شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ارتش خصوصی صدام نوشته آن سینگلتون سال 2003 (قسمت اول)ا

    ارتش خصوصي صدام (1)
    پيش گ?تار

    وقتي اين كتاب نوشته شد، مجاهدين تلاش ميكردند به دواير سياسي غرب بازگردند؛ و ?راهم آوردن اطلاعاتي بيش از اطلاعات موجود درباره آنها براي ا?راد علاقه­مند ضروري به نظر ميرسيد. اكنون، جنگ درعراق تمام تلاشهاي مجاهدين را خنثي كرده و آينده آنها واقعا مبهم ميباشد. با توجه به رابطه نزديك مجاهدين و رژيم صدام حسين ميتوان به يقين گ?ت كه آنها قادرنخواهند بود با ارتش­شان مانند قبل درعراق بمانند.

    سناريوهاي مختل?ي را ميتوان حدس زد كه ممكن است از جنگ ناشي شوند: بهترين سناريو براي آنها اين است كه توسط غرب به عنوان يك مخال? جمهوري اسلامي ايران قبول شوند و مجددا سروسامان داده شوند. بدترين سناريو اين است كه نيروهاي ائتلا? به آنها حمله كنند، تل?ات زيادي به مجاهدين وارد شود و به عنوان اسير جنگي به دام بيا?تند. احتمالا واقعيت چيزي بين اين دو خواهد بود.



    خود رجوي اعلام كرده كه درصورتيكه نيروهاي ائتلا? به عراق حمله كنند، حمله وسيعي را بر ضد ايران انجام خواهد داد. اما درحال حاضر كه نيروهاي ائتلا? درباره مرز مشترك با ايران بسيار هشيارانه عمل ميكنند، احتمال وقوع چنين چيزي بعيد است. درعوض، ممكن است گروه­هاي كوچك پنج ن?ره تلاش كنند از مرز ايران عبور كنند. در اين صورت، و با درنظر گر?تن موضع اخير اصلاح طلبان ايران نسبت به مجاهدين، به احتمال زياد اين ا?راد دستگير شده و ،بجاي اعدام يا زنداني كردن، به خانواده­هايشان برگردانده خواهند شد. يك سناريوي ديگر كه ممكن است رخ دهد اين است كه كردها در شمال براي انتقام گيري از مجاهدين به آنها حمله كنند.



    بازهم، با توجه به كنترل نيروهاي ائتلا?، اين امر احتمال بسيار ضعي?ي براي رخ دادن خواهد داشت. سناريويي كه با توجه به سابقه مجاهدين بسيار محتمل ميباشد، اين است كه انها، اگر خلع سلاح نشوند، تسليم نيروهاي ائتلا? خواهند شد و احتمالا تلاش خواهند كرد به معامله­اي دست بزنند كه بقاي آنها در عراق را تضمين ميكند. البته اين به ميزان كمك آنها به صدام در جنگ و مقدار درگيري آنها با نيروهاي ائتلا? در هنگام سقوط صدام بستگي دارد.



    مسعود رجوي سازمان را در هنگام چندين بحران مهلك هدايت كرده و جان سالم بدر برده است.تصور اين كه سازمان مجاهدين همچون اكنون باقي خواهدماند كمي دشوار است، ولي ميتوان با يقين گ?ت كه اين سازمان به يك شكل ديگر زنده خواهد ماند و خود رجوي بي شك در راس آن خواهد بود.



    هرچه كه تصور كنيم، وضعيت كنوني به آينده­اي بسيار مبهم از آنچيزي اشاره ميكند كه روزي به عنوان مبارزه مردمي و قهرمانانه براي آزادي ايران از قيد سلطه خارجي، اسلام ارتجاعي و سلطنت طلبي ظاهر شد. اما، همانگونه كه اميدوارم اين كتاب نشان دهد، نميتوان مرگ مجاهدين را بطور كلي به گردن دشمنان خارجي­اش انداخت. خود سازمان، هنگامي كه به رجوي اجازه داد م?اهيم و ت?اسير اوليه­اي كه از عقايد گروه حمايت ميكردند را منحر? كند، دچار خودتباهي شد. اعضاي ارشد سازمان مجاهدين نيز به اندازه خود رجوي در اين تباهي شريك هستند. همين­ها بودند كه زياده­خواهيهاي رجوي را قوت بخشيدند و جرات "نه گ?تن" نداشتند.



    من از ديد كسي كه مشاهدات نزديكي از دنياي داخلي آنها داشته، مطالبم را نوشته­ام. تجربه من يقينا نميتواند مشابه تجربه كساني باشد كه در آن سازمان زندگي كرده­اند، و شك ندارم كه از جانب كساني كه درباره­شان مطلب نوشته­ام با عكس­العمل شديد مواجه خواهم شد. از نظر من، پيدا كردن كسي كه نسبت به سازمان "خنثي" باشد بعيد است. درواقع، اگر اين كتاب به آنهايي كه از سخن گ?تن درباره تجربياتشان هراس دارند كمك كند ترسشان را بشكنند، اين امر را به عنوان يك نتيجه مثبت آن در نظر ميگيرم. هرچه مردم درباره آنها بيشتر صحبت ميكنند، واقعيات بيشتري ظاهر ميشود. خود تاريخ درباره آنها قضاوت خواهد كرد. (آوريل 2003)











    درباره مول?



    مول? در سال 1958 در ليدز متولد شد و در رشته زبان انگليسي، ادبيات و نگارش ادبي از دانشگاه پلي تكنيك ش?يلد ?ارغ التحصيل شد. وي، كه به عنوان يك برنامه نويس كامپيوتر كار ميكند، سالها مبارزي ?عال در زمينه حقوق بشر بوده و علاقه خاصي به خاورميانه و ايران دارد.



    وي هنگامي كه دانشجو بود در سال 1978 با ?عاليتهاي مجاهدين آشنا شد، و از نزديك شاهد انقلاب 1979 در ايران بود. اين علاقه مندي وي با بدتر شدن اوضاع حقوق بشر در آنجا ادامه يا?ت. وي تماس نزديك با ?عاليتهاي مجاهدين در بريتانيا را ادامه داد و در بسياري از راهپيمائيها و ملاقاتهاي آنان شركت كرد. آنقدر سطح اعتماد به وي ا?زايش پيدا كرد كه از وي دعوت ميكردند از خانه­هاي امن­شان در بريتانيا ديدن كند، وي اين ?رصت را پيدا كرد كه از نزديك تغييرات سازماني كه در طول دو دهه رخ داد را مطالعه كند.



    رابطه نزديك وي با سازمان مجاهدين به وي اجازه داد ?رصت بي نظيري بدست آورده و از پايگاه­هاي آنان در سوئد، ?رانسه، آلمان و ايالات متحده ديدن كند، جايي كه وي قادر بود ساعتها به مشاهده و مطالعه ?عاليتها و نيروهاي آنان در قسمتهاي مختل? بپردازد. وي دوبار در سالهاي 1991و 1992 به عراق س?ر كرد تا از ظر?يت و آموزش نظامي آنها ديدن كند.



    اين كتاب نتيجه آگاهي بي نظير از اسرار دنياي دروني مجاهدين در طول دو دهه ميباشد.







    مقدمه



    سازمان مجاهدين خلق ايران، بزرگ­ترين مخال? خارجي جمهوري اسلامي ايران باقي مانده است. مجاهدين داراي شاخه نظامي ،ارتش آزاديبخش ملي در عراق، و يك شاخه سياسي، شوراي ملي مقاومت ايران، ميباشد. مجاهدين همه اينها را با هم به نام "مقاومت ايران" نام مي برند. پرسنل هركدام از اين گروهها ا?رادي يكسان هستند. مجاهدين، ارتش آزاديبخش و شوراي ملي مقاومت توسط يك ن?ر، مردي، خودمنتصب، به نام مسعود رجوي رهبري ميشوند.



    عليرغم عنوان تروريستي اين گروه توسط ايالات متحده، بريتانيا و اروپا، مجاهدين همچنان به ?عاليت تحت نام "شوراي ملي مقاومت" ادامه ميدهد. اين نام بدان اجازه ميدهد به جلب آرا بپردازد و از حمايت سياسي پارلمانهاي كشورهاي خارجي بهره­مند شود. اين امر باعث شده اين سئوال بوجود آيد كه چرا بين حمايت سياستمداران و خط رسمي دولت چنين ?ضايي وجود دارد؟!



    متاس?انه پيدا كردن يك جواب ساده براي اين سئوال دشوار است. درحاليكه دولتهابه بدبيني سياسي متهم شده­اند و گ?ته ميشود نمايندگان پارلمان از روي ناآگاهي عمل ميكنند، هيچ پاسخي را نبايد با چنين دعاوي ناشيانه­اي از قلم انداخت. در واقع، عليرغم اين ديدگاه­هاي خاص، مجاهدين همچون يك "معما" در سياست غرب باقي مانده است. نه حمايت از آنها به عنوان تنها جايگزين دموكراتيك بجاي روحانیت، و نه حمله به آنها به عنوان تروريستها، هيچ يك بطور موثر پاسخگوي اين مسئله كه "آنها واقعا چه كساني هستند و بيانگر چه چيزي ميباشند" نيست.



    مشكل ديگري كه به مشكل "تعري? مجاهدين" اضا?ه ميشود اين است كه جامعه ايرانيان تبعيدي ديد كاملا مت?اوتي نسبت به ديد غرب دارد. درحاليكه هرگونه حمايت سياسي كسب شده توسط مجاهدين از غرب صر?ا به عنوان كار تبليغاتي در نظر گر?ته ميشود، حمایت سياسي ازآن با اعتراض شديد، حتي دربين ايرانيهاي كه به شدت مخال? رژيم هستند، روبرو شده است.



    درغرب، مجاهدين برنده­ي موازنه­ي قواي ايران به شمارمی روند.(غرب)درسطح سياسي­شان، آنها را به عنوان ليبرال، غربگرا و كاپيتاليست، با تاكيد زياد برحقوق زنان، نشان ميدهد. بعضي از حاميان غربي­شان آنان را مخال?ان دموكراتيك ايران مينامند.



    اين موضوع دقيقا به رويكرد سياسي شان بازمیگردد در حالی که مرام حقيقي رجوي، همه چيز يا هيچ چيز، را توصي? ميكند.







    هنگام صحبت كردن از رژيم، مجاهدين دو دستگي را مورد غ?لت قرار ميدهند، چون دوست دارند با جمهوري اسلامي به عنوان يك ماهيت واحد و تقسيم ناپذير برخورد كنند. رجوي ?قط وقتي ميتواند مالك "همه چيز" باشد كه همه چيزي كه اكنون در رژيم است با يك انقلاب مردمي پاك شود و سيستم خودش به طور كلي جايگزين آن شود.



    به مدت دو دهه، مجاهدين در جنگ مسلحانه و مبارزه تبليغاتي خودشان عليه رژيم ايران از حمايت وسيع دولتهاي غربي برخوردار بود. سازمان مجاهدين در پوشش شوراي ملي مقاومت، به عنوان تنها گزينه دموكراتيك بجاي رژيم، به جلب حمايت كنگره، مجلس نمايندگان امريكا، پارلمان اروپا و نمايندگان اروپا مشغول بوده است. اما اكنون دولت تمام اين كشورها، به آنان عنوان تروريستي را اطلاق كرده­اند. اينكه آيا اين برچسب زدن صر?ا يك مانور سياسي بدبينانه براي نزديك شدن به جمهوري اسلامي است يا خير؟ يك گمانه زني بیش نیست.



    در طول دو دهه از آن هنگام تا كنون، مجاهدين تاثيرشان بيشتر شده اما حاميان خود را از دست داده­اند. ايراني­ها در ايران وخارج از كشور از مجاهدين دوري مي­كنند و حتي از آنها مي­ترسند. دربهترين حالت آنها توسط جوانان به عنوان يك نابهنجاري تاريخي در نظرگر?ته ميشوند، مثل موسس جوان مجاهدين، محمدمصدق كه ستاره­اش در اوايل دهه 50 طلوع و غروب كرد و مبارزه مسلحانه­ي آنها براي آزادي به يك مسئله بي­ربطي تبديل شده بود. در بدترين حالت، ايرانيها مجاهدين را ديكتاتورهايي مي­بينند كه در حال شكل­گيري هستند.



    "الان كه اينطوري ر?تار مي­كنند، پس اگر به قدرت برسند چكار مي­كنند؟" اين جمله­ي تاس? آوري است كه درهر بار ?عاليت مجاهدين تكرار مي­شود.



    برعكس، مجاهدين انگشت را به طور مشخص به سوي رژيم ايران ميگيرند و آن را به زن گريزي، آپارتايد جنسي و بنيادگرايي متهم مي­كنند. يعني، نقض صريح حقوق بشر، ترور دشمنان سياسي، و تكذيب آزادي سياسي و اجتماعي مردم.



    مجاهدين ميگويد، اين رژيم تحري? كامل اسلام مترقي است كه مجاهدين دنبال مي­كنند.



    اما تجزيه و تحليل سازمان مجاهدين و اسلامي كه از آن پيروي مي­كنند باعث می شود كه از يك ويژگي خطرناك آن غ?لت شود. خطری که در بعضي از كشورها و سازمان ها مشخص است: تروريسمي كه برعليه جوامع و منا?ع غرب عمل مي کند.



    با وجود اين، خطر مجاهدين مشخص و واضح نيست.چون ديپلمات­هاي تحصيل كرده و معتدل آنان، با مرام دموكراتيك كه ?قط براي جذب حمايت به كار گر?ته می شوند، با ?عالان حقوق بشر، دانشگاهيان و پارلمانترهاي غربي ملاقات مي­كنند و طبيعت خبيث ?عاليت­هاي مجاهدين طوري است كه براي ا?رادي كه قصد دارند انگيزه ­ديني و سياسي آنها را دريابند قابل درك نيست.



    يكي از انتقادات اصلي اعضاي سابق از مجاهدين درباره­ي ساختار دروني سازمان است. گ?ته ميشود "انضباط آهنين" بر اعضا حاكم است، تا حدي كه براي همساز كردن اعضا حقوق بشر شديدا زير پا گذاشته ميشود. با وجود اين، حتي تعري? "انضباط آهنين" نميتواند به خوبي ر?تار مجاهدين با اعضايش را توصي? كند. آخر، ارتشها به يك انضباط آهنين نياز دارند تا بتوانند در جنگ­ها به مبارزه بپردازند.



    اگرچه اكثر اعضاي سابق مي­دانند كه در گروهي بوده­اند كه خيلي­ها، از جمله وزارت خارجه امريكا، آن را "?رقه­ي شخصيت" خطابش مي­كردند، اما باز هم ?اقد لوازم توصي? معني آن هستند.



    در واقع، به گ?ته­ي يان هاوارث از مركز اطلاعات ?رقه­ها، تمام ?رقه­ها از ويژگي­هاي مشابهي برخوردار هستند. توصي? هر ?رقه اين است كه به اعضايش تلقين مي­كند؛ يك جامعه­ي توتاليتر بسته ايجاد مي­كند؛ رهبر خود-منصوب و كاريزماتيك دارد؛ معتقد است كه هد? وسيله را توجيه مي­كند؛ و ثروتش به اعضا كمكي نمي­كند. وي همچنين مي­گويد: كساني كه جذب مي­شوند ا?راد خاصي هستند؛ باهوش، ايده­آليست، تحصيل كرده با وضع اقتصادي مناسب و از نظر ?كري مشتاق و كنجكاو.



    ?رقه مجاهدين تمام اين ويژگي­ها را دارد، و اين است?اده از تكنيك­هاي روانشاسانه­ي كنترل ذهن است كه اعضاي سابق "انضباط آهنين" مي­نامند­اش. دنياي دروني مجاهدين، اگر هم تابحال درباره­اش كاوشهايي صورت گر?ته است،اما هنوز براي ناظران غربي يك راز محسوب مي­شود و اين سياست عمدي مجاهدين است كه چنين حالتي وجود داشته باشد. بخاطر همين، اهميت كمي براي اين ويژگي سازمان قائل شده­اند. با وجود اين ?رهنگ ?رقه يكي از خطرناك­ترين شكل­هاي جامعه است. اول، چون اعضا را از ابتدايي­ترين حقوق انساني محروم مي­كند. مجاهدين ازدواج­ها و بعدا طلاق­هاي اجباري را هدايت كرده، بچه­ها را از والدين­شان جدا كرده و آنها را به هواداران سازمان در كشورهاي مختل? سپرده است. اما موارد ناراحت­ كننده­تري نيز از محروميت هادر دنياي دروني آنها پديدار شده است.



    در ژانويه سال 2001، يك گروه 50 ن?ره از ايراني­ها را از زندان بدآوازه­ي ابو غريب در بغداد به مرز با ايران بردند تا بطور مخ?يانه با زندانيان جنگي عراق مبادله كنند. ايراني­ها زندانيان جنگي نبودند، آنها بخاطر انتقاد از سياستهاي سازمان، توسط مجاهدين بدون علل قانوني به زندان ابوغريب و سرويس مخ?ي عراق تحويل شده بودند. مجاهدين از معامله با ايران بخوبي مطلع بودند. تا آنجا كه به آنها مربوط ميشد اين ا?راد به سوي مرگ ?رستاده مي­شدند. اين مورد يكي از آخرين موارد شكايت اعضاي سابق سازمان از مجاهدين بود، كه از وضع بد حقوق بر در سازمان گله ميكردند.



    سازمان ع?و بين الملل در گزارش سال 2002 خود، درحاليكه نتوانست به صدها مورد شكايت درباره نقض حقوق بشر در كمپهاي سازمان رسيدگي كند، به يك جمله بسنده كرده است:



    "گزارشهاي تاييد نشده­اي وجود دارند مبني بر اينكه سازمان مجاهدين خلق ايران، يك گروه سياسي مسلح، با اعضاي خودش در پايگاه­هايش در عراق بدر?تاري مي­كند. سازمان مجاهدين اين گزارشها را تكذيب مي­كند اما نتوانسته اطلاعات متقاعد كننده به ع?و بين الملل نيز ارائه دهد."



    دوم، دليلي كه شايد بتوان گ?ت خطرناك بوده و ?رهنگ ?رقه را ثابت مي­كند اين است كه اعضايش را مجبور به اطاعت و ?رمانبرداري مي­كند، همانطور كه در واقعه 11 سپتامبر در نيويورك ديده شد؛ در اين صورت اعضا قادر هستند كارهايي خطرناك و باورنكردني انجام دهند. آيا ممكن است اين دليلي باشد كه دولت بخاطرش سازمان را در ليست سازمان­هاي تروريستي قرار داده؟ يا اينكه تحليل قابل قبول­تري بر اساس موشكهاي آنان در ايران، كه غيرنظاميان زيادي را كشته، دارند؟ يا شايد هم تامين مالي، آموزش و كمك به ارتش آزاديبخش ملي، شاخه نظامي مجاهدين، توسط صدام دليل اصلي باشد. اين كتاب تلاش ميكند اين موارد را بررسي كند و اگرچه هيچ پاسخ قطعي بدست نخواهد آمد، اما اميد بر آن است كه اين بررسي پايه­ي ارزيابي دقيق­تر و واقعي­تر از سازمان مجاهدين در سياست ?علي ايران باشد.



    ايران يكي از معدود كشورهايي است كه انتخابات آزاد برگزار مي­كنند. هر كشور اين انتخابات را در سيستم قانوني محدودي انجام مي­دهد. در ايران، اين كار بر اساس ح?ظ قانون اسلامي صورت مي­گيرد. در اسرائيل، اين كار بر اساس اعتقادات يهودي است، كه دولت را تعري? مي­كند؛ اسرائيل به عنوان سرزمين يهودي پايه گذاري شده و باقي مي­ماند. اما شهروندانش قدرت اين را دارند كه راي­شان را در برگه­هاي محرمانه به صندوق بريزند.



    اما هيچ كدام از اينها براي مجاهدين، كه ادعا مي­كنند به دموكراسي معتقد هستند، صدق نمي­كند. آنها نمي­خواهند شاهد تغيير تدريجي در مبارزات مردمي باشند. آنها مي­خواهند صحنه را كنترل كنند و دولت خودشان را بر كشور تحميل كنند. ارتش آنها در مرزها منتظر است تا همين كار را انجام دهد. مسعود رجوي، رهبر مجاهدين، ميخواهد جمهوري اسلامي را با چه چيزي عوض كند؟ با دموكراسي سكولار؟ چطور ميخواهد آن را به كار ببندد؟ مهمتر اينكه، آيا ميتواند، به عنوان رهبر معنوي مجاهدين، در مقابل وسوسه­ي تبديل شدن به رهبر معنوي جديد ايران مقاومت كند؟ چطور ممكن است رهبر يك ?رقه بتواند رهبر سودمندي براي يك كشور باشد؟ اين ها سئوالاتي هستندكه لازم است در ارزيابي مجاهدين بدانها پاسخ داده شود.



    اين كتاب تاريخ سازمان مجاهدين نيست، گرچه از نظر زماني تغييرات سازمان را نشان ميدهد. كتاب به دوبخش تقسيم ميشود. بخش اول تا انقلاب ايدئولوژيك و بخش دوم وقايع بعد از آن را توضيح ميدهد. اين كار (تقسيم كتاب) بسيار با اهميت مي­باشد. جداي از اينكه مجاهدين چطور خودشان را از طريق ارتش آزاديبخش، شوراي ملي مقاومت يا جبهه همبستگي ملي به دنياي خارج نشان ميدهند تا حكومت ايران را سرنگون كنند، مجاهدين ?قط از ديناميك دروني خویش پيروي مي­كند، كه همانا نياز به ?رمانبردار و و?ادار نگه داشتن همه اعضا مي­باشد.



    مغز مت?كر و صاحب تمام اسامي مختل? سازمان مجاهدين و ?عاليتهايش يك ن?ر است، مسعود رجوي.



    اين رجوي بود كه كه تمام ايدئولوژي سازمان را از طريق انقلاب ايدئولوژيك خود در سال 1985 بازنويسي كرد. از اين طريق وي كنترل سازمان را بدست گر?ت و سازماني سياسي، به رهبري 12 عضو شوراي مركزي، را به يك ?رقه ايدئولوژيك، كه خودش تنها رهبر آن بود، تبديل كرد. درحاليكه اكثر گروههاي مخال? ايران در شرايط سخت تبعيد از بين ر?ته يا محدود شده­اند، گويا اين است?اده از ?رهنگ ?رقه است كه مجاهدين را نگاه داشته! دارايي اصلي مسعود رجوي بي شك ايثار پيروان او است، كه وي قادر است از آن در شرايط سخت است?اده كند.



    اين كتاب نشان ميدهد كه چطور مسعود به عدم پاسخگويي و مسئوليت پذيري عادت كرد، و چطور يك جنبش مردمي و قدرتمند را به يك ?رقه خطرناك تبديل كرد؟ ?رقه­اي كه ماشين وسيع تبليغاتي و چند تروريست دارد تا بتواند خودش را، به عنوان يك تهديد واقعي به جريان دموكراسي در ايران، تحمیل كند.



    و اكنون نيز مي­جنگند تا "همه چيز يا هيچ چيز" را داشته باشند. بايد منتظر ماند و ديد كه صداي مردم از صداي اسلحه قوي تر است.


    Date: 2006-12-27
    (C) 2006