شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ارتش خصوصی صدام نوشته آن سینگلتون سال 2003 (قسمت شانزدهم)ا

    ارتش خصوصي صدام16


    تشكيل ارتش آزاديبخش ملي ايران درعراق



    جذب نيرو درغرب ادامه داشت. وقتي رجوي به عراق ر?ت، سازمان تمام نيروهايش را براي آموزش چريكي به آنجا ?رستاد. در طول ?وريه و مارس 1987 موجي از ?عاليتهاي مقاومت مسلح از داخل عراق صورت گر?ت. كمي بعد از آن، در ژوئن 1987، ارتش آزاديبخش ملي تاسيس شد. اين كار مقاومت مسلحانه ،مجاهدين را از نيروي چريكي به يك نيروي نظامي منتقل كرد. اين تغيير ظاهرا بخاطر ا?زايش منابع صورت گر?ت. يعني، رجوي تسهيلات نظامي، آموزشي و سلاح از صدام حسين دريا?ت كرده بود.



    تاثير اين ارتش بر مبارزه مسلحانه در ابتدا مثبت بود. حملات عليه ايران خطير تر بودند و مو?قيت بيشتري داشتند و تعداد كم تري از مجاهدين كشته ميشدند. با وجود اين، به اين معني هم بود كه اكنون مبارزه مسلحانه نه بر اساس ?عاليت هاي اعضا درداخل ايران، بلكه بر نيروي مسلح خارجي، بيرون از مرزهاي ايران و خارج از دسترس مردم عادي ايراني، بود.



    مريم معاون ?رمانده كل ارتش ازاديبخش نامگذاري شد. اين كار به او درجه اي بالاتر از اعضاي نظامي با تجربه داد. (بعضي از اعضا قبل از انقلاب در ايران نظاميان عالي رتبه بودند.) اين كار چه عكس العملي به همراه داشت؟ از يك سو حتما لازم نيست كه رئيس اجرايي يك بخش در آن حوزه عملياتي متخصص باشد. مريم مانند هر ?رمانده ديگري ميتوانست با متخصصان نظامي مشورت كند و سپس شيوه جديدي از انجام كار ها را تحميل نمايد. درواقع، رهبري مريم كار زيادي در كمك به زنان، حتي از نقطه نظر پوشيدن يوني?رم كه به آنان ازادي عمل بيش تري ميداد، صورت داد. سازماندهي امكانات بهداشتي براي زنان، ?راهم آوردن مهد كودك و مدارس (وقتي كه هنوزاجازه داشتند از كودكان شان نگهداري كنند!) به زنان اجازه داد بر كارشان تمركز كنند. با وجود اين، شكستن موانع روحي كه زنان داشتند بعدها صورت گر?ت.



    اين چيزي است كه ويژگي مثبت رهبري رجوي محسوب ميشد، و نقش و ذهنيت زنان را تغيير ميداد، و شايد اين ?قط زنان بودند كه تاثير وكاربردهاي آن را درك ميكردند. با اين وجود رجوي اين را هم براي منا?ع خودش، براي شكستن روابط خانوادگي و ?داكردن همه ا?راد به خودش، انجام ميداد. رجوي به خوبي ميدانست كه تعداد ا?راد همراه او تغيير و ا?زايش چنداني نخواهد داشت. ا?راد و اعضاي حاضر به خاطر انقلاب آمده بودند و حالا از بيرون آن قدر دور شده بودند كه نميتوانستند تغييرات را پذيرا باشند، بنابراين با بيروني ها به نحو مت?اوتي برخورد ميشد و تمام ويژگي هاي رجوي ( وحتي شوراي ملي مقاومت) را به آنان نمي گ?تند. بنابراين رجوي به اين نياز داشت كه همه اعضايش، مرد و زن، با تمام ظر?يت كار كنند، يعني، بجنگند. مردان به چنين انگيزه اي براي جنگيدن نياز نداشتند، اما زنان براي جنگ به انگيزه نياز داشتند و مردان در سازمان بايد آن ها را مي پذير?تند.



    رجوي گ?ته است كه اگر او سرباز كا?ي براي جنگيدن برايش ميداشت، اين كار را قبل از به قدرت رسيدن اش در تهران انجام نمي داد. يكي از نقاط ضع? بارز رژيم رويكرد آن نسبت به زنان است. البته اين چيزي بود كه رجوي از ان غا?ل نميشد و مجبور بود از آن بهره برداري كند. دوراهي براي او اين است كه او همه چيز را ميخواهد. او ميخواهد از مسئله زنان و در عين حال از گرايشات اسلامي مردم نيز است?اده كند. يك سال دست دادن زنان با مردان (غيرايراني) در ملاقات هاي سياسي آزاد بود، و سال بعد نه. يك سال تبليغات سازمان ،مراسم مذهبي رژيم مانند عاشورا را محكوم ميكرد؛ و سال بعد خودشان اين كار را انجام ميدادند. رجوي در مواجهه با دنياي خارج اين مشكلات را داشت. رجوي معيار خوب و بد است و تنها اوست كه مسئول آن ميباشد.



    ارتش جديد عمليات نظامي در ايران را در مقياسي مت?اوت از قبل انجام داد. بي شك، آموزش ارتش جديد در مو?قيت عملياتش اش، از نظر كشتن و زخمي كردن مردم، تاثير بسزايي داشت اما هنوز هيچ دستاورد واقعي حاصل نشده بود.



    ايده پشت اين حملات هنوز شكستن ?ضاي سركوب در داخل ايران و صدمه زدن به نيروهاي سركوبگر رژيم بود. و ثابت كردن به حاميان غربي شان كه آنها ميتوانند اين كار را انجام دهند. با وجود اين مجاهدين، درحالي كه خارج از كشور باقي ماندند، واقعا تاثير كمي داشتند. اين جا بود كه رجوي تاثير من?ي حذ? منابع و بردن آنها به خارج از كشور را احساس كرد.



    حتي زركش، كه تا حد توانش در ايران ?عاليت ميكرد، ?ريب داده شده و به پاريس آورده شده بود. او را تنزيل درجه دادندو مريم ، كه هرگز كار را تجربه نكرده بود، به جاي او گذاشتند. آنگاه رجوي اعلام كرد كه هركسي كه از آمدن به خارج امتناع كند و در ايران بماند، ديگر عضو سازمان نيست. تنها خارج شدن و سپس بازپس ?رستاده شدن از عراق، طبق تعليمات، بود كه ارزش داشت.



    رجوي هرگز توضيح نداد كه چرا ساختار ?رماندهي در داخل ايران ايجاد نكرد، اما اكنون كاملا اشكار است كه اين كار راه را براي چالش رهبري سازمان باز ميكرد. در هنگام انقلاب ايران در سال 1979، مبارزاتي در كشورهاي ديگر مانند ?لسطين، شيلي، و السالوادر در جريان بود. در هر كدام از اين مبارزات ، نمايندگان آنها آنچه را كه در داخل كشورشان ات?اق مي ا?تاد به جامعه جهاني منعكس ميكردند. در ايران، اين كار براي ?قط چند سال موثر بود چون مجاهدين هنوز ?عال بودند. اما رجوي به آن چيزي دست يا?ت كه رژيم هنوز نتوانسته بود. يعني، ويران كردن چهره سازمان در داخل كشور. او اين كار را با منتقل كردن مقرش به خارج، براي است?اده شخصي اش، انجام داد. در هيچ يك از مبارزات كشورهاي ديگر چنين ات?اقي ني?تاد. اين كار ،مجاهدين را در داخل ايران از بين برد. او تمام منابع مجاهدين را به پاريس برد، از جمله اعضاي كليدي كه به او و?ادار بودند، و به اين طريق كنترل سازمان را بدست گر?ت. حتي اگر ?رض مسلم بدانيم كه رجوي مجبور بود بعد از سي خرداد اين كار را انجام دهد، باز هم هرگز براي بازسازي سازمان در داخل ايران تلاش نكرد. او ميترسيد كه سازمان داخل كشور ممكن است از كنترل او خارج شود. همين ترس بود كه او را به حذ? زركش هدايت كرد.



    رجوي مجبور بود كه حتي كوچك ترين ?رماندهان را زير كنترل شخصي خود داشته باشد و آنها را مدام تغيير دهد. زنان براي رجوي سودمندهستند چرا كه به او و?ادارند و با اين ساختار مخال?ت نمي كنند و بهرحال نمي توانند رقيب، حتي از نوع خيلي كوچك اش، باشند. اين نوع است?اده از زنان چيزي است كه صدام حسين در آن مهارت دارد، و رجوي از او آموخته است.



    وقتي مجاهدين هنوز در ايران بودند پتانسيل داشتند. اما رجوي اين پتانسيل را از بين برد. انتقال سازمان به پاريس به طور خودكار رابطه مجاهدين با مردم را قطع كرد. نسل جديد جوانان در ايران چيزي از مجاهدين نمي دانند جز يك گروه تروريستي كه صدام از آن حمايت مالي ميكند. براي آنها، رجوي يك خائن و ?راري است كه ايده هاي عجيب و غريبي درباره ازدواج دارد و خود مجاهدين هم كلا چيزي نيست كه بدان علاقه مند شد. خلاصه اين كه، مجاهدين يك ص?حه سياه در تاريخ ايران است. آنهايي كه سازمان مجاهدين را مي شناختند و از ايده هاي آن حمايت ميكردند ايمان خود را ح?ظ كردند، اما كم كم، وقتي ديدند كه هيچ پيشر?تي حاصل نشده، هيچ تماسي در كار نيست و هيچ كمكي از خارج وجود ندارد از آن جدا شدند. وقتي مردم بدون كمك در داخل ايران رنج ميكشيدند، ?قط شاهد ازدواج و انتقال سازمان به عراق، دشمن ملي شان، بودند و سرخورده شدند. رجوي ميخواست خودش "كمك" باشد، و نمي خواست آن را از جامعه بين المللي كسب كند يا يك پايگاه بزرگتر ايجاد كند. رجوي، از همان ابتدا اين گرايش را با تعري? بيش از حد از خودش، و قرار دادن خود( و نه مردم) در مركز صحنه نشان داد. دليل اصلي كه ملاها قادر بودند كنترل را در ايران در دست بگيرند تماس شان با مردم در سراسركشور و در مسجد ها بود. رجوي نتوانست از مردم است?اده كند، و درعوض بر محبوبيت خودش تكيه كرد.



    ارتش ازاديبخش ملي راه دشواري پيش روي داشت. آنها كه درعراق مستقر بودند، طبيعتا درخاك دشمن در نظر گر?ته ميشدند. رجوي هرگز نتوانست بطور روشن توضيح دهد كه چطور ميخواهد در سرنگون كردن رژيم از ارتش ازاديبخش است?اده كند. تصور اين كه 10000 عضو اين ارتش بتوانند با ارتش ملي ايران مقابله كنند مسخره است. حتي صدام هم بعد از سال ها جنگ ?راگير نتوانست اين كار را انجام دهد. رجوي بصورت مبهمي گ?ت كه اگر ارتش آزاديبخش درزمان مناسب وارد كشور شود، مردم بطور خودجوش از آن حمايت خواهند كرد و آنان بر روي موجي از حمايت مردمي به سوي تهران گام خواهند برداشت. اين به معناي ضد-انقلاب است. با وجوداين، با گذشت زمان احتمال چنين امري روز بروز كم تر شد. رجوي زمينه هاي تصور اين كه مردم ايران از مجاهدين حمايت خواهند كرد را از دست ميداد.



    با وجود اين، به محض اين كه جنگ با عراق پايان يا?ت رجوي تلاش مذبوحانه اي براي رسيدن به قدرت صورت داد. او به ارتش ازاديبخش دستور داد كه به ايران حمله كنند، كه نتايج ?اجعه باري داشت. عمليات ?روغ جاويدان در ?صل بعد توضيح داده شده است. نكته در اين جا اين است كه حتي وقتي آنان شانس انجام آنچه رجوي قول داده بود را داشتند، ارتش ازاديبخش شكست خورد. از آن زمان اعتقاد به اين كه سازمان بتواند چنين كاري را مجددا انجام دهد، حالا مو?قيتش بماند، از بين ر?ته است. نيمي از ارتش در اين عمليات كشته شدند. سال ها طول كشيد تا اعضا روحيه و ظر?يت خود را به دست آورند. وقتي كه چنين كاري كردند، رجوي در سال 1991 تصميمي گر?ت كه سرنوشت ارتش آزاديبخش را محتوم كرد و آن را به چيزي بسيار كم تر از يك سازمان تروريستي محكوم كرد.



    وقتي در سال 1990، صدام براي دومين بار به يك كشور همسايه يعني كويت حمله كرد، دنيا خشمگين شد و نيروهاي ائتلا? به عراق حمله كرده و آن رامجبور به عقب نشيني كردند. در چنين شرايطي از محكوميت جهاني، استراتژي واضح براي يك سازمان خارجي ميتواند اين باشد كه عراق را ترك كند، حتي در سطح نمادين. اما رجوي احساس كرد كه از ر?تن بيش از آنكه چيزي عايدش شود، خيلي چيزها را از دست خواهد داد. يا، چيزي كه بيشتر احتمال داشت، صدام به آنها اجازه نمي داد بدون پرداخت بهايي سنگين اين كشور را ترك كنند.



    مجاهدين ماندند. پايگاه هاي مجاهدين از حمله ائتلا? در امان بودند. در آن زمان، هيچ كس سندي نداشت كه بتواند شراكت آنها در جنايات صدام را ثابت كند. ?قط بعدها بود كه، وقتي صدام به ارتش آزاديبخش اجازه داد از بخش هايي از كردستان عليه شورش كردها د?اع كند، ماهيت واقعي رابطه آشكار شد. ارتش ازاديبخش از تانك ها و ن?ربرهاي زرهي خود براي منهدم كردن روستاهاي كردنشين و كشتن بسياري از ساكنين آنها است?اده كرد. اين ها كردهاي عراقي بي گناه بودند. بر همه روشن شد كه رجوي آنچنان زير بار منت عراق قرار دارد كه حاضر است به چنين كارهاي كثي?ي دست بزند.



    ديده بان حقوق بشر رويدادها را گزارش كرد و دنيا واقعيت زشت در وراي ارتش رجوي را كش? كرد. عليرغم تكذيب از جانب مجاهدين، رجوي ميدانست كه لازم است زمينه تبليغات را مجددا به دست گيرد. او مجبور بود كه مجددا ارتش آزاديبخش را به عنوان تنها نيرويي كه قادر است رژيم را در ايران سرنگون كند معر?ي نمايد.



    در 18 اكتبر 1991، ارتش ازاديبخش يك رژه نظامي در پايگاه اشر?، پايگاه اصلي شان درعراق، برگزار كرد تا قدرت نظامي اش را نشان دهد. از خبرنگاران خارجي دعوت شده بود كه در اين مراسم شركت كنند و به چشم خودشان قدرت و ظر?يت ارتش، كه در واقع نمونه كوچكي از تسليحات صدام حسين بود، را ببينند. بعد از ?روغ جاويدان، عراق به رجوي نصيحت كرده بود كه امكان حمله مجدد توسط مجاهدين به ايران در آينده نزديك وجود ندارد و اگر مجاهدين ميخواهند در زمان باقي مانده پيشر?ت كنند، بايد آموزش ببينند. اين ايده را كه سازمان بايد ارتش آموزش ديده داشته باشد را به ايده هاي عالي مريم نسبت دادند. عراقي ها آموزش را، كه عمدتا روسي بود، آغاز كردند. آنها تانك هاي قديمي تي 52، و ن?ربرهاي زرهي روسي بي ام پي يك و ام تي ال و ديگر وسايل را به پايگاه مجاهدين بردند و به مجاهدين ياددادند چطور آن ها را برانند. بعدا، كلاس هاي ?شرده اطلاعاتي و امنيتي، جنگ كماندويي و دوره هاي مديريت برگزار شد.



    به اين منظور، آنها بعضي از مراكز تعميراتي و خدماتي و پايگاه هايشان را به مقر مجاهدين منتقل كردند. مجاهدين با زندگي نظامي واقعي بيشتر آشنا شدند و به آن عادت كردند طوري كه عراقي ها ميتوانستند با آن به عنوان قسمتي از تقسيمات نظامي خودشان در ارتباط باشند. آنها گيرنده و ?رستده هاي آماتوري را رها كردند و وسايل نظامي واقعي به كار بردند. البته، اين همان چيزي است كه ارتش عراق را قادر كرد از مجاهدين به عنوان وسيله اي براي در هم شكستن شورش كردها در طول عمليات مرواريد در مارس 1991، است?اده كند.



    رژه نظامي 1991 مراسم ?ارغ التحصيلي اين لشگر بود. در اين رژه، پرسنل ارتش ازاديبخش از مقابل جايگاه، كه در وسط يك بلوار كه مخصوص رژه ساخته شده بود، عبور كردند. در انتهاي بلوار، وسايل نقليه آماده بودند كه خدمه تانكها و ديگر خودروها را به ابتداي بلوار برسانند تا اين بار با ن?ربرها و تانك ها پيش بيايند. ارتش ازاديبخش كل وسايل نظامي را از صدام قرض گر?ته بود، اما آنقدر نيروي كا?ي نداشت كه بخواهد اين وسايل را نشان دهد، بخصوص زن هايي كه سوار تانك بودند.



    جنگ خيلج ?ارس در سال 1991، ازموني بود براي مجاهدين. از نظر سياسي، آنها با ماندن در كنار صدام حسين خودشان را با هواداران پيشين شان درغرب بيگانه كردند. از نظر نظامي، نيز اين امر يك ?اجعه بود. پس از خاتمه جنگ، صدام حسين ?رصت را براي درهم شكستن شورش كردها در شمال عراق مناسب ديد. ارتش مجاهدين هم توسط صدام براي درهم شكستن كردها به منطقه منتقل شد. آنها از تانك هايشان براي كشتن غيرنظاميان و خراب كردن روستاهاي كردنشين است?اده كردند.



    درحال حاضر، مجاهدين كم تر از 5000 نيرو در ارتش ازاديبخش دارند، و ميانگين سن اعضاي سازمان به پنجاه نزديك تر است. رجوي در سال هاي اخير نتوانسته نيروهاي جوان را براي ارتش به كار گيرد. اولين تلاش او در اين جهت ?راخواندن ?رزندان اعضاي مجاهدين بود، كه در سال 1991 از عراق خارج شده بودند و خيلي هايشان حالا بزرگ شده بودند. به خانواده هاي آنان گ?ته شده بود كه بازگرداندن ?رزندان به عراق يك حق است. آن دسته كه در حوزه اختيارات مجاهدين درغرب بودند بلا?اصله بازگردانده شدند. بقيه به كمي تشويق احتياج داشتند. از آنجا كه از خانواده ها خواسته شده بود بچه هاي شان را از خودشان دور كنند، احتمال داده نمي شد كه رجوي از آنها بخواهد كه دوباره با والدين شان همراه شوند.



    ارتش ازاديبخش ملي تمام چيزي است كه از مبارزه مسلحانه براي ازاد كردن ايران از حاكمان مذهبي اش باقي مانده است. آنها كه مدت طولاني در خارج از كشور بوده اند، با مردم در داخل ايران بيگانه هستند. تنها عملياتي كه آنها توانستند اخيرا انجام دهند ، عمليات تروريستي بوده كه در آن چندين غيرنظامي بي گناه كشته و زخمي شده اند. آنها به صورت لاينحلي زير بار منت صدام حسين هستند، كه، جداي از اينكه دنيا به او چطور نگاه ميكند، ايرانيان او را دشمن كشورشان ميدانند؛ دشمني كه از سلاح شيميايي بر ضد ارتش شان است?اده كرد؛ دشمني كه ايرانيان ميگويند تا به امروز تعداد زيادي را كشته است. اين صدام است كه به مجاهدين ديكته ميكند كه آيا ميتوانند از مرز به داخل ايران بروند وعمليات انجام دهند يا خير. درحال حاضر او علاقه اي به انجام اين كار ندارد. او در تلاش براي ?شار امريكا، برروي برنامه سلاح هاي كشتار جمعي اش، به بهبود روابط با تهران نياز دارد.



    بالاخره د?تر مجاهدين به عنوان نيروي نظامي بسته شد، وقتي كه وزارت خارجه قبل از همه نام اين گروه را به عنوان سازماني تروريستي ثبت كرد، و بعد بريتانيا آنها را به ليست سازمان هاي ممنوعه ا?زود. بايد ديد مجاهدين كه اين قدر ن?وذ پذير هستند چطور به حمله غرب به عراق واكنش نشان خواهند داد.


    Date: 2006-12-27
    (C) 2006