به محل سکونت موقت در نزدیکی بغداد و تعطیلی قرارگاه اشرف "هدفی دست یافتنی است ولی نیازمند همکاری بدون پیش شرط و تداوم مذاکرات است."

    اشاره او به قطع گفتگو ها با مقامات سازمان ملل و نماینده ویژه آمریکا از سوی رهبری سازمان مجاهدین خلق در طول یک ماه و نیم گذشته و توقف خروج اعضای این سازمان از اردوگاه اشرف است.

    دو مقام ارشد وزات خارجه پس از انتشار این بیانیه در گفتگو با خبرنگاران ابراز نگرانی کردند که پایبند نماندن رهبری سازمان مجاهدین خلق به تعهداتشان منجر به درگیری های خشونت بار میان دولت عراق و ساکنان اردوگاه اشرف شود.

    یکی از این دو مقام وزارت خارجه آمریکا گفت: "احتمال می دهیم دو عامل باعث این تغییر رفتار رهبری سازمان مجاهدین خلق باشد. نخست اینکه آنها امیدوارند دولت نوری المالکی با رای عدم اعتماد مجلس عراق سقوط کند و فشار مقامات جدید عراقی برای خروج آنها از آن کشور کاهش یابد. احتمال چنین تحولانی بسیار کم است و آنها نباید روی آن حساب باز کنند"

    دیگر مقام ارشد هم اضافه کرد: "دوم اینکه کلیک حکم اخیر یک دادگاه در واشنگتن که وزارت خارجه آمریکا را موظف کرده تا نیمه اول مهر ماه در مورد حذف یا نگه داشتن نام سازمان مجاهدین خلق در فهرست گروه های تروریستی تصمیم گیری کند ممکن است که رهبری سازمان مجاهدین خلق را امیدوار کرده باشد که حتما از فهرست تروریستی حذف خواهند شد."

    او گفت این برداشت "کاملا نادرست است" و تاخیر در خروج از اردوگاه اشرف هیچ کمکی به حذف نام این سازمان از فهرست گروه های تروریستی نخواهد کرد.

    پیش از این کلیک هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا گفته بود که همکاری مجاهدین در خالی کردن اردوگاه اشرف به صورت مسالمت آمیز در تصمیم گیری برای خروج نام این سازمان از فهرست گروه های تروریستی موثر خواهد بود.

    به گفته این دو مقام آخرین بار در شانزدهم اردیبهشت ماه ۳۹۷ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف خارج و به محل سکونت موقت در نزدیکی بغداد منتقل شدند. آنها نخمین می زنند که بین هزار و دویست تا هزار چهارصد نفر همچنان در اردوگاه اشرف باشند.

    مقام های سازمان ملل گفته اند در حال رسیدگی سریع به تقاضای پناهندگی اعضای سازمان مجاهدین خلق منتقل شده به قرارگاه جدید هستند تا راه برای اسکان آنها در کشورهای غربی هموار شود.

    مقام های وزارت خارج آمریکا مانع تراشی های جدید رهبری سازمان مجاهدین خلق را خطرناک خواندند و یادآوری کردند که دولت عراق این بار بر ضرب العجل اول ماه رمضان پافشاری می کند.

    ----------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12671

    قربانیان مجاهدین خلق به گروههای لابی هشدار میدهند، "با کشاندن استفاده کنندگان و مزد بگیران فرقه رجوی به دادگاه، از آنها خسارت خواهیم گرفت"

    ... این اخطار قربانیان فرقه رجوی در زمانی منتشر می گردد که مدارک جدیدی در رابطه با سازمانهای تقلبی و خود ساخته مجاهدین خلق در اختیار وزارت خزانه داری امریکا قرار گرفته است. این مدارک بوضوح رابطه و طرق تغذیه مالی این سازمانهای تقلبی با مراکز مالی و پشت پرده سازمان مجاهدین خلق و منابع مالی تحت کنترل رهبران فرقه رجوی را نشان می دهند. مدارک همچنین نشان میدهند که چگونه اعضای عالی رتبه این سازمان از طریق تعدادی از همین سازمانهای تقلبی و خود ساخته حمایت های سیاسی از طریق پارلمانها را خریداری می کنند. یکی از مشهور ترین این گروههای خودساخته "گروه دوستان ایران آزاد" در اروپا است. در این هشدار از شرکت های ارائه دهنده سخنران اجاره ای خواسته شده است تا ...

     


    Maryam Rajavi currenty under investigation in France
    directly ordered the massacar of Iraqi Kurds

    خبرگزاری رویتر، هفدهم ژوئن 2012
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12670

    http://www.reuters.com/article/2012/06/17/
    idUS28253+17-Jun-2012+PRN20120617

    رویترز، لندن، هفدهم ژوئن 2012، اطلاعیه مطبوعاتی ایران اینترلینک

    اعضای سابق مجاهدین خلق به منتقدین پرونده ایران در زمینه حقوق بشر هشدار دادند تا دچار اشتباه نشده، گول نخورند از یک فرقه تروریستی حمایت نکنند. سازمان مجاهدین خلق سالها است تلاش می کند تا از لیست گروه های تروریستی دولت امریکا خارج گردد. این فرقه با پرداخت حق الزحمه های کلان از طریق سازمانهای تقلبی و خود ساخته تعداد زیادی از سخنرانان استخدامی از طریق شرکت های لابی گری بین المللی را اجاره کرده است تا در روز بیست و سوم ژوئن در ویل پوین در حومه پاریس دست به سخنرانی تبلیغاتی بزنند.

    این اخطار قربانیان فرقه رجوی در زمانی منتشر می گردد که مدارک جدیدی در رابطه با سازمانهای تقلبی و خود ساخته مجاهدین خلق در اختیار وزارت خزانه داری امریکا قرار گرفته است. این مدارک بوضوح رابطه و طرق تغذیه مالی این سازمانهای تقلبی با مراکز مالی و پشت پرده سازمان مجاهدین خلق و منابع مالی تحت کنترل رهبران فرقه رجوی را نشان می دهند. مدارک همچنین نشان میدهند که چگونه اعضای عالی رتبه این سازمان از طریق تعدادی از همین سازمانهای تقلبی و خود ساخته حمایت های سیاسی از طریق پارلمانها را خریداری می کنند. یکی از مشهور ترین این گروههای خودساخته "گروه دوستان ایران آزاد" در اروپا است.

    در این هشدار از شرکت های ارائه دهنده سخنران اجاره ای خواسته شده است تا در رابطه با متدهای مورد استفاده مجاهدین خلق دقت بیشتری بعمل آورند. متاسفانه تا همین حالا هم برخی از بازنشستگان سیاسی و ارتشی در امریکا تحت تاثیر این تاکتیک ها بدام این سازمان افتاده اند و تعدادی از آنها در حال حاضر تحت تحقیق و بررسی قانون در رابطه با "کمک و حمایت از یک گروه تروریستی" می باشند. امروز کسانی که در این برنامه جدید مجاهدین خلق در پاریس شرکت خواهند کرد باید متوجه باشند که در برنامه ای شرکت می کنند که مستقیما از طریق سازمان مجاهدین خلق برگذار می گردد و از امروز دیگر نمی دانستمی وجود ندارد.

    با توجه به افشا شدن مدارک جدید منابع مالی سازمان مجاهدین خلق، اکنون این امکان بوجود آمده است تا قربانیان بتوانند با کشیدن مستقیم رجوی ها به دادگاه خواستار خسارت گردند.

    قربانیان سازمان مجاهدین خلق که شامل اعضای جدا شد و نجات یافتگان از این سازمان نیز می گردد می گویند حقوق اولیه انسانی آنها بصورت مستمر و برای مدت های طولانی طی سالها نقض گردیده است. آنها پرونده های قضایی جدیدی را شروع کرده اند که خواستار پرداخت غرامت از سوی همه افراد و شرکت هایی است که به هر طریق و با علم به موضوع از مسعود و مریم رجوی بهره مالی برده و در ازای دریافت پول برای آنها کار لابی گری، تبلیغاتی و سخنرانی کرده اند.

    آن سینگلتون از طرف تعدادی از قربانیان فرقه رجوی می گوید: "اشخاصی که حاضر شده اند در قبال سخنرانی، لابی گری و تبلیغ بواسطه سازمانهای خیالی و دست ساز از سازمان مجاهدین خلق وجه دریافت کنند اکنون باید بدانند که آنها دیگر نمی توانند خود را به نا آگاهی بزنند، و ما آنها را از طریق قانونی و دادگاهها تعقیب می کنیم و مسلما مبالغی که در واقع غرامت و متعلق به قربانیان سازمان مجاهدین خلق بوده است را پس خواهیم گرفت".

    اگر چه سازمان مجاهدین خلق ایران چندی پیش بخاطر برخی نکات صرفا تکنیکی قانونی از لیست گروههای تروریستی اروپا خارج گردید ولی نگرانی مقامات اروپایی از ادامه خشونت و ترور در سازمان هیچ گاه منتفی نشد و نشده است.
    رهبران سازمان مجاهدین خلق بر خلاف ادعاهای تبلیغاتی شدیدشان در سالهای اخیر بشدت عقب رانده شده اند. اکنون قلعه رهبر فرقه، مسعود رجوی، در عراق بدست سازمان ملل متحد منحل گردیده است. همسر و همکار وی مریم رجوی نیز همین هفته گذشته برای پاسخ به اتهامات مرتبط با تروریسم، برده داری و بازداشتهای اجباری و پول شویی به دادگستری فرانسه احظار شد. برخی دیگر از اعضای بالای مجاهدین خلق نیز هم اکنون به اتهام قتل و دیگر جنایات تروریستی در ایران، عراق و فرانسه تحت تعقیب هستند.

    پایان
    برای توضیحات بیشتر می توانید با آن سینگلتون در ایران اینترلینک تماس برقرار فرمایید.


    (Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam's Private Army)

    -------

    همچنین
    http://www.khodabandeh.org/

    ورود سازمان مجاهدین خلق به 'فاز نظامی' و پیامدهای آن

    (مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن 2011)

    * * *

    VOA interviews Massoud Khodabandeh, Mojtaba Vahedin

    --------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11445

    آینده سازمان مجاهدین خلق پس از عراق

    .

    ... سازمان مجاهدین خلق (به عنوان یک سازمان و جمع و نه یک فرد یا یک رهبر) هنوز هم می تواند با خداحافظی جدی با گذشته و شروع فصلی نوین، اولین قدم ها را برای بازگرداندن اعتماد مردمی بردارد. عموم ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج، خواهان حذف نیروهای دیگر نیستند. آنها عموما اشتباهات را می بخشند و گناه یکی را بر گردن دیگری نمی اندازند. این مردم مسلما هر یک قدم مجاهدین (به عنوان نیرویی که جرئت پرداخت بهای جلب اعتماد مردم را دارد) را با چندین قدم پاسخ خواهند داد. البته تاکید می کنم که بحث بنده صرفا در مورد "سازمان مجاهدین خلق" است و نه افراد مشخص. در زاویه دیدم هم به هیچ وجه نه جنبه قانونی و قضایی را مطرح کرده ام (که جای خود را دارد و دادگاهها بدان رسیدگی می کنند) و نه جنبه های تاریخی را ...

    مسعود خدابنده، ناظران می گویند، بی بی سی، سیزدهم ژانویه 2012
    http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/01/post-28.html

    (بی بی سی از انتشار نظرات متفاوت در مورد این موضوع استقبال می کند)

    * مسعود خدابنده عضو پیشین شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران است

    داستان اعضای سازمان مجاهدین خلق درعراق هنوز متحول است و تا به امروز هنوز یک نفر هم از "شهر اشرف" به "کمپ لیبرتی" منتقل نشده است؛ ولی خروج قریب الوقوع آنها از عراق قدمی رو به جلو برای بیش از سه هزار تنی که حداقل در هشت سال اخیر در بیابانهای عراق به انتظار نشسته اند. زندگی این افراد پس از خروج هر چه باشد مسلما بدتر از شرایط موجودشان نخواهد بود.

    اما چه آینده ای برای سازمان مجاهدین خلق به صفت سازمانی متصور است؟ پاسخ این سئوال مبهم است، ولی یک چیز مشخص است: پرونده ای در عراق بسته و پرونده ای جدید، احتمالا در اروپا، باز خواهد شد.

    هشتم ژوئن ۱۹۸۶، یعنی چند سالی پس از سی خرداد شصت و عزیمت یا فرار مسعود رجوی به پاریس، مجاهدین خلق (که من هم جزو آنها بودم) نه به اجبار، که بدلخواه و حتی تا حدودی به اصرار، خاک فرانسه را به قصد عراق در حال جنگ با ایران ترک کردیم. آن زمان ابوالحسن بنی صدر جزو اولین کسانی بود که در مورد پیامدهای این حرکت هشدار داد و از آن پس صف خود را از شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق جدا کرد. البته بسیاری دیگر نیز در آن زمان و یا کمی بعد از آن چنین کردند، از جمله دکتر قاسملو، خانبابا تهرانی، دکتر متین دفتری، برومند، ماسالی و...

    حرکت به سوی بغداد بعد ها از سوی سازمان "پرواز تاریخ ساز دوم" لقب گرفت. آقای رجوی قبل از "عزیمت" در پیام ویدئویی "تودیع" گفت که "می روم تا بر افرازم آتش ها در کوهستان ها"، و صریحا اعلام نمود که با توجه به انتقال مجاهدین خلق از غرب به "جوار خاک میهن"، از این پس هر گونه "خارجه نشینی" و ادعای "مبارزه از فرنگ" نامشروع است. وی به صراحت گفت که مشروعیت همه خارجه نشینان فقط و فقط به خاطر "مبارزه مسلحانه ای" است که مجاهدین پرچمدار آنند، والا که "یک نفس در خارج هم از روز اول حرام بوده". و "اگر نبود بخاطر مبارزه مسلحانه مجاهدین، باید شرف شهادت در تهران را به فرار از کشور ترجیح می دادند". هنوز هم نمی دانم چرا آن روز عراق با نام "جوار خاک میهن"، کشوری خارجی و یا "خارجه" محسوب نشد.

    به یاد می آورم اواخر ماه مه ۱۹۸۶ را که برنامه های "پرواز" ریخته شده است و من زودتر به بغداد رفته ام. چند هفته ای است برای آماده سازی ورود "برادر مسعود" و "خواهر مریم" در بغداد مستقر شده ایم تا روز هشتم ژوئن همراه تعدادی دیگر به پیشواز برویم. مسئولیت حفاظتی دارم و رابط مخابرات (سازمان اطلاعات عراق) هستم. برنامه به خوبی و خوشی انجام می شود و فرودگاه و عکس و فیلم و تبلیغات و حرکت قطار خودروها به سمت جنوب و مستقیما زیارت کربلا و نجف و بازگشت به ساختمان جلالزاده (میدان چهل دزد بغداد) و نشست جمعبندی و الی آخر. قبلا در پاریس هم کارم همین بوده و تازگی ندارد ولی اینجا یک فرق جدی با پاریس دارد. اینجا تا دندان مسلحیم.

    به یاد می آورم برای این که "مسلحانه و قهرآمیز" سرنگون کنیم، اولین نیازمان همانا محلی بود، قرارگاهی بود و پادگانی بود که بشود جمع شد، آموزش دید، برنامه ریخت، مسلح شد و بعد "تیغ به دست و قهر آمیز درید و درید تا طلوع سرنگونی". و بیاد می آورم سفارت عراق در فرانسه را که در همانجا بحث محل و پادگان را هم کرده بودیم. و به یاد می آورم آن روزی را که به همراه آقای محمود عطایی با ماشین لندکروز ارتشی چهار بار در گل گیر کردیم تا بتوانیم خود را به کتیبه وسط پادگان متروکه خالص برسانیم و سربازخانه اهدایی را از افسر عراقی تحویل بگیریم و نامش را بگذاریم "قرارگاه اشرف".

    بیاد می آورم چند روزی بعد از عملیات فروغ را که پس از چهار شبانه روز جنگیدن بدون خواب و خوراک و "دریدن" و "دریده شدن"، بالاخره یک نفر از هر چهار نفرمان زنده به قرارگاه برگشت. غالب کشته شدگان از فرط خستگی و کمبود خواب غش کرده بودند و زیر بمباران خوابشان برد تا "دریده" شوند. آن روز کسی از کسی سوال نمی کرد. کسی به چشم کسی نگاه نمی کرد. کسی سراغ کسی را نمی گرفت. کسی از زنده بودن خود خوشحال نبود. روزی بود که آب آشامیدنی مان هم بوی خون میداد با تلخ ترین مزه ها.

    ژنرال عراقی را بیاد می آورم که آن روز، با آن چهره زمخت آفتاب سوخته عربی اش، مخفیانه اشک ریخت. ژنرالی که چهار روز قبل تنها تقاضایش این بود که سازمان دست از این "دیوانگی نظامی" بردارد ولی "فرماندهی ارتش رهایی بخش" تصمیم خود را گرفته بود. همین ژنرال دو روز قبل هم التماس کرده بود که فرمان عقب نشینی بدهید و نگذارید بقیه نفرات کشته شوند ولی باز "فرماندهی ارتش رهایی بخش" تصمیم خود را گرفته بود...

    بگذریم و برگردیم سر اصل مطلب.

    برآوردی از وضعیت کنونی

    امروز کجا ایستاده ایم؟ آنطور که خانم رجوی در اطلاعیه هفته پیش مطلعمان کردند تتمه سازمان، امروز "با کوله های شخصی و وسائل آشپزخانه آماده انتقال به کمپ لیبرتی شده اند". افرادی اکثرا بیمار با متوسط سن قریب به پنجاه، به کمپی می روند که حتی نام آن فارسی یا عربی نیست.

    سه دهه بعد از آن "پرواز و آن پیام تودیع"، امروز منتظر نشسته ایم که ببینیم چه تعداد از این رزمندگان سابق و ساکنین امروز "شهر اشرف" که اکثرا زخم عملیات، زخم بی خانمانی و طلاق جمعی و جدایی فرزند، زخم چند دهه قطع رابطه با جهان بیرون را هم به همراه دارند، خواهند توانست خود را از این جهنم خود ساخته به نقطه ای امن برسانند. "خود ساخته" هم که می گویم قصد آزار ندارم. می خواهم واقعیات دیده شود تا از چاله به چاه نیفتیم. از این بابت می گویم که فراموش نشود آقایان و خانم هایی که اکنون در کشور"عراق بدون صدام" هستند ده سال است همه توان تبلیغاتی، مالی، سیاسی و امنیتی خود را به کار برده اند که در این کشور بمانند و تا همین دیروز به در و دیوار نوشته بودند "چو اشرف نباشد تن من مباد" و اعلام می کردند که "اشرف بایستد، جهان خواهد ایستاد" و تهدید می کردند که "همینجا می مانیم و می میریم".

    راستی این همه اصرار برای ماندن در عراق برای چه بود؟ با چه استراتژی یا تاکتیکی؟ به چه امیدی؟ پاسخ این سئوال را شاید بشود در جای دیگری جستجو کرد. دلیل این اصرار روشن نمی شود مگر این که دلیل و اشتیاق اولیه برای رفتن به عراق مشخص شود.

    چرا مجاهدین به عراق رفتند؟

    آقای رجوی بارها توضیح داده است که "راه دیگری نبود و اگر نمی رفتیم از بین رفته بودیم". او اگر چه دقیق ولی صرفا در چهارچوب تفکر و چارچوب اعتقادی و اهداف مورد نظر خود سخن گفته است؛ چرا که خیلی ها آن زمان همین حرکت را نوعی "خیانت" خوانده بودند. براستی چرا مجاهدین آن روز فکر می کردند که راه دیگری ندارند و "راه حل" های دیگران را نمی دیدند؟ واضح است. چون برای "مجاهد خلق" آن زمان هیچ تفکری خارج از آن چارچوب مشروعیت نداشت. چون ایدئولوژی، استراتژی و تاکتیک سازمان بر بنیان "برافروختن آتش در کوهستان ها" استوار بود.

    شما اگر بدنبال ساخت و ساز باشید نهایتا سر از مصالح فروشی در می آورید. اگر معتقد به روشنگری و ارتقاء دانش و بینش نسل های بعد باشید لاجرم سر و کارتان به فروشگاههای لوازم التحریر و این روزها فروشگاههای کامپیوتر خواهد افتاد. اگر دنبال قیام باشید و برانگیختن مردم، سر از کارخانه و مسجد و اتحادیه ها و شوراهای محلی در می آورید و اگر بنیاد تفکر و ریشه اعتقادی تان "مبارزه مسلحانه و سرنگونی قهر آمیز" باشد، لاجرم بدنبال تفنگ و باروت هستید.

    و البته این طرز تفکر مثل جن از بسم الله "لیبرالیسم" و "دموکراسی" وحشت دارد و فرار می کند. پاریس جای بقا و رشد این تفکر نیست. و این طرز تفکر الزامات دیگری هم دارد. بی اعتمادی مطلق به "دیگران"، مبارزه با هر آنکس که صد در صد با ما نیست، قهرمان پروری بر اساس قدرت بدنی، قدرت تحمل فشار، اجر و ارزش نهادن به صرف شکنجه شدن به هر دلیلی، و بعد سختی کشیدن، گرسنگی کشیدن، تحمل سرما و گرمای طاقت فرسا به هر دلیلی و حتی تولید سختی مصنوعی برای خود و اطرافیان، کم خوردن، کم خوابیدن، طلاق دادن همسر و جدا شدن از فرزند، قطع رابطه عاطفی با همه، تنفر از زندگی راحت و ... ما از شلاق زدن همدیگر در خوابگاه های دانشجویی شروع کردیم و به اینجا رسیدیم.

    ما به عراق و یا به قول آقای رجوی به "جوار خاک میهن" رفتیم چون امکان عمیلات مرزی و ارسال تیم شهری و خمپاره زنی از پاریس نبود؛ رفتیم چون باقی راه های "سرنگونی قهر آمیز" را هم امتحان کرده بودیم. "سی خرداد شصت" را و "استراتژی جنگ شهری از طریق خطوط تلفن فرانسه" را و "خط هفت هفتم و زدن سر انگشتان رژیم" را و "خط پاسدارکشی حداکثر" را با خون هزاران بی گناه از همه طرفها آزموده بودیم و نتیجه نداده بود.

    آقای بنی صدر آن روز گفت: "آقا به عراق نرو و در کنار دشمن منشین". شاید آن روز آقای بنی صدر باید می گفت "آقا این عقیده به سرنگونی مسلحانه را کمی پایین تر از آیه قرآن قرار بده، شاید راه حل های دیگر را هم ببینی".

    مختصات سازمان مجاهدینی که به اروپا باز می گردد

    عراق زمان صدام تنها دولتی است که از بدو تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران تا کنون از این گروه رسما پشتیبانی کرده است. این حکومت سال ها پیش سرنگون شد و سپس آمریکایی ها سازمان را خلع سلاح کردند.

    امروز تنها راه پیش روی اعضای باقی مانده این سازمان که کمی بیش از سه هزار نفر هستند، رفتن به کشورهای غربی است. اما آینده "سازمان مجاهدین خلق ایران" مبهم است. مجاهدین خلق با چه هویتی؟ با چه پشتوانه ای؟ در چه وضعیت فیزیکی و روحی و بالاخره بدنبال چه؟ استراتژی سرنگونی مسلحانه قهر آمیز یا رد مبارزه مسلحانه؟ فاز سیاسی یا فاز نظامی؟ انقلاب های ایدئولوژیک چه می شوند؟ طلاق های جمعی ادامه می یابد یا تعطیل می شود؟ جامعه بی طبقه توحیدی و نظریه های دیگر کجا جا می گیرند؟ آرم خونین رنگ سازمان که توانسته همزمان تفنگ، داس، سندان و آیه قرآن را یکجا به نمایش بگذارد در کجا خواهد نشست؟ جواب خانواده ها را چه کسی خواهد داد؟

    آیا می توان آرم سازمان مجاهدین خلق ایران را از"کمپ اشرف" آورد و بر پشت بام ساختمان مرکزی "کمپ اور سواواز" پاریس نصب کرد؟ یونیفورم ها چه می شود؟ کار شورای رهبری با آن تفاصیلی که در مورد انتخابشان گفته شده و اکنون پا به سن گذاشته اند و کار سرتیم هایی که تخصصشان فرماندهی تانک و نفربر یا تخریب بوده چه خواهد شد؟ آموزش دیده های امنیت و اطلاعات حکومت صدام به چه کاری گمارده خواهند شد؟ رابطین "هواداران" و "ایرانیان خارج از کشور" پس از بیست و اندی سال غیبت از حرکت سریع تکاملی در اروپا چگونه مواضع خود را تشریح خواهند کرد؟

    اینها سوالاتی هستند که احتمالا با صدور یک پیام، پاسخ نخواهند گرفت. اینجا دیگر "اشرف" نیست و دروازه ای ندارد که قفل شود. با تیرکمان و فلاخن هم نمی شود مردم را دور نگه داشت. اینجا اروپاست و درب های اور توانایی قطع ارتباط مطلق "رزمنده مجاهد" با "جامعه فاسد و بورژوایی غرب" یا پدر، مادر، فرزند، همسر و... را نخواهند داشت.

    روابط بین المللی سازمان هم دستخوش تغییر است. سازمان مجاهدینی که به اروپا بر می گردد دیگر "عنصر" مجاهد خلقی نیست که نفس تمامی اپوزیسیون از آتش سلاح او مشروعیت می گیرند. پس در این وضعیت برگ برنده مجاهدین کجاست؟

    امکانات و محدویت های غرب در استفاده از "سازمان مجاهدین خلق" در صحنه بین المللی

    سازمان مجاهدین مدعی است که غرب می تواند در مقابله با ایران روی آن حساب کند ولی واقعیت این است که با تعریف فعلی، اروپا علاقه ای به حضور مجاهدین خلق در خاکش ندارد. مجاهدین در حالت فعلی در محافل سیاسی غرب لشکری شکست خورده تلقی می شوند با سابقه ای اسفناک، بی خانمان، جان و مال باخته و در نتیجه ترسناک، غیر مترقبه و خطرناک و تا حدودی هم غیر قابل بازیافت.

    امروز رودررویی غرب با ایران مشخصا بر سه محور استوار است. آمریکا ایران را متهم می کند که "ناقض حقوق بشر" است، از "تروریسم" حمایت می کند و به دنبال "بمب هسته ای" است. به بیان دیگر غرب از ایران می خواهد که از فعالیت سیاسی اجتماعی "فعالان متمایل به غرب" جلوگیری نکند، حضور اسرائیل را در منطقه به رسمیت بشناسد و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. ایران هم در مقابل می گوید که "دخالت در مسائل داخلی کشورها ممنوع!" حماس برگزیده مردم فلسطین و حزب الله برگزیده مردم لبنان است. غنی سازی اورانیوم هم جزو اختیارات قانونی امضا کنندگان پیمان منع گسترش سلاح هسته ای است.

    حال ببینیم در این سه بحث، مجاهدین خلق چه نقشی می توانند ایفا کنند؟

    در بحث حقوق بشر- با توجه به گزارشات مکرر مراکز آمریکایی مانند مرکز تحقیقاتی رند، دیدبان حقوق بشر و گزارشات متعدد اف بی آی و وزارت امور خارجه آمریکا، نه تنها نمی توان از سازمان مجاهدین در این بحث استفاده کرد، بلکه حتی باید از نزدیک شدن آنها به این بحث فعالانه جلوگیری کرد، چرا که این کار می تواند "کارت حقوق بشر" را از دست غرب خارج کند، و آن را مستقیما در دست حکومت ایران بگذارد. یاد آوری می کنم که سازمان مجاهدین خلق توسط روسیه یا چین به نقض حقوق بشر متهم و محکوم نشده اند. تمامی این منابع و شواهد و مدارکشان غربی و اکثرا آمریکایی هستند.

    در بحث تروریسم - اینکه مجاهدین در سالهای اخیر ترور کرده اند یا نه و اینکه در لیست ممنوعه این کشور یا آن کشور باشند یا نباشند، سابقه این سازمان را پاک نمی کند و بنابراین سازمان مجاهدین خلق جایی برای عرض اندام در محکومیت "حمایت ایران از تروریسم" ندارد و فقط برگ برنده ای است در دست حکومت ایران و برعلیه "معیارهای دوگانه غرب".

    در بحث اتمی - این تنها جایی است که در سال های اخیر امکان ایفای نقش سازمان البته بدون آرم و نام و تحت نام های تولید شده دیگر وجود داشته است. کنفرانس های مطبوعاتی گاه بگاه در واشنگتن و لندن و بروکسل و حضور تبلیغاتی در سالن های جنبی پارلمان ها در سالهای اخیر را به یاد داریم. ولی این نقش هم اکنون تا حدی کمرنگ شده و شاهدیم که در رویارویی های جدیدتر، مطالب و اطلاعات مستقیم به آژانس بین المللی انرژی اتمی تحویل می شود و بدین ترتیب اطلاعیه و کنفرانس مطبوعاتی هم غیر ضروری شده است.

    ولی خارج از این سه بحث، بخصوص در سالهای اخیر یک نقش دیگر هم بوده که اساسا نه از طریق دولت ها که بیشتر از طریق لابی هایی برنامه ریزی شده است که خواستگاهشان الزاما خواستگاه دولت ای غربی نیست، و آن استفاده از مجاهدین خلق به عنوان خنثی کننده هر تلاشی است که بخواهد احتمال جنگ با ایران را کم و یا احتمال مذاکره با این حکومت را بیشتر کند.

    استفاده از مجاهدین خلق بعنوان ابزاری برای ترویج کینه و شعله ور نگه داشتن خصومت

    آقای احمدی نژاد وقتی صحبت از "نفی هولوکست" یا "بازبینی هولوکست" می کند، از سر بی اطلاعی تاریخی یا به قصد مطرح کردن بحثی تئوریک در دانشگاه ها نیست. این حرف پیام دارد. می خواهد مبادا روزی کسی بخواهد با اسرائیل سر میز مذاکره بنشیند.

    با همین استدلال وقتی راس لهتینن (رئیس هیئت روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا) می گوید که برای مقابله با ایران مجاهدین خلق را از فهرست سازمان های تروریستی خارج کنیم تا بتوانیم مستقیما به آنها کمک مالی و پشتیبانی سیاسی برسانیم به این دلیل نیست که او نمی داند که مجاهدین خلق چه کسانی هستند و چه سابقه ای دارند؛ بلکه می خواهد به حاکمان ایران بگوید آنقدر از همه شما متنفرم که دشمنان شما را تشویق می کنم، حتی کسانی را که خودشان به کشتن هزاران تن از شما چه در مرزها و چه در خیابانهای شهرهایتان اذعان دارند و به آن افتخار هم می کنند.

    همانطور که آقای احمدی نژاد دقت نمی کند که هولوکست صرفا به حکومت اسرائیل خلاصه نمی شود، خانم لهتینن هم توجه نمی کند که مشکل این گروه صرفا با حکومت ایران نیست و قربانیان ایرانی، عراقی، اروپایی و حتی خانواده ها و باقی ماندگان کشته شدگان آمریکایی را هم متاثر کرده است.

    نگاه غالب ایرانیان به سازمان مجاهدین خلق

    با توجه به سابقه سازمان مجاهدین خلق در متهم کردن سازمانها و شخصیت های مخالف خود در داخل و خارج از ایران و متهم بودن خود این سازمان به "جنگیدن در کنار صدام"، " نقض حقوق بشر" و "تروریسم کور" (اتهاماتی که سازمان مجاهدین خلق همه را رد می کند)، به نظر می رسد که بخش بزرگی از نسل جوان در داخل ایران نظر مثبتی نسبت به این سازمان نداشته باشند.

    در خارج از کشور نیز به استناد رابطه دیگر نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی می توان برآورد کرد که بجز تعداد محدودی وابستگان قدیمی به شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق، بقیه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از راست ترین تا چپ ترین این طیف عملا نه تنها علاقه ای به نزدیکی به سازمان ندارند که در بسیاری از مواقع مخالفت صریح و روشن خود را با روش های مورد استفاده مجاهدین خلق ابراز کرده اند.

    چاره چیست؟

    به نظر می رسد که سازمان مجاهدین خلق اکنون بر سر دوراهی ای قرار گرفته که انتخاب هر راه، تبعات غیر قابل بازگشت خود را خواهد داشت. دوراهی بقا بر روند قبلی و خلق و خوی جهان سابق و یا تغییر جدی و کیفی به طرف واقعیات جدید و جهان امروز.

    راه حل اول: اصرار بر روند گذشته

    اگر سازمان بر انتخاب قبلی خود و روندی که تا کنون دنبال کرده است اصرار داشته باشد تبعات آن تقریبا روشن است و می توان بسیاری از حرکت های ماهها و حتی سالهای آینده را پیش بینی کرد. در چنین شقی حضور آقای رجوی در اروپا درست مثل زمانی که ایشان از ایران به پاریس آمدند الزامات خاص خودش را خواهد داشت. پیش بینی بنده این است که ما شاهد دو خط موازی شاخص که قبلا هم در حرکت سازمان در غرب دیده ایم خواهیم بود.

    اول: حملات خشونت آمیزتر و گسترده تر به دفاتر و منافع و سفارتخانه های جمهوری اسلامی در کشورهای غربی (و احتمالا و در صورت لزوم منافع عراق، سوریه و لبنان). شیشه شکستن، پرتاب تخم مرغ به مقامات دولتی و دیپلمات ها در خیابانها در کنار بست نشستن های تبلیغاتی معمول و تظاهرات بیشتر با مدعوینی که در سالهای اخیر دیده ایم والبته همه اینها با انگیزه و خط "باز کردن جای از دست رفته در غرب" و بقول آقای رجوی "خارج کردن رقبا" از صحنه. این حرکتی است با شاخص های "حذفی" مجاهدین خلق سی سال قبل که امروز نه تنها الزاما به ضرر جمهوری اسلامی تمام نخواهد شد که با توجه به تجاربی که حکومت در این سالها بدست آورده است، احتمالا به نحوی موثر از آن بهره برداری می کند و با تمسک به آن دولت های اروپایی را تحت فشار می گذارد.

    دوم: استفاده از رسانه های نوشتاری و گفتاری و فعال کردن دستگاه اطلاعاتی ای که در ماههای اخیر تا حدودی ساکت تر عمل کرده، برای تبلیغ علیه هر کس که بخواهد برعلیه مجاهدین و بخصوص رهبری آن سخن بگوید یا عمل کند. تفاوت این بار با گذشته البته "تعلیم دیدگی عنصر مجاهد خلق در دستگاه صدام" و خلق و خوی ناشی از گذراندن دورانی طولانی از زندگی قرارگاهی است که می تواند بر شدت عمل بیفزاید. البته در چنین سناریویی، حضور احتمالا خشن سازمان در میان جوامع ایرانیان خارج از کشور می تواند زنگ خطری جدی برای دستگاه های امنیتی کشورهای اروپایی باشد.

    راه حل دوم: تغییرات بنیادی و به روز کردن سازمان

    سازمان مجاهدین خلق در صورت ورود به اروپا از نقاط قوتی هم برخوردار خواهد بود که در گذشته نه تنها از آنها در مسیر همگامی با نیروهای اپوزیسیون بر علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران استفاده نکرده، بلکه در موارد متعددی خواسته یا ناخواسته همین نقاط قوت را علیه همین اپوزیسیون بکار گرفته است. یکی از نقاط قوت مجاهدینی که از اردوگاه اشرف به اروپا می آیند، تعداد آنها و نقطه قوت دیگر انگیزه مبارزاتی آنهاست.

    سازمان مجاهدین خلق (به عنوان یک سازمان و جمع و نه یک فرد یا یک رهبر) هنوز هم می تواند با خداحافظی جدی با گذشته و شروع فصلی نوین، اولین قدم ها را برای بازگرداندن اعتماد مردمی بردارد. عموم ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج، خواهان حذف نیروهای دیگر نیستند. آنها عموما اشتباهات را می بخشند و گناه یکی را بر گردن دیگری نمی اندازند. این مردم مسلما هر یک قدم مجاهدین (به عنوان نیرویی که جرئت پرداخت بهای جلب اعتماد مردم را دارد) را با چندین قدم پاسخ خواهند داد. البته تاکید می کنم که بحث بنده صرفا در مورد "سازمان مجاهدین خلق" است و نه افراد مشخص. در زاویه دیدم هم به هیچ وجه نه جنبه قانونی و قضایی را مطرح کرده ام (که جای خود را دارد و دادگاهها بدان رسیدگی می کنند) و نه جنبه های تاریخی را باز بینی کرده ام.

    سازمان مجاهدین برای این پوسته شکنی که احتمالا تنها راه تضمین بقایش پس از عراق و در شرایط جدید غرب است، نیاز به تغییرات بنیادی سریع دارد و فقط آنگاه است که اساسا امکان بررسی قدم های بعدی، حرکت به سوی مردم و بده بستان با نیروهای مردمی دیگر را خواهد داشت. درچنین شرایطی می توان به تغییر دیدگاه نیروهای بین المللی و امکان همکاری غرب با این سازمان هم امیدوارتر بود. البته مجاهدین خلق برای این کار بسیار خطیر زمان زیادی ندارند.

    در این طریق، مجاهدین خلق قبل از هر چیز باید به سیستم بسته و شدیدا کهنه رهبری مادام العمر و ریاست جمهوری ای که هجده سال پیش در "بهارستان" بغداد اعلام شده خاتمه دهند. من نه تنها این را به نفع اعضای مجاهد خلق که به یقین به نفع خود خانم و آقای رجوی هم می دانم. یقین دارم که بهترین کاری که آقا و خانم رجوی امروز می توانند برای ایران، سازمان مجاهدین و خودشان بکنند اعلام کناره گیری است.

    مبرم ترین وظیفه کنونی مجاهدین خلقی که با آزادی از محدودیت های بیابانهای عراق به محیط باز اروپا می رسند از یک طرف جدا کردن اعتقادات شخصی از زندگی اجتماعیشان است (که ارتباط با خانواده، ازدواج، به روز شدن، آموزش اولیه زبان و جذب شدن در جامعه را هم شامل می شود) و از طرف دیگرجدا کردن خود و آینده سازمان از گذشته نه چندان درخشان گروه تحت رهبری آقای رجوی و همسرشان. این راه می تواند در کمترین فرصت زمانی با برگزاری انتخابات آزاد و با نظارت ناظرینی منتخب از میان طیف گروه های اپوزیسیون ایرانی در پاریس آغاز شود.

    ***
    بی بی سی از انتشار نظرات متفاوت در مورد این موضوع استقبال می کند
    http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/01/post-28.html

    --------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11979

    گرفتاری خانم کلینتون - یک تناقض فاحش

    .

    ... بر اساس یک قانون و حکم دادگاهی داخلی در امریکا خانم کلینتون قرار است تا پایان ماه جاری (مارس 2012) اعلام نماید که سازمان مجاهدین خلق از نظر کشور امریکا در لیست تروریستیشان هست یا خیر. ولی وی با اشاره به این مسئله داخلی کشورش و با استفاده از آن بعنوان یک اهرم سیاسی اعلام کرده است که "اگر سازمان مجاهدین خلق با تصمیمات سازمان ملل و دولت عراق همکاری کند، وی احتمالا آنها را از لیست تروریستی کشورش خارج می سازد". وی در نظر نمی گیرد که همکاری با سازمان ملل و دولت عراق در کشور عراق یک الزام قانونی است و نه یک انتخاب. آن هم برای سران گروهی تروریستی و گروگانگیر. پس واقعا چه چیزی در پس پرده ها اتفاق افتاده که به چنین اطلاعیه هایی منجر شده است؟ ...

    گرفتاری خانم کلینتون

    مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، بیستم مارس 2012
    http://www.iranian.com/main/2012/mar-31

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11978

    English text

    در نوامبر سال 2011 گروه کثیری از مرتبطین با مسئله مجاهدین خلق در بغداد گرد هم آمدند تا در مورد مشکل و راه حل های پیش رو در "انحلال گروه تروریستی خارجی" و "انتقال اعضای باقی مانده به خارج از عراق" بحث و نتیجه گیری کنند. در این مذاکرات مقامات ذیربط دولت عراق در پاسخ به نگرانی خانواده های افراد گرفتار در کمپ اشرف توافق نمودند تا به صورتی عمل کنند که از هر گونه برخورد فیزیکی امتناع گردد. وزیر خارجه عراق آقای هشیار زیباری متعاقبا اعلام نمود که " داغ شهید شدن در خاکمان را بر دل آنها خواهیم گذاشت". همچنین استاندار دیالی و فرمانده ارتش در این بخش از خاک عراق و دیگر مقامات همت کردند و به صورتی عمل نمودند تا رهبران مجاهدین خلق نتوانند با هدف مغلطه و گل آلود کردن آب، با کشتن و به کشتن دادن گروگانهای داخل کمپ تبلیغات کرده و آن را به گردن دولت و مردم عراق بیاندازند.

    در همین رابطه نخست وزیر عراق آقای نوری المالکی توافقنامه ای را با سازمان ملل امضا نمود و اولتیماتوم برای تخلیه کمپ تروریستی را تمدید نمود تا به سازمان ملل و نمایندگان اتحادیه اروپا و ایالات متحده زمان مکفی برای نظارت و کمک به حل صلح آمیز مسئله داده شود.

    عراقی ها بطور کامل به قول خود پایبند بوده اند و حتی فراتر از آن رفته اند. ضرب العجل اخراج مجاهدین خلق از عراق تمدید شد و مذاکرات با مجاهدین خلق انجام گرفت تا آنان را قانع کنند که از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی برده شوند تا در آنجا کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل بتواند وضعیت فرد به فرد و احتمال اعطای وضعیت پناهندگی به افراد را بررسی کند (البته در نظر داریم که از زمان سقوط صدام حسین هنوز هیچ شخصیت حقیقی و یا حقوقی از جمله مقامات دولتی عراق نتوانسته اند به داخل کمپ اشرف وارد شوند). هشتصد تن از این افراد بعنوان اولین گروه اکنون به محل جدید منتقل شده اند و هشتصد نفر بعدی منتظر هستند تا در روزهای آینده در دو گروه چهارصد نفری به کمپ لیبرتی برده شوند. خوشبختانه در این مدت رهبران مجاهدین خلق نتوانسته اند شرایطی را بوجود آورند که بتوانند در آن تعدادی از گروگانها و ساکنین کمپ را به کام مرگ بفرستند که این خود بیانگربصیرت، توان و تسلط دولت عراق بر شرایط موجود است.

    دفتر سازمان ملل (یونامی) بصورتی فعال بر این انتقال نظارت داشته و دارد و با تاکید بر قوانین و ضوابط بین المللی در مقابل تبلیغات مجاهدین بر علیه سازمان ملل مقاومت کرده و اجازه نداده است تا این تبلیغات مانعی در کار سازمان ملل ایجاد کند. زیر ساختار ها و لوازم موجود در کمپ جدید توسط متخصصین سازمان ملل بازرسی و مورد تایید قرار گرفته اند. صلیب سرخ جهانی و در کنار آن فرستاده های ویژه اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا بر صحنه نظارت داشته و دارند. البته رهبران مجاهدین تا جایی که توانستند سعی در ترور شخصیتی دفتر سازمان ملل و نمایندگان آن کردند ولی این تبلیغات پر خرج مجاهدین خلق و ولینعمتان جدیدش نتوانست مسیر و توجه یونامی (سازمان ملل) را از مسیرانجام وظیفه منحرف سازد.

    در این میان ولی یک فاکتور قابل توجه با فعالیتی فوق العاده سعی در جلو گیری از انجام این ماموریت جامعه جهانی داشته. حمایت بی چون و چرای اسرائیل و نو محافظه کاران امریکا که بوضوح بدنبال سیاسی کردن مسئله ای هستند که در محتوی مشکلی صرفا انسانی و حقوق بشری است.

    واضح است که رهبران سازمان مجاهدین خلق ابزار و مزدوران سابقه داری در دست این افراد بوده و هستند. واضح است که این ایدئولوگ ها از سازمان مجاهدین خلق بعنوان ابزاری برای دامن زدن به نفرت علیه مردم ایران و عراق استفاده کرده و می کنند و واضح است که برخی دوائر سیاسی تنبل و یا نا آگاه غربی را هم ممکن است برای مدتی گول زده باشند و البته واضح است که در این جعبه ابزار خالی شان، مجاهدین خلق وسیله ای است که نمی خواهند به راحتی از آن بگذرند. و البته می دانیم که همین اخیرا سازمان مجاهدین خلق باز توسط سازمان موساد برای قتل دانشمندان ایرانی مورد استفاده قرار گرفت.

    این فعالیت ها مسلما کار سازمان ملل را نیز بسیار مشکل تر کرده و عملا امکان انتقال ساکنین کمپ به کشور های ثالث را با مشکلات کلان تری مواجه می سازد. این استفاده ابزاری بی محابا از سازمان مجاهدین خلق بعنوان یک نیروی تروریستی مزدور تاثیر مستقیمی بر وضعیت نگران کننده گروگانهای رجوی در داخل کمپ دارد. این حرکات، آینده این افراد را روز به روز تیره تر و تاریک تر می سازد.

    اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که هدف ولینعمتان و حامیان مالی، سیاسی، اطلاعاتی مجاهدین خلق حفظ این گروه با شاخصه تروریستی آن و ترجیحا در خاک عراق است و البته نقض اولیه ترین حقوق انسانی گروگانها برای آنها پشیزی ارزش نداشته و ندارد.

    اگر نبود بخاطر حمایت آشکار و نهان اسرائیل و نو محافظه کاران، مسلما رجوی امروز چاره ای جز باز کردن درب های بسته کمپ و آزاد کردن گرفتاران و اسرای داخل آن نداشت و چنین می کرد. طبعا این هدف تمامی جامعه بین المللی بوده و هست. جامعه ای که با تمام توان بدنبال حل مسالمت امیز این مسئله در عراق است. ایالات متحده امریکا و دولت این کشور نیز بعنوان بخشی از جامعه بین المللی باید به وظیفه خود عمل کرده و در حمایت از این خواسته جوامع سعی در پیشبرد کار و انحلال این گروه تروریستی و آزادی گروگانهایش نماید.

    ولی متاسفانه شاهدیم که همزمان با سعی و کوشش بی دریغ بین المللی برای حل صلح آمیز این مسئله، بستن کمپ تروریستی و آزاد سازی گروگانهای داخل آن خانم کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا بجای حمایت از این خواسته رفتاری متفاوت و عجیب را به نمایش می گذرد. چرا؟

    بر اساس یک قانون و حکم دادگاهی داخلی در امریکا خانم کلینتون قرار است تا پایان ماه جاری (مارس 2012) اعلام نماید که سازمان مجاهدین خلق از نظر کشور امریکا در لیست تروریستیشان هست یا خیر. ولی وی با اشاره به این مسئله داخلی کشورش و با استفاده از آن بعنوان یک اهرم سیاسی اعلام کرده است که "اگر سازمان مجاهدین خلق با تصمیمات سازمان ملل و دولت عراق همکاری کند، وی احتمالا آنها را از لیست تروریستی کشورش خارج می سازد". وی در نظر نمی گیرد که همکاری با سازمان ملل و دولت عراق در کشور عراق یک الزام قانونی است و نه یک انتخاب. آن هم برای سران گروهی تروریستی و گروگانگیر. پس واقعا چه چیزی در پس پرده ها اتفاق افتاده که به چنین اطلاعیه هایی منجر شده است؟

    در ظاهر امر بنظر می رسد که دولت امریکا حاضر شده است تا با بده بستانی سیاسی با سران مجاهدین خلق امکان خارج کردن آنها از عراق را تسهیل کند (و البته بعد طلبکار دولت عراق هم بشود). در ظاهر امر اینگونه تظاهر می کنند که انگار سازمان مجاهدین خلق یک گروه خارج از دسترس در کوهها ست که خارج از کنترل امنیتی امریکا بعنوان یک تهدید برای این کشور باید با آن بصورتی حساس و با احتیاط رفتار کرد. در ظاهر امر چنین وانمود می کنند که باید با احتیاط و با بده بستان با آن وارد مذاکره شد و بعد از تحت کنترل در آمدن می شود آن را خلع سلاح و منحل کرد. این ادعا البته فرسنگ ها با واقعیت فاصله دارد.

    آنچه واقعیت دارد این است که پشتیبانان غربی این سازمان تروریستی در راستای مقابله با انحلال این گروه تبهکار، تابحال هر کاری را که امکانش را داشته اند برای حفظ این گروه و مشخصا سران آن انجام داده اند و هر چه در امکاناتشان بوده بکار برده اند تا از باز شدن دربهای کمپ تروریستی مورد علاقه شان جلوگیری کنند و گروگانها را در اسارت نگه دارند و حتی اجازه ملاقات با خانواده هایشان را هم ندهند. و البته این همه بر علیه تمامی قوانین حقوق بشری و حتی قوانین حقوق بین الملل است.

    خانم کلینتون با وسط کشیدن لیست تروریستی کشورش بجای تمرکز بر آنچه در عراق اتفاق می افتد مشخصا تسلیم ولینعمتان تروریسم بین المللی شده است. مطمئنا اگر یونامی اجازه کار بر اساس قوانین سازمان ملل را داشته باشد و جامعه بین المللی بخاطر مقابله با تروریسم و گروگانگیری تهدید نشود، سازمانی باقی نمی ماند که امریکایی ها بخواهند در لیستشان بگذارند یا نگذارند. بنظر می رسد با وسط کشیدن موضوعی بنام لیست تروریستی امریکا در واقع سوال اصلی و تصمیم واقعی شان بر سر این مسئله است که آیا سازمان تروریستی مجاهدین خلق بعنوان یک ابزار و گروه مزدور ارزشش در شرایط بودن در لیست تروریستی ما بیشتر است یا اگر ما آن را خارج از لیستمان قرار دهیم. تعریف بیرونی این انتخاب برای امریکایی ها قبل از هر چیز بیانگر این واقعیت است که اصل نگهداری این گروه تروریستی و جلوگیری از انحلال نهایی آن برای سخنگویان مفروض گرفته شده است و البته هدف از نگهداری از یک گروه تروریستی، مزدور و تبهکار هم چیزی نمی تواند باشد بجز امید به تسلیح آن در آینده و استفاده از آن در ترور و کشتار بیشتر.

    خانم کلینتون و در واقع تمامیت دولت امریکا باید مواضع بین المللی خود را از مواضع داخلی و لیست های کشورشان جدا نمایند. حضور یا عدم حضور مجاهدین خلق در لیست کشورشان مسئله ای درونی و مربوط به کشور امریکا است ولی مسئله مقابله با تروریسم و رسیدگی به جنایات بین المللی سران مجاهدین و همچنین و بخصوص مسئله حقوق بشری موجود در عراق امروز مسئله ای کاملا مجزا است که تمامی جامعه بین المللی را در بر می گیرد.

    بنابر این دولت امریکا بعنوان بخشی از جامعه بین المللی مسئولیت دارد تا با احترام به حضورش در جمع کشورهای پایبند به قوانین بین المللی با همراهی با جوامع دیگر در حل مسئله انحلال این گروه و نجات گروگانهای اسیر در آن عمل کرده و در وحله اول مشخصا موضع حمایتی خود از این خواسته جامعه بین المللی را اعلام نماید.

    English text

    -------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12135

    مردان ما در ایران؟ (ترجمه برهان عظیمی)

    .

    ... مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC

    سیمور هرش (نیویورکر) - مترجم: برهان عظیمی، اخبار روز، شانزدهم آوریل 2012
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44857

    • سیمور هرش در این مقاله که روز ششم آوریل در نیویورکر منتشر شده، می گوید علیرغم آن که مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی دولت آمریکا قرار دارند، اما در صحرای نوادا آموزش دیده و با همکاری موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا در عملیات تروریستی در ایران سهیم بوده اند ...

    منطقه ای که سایت امنیت ملی نوادا متعلق به دپارتمان انرژی در آن قرار گرفته، با دشت های خشک بلندش و قله کوه ها در دوردست، از هوا به شمال غربی ایران شبیه است. در این سایت که در ۶۵ مایلی شمال غربی لاس و گاس قرار گرفته است، قبلا آزمایش های هسته ای صورت میگرفت و حالا دارای مرکزی برای آموزش عملیات ضد جاسوسی و یک فرودگاه خصوصی برای جت بوئینگ ۷٣۷ است. این منطقه ای ممنوعه است که در برخی نقاط آن تابلو ها به اشخاص کنجکاو هشدار میدهند پرسنل امنیتی در صورت لزوم اجازه دارند به کسانیکه از خط ممنوع عبور کرده اند، شلیک کنند.

    در اینجا بود که فرماندهی عملیات ویژه مشترک (Joint Special Operations Command (JSOC از سال ۲۰۰۵ آموزش اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را آغاز کرد... وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست گروه های تروریست خود قرار داد.

    سازمان مجاهدین در سال ۲۰۰۲ با افشای این واقعیت که ایران غنی سازی اورانیوم را بطور محرمانه در یک منطقه زیرزمینی آغاز کرده است، تا حدودی در سطح بین المللی اعتبار کسب کرد. محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود بعدها به من گفت که به او اطلاع داده بودند موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است.

    روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد و «فرماندهی عملیات ویژه» تحت تاثیر هراس بوش از اینکه ایران در یک یا چند نقطه مخفیانه مشغول بمب سازی است، عملیات در داخل ایران را آغاز کرد. منابعی بطور مخفیانه در اختیار چند سازمان مخالف قرار گرفت تا به جمع آوری اطلاعات و نهایتا عملیات تروریستی علیه رژیم اختصاص یابد. سازمان مجاهدین خلق مستقیما یا غیرمستقیما منابعی از قبیل سلاح یا اطلاعات دریافت کرد. بنا بر گفته مقامات امنیتی و مشاوران نظامی عملیات مخفیانه تحت حمایت آمریکا تا امروز ادامه دارد.

    علیرغم ارتباطات فزاینده و تلاش های مجدانه و لابیگری فشرده وکلای سازمان مجاهدین خلق، این سازمان همچنین در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه آمریکا باقی مانده است. این بدان معناست که آموزش در نوادا باید کاملا محرمانه میماند.

    یک مقام امنیتی سابق به من گفت ما اینجا آنها را تعلیم میدادیم و از طریق دپارتمان انرژی برای آنها پوشش فراهم میکردیم زیرا همه زمین های جنوب نوادا متعلق به این دپارتمان است. «ما آنهارا در فواصل دور در صحرا و کوه تخلیه میکردیم و ظرفیت تماس گیری آنها را ایجاد میکردیم. هماهنگی ارتباطات مساله بزرگی است.»

    به گفته مقام امنیتی سابق این تعلیمات اندکی قبل از اینکه اوباما اداره کشور را به دست بگیرد پایان یافت. یک ژنرال چهارستاره ی بازنشسته که مشاور امنیتی ملی در دولت های بوش و اوباما بوده است در گفتگویی جداگانه به من گفت یک آمریکایی که در برنامه ی تعلیم مجاهدین در نوادا شرکت داشت در سال ۲۰۰۵ او را در جریان این برنامه قرار داده بود. او گفت «به آنها آموزش استاندارد در حوزه های تماس گیری «commo»، استفاده از رمز «cryptography»، تاکتیک واحدهای کوچک و تسلیحات آموزش های استاندارد داده شد. این تعلیمات ۶ ماهه بود.»

    همچنین به او گفته شد که مربیان از «فرماندهی عملیات ویژه» هستند که درسال ۲۰۰۵ به ابزار عمده دولت بوش در جنگ علیه ترور تبدیل شده بود. ژنرال بازنشسته گفت مربیان اعضای درجه اول «فرماندهی عملیات ویژه» نبودند، بلکه تمرین دهنده های دست دوم و سوم و از این قبیل و آنها شروع کردند به بیرون رفتن از پایگاه های خود: «اگر قرار است به شما تاکتیک ها را یاد بدهیم، بگذاریم اندکی چیزهای واقعا سکسی نشان تان بدهم...»

    به گفته ژنرال بازنشسته همین تعلیمات ویژه بود که باعث افزایش نگرانی ها و تلفن های متعدد به او شد. او ضمن تایید خبرها به آنها گفته بود «این باعث دردسر همه خواهد شد مگر اینکه پایه قانونی برای آن فراهم شود. ایرانی ها در عملیات ضدجاسوسی متبحرند و این را نمیتوان محرمانه نگاه داشت». سایت نوادا در همان زمان برای تعلیمات پیشریفته واحدهای جنگی عراقی هم به کار برده میشد. [ژنرال بازنشسته فقط از آموزش مجاهدین خلق اطلاع داشت. مقام امنیتی ازتعلیماتی که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت با خبر بود.]

    آلن گرسون وکیل مدافع سازمان مجاهدین مقیم واشنیگتن به من گفت مجاهدین خلق علنا و مکررا ترور را محکوم کرده اند. گرسون گفت او در مورد آموزش ادعایی در صحرای نوادا اظهارنظر نخواهد کرد. ولی اگر چنین تعلیماتی حقیقت داشته باشد «با تصمیم وزارت خارجه به ادامه حفظ نام مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریست هیچ تجانسی ندارد. چطور ایالات متحده میتواند کسانی را تعلیم بدهد که در لیست گروه های تروریست دولت هستند، در حالیکه یکی دیگر تنها به خاطر تهیه یک کلید با خطر کیفر جنایی روبرو میشود.»

    رابرت بائر یک مامور بازنشسته سیا که زبان عربی را به روانی صحبت میکند و بطور محرمانه در کردستان [عراق] و در خاورمیانه کارکرده است به من گفت در اوایل ۲۰۰۴ یک شرکت خصوصی آمریکایی که به باور او برای دولت آمریکا کار میکرد با او تماس گرفت تا به عراق برگردد. او گفت «آنها میخواستند من به مجاهدین خلق کمک کنم تا در مورد برنامه اتمی ایران اطلاعات جمع کنند. آنها تصور میکردند که من فارسی بلدم که نبودم. من گفتم با آنها تماس خواهم گرفت ولی هرگز این کار را نکردم.»
    باوئر که اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند به خاطر می آورد آنموقع برای او روشن بود که عملیات دراز مدت بود نه یک کار مقطعی.

    مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود که طی حمله چگونه باید تماس را حفظ کرد بلک شامل نفوذ در مخابرات هم بود. به گفته ی او ایالات متحده زمانی موفق شد راهی برای نفوذ در سیستم های عمده ی مخابراتی ایران پیدا کرد. در همان زمان عاملان مجاهد را به ظرفیت نفوذ در مخابرات تلفنی و پیام ها در داخل ایران مجهز کرد. آنها پیام ها را ترجمه کرده و در اختیار متخصصان اطلاعاتی آمریکا قرار میدادند. او از اینکه این کار هنوز هم ادامه دارد یا نه اطلاعی ندارد.

    پنج دانشمند ایرانی از سال ۲۰۰۷ تاکنون به قتل رسیده اند. سخنگوی مجاهدین خلق شرکت در قتل ها را تکذیب کرده است ولی اوایل ماه گذشته خبرگزاری ان بی سی از قول دو مقام دولت اوباما تایید کرد که حملات توسط واحدهای سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته که توسط سرویس مخفی اسرائیل، موساد، تعلیم دیده و تامین مالی شده بودند. ان بی سی از قول یک مقام دولتی مشارکت آمریکا در فعالیت های سازمان مجاهدین خلق را تکذیب کرد.
    مقام امنیتی سابق که من با او گفتگو کردم گزارش ان بی سی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با اسرائیل را تایید و اضافه کرد در عملیات از اطلاعات آمریکا استفاده شده است. او گفت که هدف ها «اینشتین» نبودند: «مقصود تاثیر روانی و اخلاقی بر ایرانی هاست» و «خراب کردن روحیه کل سیستم- وسایل نقل و انتقال هسته ای، تسهیلات غنی سازی، نیروگاه ها».حملاتی هم به لوله های نفتی صورت گرفته است.
    او اضافه کرد عملیات «ابتدا توسط مجاهدین خلق و در همکاری با اسرائیلی ها صورت گرفت، ولی ایالات متحده اکنون اطلاعات را در اختیار قرار میدهد.» یکی از مشاوران عملیات ویژه به من گفت رابطه بین ایالات متحده و اقدامات مجاهدین در داخل ایران دیرپاست. «همه کارهایی که اکنون در داخل ایران انجام میگیرد توسط بدل های به خدمت گرفته شده است.»

    منابعی که من با آنها صحبت کردم نمیدانستند آیا کسانی که در نوادا تعلیم دیده اند اکنون در عملیات داخل ایران یا جای دیگر فعالند یا نه.و لی آنها بر تاثیر حمایت آمریکا انگشت گذاردند. مشاور ارشد پنتاگون گفت «مجاهدین یک جوک کامل بودند، حالا یک شبکه واقعی در داخل ایران هستند. چطور توانسته اند به این کارایی دست پیدا کنند؟ علت را بخشا باید در تعلیمات در نوادا جستجو کرد. حمایت لجستیکی بخشا در داخل کردستان [عراق. م] قرار دارد، بخشی هم داخل ایران. مجاهدین خلق اکنون دارای ظرفیت و کارایی هستند که تا به حال سابقه نداشته است.»

    در اواسط ژانویه، چند روز بعد از قتل یک دانشمند هسته ای ایران بوسیله بمب خودرو در تهران، وزیر دفاع لئون پانته آ در جلسه ای با سربازان مستقر در فورت بلیس تکزاس تاکید کرد دولت آمریکا «در مورد اینکه کی ممکن است این کار را کرده باشد نظر دارد، ولی ما دقیقا نمیدانیم کی اینکار را کرده است.» او اضافه کرد «ولی من میتوانم یک چیز را به شما بگویم: ایالات متحده در اینکارها دست ندارد. این کاری نیست که آمریکا میکند.»

    نیویورکر. ۶ آوریل ۲۰۱۲
    * مقاله کمی خلاصه شده است.


    Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

    Home

     

     


    Date: 2012-08-07
    (C) 2006